شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لُپ لُپ خورد گه دانه دانه

امارات متحده عربی رهبری تشکیل «نیروی امنیتی تنگه هرمز» را بر عهده گرفت؛ ناوگان دریایی برای بازگشایی آبراه

گزارش: فایننشال تایمز
ترجمه مجله جنوب جهانی

بر اساس گزارش فایننشال تایمز به نقل از منابع آگاه، امارات متحده عربی در پیامی به متحدان خود اعلام کرده است که در نیروی ویژه دریایی چندملیتیِ هدفمند برای بازگشایی تنگه هرمز مشارکت خواهد کرد. از سوی دیگر، این کشور به‌طور فعالانه‌ای در حال لابی‌گری برای شکل‌گیری ائتلافی است که بتواند عبور و مرور کشتی‌ها در این شریان حیاتی خلیج فارس را تضمین کند.

سه منبع مطلع افشا کرده‌اند که امارات این تصمیم را به ایالات متحده و سایر کشورهای غربی ابلاغ کرده است. دو تن از این منابع تصریح کرده‌اند که امارات قصد دارد نیروی دریایی خود را در این عملیات به کار گیرد.

یکی از این منابع چنین توضیح می‌دهد: «هدف محوری، شکل‌دهی به یک قدرت بین‌المللیِ تا حد امکان گسترده است. این اقدام به معنای جنگ‌افروزی با ایران نیست؛ بلکه ایران است که به اقتصاد جهانی اعلان جنگ داده، و کشورها باید در برابر این چالش به پا خیزند.»

از سوی دیگر، این منبع خاطرنشان می‌کند که امارات در هم‌پیمانی با بحرین، در پی تصویب قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل است تا زمینهٔ مشروعیت‌بخشی قانونی به نیروی ویژهٔ احتمالی فراهم آید؛ اما روسیه و چین احتمالاً با این اقدام مخالفت خواهند کرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که امارات، با در اختیار داشتن نیروی دریایی‌ای نسبتاً کوچک اما مدرن، در تلاش است ده‌ها کشور را به تشکیل «نیروی امنیتی تنگه هرمز» ترغیب کند. هدف از این ائتلاف، حفاظت از تنگه هرمز در برابر اقدامات تلافی‌جویانهٔ ایران، اسکورت کشتی‌ها، بازگشایی این آبراه و پیشگیری از افزایش بی‌رویهٔ قیمت نفت و فلج شدن زنجیرهٔ تأمین کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس است.

در این میان، سلطان الجابر، وزیر صنعت و فناوری پیشرفتهٔ امارات و مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی، که این هفته در واشنگتن با معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، دیدار و گفت‌وگو کرد، چنین اظهار داشت: «ایران تنگه هرمز را به گروگان گرفته است، و هر کشوری در حال پرداخت باج است—در پمپ بنزین، در فروشگاه مواد غذایی، در داروخانه.»

دو منبع آگاه گزارش می‌دهند که در حال حاضر تنها بحرین به‌عنوان یک کشور خلیج فارس  به‌صراحت از این طرح حمایت کرده است، و امارات همچنان در تلاش برای جلب حمایت عربستان سعودی و سایر شرکای بین‌المللی است. یکی از این منابع می‌افزاید که نیروهای مسلح امارات آمادگی دارند در هر نیروی چندملیتی‌ای مشارکت کرده و به‌طور کامل در عملیات‌ها حضور یابند.

نکتهٔ حائز اهمیت آنکه تنگه هرمز مسئولیت حمل و نقل یک‌پنجم منابع نفتی و گازی جهان را بر عهده دارد. پس از تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ قانونی تلافی‌جویانهٔ ایران، حمل و نقل دریایی در این آبراه تقریباً متوقف شده است. برخی از کشورهای خلیج فارس، همسو با دولت ترامپ، بر این باورند که بدون اسکورت دریایی، بازگشایی تنگه راهکار ساده‌ای در پیش نخواهد داشت.

در میان شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، موضع‌گیری امارات بی‌پرده‌تر از سایرین بوده است. هفتهٔ گذشته تنها امارات و بحرین در بیانیه‌ای مشترک با کشورهای غربی، حملات ایران به کشتی‌های تجاری و انسداد عملی تنگه را به‌صراحت محکوم کردند.

با این همه، سایر کشورهای خلیج فارس هرچند از اقدامات ایران علیه همسایگان خود ناخرسندند، اما هنوز پاسخی هماهنگ ارائه نداده‌اند. در این میان، عمان که از انسداد آبراه آسیب کمتری دیده و تنها کشور است که علناً با تصمیم آمریکا و اسرائیل برای آغاز جنگ مخالفت کرده، اعلام کرده است که «تمام تلاش خود را برای ایمن‌سازی عبور و مرور در تنگه به کار گرفته است.»

عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج فارس در دو راهی‌ای دشوار گرفتار آمده‌اند: از یک سو خواستار ادامهٔ فشار آمریکا برای تضعیف ایران هستند، از سوی دیگر مذاکره برای پایان دادن به درگیری‌ها را پی می‌گیرند؛ در عین حال نگرانند که اگر آمریکا ناگهان نیروهای خود را خارج کند، رژیمی تضعیف‌شده اما رادیکال‌تر از ایران باقی خواهد ماند.

برای کاهش مخاطرات حمل و نقل انرژی ناشی از انسداد آبراه، دو مقام منطقه‌ای خلیج فارس فاش کرده‌اند که کشورهای مربوطه توسعهٔ زیرساخت‌های خطوط لوله و راه‌آهن را تسریع خواهند کرد، با هدف انتقال منابع نفتی و گازی از طریق مسیرهای زمینی به عمان یا سواحل دریای مدیترانه.

وال‌استریت ژورنال اخیراً به نقل از منابعی گزارش داد که پس از نزدیک به یک ماه درگیری نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، ترامپ اخیراً «نوای صلح» سر داده است، و در پی آن رسانه‌های آمریکایی فهرستی موسوم به «۱۵ شرط آتش‌بس آمریکا» را منتشر کردند. با این حال، رهبران عربستان و امارات در حال لابی‌گری با ترامپ هستند تا آمریکا را متقاعد سازند جنگ را ادامه دهد تا ایران به‌حد کافی تضعیف شود و دیگر تهدیدی محسوب نشود.

گزارش حاکی است که عربستان و امارات نگرانند پس از پایان جنگ، ایران تأثیری پایدار بر صادرات انرژی و امنیت آنها بر جای گذارد. اما در ظاهر، کشورهای خلیج فارس  در حالی که حملات ایران را محکوم می‌کنند، هرگونه دخالت در تمدید جنگ را انکار می‌کنند.

گاردین بریتانیا نیز اشاره کرده است که کشورهای خلیج فارس به اظهارات مصالحه‌جویانهٔ ترامپ با تردید نگریسته‌اند و واکنششان به‌طور کلی سرد بوده است.

تحلیلگران بر این باورند که در طول چهار هفتهٔ اخیر درگیری، کشورهایی چون قطر در خط مقدم این بحران قرار داشته‌اند؛ و از آنجا که تلاش‌های پیشین برای میانجی‌گری دیپلماتیک با رد آمریکا مواجه شد، نگرش کشورهای خلیج فارس دگرگون شده است. اکنون این کشورها به ترامپ اعتماد ندارند و نمی‌توانند تشخیص دهند که آیا اظهارات صلح‌جویانهٔ او صادقانه است یا در پی آن تشدید اوضاع نهفته است؛ از این رو حاضر نیستند در این مذاکراتِ مبهم شرکت کنند.

بدر سیف، استاد دانشگاه کویت و پژوهشگر مؤسسهٔ امور بین‌الملل سلطنتی بریتانیا، چنین اظهار داشت: «هر بار که دولت ترامپ از «مذاکره» سخن می‌گوید، معمولاً به جنگ ختم می‌شود؛ ریسکی که کشورهای خلیج فارس نمی‌توانند از نظر دور دارند.»

سیف در تحلیلی چنین می‌افزاید: «ترامپ درکِ طولانی و مبهم خود از «مذاکره» را دارد. اوضاع همچنان بسیار ناپایدار است، و به نظر من کشورهای خلیج فارس تنها زمانی وارد مذاکره خواهند شد که احساس کنند واقعاً اهرم‌های چشمگیری در اختیار دارند.»

وی تأکید کرد که کشورهای خلیج فارس  مایل نیستند در «نمایش‌های ترامپ‌گونه» گرفتار شوند، اما در عین حال به مذاکرات صلحِ عمل‌گرایانه‌ای اهمیت می‌دهند که می‌تواند آیندهٔ منطقه را رقم بزند.

الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ مطالعات خاورمیانه در آمریکا، اظهار داشت: به جز مسئلهٔ تنگه هرمز و برنامهٔ هسته‌ای ایران، هیچ دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم ترامپ در هیچ مذاکره‌ای منافع کشورهای خلیج فارس را مد نظر قرار دهد؛ و از سوی دیگر، ایران نیز به‌ندرت موافق خواهد کرد توانایی موشکی‌اش را کنار بگذارد.

وی پیش‌بینی کرد که اگرچه بازسازی اعتماد میان کشورهای خلیج فارس  و ایران مستلزم تلاش دیپلماتیکی عظیم است، سرانجام کشورهای خلیج فارس ناگزیر از برقراری رابطه با ایران خواهند بود.

واتانکا چنین نتیجه‌گیری کرد: «مهم نیست اوضاع چگونه پیش رود، آنها در خط مقدم قرار دارند. ایران در آن‌سوی آبراه است، اما آنها دژی نیستند که بتوان در آن پناه گرفت. بنابراین، هنگامی که جنگ پایان یابد، کشورهای خلیج فارس  ناچار خواهند بود گزینشی کنند: آیا راهی متفاوت می‌توان یافت؟»