
پروفسور ژائو مینگهاو
روزنامه پیپر چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
در جریان حملات اخیر نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نام شرکت آمریکایی «آنتروپیک» بر سر زبانها افتاد؛ شرکتی که مدل زبانی بزرگ «کلود» آن، با کارایی خیرهکنندهاش، در شناسایی اهداف ضربتی و تدوین سناریوهای جنگی برای ارتش ایالات متحده نقشی بیبدیل ایفا کرده است. این منازعه سهجانبه، پرده از مرحلهای نوین در نظامیسازی هوش مصنوعی توسط واشنگتن برداشته و ظهور الگویی از «نبرد عاملهای هوشمند» را نوید میدهد. همزمان، تنشهای فزاینده میان آنتروپیک، دولت ترامپ و پنتاگون، خود داستانی پرابهام از تقابل منافع در قلب اکوسیستم فناوری آمریکاست.
آنتروپیک، نگران از پیامدهای امنیتی، کوشیده است تا به کارگیری «کلود» توسط نیروهای مسلح آمریکا را محدود کند؛ این شرکت مخالف بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی در نظارت گسترده بر شهروندان آمریکایی یا توسعه سامانههای تسلیحاتی خودمختار است و بر این باور است که نظامیسازی هوش مصنوعی باید مرزهای اخلاقی و حقوقی روشنی داشته باشد. اما این موضعگیری، خشم پنتاگون را برانگیخته و دولت ترامپ را بر آن داشته تا با استناد به «ریسکهای زنجیره تأمین»، اقداماتی تنبیهی علیه این شرکت فناوری به کار بندد. این کشمکش، نهتنها بازتابدهنده رابطه پیچیده میان غولهای سیلیکونولی و نهادهای حاکمیتی آمریکاست، بلکه سرنوشت تحولات آینده جنگهای هوشمحور و تأثیر آن بر سرنوشت بشریت را نیز تحتالشعاع قرار داده است.
شتاب واشنگتن در نظامیسازی هوش مصنوعی
فناوری، ستون فقرات قدرت نظامی آمریکاست و نهادهای دفاعی این کشور همواره از پیشرانهای کلیدی نوآوریهای تکنولوژیک بودهاند. خاستگاه اینترنت، سامانه موقعیتیاب جهانی (جیپیاس) و دهها فناوری راهبردی دیگر، ریشه در اهداف نظامی دارد؛ منطقی که تحت عنوان «انتقال فناوری از نظامی به غیرنظامی»، بخش عمدهای از «روایت نوآوری» آمریکا را شکل داده است. در دوران جنگ سرد، پیمانکاران دفاعی بزرگی چون لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن و جنرال داینامیکس، از اصلیترین بهرهبرداران از بودجههای کلان نظامی بودند و دستاوردهای فناورانهشان، تأثیراتی ژرف بر تحولات اقتصادی و اجتماعی ایالات متحده بر جای گذاشت. از اینرو، همواره یکی از اهداف راهبردی پنتاگون، بهرهگیری سریع و کارآمد از فناوریهای تجاری و ظرفیتهای بخش خصوصی—بهویژه استارتآپهای نخبه—در خدمت مأموریتهای نظامی بوده است.
وزارت دفاع آمریکا با ایجاد سمت «معاون وزیر در امور نوآوری فناورانه»، تأسیس نهاد مشورتی داخلی «گروه راهبری نوآوری» و انتصاب «مدیر ارشد فناوری»، سازوکارهایی برای پایش پویای روندهای نوظهور در حوزه فناوریهای کلیدی، تدوین اسناد راهبردی مانند «فهرست پروژهها و فناوریهای حیاتی» از منظر ایجاد نیروی مشترک، و تسریع در نوآوری و استقرار فناوریهای دفاعی در سطح وزارتخانه، نیروهای مسلح و فرماندهیهای منطقهای طراحی کرده است. افزون بر این، پنتاگون با ایجاد مکانیسمهای مشورتی برونسازمانی نظیر «کمیته علوم دفاعی»، «شورای نوآوری دفاعی» و «برنامه تبادل مهندسان و دانشمندان»، بستر گفتوگو و همکاری با جامعه فناوری، بنگاههای نوآور و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر را فراهم آورده است.
در سالهای اخیر، تحت فشار نیازهای فزاینده به هوشمندسازی میدان نبرد، شرکتهای نوظهور دفاعی-فناورانه سیلیکونولی—مانند پالانتیر—و نخبگان پشتپرده آنها، با شتابی بیسابقه در حال ادغام با اکوسیستم صنایع نظامی آمریکا هستند و در حال بازتعریف ساختاری «مجتمع نظامی-صنعتی» این کشوراند. فناوریهای نسل جدیدی چون سکوهای رزم بدون سرنشین، موشکهای هایپرسونیک و سامانههای رزم خودمختار، در حال بازنویسی قواعد جنگ هستند. با تزریق هوش مصنوعی، فرآیندهایی که پیشتر ماهها برای برنامهریزی عملیاتی زمان میبرد، اکنون در چند دقیقه تولید میشوند؛ فرماندهان آمریکایی میتوانند پیش از هر اقدام دشمن، هزاران سناریوی فرضی را شبیهسازی و ارزیابی کنند. پنتاگون با عجله در حال یکپارچهسازی سامانههای عامل هوشمند در معماری فرماندهی و کنترل نیروهای مسلح است. با تعمیق انقلاب هوش مصنوعی، سرعت تصمیمگیری و الگوهای عملیاتی جنگ، دستخوش دگرگونیهای بنیادین شدهاند.
شتابدهی آمریکا به نظامیسازی هوش مصنوعی، پاسخی به «کاستیهای ساختاری» خود نیز هست. بیتردید، جهانیشدن موجب «تهیشدگی» بخش تولید در آمریکا و کاهش ظرفیت صنایع دفاعی این کشور شده است. چه در جنگ اوکراین و چه در منازعه اخیر آمریکا-اسرائیل با ایران، کمبود موجودی مهمات ارتش آمریکا بهوضوح آشکار گشته است. صنایع دفاعی آمریکا با چالشهای جدی در زمینه توان فناورانه و تابآوری زنجیره تأمین روبهروست؛ چالشی که به باور واشنگتن، میتواند برتری نیروهای متعارف این کشور را خدشهدار کند. راهحل مورد نظر: افزایش سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، سامانههای تسلیحاتی خودمختار و فناوریهای مشابه. در این عرصه، شرکتهای خصوصی آمریکایی مانند پالانتیر و اندویریل، پیشتازند. در شرایطی که الگوهای «همکاری بخش غیرنظامی با دفاع» در حال گسترش است، آمریکا با دقت در حال جذب بنگاههای نوآور نظامی و دیگر بازیگران تجاری برای ساخت اکوسیستم نوآوری دفاعی است.
برای تسریع در تبدیل کاربردهای نظامی فناوریهای پیشرفتهای چون هوش مصنوعی، وزارت دفاع آمریکا در حال بهینهسازی ساختار سازمانی داخلی خود، با الگوبرداری از مدیریت پروژههای فناورانه—با ویژگیهایی چون ساختار تخت و پروژهمحور—و آزمایش مدلهای «تأمین چابک» است تا کارایی و سرعت تصمیمگیری در فرآیند تدارکات دفاعی را ارتقا دهد. ایجاد نهادهایی مانند «دفتر سرمایه راهبردی» (OSC) با هدف شناسایی شرکای نظامی بالقوه در میان شرکتهای نوظهور فناور و تأمین مالی تحقیقوتوسعه و تبدیل نظامی آنها، نمونهای از این تلاشهاست. آمارها نشان میدهد در بازه ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲، پنتاگون قراردادهایی به ارزش ۵۳ میلیارد دلار با شرکتهای فناوری منعقد کرده است. همچنین، ادغام مراکزی چون «مرکز مشترک هوش مصنوعی» (JAIC) و «دفتر خدمات دیجیتال دفاعی» (DDS) در قالب «دفتر مدیر ارشد دیجیتال و هوش مصنوعی» (CDAO)، بستری کلیدی برای پیوند زدن ظرفیتهای دولتی، شرکتی و مالی فراهم آورده است. همکاریهای عمیق پنتاگون با غولهای سیلیکونولی نظیر آمازون، گوگل و مایکروسافت در حوزههای توسعه نرمافزار، ذخیرهسازی داده و کاربردهای شبکهای، نمونه بارز این همگرایی است.
«پروژه میون» (Project Maven) از پرآوازهترین ابتکارات هوش مصنوعی در نظامیگری آمریکاست. این پروژه پرچمدار، با هدف ایجاد سامانههای شناسایی هدف و تجهیزات مبتنی بر الگوریتمهای قدرتمند، با پلتفرم یکپارچهسازی دادهای توسعهیافته توسط پالانتیر—و مشارکت آمازون، ماکسار تکنولوژی و مایکروسافت—در پی شناسایی سریعتر و دقیقتر اهداف میدان نبرد است. این سامانه با تلفیق تصاویر ماهوارهای، اطلاعات سیگنالی، دادههای مکانیابی و حسگرهای فروسرخ حرارتی، و با بهرهگیری از الگوریتمهای پیشرفته، یادگیری ماشین و بینایی کامپیوتری، اهداف ضربتی را تعیین میکند. اما نگرانیها فزاینده است: همین سامانههای «کمکی»، روزبهروز از قابلیت «تصمیمگیری خودمختار» بیشتری برخوردار میشوند و این هراس وجود دارد که بهتدریج از کنترل فرماندهان انسانی خارج شوند.
نخبگان سیلیکونولی: در پی ساخت «جمهوری فناوری»؟
شتاب خیرهکننده انقلاب هوش مصنوعی، نهتنها نسل جدیدی از پیمانکاران پنتاگون را پدید آورده، بلکه بحثهای داغی را درباره میزان مشارکت سیلیکونولی در عملیاتهای جنگی و طراحی «زنجیره کشتار» (Kill Chain) با فناوریهای بالا برانگیخته است. مقامات وزارت دفاع آمریکا خواهان استقرار انبوه تسلیحات هوشمند با هزینه نسبتاً پایین هستند. در این فضا، شرکتهای فناوری نوظهور با مشارکت در توسعه سکوهای رزمی مانند پهپادهای هوش مصنوعیمحور، در حال تصاحب سهم بیشتری از بودجه تدارکاتی پنتاگوناند؛ ثروتی انبوه که نفوذ آنها را در سیاستگذاریهای امنیت ملی و استراتژیهای کلان آمریکا روزبهروز افزایش میدهد.
برای نمونه، نیروی هوایی آمریکا با سرمایهگذاری بیش از ۶ میلیارد دلار، همکاری با شرکتهایی چون اندویریل و جنرال اتمیکس را برای توسعه جنگندههای هوش مصنوعیمحور XQ-58A «والکیری»، پهپاد MQ-28A «شبحخفاش» و پهپاد «فیوری» پیش برده است؛ جنگندههایی با هزینه واحدی میان ۳ تا ۲۰ میلیون دلار. فرانک کندال، وزیر نیروی هوایی، با اشاره به چالشهایی مانند پیشرفت چین در حوزه تسلیحات هوش مصنوعیمحور، تأکید کرده است که آمریکا با «احساس فوریت» این برنامه را دنبال میکند و هدف، تولید بیش از ۱۰۰۰ فروند جنگنده بدون سرنشین پیشرفته تا سال ۲۰۲۸ است تا این «هواگردهای رزمی همافزا» بتوانند مأموریتهایی چون شناسایی-ضربه، اخلال الکترونیکی و جذب آتش دشمن را بر عهده بگیرند. شرکت «شیلد ایآی» مستقر در سندیگو، کالیفرنیا، مسئول توسعه نرمافزارها و برنامههای شبیهسازی نبرد هوایی برای این جنگندههای هوشمند است.
علاوه بر این، شرکت یونیکورن «اسکیل ایآی» (Scale AI)، با تخصص بینظیر در برچسبگذاری داده، به ارتش آمریکا در توسعه «مجموعه داده منبعباز شناسایی خسارت اوکراین» یاری رسانده و با بهرهگیری از فناوریهای شناسایی تصویر و یادگیری ماشین، اطلاعات میدان نبرد باکیفیتی ارائه میدهد. در مارس ۲۰۲۴، پالانتیر قراردادی نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلاری با ارتش آمریکا برای توسعه سامانه اطلاعات رزمی «گره هدفیابی اطلاعات تاکتیکی» امضا کرد؛ سامانهای که دادههای حسگرهای فضایی، ارتفاعبالا و زمینی را یکپارچه کرده و پشتیبانی اطلاعاتی برای فرماندهی میدانی و ضربات دقیق دوربرد ارتش فراهم میآورد. در اوت ۲۰۲۵، پالانتیر قراردادی بلندمدت به ارزش ۱۰ میلیارد دلار با ارتش آمریکا منعقد نمود تا در دهه آینده، پشتیبانی دادهای و خدمات نرمافزاری برای عملیاتهای رزمی این نیرو را بر عهده گیرد؛ بزرگترین قرارداد دیجیتالیسازی نظامی که تاکنون به یک شرکت فناوری واگذار شده است.
با ظهور شرکتهای نوظهور دفاعی-فناورانه، گروهی از نخبگان «راست فناوری»—ترکیبی از سرمایه فناورانه و آرمانگرایی سیاسی—به تدریج به کانون توجهات راه یافتهاند. این گروه، دیگر به نفوذ از طریق «درهای گردان» در نهادهای امنیت ملی بسنده نمیکنند، بلکه مستقیماً در بحثها و تصمیمگیریهای کلان امنیت ملی مشارکت میجویند. الکساندر کارپ، مدیرعامل پالانتیر، با شور و اشتیاق از خدمت شرکتهای فناوری به منافع ملی آمریکا دفاع میکند و نخبگان سیلیکونولی را به بازگشت به روحیه میهنپرستی «عصر منهتن» فرا میخواند.
در سال ۲۰۲۵، کارپ همراه با نیکلاس زامیسکا، کتاب «جمهوری فناوری: سختافزار قدرت، باورهای نرم و آینده غرب» را منتشر کردند. این اثر، رویکرد سنتی سیلیکونولی—که صرفاً بر توسعه محصولات مصرفی و کسب سود تجاری متمرکز بوده—را به نقد کشیده و این دره فناوری را به «دره گمشده» تشبیه کرده است؛ بازتابی از نوعی «گریزطلبی فناورانه». به باور نویسندگان، ظهور هوش مصنوعی، تهدیدی زیربنایی برای نظم جهانی است و عصر بازدارندگی نوین—مبتنی بر هوش مصنوعی—جایگزین عصر بازدارندگی هستهای خواهد شد. از اینرو، سیلیکونولی نباید «در خوابآلودگی به سر برد»؛ «نخبگان مهندسی دره فناوری، مسئولیت دارند تا با اشتیاق در شکلدهی به مأموریتهای دفاعی و ملی کشورشان مشارکت کنند».
در سوی دیگر طیف، برخی از چهرههای شاخص سیلیکونولی با احتیاط بیشتری برخورد میکنند؛ نگرانی آنها از سوءاستفاده دولتها و ارتشها از هوش مصنوعی و پیامدهای فاجعهبار آن برای بشریت است. مصطفی سلیمان، مسئول هوش مصنوعی مایکروسافت، همراه با همکارانش در سال ۲۰۲۳ کتاب «موج در راه است: فناوری، قدرت و بزرگترین معمای قرن بیستویکم» را منتشر کرد. به باور آنها، موج فناوریهای نوظهور—شامل هوش مصنوعی و زیستشناسی ترکیبی—به نیرویی تعیینکننده در رقابتهای ژئوپلیتیک میان دولتها تبدیل شده است. اما پرسش بنیادینتر: چگونه میتوان این فناوریها را مهار کرد تا از سوءاستفاده جلوگیری شود؟ سلیمان از ایده «هوش فرابشری انسانگرا» (humanist superintelligence) دفاع میکند و بر ضرورت تقویت کنترلهای امنیتی بر هوش مصنوعی، همسو با منافع بشریت، تأکید میورزد.
دمیس هاسابیس، بنیانگذار دیپمایند گوگل و چهرهای افسانهای در حوزه هوش مصنوعی—که با توسعه آلفافولد و پیشبینی ساختار پروتئینها برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۴ شد—بارها نگرانی خود را از سوءاستفاده بدخواهانه از هوش مصنوعی ابراز کرده است. وی اعتراف کرده که دغدغههای امنیتی مرتبط با هوش مصنوعی، خواب را از چشمانش ربوده و خواستار همکاری بینالمللی برای تدوین استانداردهای سختگیرانهتر در حوزه ایمنی هوش مصنوعی شده است.
بدیهی است که چگونگی مدیریت رابطه میان فناوریهای نوظهور، ژئوپلیتیک و اخلاق اجتماعی، اکنون به موضوعی داغ در محافل فناوری آمریکا تبدیل شده و تأثیرات ملموسی بر مسیر توسعه بنگاههای این بخش بر جای گذاشته است. «نبرد حقوقی» میان آنتروپیک و دولت آمریکا، تجسم عینی همین تنشها در مسیر نظامیسازی هوش مصنوعی است. آنتروپیک با استناد به حقوق قانون اساسی، اقدامات پنتاگون و دولت ترامپ در برچسبزنی این شرکت بهعنوان «ریسک زنجیره تأمین» و دستور توقف بهکارگیری فناوریهای آن توسط نهادهای دولتی را غیرقانونی میداند.
در ۲۶ مارس، قاضی فدرال کالیفرنیا حکم داد که اقدامات تنبیهی دولت ترامپ علیه آنتروپیک، احتمالاً فراتر از اختیارات قانونی بوده و دستور توقف موقت این اقدامات را صادر کرد. مقامات ارشد آنتروپیک بر این باورند که انگیزه اصلی دولت ترامپ برای این فشارها، نه مسائل امنیتی، بلکه خودداری داریو آمودئی، مدیرعامل این شرکت، از کمک مالی یا تمجید عمومی از ترامپ بوده است.
شایان توجه است که ایستادگی آنتروپیک در برابر دولت، حمایتهای گستردهتری را برای این شرکت به ارمغان آورده است. «کلود» اکنون در بسیاری از کشورها در زمره پراستفادهترین برنامههای هوش مصنوعی قرار دارد و گزارشها حاکی از جذب روزانه بیش از یک میلیون کاربر جدید است. اما پرسش کلیدی باقی است: در «جمهوری فناوری» آینده، چه کسی حاکم خواهد بود؟ و چه مرجعی صلاحیت تعریف «کاربرد قانونی و اخلاقی» فناوری را دارد؟ این، نبرد قدرتای پرابهام و پر از عدم قطعیت است که سرنوشت آن، آینده تکنولوژی و سیاست جهانی را رقم خواهد زد.
«ژئوتکنولوژی» ستون تخصصی پروفسور ژائو مینگهاو از مرکز مطالعات آمریکا در دانشگاه فودان است که به واکاوی تعاملات میان نوآوریهای فناورانه و رقابتهای کلان قدرتها میپردازد و میکوشد تحولات جهانی را از منظر «سیاست فناوری» تحلیل کند.
