فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

سفر ولودیمیر زلنسکی به خلیج فارس، ورود اوکراین به معادلات منطقه‌ای مرتبط با ایران و سرعت واکنش‌ها به این نقش‌آفرینی را آشکار ساخت.

زلنسکی در ۲۶ مارس ۲۰۲۶، در چارچوب سفری چندجانبه به کشورهای حاشیه خلیج فارس و با هدف جلب حمایت‌های نظامی و اقتصادی در شرایطی که فشارها بر اوکراین فزونی یافته، وارد عربستان سعودی شد.

روز بعد، توافق‌نامه همکاری دفاعی با ریاض امضا شد؛ گامی که سرآغاز مجموعه‌ای از تفاهمات با محوریت هماهنگی نظامی بلندمدت، تبادل فناوری و پشتیبانی انرژی بود.

تا ۲۸ مارس، زلنسکی به قطر و امارات متحده عربی سفر کرد و در این کشورها نیز تفاهمات تازه‌ای اعلام شد؛ از جمله همکاری در زمینه سامانه‌های دفاع موشکی، جنگ پهپادی و هماهنگی امنیتی گسترده‌تر، همراه با تلاش برای تأمین سوخت مورد نیاز عملیات نظامی اوکراین.

در ۲۹ مارس، زلنسکی برای «مذاکرات مهم امنیتی» وارد اردن شد و تأیید کرد که این سفر، چنان‌که رویترز گزارش داده، بخشی از یک تلاش منطقه‌ای گسترده‌تر بوده و نه توقفی نمادین.

چرا زلنسکی به خلیج فارس سفر کرد؟

این سفر در شرایطی انجام شد که اوکراین با فشارهای مستمر میدانی و ابهام فزاینده درباره تداوم کمک‌های نظامی غرب روبه‌روست؛ ازاین‌رو کی‌یف در پی تنوع‌بخشی به شراکت‌های خود، به کشورهای خلیج فارس روی آورده که می‌توانند هم پشتیبانی مالی و هم انعطاف راهبردی ارائه دهند.

زلنسکی این تفاهمات را به‌عنوان مشارکت‌های بلندمدت با محوریت تولید مشترک تجهیزات دفاعی، سامانه‌های ضد پهپاد و تقویت قابلیت‌های پدافند هوایی معرفی کرد.

اوکراین همچنین تخصص خود در رهگیری پهپادها و موشک‌ها — تجربه‌ای که در سال‌های جنگ با روسیه کسب کرده — را عرضه کرد و در عین حال، منابع دیزلی ضروری برای ثبات نظامی و اقتصادی را تأمین نمود.

در لایه‌ای عمیق‌تر، این اقدام بازتاب تلاش اوکراین برای بازتعریف جایگاه خود در چشم‌انداز ژئوپلیتیک در حال تحول است؛ جایی که درگیری‌های منطقه‌ای بیش‌ازپیش به هم پیوسته‌اند و تخصص فناوری به نوعی ارز راهبردی تبدیل شده است.

در دبی چه رخ داد؟

در همین بستر، ادعایی جنجالی مطرح شد. در ۲۸ مارس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران اعلام کرد که انباری مرتبط با سامانه‌های ضد پهپاد یا پدافند هوایی اوکراین را در دبی منهدم کرده و تصریح نمود که این تأسیسات با عملیات نظامی ایالات متحده مرتبط بوده است.

زمان‌بندی این ادعا بلافاصله پرسش‌هایی را برانگیخت، چرا که ظرف چند ساعت پس از علنی شدن حضور زلنسکی در امارات مطرح شد.

اوکراین این ادعا را قاطعانه رد کرد و وزارت امور خارجه این کشور اعلام نمود: «این یک دروغ است؛ ما رسماً این اطلاعات را تکذیب می‌کنیم» و آن را بخشی از الگویی گسترده‌تر در انتشار اطلاعات نادرست توصیف کرد، همان‌طور که کی‌یف ایندیپندنت به آن اشاره کرده است.

آیا روسیه در پس‌پرده بود؟

بستر ژئوپلیتیک گسترده‌تر، این رخداد را حائز اهمیت بیشتری می‌سازد. واشنگتن پست اخیراً به‌نقل از مقامات آگاه از اطلاعات گزارش داده بود که روسیه داده‌های هدف‌یابی، از جمله موقعیت کشتی‌ها و هواپیماهای جنگی ایالات متحده در منطقه را در اختیار ایران قرار داده است.

زلنسکی اظهار داشت که اوکراین «شواهد غیرقابل‌انکاری» در دست دارد که نشان می‌دهد روسیه با ایران تبادل اطلاعات انجام می‌دهد؛ ادعایی که رویترز در ۲۵ مارس ۲۰۲۶ گزارش کرد. این گزاره به تعمیق هماهنگی میان مسکو و تهران فراتر از همکاری‌های نظامی شناخته‌شده پیشین اشاره دارد.

وی همچنین تأکید کرد که این تبادل اطلاعات باید در چارچوب واکنش روسیه به حمایت نظامی غرب از اوکراین فهمیده شود؛ نشانه‌ای از آنکه مسکو در حال تنظیم موضع راهبردی خود است، هرچند بدون آنکه آن را به‌عنوان تبادلی مشروط یا صریح مطرح کند.

این تحول در خلأ رخ نداده است. ایران در طول جنگ اوکراین، به‌ویژه از طریق تأمین پهپادهای شاهد که نقشی کلیدی در کارزار هوایی روسیه ایفا کرده‌اند، شریکی حیاتی برای مسکو بوده است.

به‌نظر می‌رسد آن مرحله اولیه همکاری اکنون در حال تبدیل شدن به ترتیبی دوسویه‌تر است.

آنچه زمانی جریانی یک‌سویه از حمایت نظامی — از تهران به مسکو — بود، اکنون بیش‌ازپیش در هر دو جهت عمل می‌کند و روسیه در مقابل، بالقوه مزایای اطلاعاتی و راهبردی ارائه می‌دهد.

آیا واشنگتن در پی تقویت نیروها بود؟

هم‌زمان، به‌نظر می‌رسد ایالات متحده در تلاش برای مدیریت صحنه‌های مختلف درگیری، تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارد.

واشنگتن در پی جلب مشارکت گسترده‌تر متحدان، به‌ویژه در تأمین امنیت مسیرهای دریایی و مهار تنش‌ها در خلیج فارس بوده، اما واکنش‌ها محتاطانه بوده است.

درحالی‌که برخی کشورها تمایل خود را برای مشارکت در همکاری‌های دفاعی — به‌ویژه پیرامون تنگه هرمز — نشان داده‌اند، اشتیاق چندانی برای درگیری نظامی عمیق‌تر مشاهده نشده است.

بحث‌ها درباره تغییر مسیر تسلیحاتی که در ابتدا برای اوکراین در نظر گرفته شده بود به سمت خاورمیانه، فشار فزاینده بر منابع نظامی ایالات متحده را بازتاب می‌دهد.

این امر بیانگر دشواری گسترده‌تری است: واشنگتن در تلاش است تا با جذب بازیگران جدید، دامنه درگیری را گسترش دهد، اما این تلاش‌ها هنوز تغییری تعیین‌کننده در موازنه ایجاد نکرده‌اند.

آیا نقش اوکراین به‌سرعت فروپاشید؟

فارغ از اینکه حمله ادعایی دبی واقعاً رخ داده باشد یا خیر، پیامدهای سیاسی آن را نمی‌توان نادیده گرفت. اگر این ادعا صحت داشته باشد، نشان می‌دهد که تلاش اوکراین برای ایجاد جای‌پایی در خلیج فارس تقریباً بلافاصله خنثی شده است.

اگر این خبر نادرست باشد، باز هم حاکی از آن است که ایران از نزدیک احتمال دخالت اوکراین در منطقه را زیر نظر دارد و به آن واکنش نشان می‌دهد.

در هر دو سناریو، نقش اوکراین محدود به‌نظر می‌رسد. زلنسکی با تفاهمات، تخصص فنی و نیازهای فوری وارد شد، اما هیچ نشانه روشنی وجود ندارد که سفر او توازن راهبردی را به‌طور معناداری تغییر داده باشد.

در نهایت، این رخداد به واقعیتی عمیق‌تر اشاره دارد: تلاش‌ها برای ورود بازیگران جدید به این درگیری، مسیر آن را که همچنان توسط پویایی‌های ریشه‌دار شکل می‌گیرد، اساساً تغییر نمی‌دهد: قابلیت‌های ایران، فشار متقابل روسیه، بازیگران منطقه‌ای محتاط و فشار فزاینده بر منابع ایالات متحده.

(فلسطین کرونیکل)