
منبع: ناظر (گوانچا)
نویسنده: لیو چنگهوئی
ترجمه مجله جنوب جهانی
یک ماه از آتشافروزی مشترک آمریکا و اسرائیل در ایران میگذرد و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس که این روزها بیش از هر زمان دیگری دستخوش تلاطم شدهاند، تاب تحمل را از دست دادهاند. در این میان، امارات متحدهٔ عربی که تندروترین چهره در میان همسایگان جنوبی ایران به شمار میرود، نشانههایی آشکار از ورود به میدان نبرد را بروز داده است.
روزنامهٔ وال استریت ژورنال به نقل از مقامات عرب گزارش داد که امارات آماده میشود تا همراه با آمریکا و متحدانش، تنگهٔ هرمز را با زور نظامی بازگشایی کند. این اقدام، امارات را به نخستین کشور عرب حاشیهٔ خلیج فارس تبدیل خواهد کرد که پس از آغاز حملات به ایران، پای در میدان نبرد میگذارد. بر اساس این گزارش، امارات همچنین از آمریکا خواسته است تا چندین جزیرهٔ مورد مناقشه در آبراه راهبردی خلیج فارس – از جمله جزیرهٔ ابوموسی که نیمقرن زیر سلطهٔ ایران بوده و امارات آن را جزو خاک خود میداند – را به اشغال خود درآورد.
امارات و رویای بازپسگیری جزایر
روزنامهٔ وال استریت ژورنال پیش از این نیز در ۲۳ مارس گزارش داده بود که همپیمانان آمریکا از جمله امارات که پیشتر میکوشیدند از ورود به مناقشه اجتناب کنند، با افزایش حملات موشکی و پهپادی ایران، موضعی به شدت سختگیرانه اتخاذ کردهاند و به نظر میرسد ورودشان به جنگ «تنها مسئلهٔ زمان» باشد.
گزارش تازه، جزئیات بیشتری از برنامههای عملیاتی امارات را فاش میکند.
مقامات عرب اعلام کردهاند که امارات در شورای امنیت سازمان ملل به دنبال تصویب قطعنامهای است که مبنای حقوقی برای عملیات نظامی فراهم آورد. یک مقام اماراتی گفت که دیپلماتهای این کشور از آمریکا و قدرتهای بزرگ نظامی در اروپا و آسیا خواستهاند تا ائتلافی برای بازگشایی نظامی تنگه تشکیل دهند. به گفتهٔ این مقام، دولت ایران خود را در جنگی برای بقا میبیند و از این رو برای فلج کردن اقتصاد جهان، حاضر به بستن تنگه است.
این مقام اماراتی افزود که کشورش به دقت در حال بررسی نقش نظامی خود برای تأمین امنیت تنگه، از جمله مشارکت در مینروبی و پشتیبانی لجستیکی است.
مقامات عرب همچنین فاش کردند که امارات از آمریکا خواسته جزایر مورد مناقشه در این آبراه راهبردی – از جمله جزیرهٔ ابوموسی که نیمقرن تحت کنترل ایران بوده و امارات آن را متعلق به خود میداند – را به اشغال درآورد. مناقشهٔ جزایر سهگانه (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) که در موقعیتی حساس در نزدیکی تنگهٔ هرمز قرار دارند، از دههٔ ۱۹۷۰ میلادی تاکنون یکی از گرههای کور در روابط ایران و امارات بوده است.
چرخشی استراتژیک در موضع امارات
وزارت خارجهٔ امارات در بیانیهای با استناد به قطعنامههای پیشین شورای امنیت که حملات ایران به شهرهای امارات را محکوم کرده و همچنین اسناد سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) در محکومیت بستن تنگهٔ هرمز، کوشیده است برای موضع سختگیرانهٔ خود مشروعیت حقوقی دست و پا کند. در این بیانیه آمده است که «در سطح بینالمللی بر سر ضرورت حفظ آزادی کشتیرانی در تنگهٔ هرمز اجماعی گسترده وجود دارد».
مقامات عرب میگویند عربستان سعودی و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز حالا به جبههٔ مخالفان ایران پیوستهاند و خواستار ادامهٔ جنگ تا سقوط یا از کار افتادن نظام ایران هستند، هرچند هنوز برای اعزام نیرو تعهدی نکردهاند. بحرین، متحد نزدیک آمریکا و میزبان پایگاه پنجم ناوگان دریایی این کشور، رایزنی برای تصویب قطعنامهٔ مذکور را رهبری میکند. رأیگیری دربارهٔ این قطعنامه احتمالاً پنجشنبه (۲ آوریل) برگزار شود.
یک مقام کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس تأکید کرد که این موضعگیری تند امارات، نشاندهندهٔ تغییر بنیادین در استراتژی این کشور است.
واقعیت این است که پیش از این، روابط امارات و ایران چندان خصمانه نبود. دبی، مرکز تجاری امارات، از دیرباز پشتیبان مالی دولت ایران بود و دیپلماتهای اماراتی پیش از آغاز جنگ، میانجیگری فعالی میان تهران و واشنگتن داشتند. مرحوم علیلاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز برای گفتوگوهای میانجیگرانه به ابوظبی سفر کرده بود.
امارات نیز مانند دیگر کشورهای خلیج فارس، همواره از این که خود را طرف درگیر جنگ تعریف کند، پرهیز داشت. یک مقام اماراتی دراینباره گفته است که پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، امارات ایران را تنها «همسایهای دشوار با منطق خاص خود» میدانست؛ اما پس از شروع جنگ، ایران به چهرهای دیگر نمایان شد و با هدف ایجاد وحشت، به هتلها و فرودگاههای دبی حمله کرد.
ایران تا کنون نزدیک به ۲۵۰۰ فروند موشک و پهپاد به سوی امارات شلیک کرده است؛ رقمی که از مجموع حملات به هر کشور دیگر از جمله اسرائیل بیشتر است. ایران در روزهای اخیر شدت حملات را افزایش داده و تنها در ۳۱ مارس، نزدیک به ۵۰ حمله با موشکهای بالستیک و کروز و پهپادها انجام داده است.
این حملات به صنعت هوانوردی و گردشگری امارات لطمه زده، بازار املاک را دچار رکود کرده، موجی از تعطیلیها و تعدیل نیرو به راه انداخته و مهمتر از همه، تصویر امارات را به عنوان «واحدی امن در منطقهای آشفته» که اصلیترین برگ برندهٔ این کشور بود، درهم شکسته است.
در چنین فضایی، امارات چرخشی آشکار در سیاست خود داشته است. این چرخش به روشنی در تلاش برای بازگشایی تنگهٔ هرمز دیده میشود؛ جایی که امارات به فراخوان دونالد ترامپ برای پذیرش سهمی بیشتر در جنگ پاسخ مثبت داده است. به گفتهٔ مقامات کشورهای عرب، امارات باور دارد که اگر شورای امنیت قطعنامهای را تصویب کند، کشورهای آسیایی و اروپایی که هماکنون مرددند، به پاکسازی تنگه کمک خواهند کرد.
وال استریت ژورنال پیشتر گزارش داده بود که ترامپ به مشاوران خود گفته حتی اگر تنگه بازگشایی نشود، حاضر است جنگ را پایان دهد و این مسئلهٔ دشوار را به دیگر کشورها واگذار کند.
نقش امارات چه خواهد بود؟
با این حال، تحلیلگران معتقدند روسیه و چین احتمالاً با این قطعنامه مخالفت خواهند کرد و فرانسه نیز طرحی متفاوت را پیشنهاد میکند.
مقامات کشورهای عرب میگویند حتی اگر قطعنامه تصویب نشود، امارات آمادهٔ ورود به جنگ است، چراکه کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس نگراناند هر راهحل دیپلماتیک، عملاً به ایران حق رسمی برای مدیریت آبراه بدهد و به همین دلیل میخواهند پیش از هرگونه مذاکره، با عملیات نظامی، ایران را از منطقه بیرون برانند.
به گفتهٔ این مقامات، کشورهای حامی عملیات نظامی معتقدند عواقبِ ادامهٔ کنترل یک دشمن بر این آبراه حیاتی بسیار وخیمتر از ریسک جنگ است.
بیلال ساب، پژوهشگر مؤسسهٔ چتم هاوس و مشاور پیشین پنتاگون در امور خاورمیانه، میگوید ورود امارات به عملیات نظامی، این پیام آشکار را به جهان مخابره میکند که کشورهای عرب از جنگ حمایت میکنند و امکانات بیشتری برای عملیات علیه ایران و گشایش تنگهٔ هرمز فراهم میآورد.
امارات در منطقهٔ جبلعلی دارای پایگاه نظامی و بندری آبهای عمیق است و همچنین در نزدیکی مدخل تنگهٔ هرمز تأسیساتی دارد که میتواند به عنوان نقطهٔ تجمع نیروهای آمریکایی برای تصرف جزایر یا همراهی نفتکشهای تجاری از طریق آبراه استفاده شود.
نیروی هوایی امارات، اگرچه کوچک اما مجهز به جنگندههای اف-۱۶ ساخت آمریکاست و پیشتر در عملیات علیه داعش در عراق، در کنار آمریکاییها مأموریت هوایی انجام داده است. افزون بر این، امارات دارای پهپادهای شناسایی، انبوهی از بمبهای آمریکایی و موشکهای کوتاهبرد است که میتواند کمبود تسلیحات آمریکا و اسرائیل را جبران کند.
گرانت راملی، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، در این زمینه میگوید: «همجواری جغرافیایی امارات با تنگه به این معناست که کشورهای متعدد میتوانند انواع تجهیزات را در این منطقه هماهنگ کنند و از کشتیرانی محافظت کرده و اهداف ایران را در آن سوی خلیج هدف قرار دهند.»
ریسکهای بزرگ؛ تردید در کارآمدی عملیات
اما تحلیلگران هشدار میدهند که مشارکت امارات در عملیات گشایش تنگه، ریسکهای بزرگی در پی دارد. قرار گرفتن امارات در جایگاه یک کشور درگیر جنگ با ایران، میتواند مناسبات دو کشور را برای سالهای پس از جنگ نیز تیره و تار نگه دارد.
ایران هشدار داده است که هر کشور عرب حاشیهٔ خلیج فارس که در اشغال اراضی مورد مناقشه نقش داشته باشد، زیرساختهای حیاتیاش هدف نابودی قرار خواهد گرفت و در این هشدارها نام امارات به صراحت آمده است.
الیزابت دنت، پژوهشگر مؤسسهٔ واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و مسئول پیشین امور خلیج فارس در پنتاگون، دربارهٔ دشواری تصمیمگیری کشورهای منطقه میگوید: «این کشورها اگر وارد جنگ شوند، تنها با ایرانی تهاجمیتر روبهرو خواهند شد، به زیرساختهای کلیدیشان آسیب میرسد، اعتماد سرمایهگذاران از دست میرود و پس از جنگ نیز ترمیم روابط با همسایهشان دشوار خواهد بود – به ویژه اگر ترامپ پیش از گشایش تنگه و پیش از نابودی توان موشکی و پهپادی ایران، اعلام پیروزی کند.»
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران نظامی تردید دارند که عملیات نظامی بتواند تنگه را برای همیشه باز نگه دارد. هرگونه عملیات مؤثر، افزون بر خود آبراه، نیازمند کنترل صدها کیلومتر از خط ساحلی تنگه و احتمالاً استقرار نیروی زمینی است.
آدام اسمیت، عضو ارشد کمیسیون نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت واشنگتن، در این باره با بدبینی گفت: «فکر نمیکنم بتوانیم این کار را بکنیم. ایران تنها با یک پهپاد، یک مین، یا یک قایق انتحاری کوچک میتواند تهدید را برای همیشه حفظ کند.»
در برابر چرخش کشورهای عرب، ایران نیز دست به ابتکارات دیپلماتیک زده و بر ضرورت وحدت جهان اسلام تأکید کرده و کوشیده است موضع خود را روشن سازد.
مرحوم علیلاریجانی پیش از مرگش در بیانیهای به زبان عربی، از مسلمانان جهان و دولتهای کشورهای اسلامی خواست وحدت در برابر تجاوز را در اولویت قرار دهند. او تأکید کرد که «جز در مواردی نادر، هیچ کشور اسلامی یاریگر واقعی مردم ایران نبوده و حتی حمایتهای سیاسی هم در حد ادعا باقی مانده است.»
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز ۲۰ مارس تأکید کرد که ایران هیچ قصدی برای ایجاد بیثباتی در منطقه ندارد و در امور داخلی کشورها دخالت نمیکند و نمیخواهد کشورها ناچار به انباشت سلاح برای دفاع از خود شوند و سپس منتظر بمانند تا سرزمینشان هدف حمله قرار گیرد.
شبکهٔ بیبیسی به نقل از تحلیلگران خود نوشت که اقتصاد کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس به شدت به صادرات انرژی، امنیت کشتیرانی و اعتماد سرمایهگذاران وابسته است – که هر سه از حوزههایی هستند که ایران توانایی بالایی در ضربه زدن به آنها دارد. ایران بارها توانایی خود را در حمله به تأسیسات انرژی و مسیرهای کشتیرانی نشان داده و این کشورها را در مواجههٔ نظامی در موقعیتی از پیش بازنده قرار داده است.
راب گِست پینفورد، پژوهشگر کالج کینگز لندن، نیز افزود: کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس «تمایل محدودی برای قربانیشدن در کنار اسرائیل» دارند و نسبت به جنگی که هدفی روشن ندارد، به شدت محتاطاند.
او تأکید کرد که تجربهٔ جنگ عراق و پیامدهای درازمدت آن، هنوز بر ذهن تصمیمگیرندگان در منطقه سنگینی میکند: «شبح سال ۲۰۰۳ هنوز در فضا پرسه میزند.»
