
چانگ لوئون
عنوان: تعبیر نشانهها؛ از بازسازی ساختار قدرت تا معادلات تازه در شبهجزیره
نویسنده: چانگ لوئون
منبع: ناظر چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
پایانِ همایشِ نهمین دورهٔ حزب کارگران کره و آغازِ پانزدهمین دورهٔ مجلس عالی خلق، نقطهٔ عطفی در ساختار سیاسی پیونگیانگ محسوب میشود. در این دو رویدادِ بههمپیوسته، افزون بر تجدید میثاق با رهبری کیم جونگاون، مجموعهای از تغییرات بنیادین در عرصهٔ داخلی به اجرا گذاشته شده که نشان از بازتعریف نقشها در سطوح مختلف دارد.
در نگاه نخست، شبهجزیرهٔ کره در آرامشی کمسابقه به سر میبرد: خبری از درگیری نظامی نیست، تنش اقتصادی دیده نمیشود و مناسبات مردمی نیز به صفر رسیده است. اما در دل این سکونِ ظاهری، نیروهای ژرفی در حرکتاند که از نظم نوین جهانیِ در حالِ زایش خبر میدهند.
نهمین کنگرهٔ حزب کارگران، فصلی از تحولات پیشین را بست و مأموریت «تداوم» را با موفقیت به انجام رساند. در بُعد نظامی، تمرکز بر ارتقای شایستهسالاریِ مبتنی بر کارنامهٔ رزمی و محدودسازی مناصب عالیِ نظامی رقم خورد؛ چنانکه در رژهٔ پایانی این کنگره، تنها پنج تن از فرماندهان ارشد حضور داشتند. در عرصهٔ سیاسی اما، تغییرات معنادارتر از آب درآمد: چوی ریونگ هه، رئیسالسال ۷۶ سالهٔ هیئت رئیسهٔ مجلس عالی خلق و از چهرههای شاخص نسلِ دوم انقلابیون (فرزند چوی هیون، فرماندهٔ نامدار جنگ)، از فهرست منتخبان جدید کنار رفت. با توجه به جایگاه دوگانهی او در رأس قوهٔ مقننه و عضویت در هیئت رئیسهٔ حزب، این کنارهگیری را باید نماد پایانِ کار نسلِ دوم نخبگان سیاسی کره شمالی تلقی کرد. همزمان، ریاست مجلس عالی خلق به چو یونگوون سپرده شد تا فاصله با گذشته بیش از پیش نمایان شود.
از سوی دیگر، غیبت نامهایی چون لی سونگون و کیم یونگچول — که پیشتر پروندهٔ روابط با سئول را در دست داشتند — در فهرست نهایی اعضای اصلی و علیالبدل کمیتهٔ مرکزی، پیام روشنی دارد: کاهش وزن سیاسیِ دیپلماتها و مدیرانِ پروندهٔ «همکاری میانکرهای» به سودِ مدیرانِ علمی و فناور، و حذفِ عملاً کاملِ ساختارهای موازی با محوریتِ «همکاری با جنوب». این تغییرات بر مدار «نظریهٔ دو کشور» شتاب گرفته و نشان میدهد که پیونگیانگ در سیاستهای خود در قبال کره جنوبی، نهتنها انعطافی ندارد، بلکه در مسیر تقابلِ سرد و نظامیافته قدم برمیدارد.
اما شاید مهمترین نشانهی تحول در ساختار قدرت، ارتقای کیم یو جونگ، خواهر رهبر کره شمالی، به مقام ریاست یک ادارهٔ کل در کمیتهٔ مرکزی و بازگشت به جمع اعضای علیالبدل هیئت رئیسهٔ حزب بود. این ارتقا که دیرتر از آنچه بسیاری پیشبینی میکردند، رقم خورد، جایگاه «نسلِ خونیِ انقلاب» را در پروندههای کلانِ سیاست خارجی — بهویژه پروندهٔ آمریکا و کره جنوبی — نهادینهتر میکند.
بازتعریف امنیت: از وزارت حفاظت تا سازمان اطلاعات ملی
در زمرهٔ تغییرات ساختاریِ کلان، باید از تبدیل «وزارت حفاظت کشور» به «سازمان اطلاعات ملی» نام برد. در آخرین تصاویر منتشره از اعضای تازهٔ کمیسیون ملی دفاع، عنوان «لی چانگ دائه» (وزیر اسبق حفاظت کشور) بهعنوان «رئیس سازمان اطلاعات ملی» ثبت شده است.
این تغییر، فراتر از یک بازنامی ساده، بیانگر بازآرایی ژرف در کارکردهای امنیتی است:
همنامی با نظام بینالملل: انتخاب نامی مشابه با سازمانهای اطلاعاتی مطرحی چون سرویس اطلاعات ملی کره جنوبی (NIS)، سیا (CIA) و افاسبی (FSB) روسیه، گامی در جهت عادیسازی و پایانِ انزوای نهادی است.
تفکیک قائلهای امنیت داخلی و خارجی: پیشتر، میان «وزارت حفاظت کشور» (متولی امنیت سیاسی داخلی) و «وزارت امنیت اجتماعی» (مسئول نظم عمومی) در برخی حوزهها همپوشانی وجود داشت. با تغییر جدید، تصویر نهایی چنین خواهد بود:
· سازمان اطلاعات ملی: مأمورِ اصلیِ جاسوسی خارجی (با تمرکز بر کره جنوبی، آمریکا، ژاپن)، تحلیل راهبردی و احتمالاً بخشی از ضدجاسوسی.
· وزارت امنیت اجتماعی: با تغییر کابینه به زیرمجموعهٔ هیئت دولت منتقل شده و زمینهسازِ استقرار «نظام پلیس» مدرن است تا تمرکزِ خود را بر نظم عمومی، ترافیک و خدمات شهری بگذارد.
با این تفکیک، ساختار قدرت در کره شمالی شفافتر میشود. سازمان اطلاعات ملی بهعنوان نهادی راهبردی و در تراز وزارت دفاع و ادارهٔ کل موشکی، مستقیماً زیر نظر رهبری عمل میکند و این یعنی کنترل متمرکز و بیواسطه بر منابع حیاتی اطلاعات.
از منظر راهبردی، این تغییر دو دستاورد دارد: نخست، توانِ عملیاتیِ اطلاعاتیِ پیونگیانگ را در مقابلِ سئول و واشنگتن — که از ۲۰۲۳ با ادغام واحدهای اطلاعاتی در «سازمان اطلاعات و شناسایی» و بهرهگیری از توان سایبریِ واحد ۱۲۱ به نقطهٔ اوج رسیده — به سطحی تازه ارتقا میدهد. دوم، بهرهگیری از تجارب روسیه در جریان مشارکت نظامی در اوکراین، چشمانداز همکاری اطلاعاتی پیونگیانگ-مسکو را گستردهتر از همیشه ساخته است.
نکتهٔ حائز اهمیت آنکه این اقدامِ پیونگیانگ، پاسخی به رقابت اطلاعاتی در شرق آسیاست. با توجه به احتمال تشکیل «سازمان اطلاعات ملی» در ژاپن (بهعنوان همتای داخلیِ شورای امنیت ملی این کشور)، کره شمالی نیز پیشدستی کرده تا از میدان رقابت عقب نماند.
استقرار نظام پلیس؛ گشودن پنجرهای به سوی جهان
در سخنرانی خطمشیای خود در پانزدهمین مجلس عالی خلق، کیم جونگاون از طرحِ استقرار «نظام پلیس» متناسب با شرایط کره شمالی پرده برداشت. او تأکید کرد که این اندیشه، حاصل سالها بررسی است و نباید از واژهٔ «پلیس» هراسید. از نگاه او، ایجاد پلیسِ تخصصی، هم به تفکیک دقیق وظایف نهادهای قانونی کمک میکند و هم زمینه را برای همکاری با نیروهای پلیس دیگر کشورها هموار میسازد.
این سخن، در بستر تاریخیِ شبهجزیره و آسیای شرقی که «پلیس» همواره تداعیگرِ استبداد یا استعمار بوده، تحولی معنادار محسوب میشود. از زمان تأسیس کره شمالی، وظایف پلیسی بر عهدهٔ «نیروهای امنیت اجتماعی» بود که زیرمجموعهٔ نیروهای مسلح بهشمار میرفتند. حال، با انتقال این نیروها به ساختار پلیس و پیوند آن با اصلاحات اقتصادی، میتوان دریافت که پیونگیانگ در آستانهٔ گشایشی حسابشده و در چارچوب تثبیت اقتصادی، گام برمیدارد.
چهار عاملی که از ایرانِ شدن کره شمالی جلوگیری میکند
در این میان، نگاه سئول به تحولات شمال، خالی از نگرانی نیست. مون جونگ این، استراتژیست برجستهٔ جریان دموکراتیک کره جنوبی، چهار دلیل برای عدم تکرار سناریوی ایران در کره شمالی برمیشمارد:
بازدارندگی هستهای: کره شمالی هماکنون مالک دستکم ۵۰ کلاهک هستهای و سامانههای حمل آن است.
فقدان فشارِ هماهنگ از سوی واشنگتن: برخلاف ایران، لابیهای صهیونیستی در آمریکا انگیزهای برای طراحی عملیات علیه پیونگیانگ ندارند.
پشتوانهٔ جغرافیایی و ائتلافی: نه سئول و نه توکیو تمایلی به جنگ ندارند. پیمانهای استراتژیک روسیه با کره شمالی و پیمان همکاری دوجانبهٔ چین و کره شمالی (۱۹۶۱) هنوز معتبرند.
تغییر معادلات قدرت آمریکا: از منظر کارشناسیِ کره جنوبی، آمریکا توانِ راهاندازی همزمان دو جنگ در خلیج فارس و شبهجزیره را ندارد و با وجود دولت چپگرای سئول، هزینهٔ اقدام نظامی در شبهجزیره بسیار فراتر از توانِ آمریکا (بهویژه در دوران ریاستجمهوری ترامپ) است.
اما این تحلیل، احتمالاً از عزم راهبردی کره شمالی برای جهش فرامنطقهای غافل است.
از فشار تا فرصت: جهش در خلأ قدرت آمریکا
کره شمالی که تا دیروز برای یک گفتوگوی مستقیم با آمریکا لحظهشماری میکرد، امروز نهتنها عجلهای ندارد، بلکه بهایِ چنین گفتوگویی را چنان بالا برده که عملاً آن را از دسترس خارج کرده است. در واقع، غیابِ نسبی آمریکا در شرق آسیا در سالهای اخیر، فرصتی طلایی برای پیونگیانگ فراهم آورد تا ساختارهای داخلی را بازآرایی کند و امروز، گویا از «نیاز به تأیید آمریکا» عبور کرده و مسیر عادیسازی روابط با جهان را مستقلانه طی میکند.
از منظر نظامی، خروج سامانه تاد (THAAD) از کره جنوبی و انتقال نیروهای زمینی آمریکا از ژاپن به غرب آسیا، این پیام را تقویت کرد که «حضور آمریکا» تضمینکنندهٔ صلح در منطقه نیست. در این خلأ، اگر کره شمالی دست به اقدام نظامی نمیزند، این بهمعنای پذیرشِ منطق آمریکا نیست، بلکه فرصتی برای تقویت هرچه بیشتر بنیهٔ نظامی و هستهای خود به شمار میرود.
در بعد اقتصادی، تجربهٔ همکاریهای دورهٔ «آفتابگیر» و کمکهای دوران کلینتون، برای پیونگیانگ جز سرخوردگی و وابستگی بههمراه نداشت. اما جنگ اوکراین و درگیری آمریکا در غرب آسیا، اقتصاد و موقعیت ژئوپلیتیک کره شمالی را دگرگون کرد و فضای همکاری پیونگیانگ-مسکو را از قالب موقتی به ساختاری راهبردی تبدیل نمود.
نظم نوین و جایگاه سئول در تنگنا
کیم جونگاون در پانزدهمین دورهٔ مجلس عالی خلق، با دو اقدام کلیدیِ «سازمان اطلاعات ملی» و «نظام پلیس»، مسیر «عادیسازی دولت» را آغاز کرده است. این مسیر، در افق کوتاهمدت، مقدمهای برای دیپلماسی چندجانبه و گشایشی محدود، در افق میانمدت، زمینهای برای اعزام سازمانیافتهٔ نیرو به فراسوی مرزها و در افق بلندمدت، گذرگاهی الزامی برای گشایش اقتصادی است.
در این میان، دولت لی جه میونگ در کره جنوبی در دشوارترین شرایط ممکن قرار گرفته است. مجموعهٔ سیاستهای این دولت در قبال شمال عملاً نقش بر آب شده و از این پس، سئول هم در جایگاه منطقهای خود، هم در توسعهٔ قدرت نظامی با محدودیتهای بیسابقهای روبهرو خواهد بود. افزون بر این، پیامدهای امنیتیِ کاهش حضور نظامی آمریکا در شبهجزیره و احتمالاً پیروزی حزب حاکم در انتخابات محلی، کابوس تازهای برای معادلات سیاسی کره جنوبی به شمار میرود.

