
رسانههای داخلی ایران سخنرانی ترامپ را اینگونه تحلیل کردند
سخنرانی ترامپ را رمزگشایی کنید: اعتراف به شکست در قالب ادعای پیروزی
آنچه گفته نشد، بلندتر از آنچه گفته شد
در فرهنگ عامیانهی ما ایرانیها ضربالمثلی هست که میگوید «دروغگو کمحافظه است.» اما ترامپ از این هم فراتر رفته؛ او نهتنها دروغهای دیروزش را فراموش کرده، بلکه با وقاحتی کمنظیر، دور محل اصابت تیرهای خطارفتهاش خط میکشد و مدعی میشود که از ابتدا همینجا را نشانه گرفته بود.
سخنرانی امشب رئیسجمهور آمریکا را باید با دقت خواند — نه آنچه گفت، بلکه آنچه نگفت. نه آنچه ادعا کرد، بلکه آنچه از اهداف اولیهاش خاموشانه پاک کرد.
—
بازنویسی تاریخ در زمان واقعی
همه به یاد داریم که کاخ سفید و ماشین رسانهای آمریکا با چه طمطراقی اهداف این «عملیات» را اعلام کردند: تغییر نظام سیاسی در ایران، تسلیم کردن جمهوری اسلامی، نابودی توان دفاعی و موشکی، و پایان دادن به چرخهی هستهای ایران. اهداف واقعیتر اما پنهانماندهتر — آنهایی که در محافل اسرائیلی و نئوکانهای واشنگتن بیپردهتر مطرح میشد — حتی از این هم بلندپروازانهتر بود: تجزیهی ایران، حذف دائمی آن بهعنوان قدرت منطقهای، و بستن پروندهی مقاومت در برابر هژمونی غرب برای همیشه.
امشب ترامپ از همهی اینها حرفی نزد.
در عوض، با چرخشی که فقط در فرهنگ سیاسی آمریکا ممکن است جدی گرفته شود، اعلام کرد که «هیچگاه» هدفش تغییر نظام سیاسی نبوده. این جمله بهتنهایی کافی است تا هر تحلیلگری بفهمد که بازی از دست رفته است.
—
تنگهای که آمریکا را زمین زد
اما تیر خلاص سخنرانی امشب در جایی بود که شاید بسیاری از مخاطبان غربی از کنارش گذشتند: ترامپ عملاً اعلام کرد که گشودن تنگهی هرمز به زور نظامی، در توان آمریکا نیست و این مسئلهی ایران و طرفهای ذینفع است.
این یک اعتراف تاریخی است.
تنگهی هرمز طی هفتههای گذشته به تبدیل شدن به مهمترین معیار سنجش برنده و بازندهی این درگیری تبدیل شده بود. آمریکا میدانست که اگر نتواند با قدرت نظامی خود این آبراه را بگشاید، تمام روایت «قدرت بلامنازع» فرو میریزد. و فروریخت. ترامپ امشب این شکست را — نه با اذعان صریح، بلکه با حذف آرام از فهرست مسئولیتهایش — به ثبت رساند.
وقتی قدرتمندترین ارتش جهان اعلام میکند که «تنگهی هرمز به ما ربطی ندارد»، این جمله را باید چنین ترجمه کرد: «ما نتوانستیم.»
—
ادعاهایی که خودشان را نقض میکنند
ترامپ در همان سخنرانی مدعی شد که نیروی دریایی و هوایی ایران را «کاملاً نابود» کرده و توان موشکی کشور را از بین برده است. اما چند ساعت پس از این ادعا، سنگینترین حملهی موشکی به اسرائیل رقم خورد.
سؤال ساده است: این موشکها از کجا آمدند؟
اگر توان موشکی ایران نابود شده، اگر نیروی دریایی منهدم شده، اگر زیرساختهای دفاعی تسطیح شده — پس چه کسی تنگه را کنترل میکند؟ چه کسی موشک شلیک میکند؟ این تناقض را نمیتوان با بلاغت پنهان کرد.
این همان روایت «توان هستهای ایران را در جنگ دوازدهروزه نابود کردیم» است که حالا تکرار میشود — و این بار با اطمینان بیشتری میتوان گفت که دروغ است، چون همان دروغ قبلاً هم گفته شده بود.
—
جایگزینی رهبر؛ شوخی که ترامپ جدیاش گرفت
شاید طنزآمیزترین — یا در واقع غمانگیزترین — بخش سخنرانی امشب، ادعای «تغییر نظام» از طریق جابهجایی رهبری بود. ترامپ با صراحت تلویحی وانمود کرد که جایگزین شدن آیتالله سید مجتبی خامنهای بهجای آیتالله شهید سید علی خامنهای، به معنای تغییر ماهوی نظام است.
خبرنگاران بینالمللی که این ادعا را شنیدند حق داشتند که نتوانند جدیاش بگیرند. یک جانشینی درونسیستمی که از طریق سازوکار قانونی نظام انجام شده، نهتنها نشانهی تغییر نظام نیست، بلکه نشانهی بقا و استحکام آن است. این را حتی منتقدان جمهوری اسلامی هم تأیید میکنند.
—
خلاصهی آنچه امشب شنیدیم
سخنرانی ترامپ در واقع چهار پیام داشت که هیچکدام را صریح نگفت:
اول: آمریکا در تحقق اهداف اصلی اعلامشدهاش — تغییر نظام، تسلیم ایران، کنترل تنگهی هرمز — شکست خورده است.
دوم: ماشین تبلیغاتی کاخ سفید در حال زمینهچینی برای اعلام «پیروزی» است تا ترامپ بتواند در هفتههای آینده پروندهی این جنگ را با ادعاهای توخالی ببندد.
سوم: آمریکا عملاً پذیرفته که کنترل تنگهی هرمز خارج از دسترس نظامی اوست — و این شکستی است که پیامدهای ژئوپلیتیک آن سالها ادامه خواهد داشت.
چهارم: تلاش برای مدیریت افکار عمومی داخلی آمریکا از طریق مقایسه با جنگافروزیهای پیشین — انگار که «پیشینیانم هم به همین اندازه ویرانگر بودند» میتواند توجیهی برای شکست باشد.
—
آن تیرانداز که دور محل اصابت تیرهایش خط کشید، دستکم میدانست که تیرهایش کجا نشستهاند. ترامپ امشب حتی از این هم ناتوانتر به نظر رسید؛ چون هنوز وانمود میکند که هدف از ابتدا، همان نقطهای بود که تیرش به آنجا نرسید.
نگاه ایران به سخنرانی ترامپ
