
مجله جنوب جهانی
دولت دونالد ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی، عملیاتی پیچیده و هزینهبر را علیه جمهوری بولیواری ونزوئلا به اجرا درآورد. این عملیات که با ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور منتخب این کشور در سوم ژانویه همراه بود، به عنوان یک پیروزی استراتژیک بزرگ از سوی کاخ سفید تبلیغ شد. ترامپ در اظهارات علنی خود ادعا کرد که ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا که بزرگترین منابع نفت جهان به شمار میآید، اکنون در اختیار ایالات متحده قرار گرفته است. وی با لحنی قاطع اعلام کرد که شرکتهای نفتی بزرگ دیگر نباید با دولت ونزوئلا مذاکره کنند، بلکه باید مستقیماً با خود او در تماس باشند، چرا که اکنون واشنگتن مالک واقعی این منابع انرژی است.
با این حال، واقعیت میدانی و ارزیابیهای کارشناسی، تصویری کاملاً متفاوت از آنچه دولت آمریکا ترسیم میکند، ارائه میدهند. مدیران ارشد بزرگترین شرکتهای نفتی آمریکا، بهویژه اکسونموبیل و کونوکوفیلیپس، با دیدگاهی محتاطانه و مبتنی بر تحلیل ریسک، از بازگشت به ونزوئلا خودداری میکنند. این واکنش سرد و منفی، نشاندهنده شکافی عمیق میان ادعاهای سیاسی و واقعیتهای اقتصادی است.
برای درک عمق مشکل، باید به پسزمینه تاریخی روابط شرکتهای نفتی آمریکایی با ونزوئلا نگاهی دقیق انداخت. در بازه زمانی میان سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ میلادی، دولت هوگو چاوز، رئیسجمهور سوسیالیست وقت ونزوئلا، سیاست ملیسازی صنعت نفت را بهطور کامل اجرا کرد. این سیاست بدان معنا بود که کنترل کامل منابع نفتی و صنایع مرتبط با آن، از دست شرکتهای خارجی خارج و به شرکت دولتی نفت ونزوئلا واگذار شد. این رویکرد در دوران نیکلاس مادورو، جانشین چاوز، نیز ادامه یافت.
در پی این ملیسازی، غولهای نفتی آمریکا از جمله اکسونموبیل و کونوکوفیلیپس، عملیات خود در ونزوئلا را متوقف کرده و از این کشور خارج شدند. آنها سپس از طریق دستگاه قضایی ایالات متحده، دعاوی حقوقی گستردهای علیه دولت ونزوئلا مطرح کردند و توانستند احکامی به نفع خود دریافت کنند. دادگاههای آمریکایی حکم دادند که ونزوئلا مبلغی بالغ بر سیزده میلیارد دلار به عنوان غرامت مصادره داراییها و سرمایهگذاریهای این شرکتها بپردازد. در مقابل، شرکت شورون که سومین غول نفتی آمریکاست، رویکردی متفاوت اتخاذ کرد و به فعالیت در ونزوئلا در قالب مشارکت با شرکت دولتی نفت این کشور ادامه داد.
علاوه بر این تجربه تلخ تاریخی، دههها تحریمهای اقتصادی سختگیرانه ایالات متحده علیه ونزوئلا، زیرساختهای صنعتی این کشور را بهشدت تخریب کرده است. شبکه تولید، پالایش، حملونقل و صادرات نفت ونزوئلا، که زمانی یکی از پیشرفتهترین سیستمهای نفتی جهان بود، اکنون نیازمند بازسازی و نوسازی گسترده است. این وضعیت، چالشی عظیم برای هر سرمایهگذار بالقوه ایجاد کرده است.
در هفته گذشته، ترامپ مدیران اجرایی ارشد شرکتهای نفتی بزرگ آمریکا را به کاخ سفید فراخواند. هدف اصلی این نشست، ترغیب این شرکتها به سرمایهگذاری صد میلیارد دلاری در بازسازی و ارتقای زیرساختهای صنایع نفت و گاز ونزوئلا بود. ترامپ انتظار داشت که با ارائه تصویری از یک فرصت طلایی، این شرکتها به سرعت وارد عمل شوند و ونزوئلا را به یک مقصد سرمایهگذاری جذاب تبدیل کنند.
اما پاسخ مدیران ارشد نفتی، کاملاً برخلاف انتظارات رئیسجمهور بود. دارن وودز، مدیر عامل اکسونموبیل، با صراحتی قابل توجه، ونزوئلا را «غیرقابل سرمایهگذاری» توصیف کرد. او با اشاره به تاریخچه طولانی فعالیت شرکتش در این کشور، یادآور شد که داراییهای اکسون دو بار در ونزوئلا مصادره شده است و بازگشت برای بار سوم، مستلزم تغییرات بنیادین و اساسی در ساختارهای حقوقی، تجاری و سیاسی این کشور خواهد بود. وودز تأکید کرد که چارچوبهای قانونی و تجاری کنونی ونزوئلا، فاقد حفاظتهای بادوام و قابل اعتماد برای سرمایهگذاری است و قوانین بخش هیدروکربنی این کشور نیز نیازمند اصلاحات گسترده است.
رایان لنس، مدیر عامل کونوکوفیلیپس نیز در همین راستا اظهار داشت که حتی بازساختاری کامل سیستم انرژی ونزوئلا، از جمله شرکت دولتی نفت این کشور، ضروری است. این سخنان، پیام روشنی را منتقل میکردند: از دیدگاه این غولهای نفتی، شرایط برای بازگشت به ونزوئلا هنوز فراهم نشده است.
آنچه از موضعگیری مدیران نفتی آمریکا برمیآید، این است که عملیات ربودن مادورو، بهرغم ابعاد نظامی گسترده و هزینههای سنگین آن، نتوانسته به هدف اصلی خود یعنی تغییر رژیم دست یابد. به گزارش تخمینها، این عملیات شامل اعزام دهها کشتی جنگی، پانزده هزار نیروی نظامی و دویست کماندوی عملیات ویژه بوده و هزینهای بالغ بر ششصد میلیون دلار داشته است. با این حال، نتیجه عملی آن، چیزی بیش از یک پیروزی توخالی و ناقص نبوده است.
دولت ونزوئلا فروپاشیده نیست و حکومت سوسیالیستی این کشور برکنار نشده است. دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، با همان تیم مدیریتی که در زمان مادورو مسئولیت داشتند، به ادامه سیاستهای دولت قبلی پایبند مانده است. رودریگز و مقامات ارشد دولت، از جمله ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع، بهشدت تجاوز آمریکا را محکوم کرده و خواستار بازگشت ایمن مادورو و همسرش شدهاند. این تداوم در ساختار قدرت و سیاستگذاری، نشاندهنده آن است که واشنگتن نتوانسته کنترل واقعی بر ونزوئلا بهدست آورد.
خبرنگاران مستقل حاضر در میدان، از جمله کامیلا اسکالانته، گزارش میدهند که دولت موقت زیر رهبری رودریگز، به سیاستهای مادورو ادامه میدهد و هیچ تغییر اساسی در جهتگیری سیاسی و اقتصادی کشور رخ نداده است. مدیران اجرایی شرکتهای نفتی آمریکا نیز بهوضوح این ارزیابی را تأیید میکنند.
معنای «غیرقابل سرمایهگذاری بودن» در زبان سرمایهداری
اصطلاح «غیرقابل سرمایهگذاری» که وودز به کار برد، در واقع نشانگر این واقعیت است که از منظر سرمایهداران بزرگ، تغییر رژیم مورد انتظار محقق نشده است. شرکتهای نفتی آمریکا به دنبال کنترل کامل و بیقید و شرط بر ثروت هیدروکربنی ونزوئلا هستند. آنها میخواهند در محیطی فعالیت کنند که قوانین به نفع آنها تغییر کرده، حفاظتهای سرمایهگذاری قوی وجود داشته و ریسک مصادره یا ملیسازی مجدد به حداقل برسد. تا زمانی که این شرایط فراهم نشود، این شرکتها حاضر به تعهد سرمایههای چندمیلیارد دلاری نیستند.
این شرکتها در کمپین انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ میلادی، حمایتهای مالی قابل توجهی انجام دادند و انتظار داشتند که در ازای این حمایت، ونزوئلا به آنها «تحویل» داده شود. اما آنچه از سخنان مدیران اجرایی برمیآید، این است که ترامپ نتوانسته به تعهدات خود عمل کند و شرایط مطلوب را برای بازگشت آنها فراهم سازد.
ترامپ در پاسخ به این بیمیلی شرکتهای نفتی، واکنشی تند و عصبانی از خود نشان داد. در بازگشت از فلوریدا به واشنگتن، هنگامی که خبرنگاران در هواپیمای ریاستجمهوری از او درباره عدم تمایل اکسون به سرمایهگذاری صد میلیارد دلاری در ونزوئلا پرسیدند، او پاسخ داد که از موضع اکسون خوشش نیامده و آنها بیش از حد «زیرکانه بازی میکنند». ترامپ به عنوان نشانهای از نارضایتی خود، تهدید کرد که در آینده، اکسون را از بازگشت به ونزوئلا منع خواهد کرد.
این واکنش تند، نشاندهنده عمق ناکامی ترامپ از نتایج عملیات ونزوئلاست. او انتظار داشت که با یک اقدام قاطع نظامی، بتواند شرایط را به گونهای تغییر دهد که شرکتهای نفتی با اشتیاق به این کشور بازگردند، اما واقعیت چیز دیگری است.
تحلیل کلی نشان میدهد که اگر ترامپ واقعاً میخواهد کنترل کامل بر ثروت نفتی ونزوئلا را به دست آورد، نمیتواند فقط به ربودن چند کشتی حامل نفت یا یک فرد بسنده کند. او برای تحقق این هدف، نیازمند اعزام گسترده نیروهای نظامی آمریکا به ونزوئلا و استقرار یک رژیم دستنشانده است. چنین تهاجم نظامی گستردهای، هزینههای سیاسی، اقتصادی و انسانی سنگینی خواهد داشت که ممکن است حتی برای ایالات متحده نیز غیرقابل تحمل باشد.
از سوی دیگر، جامعه بینالمللی نیز به این اقدام واکنش نشان داده است. وزیر امور خارجه روسیه، سرگئی لاوروف، این عملیات آمریکا را «نقض آشکار حقوق بینالملل» خوانده است. چنین محکومیتهایی میتواند فشارهای دیپلماتیک بیشتری بر واشنگتن وارد کند.
عملیات ونزوئلا، بهرغم تبلیغات گسترده و ادعاهای پیروزی، در واقع نشاندهنده شکاف عمیقی میان اهداف سیاسی و واقعیتهای میدانی است. غولهای نفتی آمریکا با ارزیابی دقیق ریسکها، به این نتیجه رسیدهاند که ونزوئلا هنوز فضای امنی برای سرمایهگذاریهای کلان نیست. این موضعگیری، پیام روشنی است: تا زمانی که تغییر اساسی در ساختار قدرت و قوانین ونزوئلا رخ ندهد، این شرکتها حاضر به ریسک مجدد نیستند.
در نهایت، این ماجرا نشان میدهد که حتی با تمام قدرت نظامی و اقتصادی، دستیابی به کنترل واقعی بر یک کشور مستقل و دارای حاکمیت ملی، بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که برخی سیاستمداران تصور میکنند. ونزوئلا همچنان ایستاده است و دولت آن به سیاستهای خود ادامه میدهد، و این واقعیتی است که حتی بزرگترین شرکتهای نفتی جهان نیز آن را تأیید میکنند.

