منتشرشده در شبکه ابزرور چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

به گزارش ناظران تحولات خاورمیانه، با تداوم بن‌بست‌های راهبردی در معادلات منطقه، رسانه‌های اسرائیل وارد فاز واکاوی و بازخوانی انتقادی عملکردهای اطلاعاتی-نظامی خود شده‌اند. در همین راستا، شبکه دوازده رژیم صهیونیستی در گزارشی تفصیلی پرده از طرحی سری برداشت که بنا بر ادعاها، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) و آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) با هم‌افزایی عملیاتی، سناریویی چندلایه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده بودند.

بر اساس این گزارش، محور اصلی طرح، ترکیب «یورش هوایی گسترده» با «تهاجم زمینی نیروهای کرد» بود؛ بدین‌گونه که تحت پوشش آتش سنگین هوایی، ده‌ها هزار نفر از عناصر مسلح کرد از خاک عراق به عمق قلمرو ایران نفوذ کرده و با هدف فروپاشی روانی-اجتماعی جامعه، تا قلب تهران پیشروی کنند.

اگرچه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با اشتیاق از این سناریو استقبال کرد، اما در لایه‌های درونی دستگاه اطلاعاتی تل‌آویو، شکاف‌های عمیقی نسبت به عملیاتی بودن آن وجود داشت. افزون بر این، نشت اطلاعات به بیرون و هشیاری ایران و بازیگران منطقه‌ای، همراه با مخالفت صریح دونالد ترامپ و رهبران کرد، در نهایت به بایگانی شدن این طرح انجامید.

به زعم طراحان، این عملیات می‌بایست «ضربه نهایی» به ساختار حاکمیتی ایران وارد کند. موساد با این باور که فشار هوایی به‌تنهایی برای فروپاشی نظام کافی نیست، استراتژی «دو مرحله‌ای» خود را بدین شرح تبیین نمود:

مرحله نخست: اجرای موجی فشرده و هماهنگ از حملات هوایی توسط آمریکا و اسرائیل علیه اهداف کلیدی؛ از جمله مراکز فرماندهی عالی، تأسیسات موشکی، پایگاه‌های نظامی، و کانون‌های نیروی انتظامی و بسیج در مناطق کردنشین شمال غرب ایران.

مرحله دوم و تعیین‌کننده: اجرای تهاجم زمینی بی‌سابقه با عبور ده‌ها هزار نیروی مسلح کرد از مرزهای عراق به داخل ایران. طبق سناریوی ترسیم‌شده، این نیروها در مسیر حرکت به سمت تهران، با تجهیز و سازماندهی کردهای ساکن ایران، زنجیره‌ای از شورش‌های مسلحانه را در سایر نقاط کشور فعال می‌کردند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که گروه‌های مسلح کرد، با اتکا به روابط استراتژیک با موساد، این طرح را فرصتی تاریخی برای تحقق آرمان‌های جدایی‌طلبانه خود پنداشته و سال‌ها برای آن آماده می‌شدند. هدف غایی، هم‌افزایی «حرکت زمینی کردها» با «چتر هوایی آمریکا و اسرائیل» بود تا با رسیدن به هسته مرکزی قدرت در تهران، سد ترس عمومی شکسته شده و موجی از اعتراضات گسترده، نظام را از درون متلاشی کند.

دیوید بارنیا، رئیس موساد، در توجیه این طرح به نتانیاهو و مقامات واشنگتن اطمینان داده بود که حذف فیزیکی رهبر عالی ایران می‌تواند ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به پیکره حاکمیتی وارد آورده و احتمال سرنگونی نظام را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

با این‌همه، شبکه دوازده اسرائیل تأکید می‌کند که اطمینان ظاهری موساد، نتوانست تنش‌های درون‌سازمانی در مجتمع امنیتی این رژیم را مهار کند. در حالی که موساد طرح خود را «محکم و غیرقابل نفوذ» توصیف می‌کرد، برخی از مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل در گفت‌وگوهای محرمانه، آن را «خیالبافی» خوانده و به آسیب‌پذیری‌های متعدد آن اشاره کردند؛ با این استدلال که احتمال موفقیت طرح، از همان آغاز، نزدیک به صفر بوده است.

ضربه مهلک‌تر اما، زمانی وارد شد که جزئیات این سناریو به رسانه‌های بین‌المللی درز کرد. افشای ارتباط پنهانی واشنگتن با گروه‌های کرد، به تهران امکان داد تا نیات غرب را زودتر رصد کند. ایران بلافاصله فشار نظامی خود بر کردها را تشدید نمود و هم‌زمان، دیپلماسی فعالی را با بغداد برای خنثی‌سازی تهدیدات آغاز کرد.

در موازات این تحولات، متحدان منطقه‌ای آمریکا، به‌ویژه ترکیه، فشار بی‌سابقه‌ای بر دولت ترامپ وارد آوردند. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، به‌وضوح اعلام کرد که هرگونه تلاش برای خودمختاری کردها در مناطق کردنشین را برنخواهد تافت؛ کشوری که خود سال‌هاست با چالش جدایی‌طلبی کردی دست‌به‌گریبان است. کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز با ابراز نگرانی از پیامدهای تجزیه ایران بر ثبات منطقه‌ای، هم‌صدا با آنکارا، مایل به تحریک بیشتر نبودند و ترامپ نیز تمایلی به رنجاندن متحدان استراتژیک خود نداشت.

در پی این افشاگری‌ها، تنها سه روز پس از آغاز عملیات نظامی، کاخ سفید مجبور به واکنش شد و سخنگوی آن ناچار گردید گزارش‌ها مبنی بر تسلیح کردها توسط ترامپ را تکذیب کند. خود ترامپ نیز در مصاحبه‌ای تلویحی، این سناریو را «بسیار خطرناک» خواند و در نهایت، وتوی آمریکایی بر اجرای طرح تحمیل شد. هفتم مارس، ترامپ به‌طور علنی اعلام کرد که به رهبران کرد «توصیه اکید» کرده از هرگونه اعزام نیرو به داخل ایران خودداری کنند و با صراحت افزود: «من نمی‌خواهم کردها وارد شوند؛ نمی‌خواهم مجروح یا کشته شوند.»

عامل دیگری که در ناکامی این طرح نقش داشت، هرچند آشکار اما کمتر بر زبان جاری می‌شد، بحران عمیق اعتماد کردها به آمریکا بود.

عناصر مسلح کرد، هنوز خاطره تلخ رها شدن توسط ترامپ در سوریه، پس از پایان عملیات علیه داعش، را در ذهن داشتند. از این‌رو، این‌بار به‌جای وعده‌های نظامی، خواستار «ضمانت‌های سیاسی ملموس» شدند؛ چرا که بیم داشتند واشنگتن و تل‌آویو در میانه راه، آن‌ها را تنها گذاشته و در معرض انتقام‌جویی‌های خونین قرار دهند.

یکی از مقامات اسرائیلی در گفت‌وگو با شبکه دوازده اذعان کرد: «کردها از بازتاب رسانه‌ای این طرح شوکه شدند و حاضر به پذیرش عملیات تهاجمی نشدند.»

تاکنون، با گذشت حدود یک ماه از تشدید درگیری‌های نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، هیچ‌گونه عملیات زمینی گسترده‌ای رخ نداده است.

به جمع‌بندی شبکه دوازده، امروز نتانیاهو از محقق نشدن «سلسله غافلگیری‌های راهبردی» ابراز ناامیدی کرده است. ارتش اسرائیل بار دیگر بر اهداف تکراریِ حذف فرماندهان ارشد ایرانی و اختلال در پروژه‌های هسته‌ای و موشکی متمرکز شده و طرح کلان براندازی، فعلاً به تعطیلی کشیده شده است. ترامپ نیز که پیش‌تر استراتژی خود را تغییر داده، اکنون نسبت به تداوم اینگونه عملیات‌ها ابراز تردید می‌کند.