گربه دهانش به گوشت نمیرسد، میگوید بویش بد است

ا. م. شیری
خبرگزاری اسپوتنیک نوشت:
«رسانه: ترامپ آماده است تا بدون باز کردن تنگۀ هرمز به کارزار علیه ایران پایان دهد.
کاخ سفید به این نتیجه رسیده است که تلاش برای باز کردن تنگۀ هرمز، درگیری را فراتر از چهار تا شش هفتۀ برنامهریزی شده، طولانیتر خواهد کرد.
به گفتۀ روزنامۀ وال استریت ژورنال، رئیس جمهور تصمیم گرفته است که واشنگتن باید خود را به اهداف اصلی خود، نیروی دریایی ایران و ذخایر موشکی آن محدود کند».
دونالد اپستین ترامپ (این نام را بخاطر بسپارید)، رئیس جمهور آمریکا، قمارباز و بچهباز بعنوان نمایندۀ دولت مخفی کودکخواران، تا دهان باز میکند، چرند میبافد و دروغهای متناقض میگوید. مثل یک آدم لات و قمهکش، عربده میکشد.
این تعریف از اپستین ترامپ نه ناشی از نفرت است، نه از سر دشمنی، بلکه عین واقعیت است. «برادرزادههای» ترامپ میتوانند زبان گفتاری و زبان بدن او را با گفتار و رفتار سران سایر کشورها، مثلا، با شی چینپینک، ولادیمیر پوتین، شهید آیتالله خامنهای، دیاز کانل، نیکولاس مادرو و بسیاران دیگر مقایسه کنند. هر چند چنین مقایسه گناه است، گناه کبیره!
یک نکتۀ جالب توجه این است که اپستین ترامپ ویترین و عنصر روی صحنۀ دولت مخفی آمریکا، یعنی کالای گزیده در سر گونی است، میتوان حدس زد در آن پشت-مشتها چه اعجوبه- عجوزههای ابلهی این امپراتوری دروغ را اداره میکنند.
بمنظور اجتناب از اطالۀ کلام از یادآوری دروغها و تناقضگوییهای ترامپ در رابطه با سایر کشورها مثلا، پایان دادن به جنگ ناتو علیه روسیه در اوکراین در ٢۴ ساعت، حمله به ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور مادورو، تهدید به اشغال کوبا و غیره صرفنظر میکنیم و به برخی دروغها و تناقضگویی او در رابطه با میهن ما اشاره میکنیم.
اپستین ترامپ که هنگام جلوس بر تخت سلطنت امپراتوری آمریکا وعده کرده بود، هیچ جنگی را آغاز نخواهد کرد و به دنبال «جایزۀ صلح نوبل» بود، به همراه ستاد مرکزی صهیونیسم (اسرائیل)، در عرض ٩ ما، دو جنگ و حداقل یک کودتا علیه میهن ما راه انداخته است و همه بر مبنای دروغهای سخیفتر از دروغهای گوبلزی: حملۀ تروریستی در خرداد ماه، کودتا با دست ستون پنجم در دی ماه و آغاز باز هم حملۀ تروریستی در نهم اسفند ماه سال گذشته که اکنون وارد دومین ماه خود شده است!
دونالد اپستین ترامپ که در سال ٢٠١٧ با پاره کردن توافق برجام بدفرجام، رژیم تروریستی امپریالیسم آمریکا را از آن خارج کرد، بعد از به قدرت رسیدن مجدد، در عین تشدید تهدیدها و فشارها و تحریمها علیه میهن ما، خواستار مذاکره شد.
در نقطه مقابل، حاکمیت کشور ما نیز زیر فشارهای مداوم مبتلایان به ویروس مذاکره، عوامل نفوذی و غربگرایان جا خوش کرده در نهادهای تصمیمساز کشور، به مذاکرۀ غیرمستقیم با نمایندۀ آمریکا- یک دلال املاک و مستغلات و با مشاطهگری سلطاننشین عمان تن داد. پنج دور مذاکره برگزار شد تا اینکه یک روز قبل از شروع دور ششم، در خرداد ماه سال گذشته، میهن ما را همراه با اسرائیل و ستون پنجم از داخل، مورد حملۀ تروریستی قرار داد.
این حملات تروریستی ١٢ روز ادامه یافت و طی آن، خسارات و تلفات جبرانناپذیری به کشور ما وارد شد: نابودی بخشهای بزرگی از زیرساختها، صنایع و مؤسسات تولیدی، حمله به مراکز هستهای، ترور و کشتار شهروندان غیرنظامی، فرماندهان طراز اول نیروهای دفاعی، ترور جمعی سرداران علم و صنعت، بویژه، دانشمندان هستهای کشور.
پس از حملات تروریستی خرداد ماه، رژیمهای آمریکا و اسرائیل به تبلغات و تهدیدات خود شدت بخشیدند و با تشجیع و تهییج، بسیج و سازماندهی، ستون پنجم خود را برای انجام کودتای ضد ملی در دی ماه وارد میدان کردند. عنوان این کودتا- ظاهراً اعتراض به بحران، تورم و گرانی، بویژه سقوط ارزش پول ملی و گرانی ارز- دلار- چنان فریبنده انتخاب شده بود، که اغلب جریانها و افراد به اصطلاح سیاسی، آن را «خیزش سراسری»، «جنبش خودجوش مردمی» تعریف کرده، از کودتای ستون پنجم حمایت کردند.
با این حال، بعد از شکست کودتای دی ماه، از یک طرف، آمریکا با تشدید دوچندان تهدیدات و فشارهایش، باز هم خواستار مذاکره برای حصول «توافق» شد. از طرف دیگر، نهاد تصمیمساز کشور بجای طرح شکایت و اقامۀ دعوی در مجامع سیاسی و محاکم قضایی بینالمللی علیه مهاجمان و درخواست پرداخت غرامت از آنها در قبال حملات خرداد ماه، باز هم به پای میز مذاکره رفت. تا اینکه در آخرین دور مذاکرات در ژنو، هنگامی که طرفین خوشحال و خندان از «نتایج خوب» مذاکرات خبر دادند، باز هم روز از نو، روزی از نو! باز هم حملات تروریستی، بمب و موشکباران مدارس، دانشگاهها، مناطق مسکونی، مراکز علمی- صنعتی، ترور ددمنشانۀ دختربچههای دانشآموز، مقامات عالیرتبه تا رهبر فقید کشور، آیتالله سید علی خامنهای که مشروح آنها بر همگان معلوم است.
دونالد اپستین ترامپ در روند تمام این حملات ادعای پیروزی بر ایران ما، نابودی تأسیسات هستهای کشور را اعلام کرد. برغم چنین دروغهای آشکار، هنگامی که با واقعیت میدانی مواجه شد، بسوی دولتهای تحت استعمار آمریکا، سازمان تروریستی ناتو، بطور کلی، به طرف حاکمان دلقک و دستنشاندۀ دنیای غرب و عرب، حداقل برای بازگشایی تنگۀ هرمز دست گدایی دراز کرد. اما کسی پشیزی در کف دست او ننهاد.
در مواجه با چنین وضعیتی، ترامپ که برای بازگشایی تنگۀ هرمز خیلی عجله داشت، مانند گربهای که دهانش به گوشت نرسید، آن را بد بو دانست، در آخرین چرندگویی خود گفت: «ما به تنگۀ هرمز نیاز نداریم، کشورهایی که کمبود سوخت دارند، نفت خودشان را تهیه کنند».
حال که چنین مقدر است، بر نیروهای قهرمان مدافع میهن و حاکمیت کشور ما فرض واجب است، حرف آخر را بزنند؛ بموازات تداوم شخم زدن مقتدرانۀ پایگاههای تروریستی آمریکا به شمول بزرگترین آنها- اسرائیل به پشتوانۀ پشت جبهۀ قدرتمند خود، یعنی همین تودههای شجاع دائماً حاضر در خیابانها و میادین، تا تعطیلی کامل و اخراج آنها از منطقه، رژیم حقوقی کاملا جدید بر تنگۀ استرتژیک هرمز که ٢٠ درصد نفت و ٣٠ درصد گاز مورد نیاز جهان از آن عبور میکند، تعریف کنند، مانند همۀ تنگهها و گذرگاههای آبی در جهان عوارض وضع نمایند. بگونهای که پس از پیروزی نهایی نیز، هرگز و هیچگاه به نفتکشها و کشتیهای تجاری رژیمهای مهاجم و تمام کشورها و شبهکشورهایی که قلمرو خاکی، آبی و فضایی خود را برای حملات تروریستی در اختیار آمریکا و اسرائیل گذاشتهاند، حتی با پرداخت عوارض نیز اجازۀ عبور ندهند. بگذار اپستین ترامپ هر قدر که زبان دروغ در دهان کثیفش میچرخد، چرند «پیروزی» ببافد، لاطائلات بگوید!
١٢ فروردین، روز پایان رژیم سلطنتی در میهن ما بر عموم هموطنان میهندوست خجسته باد!
١٢ فروردین- حمل ١۴٠۵
