که ماهیت ویرانگر تمدن غرب و سوءاستفاده‌های امپراتوری غرب را رد کرده و با آن مخالفت می‌کند.

کیتلین جانستون
ترجمه مجله جنوب جهانی

تمدن غرب همان چیزی است که ایران را بمباران می‌کند. همان چیزی است که کوبا را خفه می‌کند. همان چیزی است که لبنان را به آتش می‌کشد. همان چیزی است که فلسطین را نابود می‌سازد. همان چیزی است که ونزوئلا را می‌دزدد. همان چیزی است که نیروی کار و منابع جنوب جهانی را غارت می‌کند. همان چیزی است که سیستم‌هایی را سرپا نگه می‌دارد که اکوسیستم ما را از بین می‌برند و ما را به آخرالزمان هسته‌ای نزدیک‌تر می‌کنند.

هیچ موضع عاقلانه و صادقانه‌ای در برابر تمامی این موارد جز ردّ قاطع وجود ندارد.

غربی‌ها — به‌ویژه غربی‌های سفیدپوست در کشورهایی با تاریخ استعماری همچون ایالات متحده و استرالیا — اغلب برای یافتن تکیه‌گاه‌های فرهنگی خود تلاش می‌کنند. وقتی احساس می‌کنید از نظر فرهنگی بی‌ریشه و از لحاظ تاریخی بی‌اساس هستید، یافتن جایگاهی اصیل برای ابراز هنری و اتخاذ موضعی به‌عنوان یک شخصیت دشوار می‌گردد. این امر نوعی ناهماهنگی در زندگی ما ایجاد می‌کند که می‌تواند تا پایان عمر آزارمان دهد.

بهترین راه برای حل این ناهماهنگی، اتخاذ موضعی در مخالفت با جامعه‌ی منحرفی است که در آن متولد شده‌اید. از جایگاه مقاومت در برابر این تمدن کابوس‌وارِ وحشتناک که از خون انسان‌ها تغذیه می‌کند، خود را ابراز کنید.

ما در دیستوپیایی بیمار و به شدت تحت کنترل ذهن زندگی می‌کنیم که در آن همه چیز جعلی و احمقانه است. فرهنگ جریان اصلی، تجلیل بی‌وقفه از پوچی و بی‌معنایی است. فیلم‌ها پلیس‌ها و سربازان را ستایش می‌کنند. موسیقی، سرمایه‌داری، مصرف‌گرایی، خودخواهی و سبکسری را می‌ستاید. محصولات توسط برده‌های مزدبگیر ساخته می‌شوند و سوخت از طریق جنگ به دست می‌آید. غذا برای کسب سود طراحی شده، نه برای تغذیه. رسانه‌های خبری برای تبلیغ طراحی شده‌اند، نه برای اطلاع‌رسانی.

راستش را بخواهید، این تمدن نفرت‌انگیز است. هرچه بیشتر درباره‌اش می‌آموزید، منزجرکننده‌تر می‌شود.

چگونه کسی می‌تواند از درون این جهنم، به شیوه‌ای مبتنی بر حقیقت با تجربه‌ی انسانی ارتباط برقرار کند، مگر از طریق مخالفت؟ تنها راه مشارکت در «فرهنگ غربی» کمک به خلق نوعی جدید از فرهنگ است که کاملاً در برابر آن قرار می‌گیرد.

همان‌طور که ترنس مک‌کنا زمانی گفت: «ما باید فرهنگ بسازیم. تلویزیون تماشا نکنید. مجله نخوانید. حتی به ان‌پی‌آر گوش ندهید. برنامه‌ی خودتان را بسازید… ذهنتان را پس بگیرید و آن را از دست مهندسان فرهنگی که می‌خواهند شما را به احمقی بی‌عرضه تبدیل کنند که تمام این آشغال‌های تولیدشده از استخوان‌های دنیایی در حال مرگ را مصرف می‌کند، بیرون بیاورید.»

تنها راه خلق فرهنگ با نیتی پاک در این ویران‌شهر، ردّ قاطع کلاهبرداری و سوءاستفاده‌ی آن و پذیرش انقلاب و مقاومت است. انجام هر کار دیگری به معنای تأیید ضمنی ماهیت وحشتناک این تمدن است و همواره کمی توخالی و ناموزون به نظر خواهد رسید، زیرا فیل درون اتاق را نادیده می‌گیرد. فیل درون اتاق، فساد و فریب غیرقابل قبولی است که در اطراف ما جریان دارد.

بنابراین اگر می‌خواهید هنر بیافرینید، هنر انقلابی بیافرینید. اگر می‌خواهید خود را ابراز کنید، اعتراضتان را به امپراتوری غرب ابراز کنید. با جنگ‌ها مخالفت کنید. با نظامی‌گری مخالفت کنید. با سرمایه‌داری، امپریالیسم، بوم‌کشی، بی‌عدالتی، استبداد مخالفت کنید.

این تنها راه اصیل بودن در جامعه‌ای غیراصیل است.