
فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی
جنگ پهپادها، آسیبپذیریهای عمیقی را در دکترین نظامی ایالات متحده آشکار ساخته و نگرانیهایی دربارهٔ توان بقا و تلفات سنگین در درگیریهای آینده ایجاد کرده است.
نکات کلیدی
· تحلیلهای تخصصی هشدار میدهند که جنگ نوین پهپادی، مزایای سنتی میدان نبرد برای آمریکا را از بین برده و سربازان را در همهٔ محیطها در معرض تهدیدی مداوم و گریزناپذیر قرار میدهد.
· نولان پترسون، خلبان پیشین نیروی هوایی آمریکا، شرایطی را توصیف میکند که در آن سربازان «هیچوقت از خطر دور نیستند» و بر فشار روانی شدید ناشی از آن تأکید دارد.
· پترسون هشدار میدهد که جنگهای آینده ممکن است تلفاتی سنگین و احتمالاً غیرقابلتحمل به نیروهای آمریکایی در برابر دشمنانی پیشرفته مانند چین تحمیل کند.
«هیچ جای امنی وجود ندارد»
بر اساس تحلیلی از نولان پترسون، خلبان پیشین نیروی هوایی ایالات متحده در یگانهای ویژه و عضو ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک که روز جمعه در واشنگتن پست منتشر شد، جنگ پهپادی در حال تغییر شکل منازعات مدرن و آشکارسازی محدودیتهای ساختاری قدرت نظامی آمریکا است.
پترسون با تکیه بر تجربیات خود—چه بهعنوان خلبان جنگنده در عراق و افغانستان و چه بعدها بهعنوان روزنامهنگاری که از اوکراین گزارش میداد—بر دگرگونی بنیادین در ذات جنگ تأکید میکند؛ دگرگونیای که مفهوم امنیت را حتی در دورترین فاصله از خط مقدم از میان برده است.
او با مرور روزهای خدمت خود، سیستمی را توصیف میکند که در آن خطر شدید اما قابلکنترل بود و سربازان میتوانستند از مناطق جنگی به محیطهایی نسبتاً امن عقبنشینی کنند.
به یاد میآورد که پس از مأموریتها میتوانست «به باشگاه برود، ساندویچ یا برگر کینگ بخورد، و برای دیدن فیلم و وقتگذرانی با دوستان به کلبهٔ تختهسهلای اسکادرانش سر بزند.»
به گفتهٔ او، این فضا دیگر وجود ندارد: «من بهعنوان روزنامهنگار در اوکراین، جنگی کاملاً متفاوت را تجربه کردم. جنگی بدون هیچ مکان امن. جنگی که در آن ممکن است هر لحظه کشته شوید.»
او میافزاید که تأثیر روانی چنین شرایطی عمیق و پایدار است و خاطرنشان میکند که «پیامدهای روانی این نزدیکی مداوم به مرگ برای ماهها یا حتی سالها میتواند فلجکننده باشد.»
«تحت تعقیبی»
در مرکز این تحول، گسترش سریع فناوری پهپاد قرار دارد که محاسبات بقا در میدان نبرد را از اساس تغییر داده است.
پترسون توضیح میدهد که تهدیدهای سنتی مانند توپخانه، هرچند مرگبار بودند، اما از الگوهایی پیروی میکردند که سربازان میتوانستند پیشبینی کنند. او مینویسد: «خطرات جنگ توپخانهای تا حد زیادی ریاضی است» و اشاره میکند که بقا اغلب به موقعیت، زمانبندی و انضباط بستگی دارد.
اما پهپادها پویایی کاملاً متفاوتی به همراه آوردهاند.
او مینویسد: «اما پهپادها معادلات را تغییر دادهاند. وقتی دشمن از پهپاد استفاده میکند، احساس میکنید تحت تعقیب هستید.»
برخلاف سلاحهای هدایتنشونده، پهپادها توسط اپراتورهای انسانی کنترل میشوند که میتوانند در زمان واقعی ردیابی، تعقیب و واکنش نشان دهند.
پترسون اضافه میکند: «انگار یک تکتیرانداز همیشه دنبال شماست. اما برخلاف تکتیراندازها، پهپادها شما را از میان درهای باز و گوشهها تعقیب میکنند.»
نتیجه، وضعیت مداوم در معرض دید بودن است؛ جایی که پنهان شدن موقتی است و خودِ حرکت کردن خطرناک میشود.
یک سرباز اوکراینی این تجربه را با عبارتی تلخ توصیف میکند: «در جنگ اول، از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵، لااقل احساس میکردی شانسی برای زنده ماندن داری. این بار شانس بازگشت پنجاه-پنجاه است. پهپادها همیشه میتوانند تو را ببینند. تو هیچوقت از خطر دور نیستی.»
محدودیتهای ساختاری جنگ برای آمریکا
پترسون در این تحلیل فراتر از تغییر فناورانه، نگرانیهای عمیقتری را دربارهٔ بنیانهای ساختاری قدرت نظامی ایالات متحده مطرح میکند.
او استدلال میکند که جنگهای اخیر آمریکا—بهویژه در عراق و افغانستان—تحت شرایط برتری استراتژیک چشمگیر از جمله برتری هوایی، لجستیک ایمن و پایگاههای مستحکمی که حفاظت و بازسازی بین مأموریتها را فراهم میکردند، انجام شدهاند.
به گفتهٔ او، این شرایط مدلی عملیاتی ایجاد کرده که ممکن است در درگیریهای آینده در برابر دشمنان پیشرفته دیگر قابلاجرا نباشد.
پترسون مینویسد: «در برابر دشمنی مدرن مانند چین، نیروهای آمریکایی حتی در دورترین فاصله از خط مقدم در معرض خطر دائمی خواهند بود.»
این نشاندهندهٔ انحراف اساسی از فرضیاتی است که دههها زیربنای برنامهریزی نظامی آمریکا بودهاند.
بدون ضمانت
پترسون همچنین این فرض را که برتری فناورانهٔ آمریکا—بهویژه در قدرت هوایی—میتواند تسلط در میدان نبرد را تضمین کند، به چالش میکشد.
او ضمن تأیید قابلیت تخریب هواپیماهای پیشرفته، بر محدودیتهای آنها در چشمانداز در حال تحول جنگ پهپادی تأکید میکند.
او مینویسد: «جنگندههای اف-۳۵ و بی-۲ آمریکایی همچنان میتوانند نیروی هوایی دشمن را در هم بشکنند، اما این به معنای تسلط بر فضای هوایی پایینی نیست که پهپادهای کوچک و تاکتیکی در آن پرواز میکنند.»
این تمایز، آسیبپذیری حیاتی را برجسته میسازد: تسلط بر آسمان در ارتفاع بالا به معنای کنترل میدان نبرد در زیر آن، جایی که پهپادهای کوچک و ارزانقیمت فعالیت میکنند، نیست.
در نتیجه، حتی نیروهای برتر از نظر فناوری نیز ممکن است در تأمین کامل امنیت مواضع خود ناتوان باشند.
دفاعی ناپایدار
این تحلیل همچنین به عدمتعادل رو به رشد بین هزینههای دفاع و حمله اشاره دارد.
پترسون خاطرنشان میکند که تحولات اخیر، از جمله مواردی که در ایران مشاهده شده، دشواری مقابله با حجم بالای پهپادهای کمهزینه با استفاده از سامانههای دفاع هوایی پیشرفته و گرانقیمت را نشان میدهد.
او مینویسد: «دو هفتهٔ گذشته در ایران، ناپایداریِ رویکردِ مصرف ذخایر دفاع هوایی پیشرفته—که برای سرنگونی موشکها و هواپیماهای جنگی سرنشیندار طراحی شدهاند—برای مقابله با پهپادهای نسبتاً ارزان شاهد را برجسته کرده است.»
این پویایی، نگرانیهای جدی دربارهٔ پایداری درازمدت در یک درگیری طولانی ایجاد میکند.
او مینویسد: «اگر این اشتباه را در جنگ با چین تکرار کنیم، تلفات فاجعهبار خواهد بود.»
(PC, The Washington Post)

