
چرا کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس به شعار گفتوگوی ترامپ پشت کردند
رسانه چینی
ترجمه مجله جنوب جهانی
در روزهای اخیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، با تکرار ادعای «در جریان بودن مذاکره با ایران»، کوشیده است فضایی از کاهش تنش را القا کند. اما تجربهی تلخ گذشته، هم برای ایران و هم برای متحدان عرب آمریکا در جنوب خلیج فارس، چنان لایهای از بیاعتمادی نسبت به نیات واشنگتن ایجاد کرده که این ادعاها با واکنشی سرد و محتاطانه روبهرو شده است.
بیست و چهارم مارس، دفتر نخستوزیری قطر در اقدامی بیسابقه اعلام کرد که این کشور در هیچگونه میانجیگری جدیدی مشارکت ندارد. این موضعگیری، تضادی آشکار با نقش پررنگ دوحه در سالهای اخیر بهعنوان «بازیگر اصلی میانجیگری» در مناقشات منطقهای—از جنگ غزه تا مذاکرات آمریکا و طالبان—به شمار میرود.
روزنامهٔ گاردین روز پنجم فروردین در تحلیلی نوشت: در جریان نزدیک به چهار هفته از آخرین دور تنشها، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که خود در خط مقدم پیامدهای نظامی این درگیری قرار داشتهاند، شاهد آن بودهاند که تلاشهای دیپلماتیکشان از سوی آمریکا نادیده گرفته میشود. این واقعیت، معادلات رفتاری آنان را دگرگون کرده است. کارشناسان معتقدند که کشورهای عربی حوزهٔ خلیج فارس، اکنون دیگر قادر به تشخیص انگیزههای واقعی ترامپ نیستند و از این رو، تمایلی به ورود به فرایند مذاکراتی که مرز میان صلح و فریب را محو کرده، ندارند.
از زمان آغاز بحران اخیر، کشورهای این منطقه هزینههای گزافی را برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی متحمل شدهاند و اقتصاد آنها آسیب جدی دیده است. نگرانی اصلی این کشورها آن است که شعار «مذاکره» از سوی ترامپ، صرفاً پوششی برای تشدید تنشها و آمادهسازی بستر عملیات نظامی بعدی باشد—سناریویی که پیشتر نیز تکرار شده است.
در گذشته و با میانجیگری کشورهایی نظیر عمان، چندین دور مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن برگزار شد که هر بار با حملات نظامی یا اقدامات خصمانه از سوی آمریکا یا اسرائیل، بینتیجه ماند. آخرین نمونه، خرداد سال گذشته بود که حمله به تأسیسات هستهای ایران، گفتوگوها را متوقف کرد. اگرچه بهمنماه امسال این مذاکرات از سر گرفته شد، اما حملات تازهٔ واشنگتن و تلآویو بار دیگر مسیر دیپلماسی را مسدود کرد.
بیلال صعب، مدیر ارشد مؤسسهٔ مشاورهای ترند یواس، در این باره میگوید: «تجربهٔ پیشین به کشورهای عربی خلیج فارس فهماند که تلاشهای بهظاهر میانجیگرانهشان در نهایت به بنبست انجامیده است. افزون بر این، این کشورها خود درگیر جنگ شدهاند و همچنان از حملات ایران آسیب میبینند. انباشت ناکامیها و بیاعتمادی، نهتنها انگیزهٔ میانجیگری را کاهش داده، بلکه ظرفیت آنان را نیز محدود کرده است.»
تحلیلگران همچنین به فقدان شفافیت در ادعای مذاکره از سوی ترامپ اشاره میکنند. هنوز روشن نیست که دولت آمریکا دقیقاً با کدام مقامات ایرانی در تماس است. حتی با وجود انتخاب مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید ایران، اما پس از ترور شماری از فرماندهان و مقامات ارشد، ارزیابی ساختار قدرت در تهران دشوار شده است.
نگرانی دیگر کشورهای عربی، آن است که مبادا با پذیرش نقش «ضامن» یا «پشتیبان» در مذاکراتی که هدف واقعی آنها آرامش نیست، به ابزاری در دست واشنگتن و اسرائیل برای اعمال فشار بیشتر یا حتی اجرای عملیاتهای برونمرزی تبدیل شوند. بیلال صعب هشدار میدهد: «این ادعای مذاکره میتواند تنها پوششی برای اقدام نظامی بعدی باشد. شاید آمریکا همزمان با تهدید به حملهٔ زمینی، از ظرفیت گفتوگو نیز بهره میبرد.»
یک منبع آگاه در تهران نیز به گاردین گفته است که «نگاه مقامات ایرانی به برگزاری هرگونه مذاکرهٔ صلح، بسیار بدبینانه است. تجربهٔ پیشین نشان داده که آمریکا از بستر مذاکره برای ضربه زدن و ترور رهبران ما استفاده کرده است. سطح سوءظن بسیار بالاست.»
بدر سیف، استاد دانشگاه کویت و پژوهشگر مؤسسهٔ سلطنتی امور بینالملل چتم هاوس، تأکید میکند که هر بار دولت ترامپ از «مذاکره» سخن گفته، سرانجام به جنگ انجامیده است. از دیدگاه او، درک ترامپ از واژهٔ «مذاکره» شخصی، مبهم و غیرمعمول است. وی معتقد است کشورهای حوزهٔ خلیج فارس تنها زمانی وارد عمل خواهند شد که اطمینان یابند اهرمهای تأثیرگذار واقعی در اختیار دارند: «این کشورها نمیخواهند در نمایشهای سیاسی ترامپ نقش ایفا کنند، اما در عین حال به مذاکرات جدی که سرنوشت منطقه را تعیین میکند، اهمیت میدهند.»
از نگاه بدر سیف، راهکار منطقی آن است که کشورهای عربی خلیج فارس، بهجای تکیه بر آمریکا، خود مستقیماً با ایران وارد گفتوگو شوند. او میگوید: «این جنگ ما نیست. اگر بتوانیم خود را از دامنهٔ گستردهتر آن مصون کنیم، باید چنین کنیم.» او پاکستان را به دلیل پیوندهای عمیق با کشورهای شورای همکاری و نیز وجود توافقنامههای دفاعی با ریاض، کاندیدای مناسبی برای میزبانی این مذاکرات میداند.
الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ خاورمیانه در واشنگتن، معتقد است جز در مواردی که به تنگهٔ هرمز یا برنامهٔ هستهای ایران مربوط باشد، دلیلی وجود ندارد که ترامپ منافع کشورهای حاشیهٔ خلیج را در مذاکرات لحاظ کند. از نظر او، ایران نیز به هیچوجه از توان موشکی خود چشمپوشی نخواهد کرد. واتانکا تأکید میکند: «به احتمال زیاد، ترامپ بار دیگر منافع کشورهای عربی خلیج فارس را فدای محاسبات خود خواهد کرد. برای او، این کشورها بیش از آنکه موضوعی راهبردی باشند، فرصتی برای کسب منافع شخصی به شمار میآیند.»
با این حال، او بر این باور است که سرانجام کشورهای جنوب خلیج فارس ناگزیر از تعامل با ایران هستند: «صرف نظر از تحولات آینده، این کشورها در خط مقدم قرار دارند. ایران در آن سوی آبراه قرار گرفته و این منطقه جایگاه مستحکمی برای اتکای صرف به قدرتهای بیرونی نیست. پس از پایان جنگ، آنان باید انتخاب کنند: آیا میتوان مسیری متفاوت گشود؟»
در مقابل، گزارشهایی نیز از نگرانی برخی کشورهای عربی از پایان سریع جنگ حکایت دارد. نشریهٔ والاستریت ژورنال به نقل از منابعی نوشته که این کشورها بیم آن دارند که خاتمهٔ جنگ، ایران را در موقعیتی خصمانه اما قدرتمند باقی بگذارد. از این رو، برخلاف ماههای ابتدایی که خواستار توقف جنگ بودند، اکنون برخی از آنها تمایل به تداوم درگیری دارند. نیویورک تایمز نیز گزارش داد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، این جنگ را فرصتی برای تضعیف آنچه «تهدید ایران» میخواند ارزیابی میکند و اخیراً ترامپ را به ادامهٔ جنگ تشویق کرده است.
ریاض و ابوظبی نگران آناند که پس از پایان جنگ، ایران تأثیری پایدار بر امنیت انرژی و ثبات داخلی آنان بر جای گذارد. اما در عرصهٔ عمومی، مقامات سعودی هرگونه نقش در تداوم جنگ را تکذیب کردهاند. در بیانیهٔ دولت عربستان آمده است: «موضع عربستان همواره حمایت از راهحل مسالمتآمیز این مناقشه بوده، حتی پیش از آغاز آن. مقامات سعودی در تماس نزدیک با دولت ترامپ هستند و موضع ما تغییری نکرده است.»
در همین حال، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، روز چهارم فروردین در نشست خبری خود ضمن تأکید بر ادامهٔ مذاکره با ایران، هشدار داد که تهران «نباید بار دیگر موقعیت را اشتباه محاسبه کند». وی در پاسخ به پرسشی دربارهٔ گزارشها مبنی بر ارسال یک طرح پانزدهمادهای به ایران، گفت که بخشهایی از این گزارشها دقیق نیست و از توضیح جزئیات خودداری کرد.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داد که تهران با وجود ارزیابی اولیهٔ منفی از طرح پیشنهادی آمریکا، همچنان در حال بررسی آن است. این رسانه این موضع را نشانهٔ آن دانست که ایران به طور قطعی طرح را رد نکرده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران، روز چهارم فروردین در گفتوگو با شبکهٔ ملی تأیید کرد که آمریکا در روزهای اخیر از طریق چند کشور دوست، پیشنهادهایی برای پایان جنگ ارسال کرده و این پیشنهادها در بالاترین سطوح در دست بررسی است، اما تأکید کرد که «تبادل پیام» از طریق واسطهها به معنای مذاکره با آمریکا نیست.

