رقابت راهبردی چین و آمریکا و نوآوری‌های تعبیه‌شده در ژئوپلیتیک، اتحادهای فناوری


ژائو مینگ‌هائو

«ژئوتکنولوژی» عنوان ستونی است از ژائو مینگ‌هائو، استاد مرکز مطالعات آمریکا در دانشگاه فودان، که با هدف بررسی تعامل بین نوآوری‌های علمی و رقابت قدرت‌های بزرگ و درک تحولات جهانی از بُعد «سیاست فناوری» ایجاد شده است.

ترجمه مجله جنوب جهانی

اخیراً ارزش بازار شرکت انویدیا (NVIDIA) برای نخستین بار از مرز ۵ تریلیون دلار گذشت و رکورد جدیدی در تاریخ بازارهای سهام جهانی خلق کرد. به‌عنوان پیشگامی در حوزه تراشه‌های پیشرفته، موفقیت انویدیا تأثیر عمیق انقلاب هوش مصنوعی را منعکس می‌کند. برخی از سرمایه‌گذاران برتر جهان معتقدند که یک «ابرچرخه» هوش مصنوعی که ممکن است ۲۰ سال ادامه یابد، آغاز شده است. فیلیپ آگیون، برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۲۵ و استاد دانشگاه لندن، بر این باور است که رهبری فناوری عامل کلیدی رقابت اقتصادی قدرت‌های بزرگ است. آمریکا همچنان برتری مطلق را در حوزه‌های هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و سایر زمینه‌ها در اختیار دارد و این امر به واشنگتن امکان می‌دهد زنجیره ارزش را کنترل کند، سرمایه خارجی را برای تأمین مالی بدهی‌های خود جذب نماید و بدین ترتیب هژمونی دلار را تضمین کند.

بی‌تردید، با تعمیق رقابت قدرت‌های بزرگ، ارتباط متقابل بین فناوری و ژئوپلیتیک روزبه‌روز تنگاتنگ‌تر می‌شود. پس از ژئوپلیتیک و ژئواکونومی، بررسی روابط بین‌الملل از دیدگاه ژئوتکنولوژی اهمیت فزاینده‌ای می‌یابد.

ژئوپلیتیک موضوعی کلاسیک در مطالعات روابط بین‌الملل است که ماهیت آن مطالعه ارتباط سیاسی و راهبردی جغرافیا با قدرت بین‌المللی است. با پیشروی جهانی‌سازی پس از جنگ سرد، تعامل عمیق اقتصاد و ژئوپلیتیک چارچوب تحلیلی جدیدی به نام «ژئواکونومی» را پدید آورد. در بستر ظهور تفکر «ضد جهانی‌سازی» در کشورهای غربی به‌ویژه آمریکا و پیگیری رقابت قدرت‌های بزرگ، تأثیراتی نظیر «سلاحی‌سازی» وابستگی متقابل اقتصادی، موازنه میان مکانیزم‌های اقتصادی و تجاری بین‌المللی، «دوست‌سپاری» (friend-shoring) و بازسازی زنجیره تأمین بر رقابت ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ روزبه‌روز آشکارتر می‌شود و ژئواکونومی به‌طور مستمر بر تحولات روابط بین‌الملل چارچوب‌سازی می‌کند.

«ژئوتکنولوژی» به چه معناست؟

دیدگاه ژئوتکنولوژی بر روابط متقابل عوامل فناوری با ژئوپلیتیک و رقابت قدرت‌های بزرگ تمرکز دارد. از منظر تاریخی، پیشرفت فناوری نیروی محرکه قدرتمندی برای ظهور قدرت‌های بزرگ و دگرگونی‌های نظامی و الگوهای جنگ فراهم کرده است و بدین ترتیب تحولات عمیقی در ساختار سیاست بین‌الملل پدید آورده است؛ همزمان، رقابت قدرت‌های بزرگ اغلب کاتالیزور تغییرات فناوری بزرگ بوده است. برای نمونه، جنگ سرد آمریکا و شوروی موجب شکل‌گیری سری نوآوری‌هایی از جمله در حوزه‌های میکروالکترونیک، ماهواره، انرژی هسته‌ای و بیوتکنولوژی شد.

پرتاب ماهواره «اسپوتنیک ۱» شوروی در سال ۱۹۵۷، شوک بزرگی به آمریکا وارد کرد. کنگره آمریکا در سال ۱۹۵۸ با تصویب قانونی، آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته (DARPA) را در درون وزارت دفاع تأسیس کرد. این نهاد در نوآوری‌های کلیدی اینترنت، سیستم موقعیت‌یاب جهانی (GPS) و پهپادها نقش محوری ایفا کرد و به «مغز پنتاگون» و «قلب مجتمع صنعتی-نظامی» شهرت یافت. سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) در سال ۱۹۶۳ اداره علم و فناوری را تأسیس کرد تا با استفاده از ابزارهای پیشرفته «پرده آهنین را سوراخ کند» و از طریق ماهواره‌های جاسوسی و هواپیماهای U-۲ رصد خود از شوروی را تشدید کند و پیشرفت‌های رقیب در حوزه‌های موشک‌های بالستیک، میکروالکترونیک و غیره را از نزدیک زیر نظر بگیرد. علاوه‌بر این، CIA از طریق پروژه‌هایی نظیر «کورونا» به‌طور مستقیم فعالیت‌های تحقیق‌وتوسعه را در حوزه‌های فضا، ارتباطات، پزشکی و ذخیره‌سازی انرژی را پدید آورد.

در عصر حاضر، نوآوری‌های علمی و فناوری در سطح جهانی به‌نحو بی‌سابقه‌ای فشرده و فعال است؛ انقلاب علمی-فناوری و تحول صنعتی جدیدی در حال بازسازی مجدد نقشه جهانی نوآوری و ساختار اقتصاد جهانی است. در این بستر، کشورها به تأثیر عوامل فناوری بر استراتژی‌های امنیت ملی خود اهمیت بیشتری می‌دهند و رقابت بر سر «قدرت نوآوری» (innovation power) میان قدرت‌های بزرگ روزبه‌روز شدت می‌یابد.

استراتژی امنیت ملی آمریکا که در اکتبر ۲۰۲۲ منتشر شد، چنین اعلام کرد: «برای رقابت ژئوپلیتیک کنونی و آینده امنیت ملی، اقتصاد و دموکراسی ما، فناوری از اهمیت حیاتی برخوردار است… در دهه آینده، فناوری‌های کلیدی و نوظهور اقتصادها را دوباره سازمان‌دهی خواهند کرد، تحولات نظامی پدید خواهند آورد و جهان را دگرگون خواهند ساخت.»

ترامپ پس از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری، در حوزه فناوری نیز موضع «سرمایه‌گذاری همه‌جانبه» را به نمایش گذاشت. ترامپ شرکت‌های اوراکل، Open AI و غیره را برای سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیارد دلاری در چهار سال آینده و تسریع در ساخت زیرساخت‌های هوش مصنوعی مانند مراکز داده هدایت کرد و آن را پروژه «دروازه کهکشان» (Stargate) نامید. در ماه ژوئیه، ترامپ شخصاً «طرح عملیاتی هوش مصنوعی برای پیروزی در رقابت هوش مصنوعی» تدوین‌شده توسط کاخ سفید را منتشر کرد که صراحتاً اعلام می‌کرد باید در تحقیق‌وتوسعه، کاربرد و صدور فناوری هوش مصنوعی «از چین پیشی بگیریم».

قطب فناوری جهان

در این رقابت بر سر ژئوتکنولوژی، تأثیر بازیگرانی مانند شرکت‌های فناوری پیشرفته بر رقابت قدرت‌های بزرگ رو به افزایش است. ادغام عمیق نیروهای دولتی و اجتماعی در رقابت فناوری میان قدرت‌های بزرگ برجسته‌تر شده است. با ثروت هنگفت خود، شرکت‌های فراملیتی نظیر انویدیا «ابرقدرت» تشکیل داده‌اند که به‌طور عمیق بر نظم سیاسی و اقتصادی جهان تأثیر می‌گذارند.

ایان برمر، بنیان‌گذار شرکت مشاوره ژئوپلیتیک معروف «گروه اوراسیا»، معتقد است شرکت‌های فناوری «بازیگران اصلی» ژئوپلیتیک جهان در سده بیست‌ویکم هستند. در مقایسه با نظام‌های تک‌قطبی، دوقطبی یا چندقطبی سیاست بین‌الملل سنتی، اهمیت «قطب فناوری» (technopolar) روزبه‌روز برجسته‌تر می‌شود؛ شرکت‌های فناوری می‌توانند «تعیین کنند کشورها چگونه از قدرت اقتصادی و نظامی خود بهره‌گیرند، اشتغال آینده را شکل دهند و پیمان اجتماعی را بازتعریف کنند» و محیط جهانی مورد اتکای رقابت قدرت‌های بزرگ را بسازند.

برای تدوین و اجرای سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا، شرکت‌های فناوری پیشرفته مانند گوگل، اینتل، تسلا و همچنین انجمن‌های صنعتی و فناوری مرتبط، دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی، نیروهایی غیرقابل‌انکار هستند. از طریق مکانیزم‌هایی مانند شورای مشاوران علمی و فناوری ریاست‌جمهوری و «کمیسیون امنیت ملی هوش مصنوعی» ایجادشده توسط کنگره، متخصصان فناوری و مدیران ارشد شرکت‌های فناوری پیشرفته برای بهبود استراتژی امنیت ملی آمریکا پیشنهادهای سیاستی و حمایت‌های عملی ارائه می‌دهند.

درگیری روسیه و اوکراین جنگ جهانی را به مرحله جدیدی از عملیات نظامی هوشمند پیش برده است و بسیاری از شرکت‌های فناوری پیشرفته به این منازعه طولانی‌مدت عمیقاً وارد شده‌اند. برای مثال، خدمات «استارلینک» ارائه‌شده توسط شرکت اسپیس‌ایکس (SpaceX) و اطلاعات تصویربرداری ماهواره‌ای شرکت «پلنت لبز» (Planet Labs) عامل کلیدی تأثیرگذار بر جنگ اوکراین شده است.

بسیاری از قدرت‌های بزرگ در حال رقابت برای پیشبرد کاربردهای نظامی هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و غیره و تحقیق و استقرار سامانه‌های سلاح خودکار هستند. سامانه «ماون» (MAVEN) که توسط وزارت دفاع آمریکا و شرکت‌های اوراکل، گوگل، آمازون و غیره به‌طور مشترک توسعه یافته، اکنون به کار گرفته شده و با استفاده از یادگیری ماشین برای تحلیل داده‌های عظیم، به ارتش در تحلیل سریع اطلاعات و تصمیم‌گیری کمک می‌کند. کل ناتو نیز از این سامانه استفاده خواهد کرد.

جالب اینکه، برای تضمین برتری فناوری فوق‌العاده بلندمدت، برخی کشورهای غربی از جمله آمریکا «استراتژی صنعتی مدرن» را اجرا می‌کنند؛ سرمایه‌گذاری دولتی در فعالیت‌های تحقیق‌وتوسعه و صنایع فناوری پیشرفته را افزایش می‌دهند، بازسازی زنجیره تأمین محصولات فناوری پیشرفته را پیش می‌برند، همکاری نیروهای دولتی و اجتماعی را تقویت می‌کنند و با قدرت موضع قدرت را علیه رقبا می‌سازند. در ماه آگوست، دولت ترامپ اعلام کرد بزرگ‌ترین سهام‌دار شرکت اینتل، غول تراشه‌سازی، خواهد شد و همچنین انویدیا را برای تأمین مالی اینتل تحت فشار قرار داد. علاوه‌بر این، ترامپ دولت آمریکا را به همکاری مشابه با شرکت‌هایی در حوزه اطلاعات کوانتومی وادار می‌کند.

گسترش اتحاد فناوری

ساخت اتحادها یا بلوک‌های مرتبط با فناوری به کانون رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است؛ چه «مکانیزم چهار جانبه تراشه» متشکل از آمریکا، ژاپن، کره جنوبی و تایوان، چه «کارگروه فناوری‌های نوظهور» در چارچوب مکانیزم کواد (QUAD) متشکل از آمریکا، ژاپن، هند و استرالیا، همه و همه نشان‌دهنده ادغام عمیق فناوری و ژئوپلیتیک است.

برای تقویت برتری فناوری بر رقبا، آمریکا و کشورهای غربی بر ساخت اتحادهای فناوری چندلایه و مدولار تأکید دارند و تلاش می‌کنند با افزایش به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات اطلاعاتی و تقویت هماهنگی سیاستی در حوزه‌هایی مانند سیاست صنعتی، کنترل صادرات، بررسی سرمایه‌گذاری و تبادلات علمی و فناوری بین‌المللی، به هدف «حیاط‌های کوچک به‌هم‌پیوسته، دیوارهای بلند به‌هم‌متصل» دست یابند. این نوع اتحادهای فناوی همچنین کارکرد تحریک سرمایه‌گذاری مشترک و تحقیق‌وتوسعه مشترک را دارند و هدف آنها ارائه «گزینه‌های جایگزین» برای محصولات فناوری پیشرفته، تضعیف سهم بازار و نفوذ رقبا در صنایع فناوری پیشرفته جهانی است.

علاوه‌بر این، اتحادهای فناوری بر مقابله با رقابت قدرت‌های بزرگ در حوزه‌هایی مانند استانداردهای بین‌المللی، حکمرانی فناوری‌های نوظهور و اخلاق پژوهشی تأکید دارند؛ برای مثال، کنترل سازمان‌های بین‌المللی مانند «کمیسیون بین‌المللی الکتروتکنیک» (International Electrotechnical Commission, IEC) را تقویت می‌کنند تا مطمئن شوند قواعد حکمرانی هوش مصنوعی با آنچه «ارزش‌های غربی» خوانده می‌شود، منطبق است.

با پیگیری آمریکا و کشورهای غربی، رقابت فناوری بیش از پیش ویژگی «رقابت میان‌حوزه‌ای» را به خود می‌گیرد؛ به این معنا که عوامل زنجیره تأمین، امنیت نظامی، ایدئولوژی و غیره با رقابت فناوری به‌طور عمیق گره خورده است. مکانیزم‌های ژئوپلیتیکی مانند «مشارکت امنیتی سه‌جانبه میان انگلستان، آمریکا و استرالیا (AUKUS)» نیز به‌تدریج کارکردهای رقابت فناوری را در خود جای می‌دهند؛ آمریکا تلاش می‌کند عوامل فناوری به‌ویژه فناوری‌های نوظهور با چشم‌انداز کاربرد نظامی را به‌عنوان چسبی برای شکل‌گیری بلوک‌های ژئوپلیتیک به کار گیرد و با مواردی نظیر «استبداد دیجیتال»، «اجبار اقتصادی»، «ریسک‌های حکمرانی هوش مصنوعی» و غیره به‌عنوان نیروهای محرکه، اتحاد فناوری تحت رهبری خود را بسازد.

ترامپ و نخبگان فناوری

دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، تا حد زیادی می‌توان گفت «سرود شادی سیلیکون‌ولی» است. در حالی که حمایت نخبگان دنیای فناوری از ترامپ روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود، سیاست فناوری آمریکا علیه چین نیز تا حد زیادی تحت تأثیر سیلیکون‌ولی قرار خواهد گرفت.

پیتر تیل (Peter Thiel)، بنیان‌گذار پی‌پل (PayPal) و جیکوب هلبرگ (Jacob Helberg)، افرادی از سیلیکون‌ولی با دیدگاه‌های بسیار منفی نسبت به موضوعات مربوط به چین، تأثیر مهمی بر استراتژی آمریکا در قبال چین در دولت جدید ترامپ دارند.

پیتر تیل بنیان‌گذار شرکت پی‌پل است و همچنین رهبری شرکت تازه‌کار پالانتیر و بسیاری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر را برعهده دارد. او به‌عنوان «متفکر سیلیکون‌ولی» شناخته می‌شود و همچنین حامی مهم معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی.دی. ونس (J.D. Vance) در ورود از سیلیکون‌ولی به عرصه سیاسی ایالات متحده است. جیکوب هلبرگ در سال ۲۰۲۳ «انجمن دره» را بنیان نهاد؛ «دره» به معنای «دره سیلیکون» و «انجمن» به معنای «مجلس نمایندگان» است. هدف او افزایش ارتباط و همکاری میان نمایندگان کنگره آمریکا و نخبگان فناوری، پیشبرد «جدایی فناوری» آمریکا از چین و پیروزی در «جنگ سرد دوم» با چین است.

از طریق مکانیزم‌هایی مانند «انجمن ولی»، همکاری و تعامل میان جبهه فناوری جنگ‌طلب آمریکا و نیروهای جنگ‌طلب تجاری و جنگ‌طلب حقوق بشر در کنگره تقویت خواهد شد. شرکت‌های فناوری پیشرفته آمریکایی مانند پالانتیر قراردادهای کلان از نهادهای امنیت ملی مانند وزارت دفاع، وزارت امور خارجه و سیا دریافت می‌کنند و تلاش می‌کنند با دستکاری «تهدید چین» به منافع خود دست یابند. شرکت‌های فناوری پیشرفته، مؤسسات سرمایه‌گذاری خطرپذیر، انجمن‌های صنعتی فناوری و مؤسسات مشاوره تحقیق در حوزه فناوری به بازیگران کلیدی رقابت راهبردی آمریکا با چین تبدیل شده‌اند. با تقویت روزافزون ارتباطات و همکاری میان آنها با بخش امنیت ملی آمریکا، یک «مجتمع فناوری-امنیتی» که بر پایه دستکاری «تئوری تهدید چین» و تأکید بر همکاری چندجانبه بازیگران شکل گرفته است، در آمریکا با سرعت در حال شکل‌گیری است.

به طور خلاصه، در دوره کنونی و آینده نسبتاً طولانی، رقابت فناوری محور اصلی رقابت راهبردی آمریکا با چین است و عامل فناوری جایگاه برجسته‌ای در رقابت ژئوپلیتیک آمریکا و کشورهای غربی با چین دارد. بنابراین، ضروری است روابط قدرت‌های بزرگ را از دیدگاه ژئوتکنولوژی عمیقاً تحلیل کرد و چالش‌های جدی پیش روی چین برای دستیابی به هدف ساخت «قدرت علمی و فناوری» تا سال ۲۰۳۵ را مورد بررسی قرار داد.