موضع پادشاهی‌های عرب حوزۀ خلیج فارس اهمیت حیاتی پیدا می‌کند

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاور‌شناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه

ا. م. شیری- دروغگویی و تناقض‌گوی دونالد اپستین ترامپ تازگی ندارد. بلکه خصلت مادرزادی و طبقاتی اوست. او که قرار بود جنگ ناتو با روسیه در قلمرو اوکراین را ظرف یک روز پایان دهد، اکنون ١۵ ماه است که هیچ غلطی نکرده است. در آغاز حملۀ تروریستی به میهن ما در اسفند ماه نیز که فکر می‌کرد سه-چهار روزه کار کشور ما را یکسره خواهد کرد، اکنون به اولتیماتوم مکرر، تقاضای کمک از دلقک‌های دست‌آموز،شبه‌دولت‌های خارج از دایرۀ انسانیت ودروغگویی‌های رایج مبنی بر نتایج خوب مذاکره با مقامات ایران روی آورده، در واقع، در برابر قدرت کوبندۀ مدافع میهن ما، دچار گاوگیجه شده، هذیان می‌گوید تا به شکست فضاحت‌بار پروژۀ امپریالیستی- صهیونیستی مبنی بر تجزیه و تقسیم کشور ما به صراحت اذعان نکند. زهی خیال باطل!

*-*-*

یک منبع ترکیه‌ای اخیراً به المانیتور گفت که آمریکا برگزاری مذاکراتی بین جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران را پیشنهاد کرده است. در صورت تأئید، این اطلاعات می‌تواند نشان‌دهندۀ تغییر رویکرد غرب جمعی سابق در روابط دیپلماتیک با تهران باشد. زیرا، جنگ به یک ماه خود نزدیک می‌شود.

همچنین گمان می‌رود که هم مذاکرات مقدماتی در مورد مذاکرات احتمالی و هم خود مذاکرات از طریق واسطه‌ها، از جمله ترکیه، انجام خواهد شد. به گفتۀ منبع المانیتور، هاکان فیدان، وزیر امور خارجۀ ترکیه و یک افسر اطلاعاتی باتجربه، در ۲۳ مارس، در مورد تلاش‌ها برای پایان دادن به جنگ با همتای سعودی خود، شاهزاده فیصل بن فرحان، بدر عبدالعاطی و محمد اسحاق‌ دار، وزرای امور خارجۀ مصر و پاکستان گفتگو کرد.

این مذاکرات پس از گفتگوهای روز یکشنبۀ فیدان با مقامات آمریکایی و عباس عراقچی، دیپلمات ارشد ایرانی انجام گرفت. نکتۀ قابل توجه و کاملاً طبیعی این است، که ترکیه در این فرآیند با کشورهای بزرگ مسلمان تعامل دارد. زیرا، موازنۀ قدرت در منطقه و موضع آنکارا در هر گونه آرایش پساجنگی، تا حد زیادی به آن‌ها بستگی دارد.

در عین حال، همانگونه که اکسیوس پریروز گزارش داد، میانجیگران در تلاشند تا ظرف چند روز آینده، دوباره با کمک پاکستان، ترکیه و مصر، در اسلام آباد نشستی بین مقامات ارشد آمریکایی و ایرانی ترتیب دهند. شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، روز قبل در رسانه‌های اجتماعی نوشت: «در صورت رضایت آمریکا و ایران، پاکستان آمادۀ میزبانی مذاکرات سازنده برای دستیابی به یک راه حل جامع برای درگیری جاری است».

تهران هنوز به این پیشنهاد یا پیشنهادهای مشابه پاسخ نداده است. خود آقای قالیباف تاکنون گزارش‌های مربوط به هرگونه مذاکره را به عنوان «اخبار جعلی» رد کرده است. این پیشنهاد «صلح» را اولین بار «ایران نوانسز» (Iran Nuances) پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس جمهور، در همان روز، ۲۳ مارس، تعلیق پنج روزۀ حملات به زیرساخت‌های انرژی ایران را اعلام کرد و به مذاکرات «سازنده» نامشخص اشاره کرد، گزارش داد.

البته نباید بیش از حد دربارۀ فرارسیدن سریع آرامش دچار خوش‌بینی شد. روزنامۀ «نیویورک تایمز»  می‌نویسد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، سعی می‌کند دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا را به ادامۀ جنگ با ایران متقاعد کند. این روزنامه همچنین به نقل از یک منبع [نامعلوم] می‌افزاید که در ریاض معتقدند در جریان کارزار کنونی می‌توان مسیر تحولات منطقه را به‌طور بنیادی تغییر داد.

«به گفتۀ افراد مطلع از چنین گفتگوها از سوی مقامات آمریکایی، شاهزاده در حال حاضر برای متقاعد کردن دونالد ترامپ به لزوم ادامۀ جنگ با ایران تلاش می‌کند و استدلال می‌کند که کارزار آمریکا و اسرائیل علیه ایران یک فرصت تاریخی برای تغییر شکل خاورمیانه فراهم می‌کند».

به گفتۀ منابع این نشریه، محمد بن سلمان «استدلال کرد که ایران یک تهدید بلندمدت برای خلیج فارس است که تنها با خلاص شدن از شرّ حکومت آن می‌توان این تهدید را از میان برد». به گفتۀ مفسران ناشناس، دونالد ترامپ در گفتگو با شاهزاده، نگرانی‌های خود را در مورد قیمت نفت و پیامدهای اقتصادی آن ابراز کرد. اما، ولیعهد اصرار داشت که این پیامدها موقتی هستند.

طبیعتاً دلیل کافی وجود ندارد که به رسانه‌های آمریکایی تا حد «با سر به دل ماجرا رفتن» اعتماد کنیم. بالاخره، استدلال‌های ظاهری ولیعهد سعودی، که خود به‌عنوان سیاستمدار باتجربه و دور از احساسات زودگذر شناخته می‌شود، پرسش‌برانگیز است. در اینجا می‌توان به وضعیت‌های اضطراری سال‌های گذشته، از جمله پروندۀ پرسر و صدای «خاشقجی» که در جریان آن ولیعهد عملاً خونسردی و سایر ویژگی‌های ضروری برای یک سیاستمدار باتجربه را نشان داد، اشاره کرد.

امروز، با فرض اینکه رسانه‌های آمریکایی راست می‌گویند، موضع بن سلمان تا حدودی متناقض به نظر می‌رسد. مگر کشور او در بهار سال ۲۰۲۳ با میانجی‌گری چین روابط خود را با ایران عادی‌ نکرد؟ مگر ریاض تمام تلاش خود را به کار نبست تا نوعی معماری و توازن در منطقه برقرار کند که در آن نه ایران و نه مخالفانش بیش از حد تقویت نشوند، و در عین حال نیز به‌طور آشکار تضعیف نگردند؟ در نهایت، آیا ولیعهد عربستان سعودی بهتر از هر کس دیگری درک نمی‌کند که حذف ایران از نقشۀ سیاسی جهان می‌تواند حتی در پادشاهی خودش نیز تعادل شکنندۀ قومی- مذهبی را بر هم بزند تا چه رسد به شبه‌جزیرۀ عربستان و کل منطقه؟

در همین حال، دلیل اینکه رسانه‌های آمریکایی بر درگیر کردن پادشاهی‌های خلیج فارس در عملیات آشکارا دچار رکود شدۀ «خشم حماسی» تأکید می‌کنند، کاملاً قابل درک است.

تصمیم کاخ سفید برای به تعویق انداختن موقت حملات به زیرساخت‌های انرژی ایران، کاملاً در چارچوب منطق و سبک رفتاری واشنگتن در بحران کنونی می‌گنجد. زیرا، فشار با تلاش برای حفظ فضای مانور درهم می‌آمیزد. به نظر می‌رسد که چنین اقداماتی قطعاً به معنای چشم‌پوشی از تشدید تنش نیست، بلکه این نکتۀ کلیدی را آشکار می‌کند: کاخ سفید به دنبال اجتناب از گزینه‌هایی است که با هزینه‌های بالا، از جمله، عملیات زمینی مرتبط هستند.

فرود نیروهای ویژۀ آمریکایی در جزیرۀ خارک، موجب طولانی‌تر شدن جنگ و افزایش هزینه‌های اقتصادی، به‌ویژه برای کشورهای عربی متحد آمریکا در خلیج فارس و همچنین برای بازارهای جهانی انرژی می‌شود. اما، البته، گسترش جغرافیایی درگیری در خاورمیانه و نزدیک تا حد زیادی به ماهیت اقدامات دولت ترامپ بستگی دارد که در صفوف نامنظم آن آشکارا وحدت نظر وجود ندارد. طبق چندین افشاگری، جی. دی. ونس در ابتدا نسبت به تصمیم رئیس خود برای درگیر شدن در یک ماجراجویی بی‌نتیجه تردید داشت.

تا به امروز، موضع پادشاهی‌های عربی حوزۀ خلیج فارس تقریباً یکی از عوامل کلیدی در مهار تشدید بیشتر تنش‌ها و نوعی تضمین برای آینده ارزیابی می‌شود. این بازیگران با توجه به خطرات اقدامات تلافی‌جویانۀ ایران، از جمله، حملات به تأسیسات آب‌شیرین‌کن که می‌تواند بحران آب در منطقه را تشدید کند، ظاهراً به تشدید درگیری علاقه‌مند نیستند. بنابراین، احتمال تأئید اطلاعات مربوط به مذاکرات کاملاً ملموس است

یادآوری:

تأسیسات آب‌شیرین‌کن در عربستان سعودی، حدود ٪۷۰، در عمان ٪۸۶، در امارات متحده عربی ٪۴۲ و در کویت ٪۹۰ از نیازهای آب آشامیدنی را تأمین می‌کنند. اسرائیل نیز از آب تولید شده در پنج تأسیسات بزرگ آب‌شیرین‌کن ساحلی برای مصارف خانگی و صادرات به کشورهای همسایه استفاده می‌کند.

بنیاد فرهنگ راهبردی

٧ فروردین- حمل ١۴٠۵