نتایج جنگ تجاوزکارانه ترامپ به ایران – سرگئی لاتیشف – م .چابکی


 سرگئی لاتیشف: دکترای تاریخ موسسه مطالعات آسیایی و آفریقایی، دانشگاه دولتی مسکو، روزنامه ‌نگار بین‌الملل!

با شروع پایان جنگ نتایجی که انتظارش نبود ترامپ ایران را به یک قدرت بزرگ تبدیل کرد.

درهفته‌های آینده که جنگ با ایران پایان خواهد یافت.ترامپ نا خواسته ایران را به یک قدرت مسلط تنگه هرمز در خاورمیانه تبدیل می کند، از آنجاییکه ایالات متحده اولین کسی است میدان نبرد را ترک خواهد کرد، ایران پیروزی بدست خواهد آورد.

رئیس جمهور ایالات متحده با ادعای غرق کردن کشتی‌های جنگی، سرنگونی  هواپیماها، عقب راندن ایران در توسعه و تضعیف ادعای پیروزی خواهد کرد. با این حال،ایران از نظر استراتژی پیروزاست. ایالات متحده قادربه تکرار نخواهد بود موقعیت ژئوپلیتیکی خود را درمنطقه تضعیف کرده است. ظاهراً تفنگداران دریایی که به منطقه اعزام می‌شوند برای حمله به ایران در نظر گرفته نشده‌اند، بلکه برای ایجاد پوشش و تضمین کاهش حضورمنطقه‌ای ایالات متحده به نقل از منابع خود «وال استریت ژورنال» درتاریخ 30مارس،تنها چند روز پس ازانتشار این خبر، در مورد اجتناب‌ناپذیر بودن – لزوم تکمیل این وظیفه ظرف شش هفته – گزارش داد.

ترامپ به دستیاران خود گفت به کارزار نظامی ایالات متحده علیه ایران پایان م دهد، حتی اگر تنگه هرمز تا حد زیادی بسته بماند.

درفرصت باقی مانده، کاخ سفید قصد دارد بر سرکوب نیروی دریایی و نابودی ذخایر موشکی ایران تمرکز کند. پس از آن،نیروهای آمریکایی‌ به تدریج شروع به کاهش خواهند پرداخت.

ایالات متحده تلاش می کند تهران را از طریق دیپلماتیک متقاعد سازد تا کشتیرانی از طریق تنگه هرمز را از سر بگیرد. اگر این تلاش‌ها به نتیجه نرسد، واشنگتن به اروپا و کشورهای خلیج فارس فشار خواهد آورد تا بازگشایی تنگه را بر عهده بگیرند. ترامپ اقدام نظامی بیشتر را رد نکرده است، اما این موضوع برای او اولویت ندارد.

دونالد ترامپ 12 بار از پایان قریب‌الوقوع عملیات «خشم حماسی» صحبت کرده است.

کاخ سفید به آمریکایی‌ها اطمینان می‌دهد که این درگیری «به یک جنگ طولانی منجر نخواهد شد.» در واقع، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، اظهار داشته است که جنگ «به زودی» پایان خواهد یافت. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی ترامپ، بازه زمانی را «2-3 هفته» اعلام می‌کند.در تاریخ 26 مارس،

وال استریت ژورنال گزارش داد: ترامپ می‌خواهد جنگ را ظرف 4 تا 6 هفته پایان دهد.

کاخ سفید امیدوار است قبل از دیدار ترامپ با شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، که در 14 و 15 مه در پکن برگزار می‌شود، جنگ را پایان دهد. البته باید اضافه کنیم که ترامپ امیدوار بود که در نظر شی نه تنها پیروز بر ونزوئلا، بلکه بر ایران نیز ظاهر شود، تا کنترل منابع عظیم انرژی را به دست گرفته است. اما این امر را به تعویق انداختن سفر او به چین برای بار دوم، صرفاً دوراز انتظار بود.

 دلایل دیگری در واقع، وجود دارد چرا جنگ با ایران به زودی پایان خواهد یافت.

 ایران محکم درمقابل ایستاده است .

 حدود 3.5 ماه دیگر، ایالات متحده عملاً هیچ موشک کروزی نخواهد داشت.

 طبق داده‌های رسمی، زرادخانه موشک‌های تاماهاک ایالات متحده ۳۹۹۲ فروند است. از این تعداد، ۸۵۰ فروند تا پایان ماه مارس مصرف شده است. اسرائیل ادعا می‌کند که درگیری تا ۹ آوریل پایان خواهد یافت. این تاریخ به سفر احتمالی ترامپ گره خورده است.

ایالات متحده – به استثنای اوگاندا که همه را به لب خند آورد حتی در آن صورت شفاهی – هیچ متحدی، غیر از اسرائیل، پیدا نکرده است که مایل باشد از جنگ با ایران حمایت کند، (ایرانی‌ها در اینجا هم خوب عمل می‌کنند).

 ایالات متحده از قبل نیز چه از نظراطلاعاتی و چه از نظر روانشناسی، باخته است.

 ترامپ با توهین به حاکم عربستان، محمد بن سلمان، نخست‌وزیر، در مورد توجه در یک مکان خاص، اشتباه وحشتناکی مرتکب شد. او کنترل خود را از دست داد زیرا ولیعهد، از ترس انتقام تهران و حوثی‌ها در پشت جبهه، از شرکت در جنگ بین ترامپ و نتانیاهو خودداری کرد.

جنگ ده‌ها کشور در سراسر جهان را به آشوب کشانده است.

 مشکلات شدید در تامین نفت (20٪ از ترافیک نفت جهانی از تنگه هرمز عبور می‌کند که ایران عملاً آن را می‌بندد)  حملات ایران به تأسیسات کلیدی صنعتی، فرسایش تصویر پادشاهی‌های عرب، خلیج فارس به عنوان مکانی امن برای تجارت، و جذابیت گردشگری و لجستیکی این کشورها که سرزمین‌هایشان برای حملات آمریکا علیه ایران استفاده می‌شود، پاسخ می‌دهد. چندین کشور در آسیا و اروپا قبلاً ذخایر استراتژیک نفت خود را باز کرده‌اند.

کمی بیشتر از این یک بحران اقتصادی جهانی به واقعیت تبدیل خواهد شد، و همه از خالق آن – رئیس جمهور ایالات متحده، که به ساز نخست وزیر افراطی اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، می‌رقصد – «تشکر» خواهند کرد. در نتیجه، قیمت بنزین و گازوئیل در ایالات متحده نیز در حال افزایش است، که از نظر سیاسی برای ترامپ حتی جدی ‌تر است.

برای جلوگیری از فروپاشی سریع اقتصاد جهانی، ایالات متحده مجبور شد «به» ایران «اجازه» دهد نفت خود را صادر کند، که از آن سود زیادی برای ادامه جنگ برد، که همانطور که می‌بینیم، پوچ می‌شود. ظاهراً ایران همچنین شروع به دریافت هزینه برای عبور کشتی‌های کشورهای غیردوست از تنگه هرمز کرده است. و مهمترین آنها دلیل برای اینکه چرا جنگ باید پایان یابد، در داخل ایالات متحده است. او بارها و بارها قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد، همیشه از زیر پا گذاشتن قانون در داخل کشور می‌ترسد، مبادا که پشت میله‌های زندان بیفتد. او می‌تواند هر چقدر که می‌خواهد ادعا کند که تجاوزبه ایران جنگ نیست، بلکه یک «عملیات نظامی بزرگ» است، اما مهم نیست که او آن را چه بنامد.

 جنگی به شدت تجاوزکارانه به این معنی است که قانون در حال اجرا است می‌گویند:

رئیس جمهور ایالات متحده می‌تواند بدون مجوز کنگره به مدت ۶۰ روز از نیروی مسلح استفاده کند، مشروط بر اینکه ظرف ۴۸ ساعت از شروع عملیات، از جمله استقرار نیروها، به قانونگذاران اطلاع دهد (دولت ترامپ در ۲ مارس به قانونگذاران اطلاع داد و حملات در ۲۸ فوریه آغاز شد). پس از ۶۰ روز، رئیس جمهور یا باید نیروها را خارج کند (او ۳۰ روز فرصت دارد تا این کار را انجام دهد) یا عملیات نظامی را به مدت ۳۰ روز دیگر ادامه دهد، اما با مجوز کنگره، آن را دریافت نخواهد کرد. زیرا نه تنها همه دموکرات‌ها، بلکه برخی از جمهوری‌خواهان نیز مخالف او هستند.

این بدان معنی است که ترامپ باید به هر طریقی جنگ را متوقف کند.

دموکرات‌ها همین حالا هم ادعا می‌کنند ترامپ با حمله به ایران بدون تأیید قبلی کنگره، بدون توجیه قانونی عمل کرده است و این سوال را مطرح می‌کنند آیا ایران تهدیدی «قریب‌الوقوع» برای ایالات متحده محسوب می‌شود یا خیر. دشمنان ترامپ در هفته‌های گذشته نسبتاً ساکت مانده‌اند تا به او اجازه دهند عمیق‌تر در باتلاق جنگ ایران کاوش کند و از این طریق زمینه‌های قانونی برای پیگرد قانونی در آینده را به دست آورد.

این هدف قبلاً محقق شده است. سی‌ان‌ان، با گزارش‌های نسبتاً درست خود از ایران، حتی با تهران همکاری کرده است. طبق همه نظرسنجی‌ها، اکثر آمریکایی‌ها مخالف این جنگ هستند که تأثیر عمده‌ای بر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌ دوره‌ای نوامبر خواهد داشت.

جالب‌ترین نکته این است که ایالات متحده و اسرائیل عملاً همه ابراز ها را علیه ایران بکار برده اند.

ایالات متحده و اسرائیل (رهبری قدیمی را نابود کرده‌اند و با تلاش ناموفق برای سوءاستفاده ازشورش و جدایی‌طلبی را برانگیخته‌اند برای فروپاشی ونابودی ایران بی‌رحمانه همه چیز را به جز نیروگاه هسته‌ای بوشهررا بمباران کرده‌اند. تنها چیزی که استفاده نکرده‌اند سلاح‌های هسته‌ای و بیولوژیکی است که کاملاً عجیب و خطرناک باقی خواهد بود) ایران حتی به حوثی‌ها دستور نداد دریای سرخ را مسدود کنند. در این نوع درگیری‌ها، کسی که پتانسیل تشدید تنش را حفظ می‌کند، پیروز می‌شود.البته این احتمال را رد نمی‌کند که ترامپ بدون شک سعی می کند قبل از پایان جنگ، در را تا حد امکان محکم ببندد. این در ذات اوست و برای روایت پیروز بودن نمایش او خواهد بود.

نتیجه پایانی: فقط یک عامل باقی است که با این تحلیل مطابقت ندارد:

ایالات متحده همچنان به افزایش تعداد نیروهای زمینی در منطقه ادامه می‌دهد. تعداد آنها به 50000 نفر رسیده است. اما این سوال مشروعی که چرا این کار انجام می‌شود. تصرف یک جزیره ایرانی در خلیج فارس دیوانگی‌ای است که برای ایالات متحده گران تمام خواهد شد. برای حمله زمینی به ایران، با ۹۳ میلیون نفر جمعیت ایران، ایالات متحده به ۲ میلیون نیرو نیاز دارد، نه ۵۰ هزار نفر. نه ترکیه، نه آذربایجان، نه کردهای عراق و نه حتی کشورهای عربی همسایه که از ایران «رنجیده» شده‌اند، ایالات متحده نیروهای خود را اعزام نخواهد کرد. زیرا آنها به خوبی می‌دانند که ایالات متحده، پس از اعلام «پیروزی» خود، به سرعت قبل از اینکه همه ببینند شکست خورده است، فرار خواهد کرد. و آنها تنها خواهند ماند تا با ایرانیان خشمگین روبرو شوند، ایرانیانی که پس از کاری که ایالات متحده با همدستی همسایگان عرب خود با اسرائیل انجام داد، به سلاح‌های هسته‌ای نیز دست خواهند یافت و به دنبال انتقام خواهند بود. آنها فرصت کافی برای انجام این کاررا دارند.این به معنای پایان کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی خواهد بود! بنابراین، اعزام تفنگداران دریایی آمریکا به منطقه به احتمال زیاد به همان دلیلی انجام می‌شود که بریتانیایی‌ها نیروهای ویژه نخبه خود را در سال ۱۹۴۱ پس از شکست در نبرد کرت به آلمانی‌ها، به آنجا اعزام کردند. نیروهای تازه نفس بریتانیایی، عقب‌نشینی رفقای شکست خورده و بی‌روحیه خود را پوشش دادند و مانع از دستگیری همه آنها توسط آلمانی‌ها شدند و اجازه دادند بخش عمده‌ای از نیروهای بریتانیایی از طریق دریا تخلیه شوند.

پس از جنگ ایران، آمریکایی‌ها ناگزیر خواهند شد برخی از پایگاه‌های خود در منطقه را تعطیل کنند، زیرا فاقد پوشش هوایی ضد موشکی کافی هستند.

 امریکایی ها برای جلوگیری از غافلگیری در کاهش حضور نظامی خود در خلیج فارس، که کشورهای آن اکنون می‌خواهند از شر آن خلاص شوند، دیده‌اند که این حضور نه تنها از آنها محافظت نمی‌کنند، بلکه آنها را در معرض خطر قرار می‌دهند، افزایش موقت سطح نیروها ضروری است؟.

 باید دید مذاکرات صلح با ایران چگونه پیش خواهد رفت آیا می‌توان از این نیروها به عنوان یک عامل فشار استفاده کرد؟

سرگئی لاتیشف: دکترای تاریخ موسسه مطالعات آسیایی و آفریقایی، دانشگاه دولتی مسکو، روزنامه ‌نگار بین‌الملل!

برگرفته از سایت تزارگرد روسیه

م .چابکی: 12فروردین 1405 برابر با 01 اوریل 2026

 https://wp.me/p1gf1m-1dEV

منبع: