
نویسنده: وانگکایون | منبع: گوانچا
ترجمه مجله جنوب جهانی
تشدید منازعه نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خاورمیانه را در کورهای از بیثباتی فرو برده و کشورهای حاشیه خلیج فارس را در تنگنایی دیپلماتیک بیسابقه قرار داده است. از یک سو، واشنگتن با سیگنالهای آشکار، ریاض و ابوظبی را به «تأمین هزینه جنگ» فراخوانده است؛ از سوی دیگر، تهران با لحنی آمیخته به هشدار و موعظه، این کشورها را به گسستن پیوندهای راهبردی با آمریکا دعوت میکند.
اما در پسِ این فشارهای بیرونی، شکافی عمیق در مواضع داخلی شورای همکاری خلیج فارس نیز پدیدار شده است. به گزارش ۳۰ مارس آسوشیتدپرس، امارات متحده عربی و عربستان سعودی در حال لابیگری برای تداوم فشار نظامی آمریکا بر ایران هستند؛ در مقابل، عمان و قطر مسیر دیپلماسی و گفتوگو را بر تشدید درگیری ترجیح میدهند.
صورتحساب جنگ: چه کسی باید بپردازد؟
کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، ۳۰ مارس در نشست خبری خود اعلام کرد که مذاکرات با ایران برای پایان دادن به منازعه «روند مطلوبی» دارد و همزمان اشاره نمود که دونالد ترامپ تمایل دارد هزینههای عملیات نظامی علیه تهران را بر دوش کشورهای عربی بگذارد.
لویت با صراحت افزود: «گمان میکنم رئیسجمهور اشتیاق فراوانی برای طرح این درخواست داشته باشد. میدانم که این ایده در کانون توجه اوست و بهزودی شاهد اظهارات صریحتری در این باره خواهیم بود.»
همسو با این اظهارات، رسانههای ترکیه به نقل از سالم الجهوری، خبرنگار عمانی شبکه بیبیسی عربی، گزارش دادند که واشنگتن فشار خود را بر اعضای شورای همکاری خلیج فارس افزایش داده تا سهمی سنگین از هزینههای جنگ علیه ایران را تقبل کنند.
بر اساس این گزارشها، ترامپ دو گزینه پیشروی این کشورها نهاده است: یا پرداخت ۵ تریلیون دلار برای تداوم عملیات نظامی، یا تأمین ۲.۵ تریلیون دلار برای «پایان دادن به جنگ»—مبلغی که قرار است هزینههای اخیر پنتاگون را پوشش دهد.
الگویی تکراری: جنگهای آمریکا، جیب متحدان
این رویکرد واشنگتن مبنی بر تحمیل بار مالی منازعات به متحدان، بیسابقه نیست. جیمز بیکر، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا، در گفتوگویی سال ۲۰۱۴ با شبکه انبیسی، با صراحتی تحسینبرانگیز از استراتژی دهه ۹۰ میلادی پرده برداشت: «ما اجازه دادیم دیگران صورتحساب جنگ را بپردازند.»
منظور بیکر از «دیگران»، کویت، عربستان سعودی، امارات، آلمان و ژاپن بودند؛ کشورهایی که در جریان جنگ خلیج فارس—با هزینه کل حدود ۶۱.۱ میلیارد دلار—بیش از ۸۰ درصد از مخارج را تقبل کردند. در آن میان، کویت با ۱۶ میلیارد و عربستان با ۱۶.۸ میلیارد دلار، بیشترین سهم را داشتند، در حالی که سهم آمریکا تنها ۷.۳ میلیارد دلار، معادل تقریبی ۱۲ درصد از کل هزینهها، بود.
فراخوان تهران: «اکنون وقت اخراج نیروهای آمریکاست»
از ۲۸ فوریه تا کنون، یک ماه تمام از آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد. در این مدت، تهران بارها پایگاههای منطقهای واشنگتن را هدف پاسخهای متقابل قرار داده و کشورهای خلیج فارس نیز ناخواسته در معرض پیامدهای این درگیری قرار گرفتهاند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، هفته گذشته از هتلهای کشورهای حوزه خلیج فارس خواست تا از پذیرش رزرواسیون نیروهای آمریکایی خودداری کنند؛ چراکه سربازان فراری از پایگاههای نظامی، ممکن است به اماکن غیرنظامی پناه برده و شهروندان عادی را بهعنوان «سپر انسانی» به کار گیرند.
عراقچی روز ۳۰ مارس در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، با انتشار تصویری از یک هواپیمای نظامی آسیبدیده، عربستان سعودی را به اخراج نیروهای آمریکایی فراخواند:
«ایران برای پادشاهی عربستان سعودی، بهعنوان کشوری برادر، احترام قائل است. اقدامات ما متوجه مهاجمان خصمانهای است که نه برای عربها و ایرانیان احترامی قائلاند و نه توانایی تأمین امنیت دارند. ببینید با فرماندهی هوایی آنها چه کردیم. اکنون زمان آن فرا رسیده که نیروهای آمریکایی را از منطقه بیرون رانید.»
همزمان، خبرگزاری تسنیم به نقل از روابط عمومی سپاه پاسداران گزارش داد که در جریان حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاه هوایی «شاهزاده سلطان» در عربستان، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام ای-۳ «سنتینل» هدف قرار گرفته و آسیب جدی در بخشهای حیاتی دم آن وارد شده است.
چند روز پیشتر، تنگ سیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه که هفته گذشته در درگیریها جان باخت، هشدار داده بود که تهران سالهاست به رهبران خلیج فارس یادآوری میکند: آمریکا نه حامی امنیت آنهاست و نه در لحظه حساس، منافع خود را فدای متحدانش خواهد کرد. به باور وی، کشورهای حوزه خلیج فارس اکنون قربانی همین محاسبات سرد واشنگتن شدهاند و تنها راه برونرفت، همبستگی جهان اسلام برای اخراج نیروهای فرامنطقهای از خاورمیانه است.
در همین راستا، حسین عنایتی، سفیر ایران در عربستان سعودی، نیز تأکید کرد که روابط تهران با کشورهای خلیج فارس نیازمند «بازنگری جدی» است؛ بازنگریای که باید بر پایه محدودسازی نفوذ قدرتهای فرامنطقهای استوار باشد.
.
