
کیتلین جانستون
ترجمه مجله جنوب جهانی
آمریکا و اسرائیل نسلاندرنسل در سراسر خاورمیانه مرگ و ویرانی کاشتهاند و در مقابل، نسلاندرنسل بازماندگانی را پدید آوردهاند که از آنان متنفرند و خواهان مرگشان هستند؛ سپس وجود همین افرادِ معترض و خواهانِ خروج، بهانهای میشود برای توجیه لزوم تداوم حمایت آمریکا از اسرائیل.
استدلال اینگونه است: آمریکا باید به اسرائیل کمک کند تا به مردم آسیب برساند، وگرنه کسانی که از این آسیبها خشمگیناند، ممکن است به اسرائیلیها صدمه بزنند. این منطق تا انتها یک دور باطل است.
از یک حامی آمریکاییِ اسرائیل بپرسید چرا دفاع از اسرائیل به نفع ایالات متحده است، خواهد گفت: «چون منافع آمریکا را در خاورمیانه پیش میبرد.»
بپرسید این سیاست چگونه به پیشبرد منافع آمریکا کمک میکند، پاسخ میدهد: «چون با نفوذ مخرب ایران و گروههای تروریستی مقابله میکند.»
بخواهید دقیقاً توضیح دهند ایران و این گروهها چه میکنند که مستقیماً به منافع آمریکا آسیب میرساند، میگویند: «نیروهای آمریکایی در منطقه را تهدید میکنند.»
بپرسید چرا نیروهای آمریکایی منطقه را ترک نمیکنند تا این تهدید از بین برود، پاسخ میشنوید: «چون این کار به معنای رها کردن اسرائیل است.»
بپرسید چرا ایالات متحده نمیتواند به سادگی اسرائیل را رها کند، میگویند: «چون اسرائیل متحد مهم آمریکاست.»
بپرسید چرا اسرائیل متحد مهم آمریکاست، پاسخ میدهند: «چون منافع آمریکا را در خاورمیانه پیش میبرد.»
روایت رسمی درباره اهمیت اتحاد آمریکا و اسرائیل، از هر نقطهای که آغاز به بررسی کنید، در تمام مسیر خود گرفتار منطق دوری و خودتوجیهی است.
به شما خواهند گفت که غرب باید از ملت بیگناه و بیپناه اسرائیل حمایت کند، زیرا مورد حمله شرورانی قرار میگیرد که بیدلیل خواهان نابودی آناند. در واقعیت، اسرائیل به این دلیل در خاورمیانه منفور است که غرب یک دولت قومی کاملاً جدید را بر روی تمدنی از پیش موجود بنا نهاد و از آن زمان تاکنون، آن را با تکیه بر نیروی نظامیِ بیرحم و مداوم حفظ کرده است؛ و این خشونت، تنها چیزی است که مخالفان اسرائیل همواره به آن واکنش نشان دادهاند. غرب خود خشونتی را آفریده که اکنون ادعا میکند با آن میجنگد.
تنها استدلالی که مدافعان اسرائیل در آمریکا مطرح میکنند و مبتنی بر منطق دوری یا ابهامآفرینیهای نادرست نیست، این جمله است: «کتاب مقدس میگوید ما باید به بنیامین نتانیاهو بمبهای هدایتشونده [JDAM] بدهیم.» اما استدلالی که جنگ دائمی را با این توجیه توجیه کند که «فکر میکنید یک کتاب داستانهای نمادین به شما دستور داده از ملتی که از دالی پارتن جوانتر است، حمایت نظامی کنید»، شایستهٔ جدی گرفته شدن نیست.
اگر صادق بودند، اعتراف میکردند که انبوهی از پایگاههای نظامی و شرکای همسو در خاورمیانهای سرشار از سوختهای فسیلی و مسیرهای تجاری حیاتی، در خدمت جاهطلبیهای امپراتوری ایالات متحده برای تسلط کامل بر جهان است. اگر مطلقاً چیزی درباره خاورمیانه نمیدانستید، اما مفهوم فتح نظامی جهانی را درک میکردید، با نگاه به کرهٔ زمین میتوانستید تشخیص دهید که غرب آسیا نقطهای حیاتی برای کنترل ژئواستراتژیک است؛ چرا که تنها منطقهای در سیاره ماست که سه قاره را به هم پیوند میدهد.
اما نمیتوانند این را بپذیرند، زیرا به معنای اعتراف به این واقعیت است که همه این خشونتها و رنجها نه برای ارتقای منافع مردم آمریکا، نه برای دفاع از یهودیان، نه برای مبارزه با تروریسم و نه برای گسترش آزادی و دموکراسی است؛ بلکه صرفاً برای پیشبرد منافع عدهای الیگارشی و مدیران امپراتوری، با تسهیل باورهای مذهبی افراطی صهیونیستهای یهودی و صهیونیستهای مسیحی صورت میگیرد.
از این رو دروغ میگویند و داستانهایی میسازند دربارهٔ اینکه چرا اعزام سربازان آمریکایی به ایران در حال حاضر کاملاً منطقی است، و چرا ارسال سلاحهای نسلکشی به اسرائیل در طول بمباران نوار غزه توسط ایالات متحده توجیهپذیر بوده است. بوی مزخرفات میدهد، چون واقعاً هم همین است.
