
آنتوآناتولی لیوِن: جنگ با ایران، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را از درون به طور دائم دچار گسست میکند
آنتوآناتولی لیوِن
مدیر برنامه اوراسیا در مؤسسه کوئینسی، استاد سابق دانشگاه جورجتاون در قطر، و عضو باشگاه بینالمللی والداي
ترجمه مجله جنوب جهانی
ژنرال دوگل، رئیسجمهوری اسبق فرانسه، گفته بود: «معاهدات بینالمللی مانند دختران و گلهای سرخند – تا روزی که شکوفا شوند، شکوفا میمانند.» اما اگر با همین معیار به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بنگریم، به نظر میرسد این گلِ سرخ در حال پژمردنِ سریع است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اختلافات عمیق درون این ائتلاف را که بالقوه مرگبارند، آشکار کرده است.
در هفتهای که گذشت، «تینو چروپالا» (Tino Chrupalla)، سخنگوی فدرال حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD)، برای نخستین بار از سوی جریان راست اروپا اعلام کرد که باید به بیانیهٔ حزبش جامۀ عمل بپوشاند: «همۀ نیروهای نظامی آمریکا از آلمان خارج شوند.» به گفتۀ او، تا زمانی که پایگاههای نظامی خارجی در آلمان باقی بمانند که بر آنها هیچ حاکمیتی ندارد، این کشور نمیتواند خود را واقعاً مستقل بخواند.
چروپالا با ستایش از تصمیم دولت اسپانیا در بستن پایگاهها و حریم هوایی خود به روی آمریکا برای جلوگیری از مشارکت در جنگ ایران گفت: «کشتیهای اسپانیایی مجوز تردد از تنگه هرمز را گرفتهاند. چرا؟ دقیقاً به این دلیل که اسپانیا پایگاههای خود را برای جنگ ایران بسته است – و این کاملاً درست بود.» این اظهارات بیپاسخ نماند و پاسخی مستقیم به دونالد ترامپ بود که چندی پیش به کشورهایی مثل بریتانیا گفته بود اگر در جنگ ایران مشارکت نکنند، «نفت خودشان را خودشان تهیه کنند». راستی، ایران به کشتیهای حامل نفت برای کشورهای بیطرف اجازهٔ عبور از تنگه هرمز را داده است.
اما از دید تهران، کشورهای اروپایی که پایگاههای خود را در اختیار حملات آمریکا به ایران قرار میدهند، بیطرف واقعی به حساب نمیآیند. اگر جنگ ادامه یابد و بحران انرژی در اروپا تشدید شود، بیتردید فشارها برای پیروی دیگر کشورها از اسپانیا افزایش خواهد یافت. آنچه بر سر کشورهای عرب حوزۀ خلیجفارس در این جنگ آمد، به روشنی نشان داد که نگهداری نیروهای نظامی خارجیِ خارج از کنترل، چه ریسک عظیمی به همراه دارد.
فرانسه و ایتالیا نیز در همین مسیر گام برمیدارند. ایتالیا درخواست سوختگیری جنگندههای آمریکایی در خاک خود را رد کرده و فرانسه نیز حریم هوایی خود را به روی پروازهای نظامی مرتبط با جنگ بسته است. واکنش ترامپ اما تند و قابل پیشبینی بود: او در شبکههای اجتماعی نوشت «آمریکا بیعملی فرانسه را فراموش نخواهد کرد» و به فرانسه و بریتانیا هشدار داد: «باید یاد بگیرید از خودتان دفاع کنید؛ آمریکا دیگر به شما کمک نخواهد کرد، همانطور که شما ما را تنها گذاشتید.»
بریتانیا اما وضعی متفاوت دارد. این کشور رسماً اعلام کرده که تنها به آمریکا اجازه میدهد از پایگاههایش برای «دفاع» از تنگه هرمز استفاده کند، نه برای حمله به ایران. اما چه کسی میتواند راستیِ این ادعا را بسنجد؟
مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ آمریکا، با لحنی خویشتندارتر اما تهدیدآمیزتر گفت: «اگر ناتو فقط قرار باشد هنگام حمله به اروپا از اعضای اروپایی دفاع کند، اما وقتی آمریکا نیاز دارد از پایگاههایشان استفاده کند، آن را دریغ کنند، این ترتیب غیرمنطقی است. آمریکا نمیتواند به عضویت ائتلافی ادامه دهد که به ضررش تمام میشود. همه چیز باید بازبینی شود.»
ناتو در طول تاریخ خود بارها بحران را تجربه کرده است: در ۱۹۵۶، آیزنهاور با فشار اقتصادی به بریتانیا و فرانسه پایان بحران سوئز را تحمیل کرد. جانسون از اینکه بریتانیا به ویتنام نیرو اعزام نکرد، خشمگین بود. در دههٔ ۱۹۷۰، آمریکا به شدت با ساخت خط لولهٔ گاز سیبری به اروپا مخالفت کرد. در ۲۰۰۳، دولت بوش پسر از مخالفت فرانسه و آلمان با جنگ عراق به خشم آمد.
اما بحران کنونی بسیار جدیتر از همهٔ بحرانهای پیشین است. بهجز بحران سوئز (که به دست آمریکا خاتمه یافت)، هیچیک از این موارد به منافع حیاتی اروپا و آمریکا آسیب نمیزد. دولت آمریکا نیز از مدتها پیش میدانست که مشارکت اروپا در جنگهای ویتنام و عراق، بیش از آنکه واقعی باشد، نمادین است. اما اگر هماکنون اروپا متحد شود و حریم هوایی خود را به روی آمریکا ببندد، توانایی واشنگتن برای ادامهٔ جنگ با ایران به شدت تضعیف خواهد شد.
از سوی دیگر، درگیریهای پیشین آمریکا و اروپا هرگز مستقیماً به اقتصاد و نهادهای سیاسی اروپا لطمه نمیزد. اما جنگ ایران میتواند رکودی اقتصادی در اروپا ایجاد کند که به رادیکالشدن و قطبیشدن بیشتر جوامع اروپایی دامن بزند.
در نهایت، در جنگ عراق، دولت بوش دستکم ظاهر مشورت با متحدان را حفظ کرد و بهانهای به ظاهر موجه ارائه داد. اما دولت ترامپ بدون هیچ هماهنگی با متحدان ناتو و با بهانههایی متناقض و آشکارا دروغین به ایران حمله کرد.
دولتهای اروپای غربی با پشتیبانی گستردهٔ افکار عمومی از تصمیم خود برای عدم مشارکت در جنگ ایران برخوردارند – چراکه اکثریت قریببهاتفاق مردم اروپا با این عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل مخالفند. تصویر ترامپ در اروپا به شدت منفی است و اظهارات زنندهٔ او علیه کشورهای اروپایی، مخالفت عمومی با جنگ را تشدید کرده است. این فضا، یکی از عوامل کلیدی است که جنبشهای راستگرای پوپولیست اروپا (مانند AfD در آلمان) را به فاصله گرفتن از جنگ و حتی مخالفت آشکار با آن واداشته است.
این جنبشهای راستگرا که خود را «میهنپرست» مینامند، وقتی کشورشان مورد حمله قرار میگیرد نمیتوانند در کنار مهاجم بایستند. حتی در بریتانیا – که شاید نزدیکترین کشور ناتو به آمریکاست – اظهارات ترامپ خشم گسترده برانگیخته است. او نه تنها به نیروهای مسلح بریتانیا توهین کرده («بریتانیا حتی یک نیروی دریایی درخورِ نام ندارد») بلکه شخصِ «کیل استارمر»، نخستوزیر بریتانیا، را تحقیر کرده، تا جایی که حتی احزاب مخالف دولت نیز ناچار به دفاع از نخستوزیر شدهاند. تازهترین نظرسنجیها نشان میدهد نزدیک به ۶۰ درصد بریتانیاییها با استفادهٔ آمریکا از پایگاههای کشورشان برای جنگ ایران مخالفند.
پشت این نظرسنجیها، واقعیت مهم دیگری نهفته است: نفرت فزایندهٔ اروپاییان از اسرائیل، بهویژه در میان نسل جوان. حتی پیش از حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران، جنایات اسرائیل در غزه باعث شده بود ۶۳ تا ۷۰ درصد اروپاییان دیدی منفی نسبت به اسرائیل داشته باشند. نکتهٔ مهم آنکه این مخالفت در نسل جوان به طور چشمگیری بالاتر است – عاملی که بر سیاستهای آیندهٔ اروپا تأثیری ژرف خواهد گذاشت.
تا همین اواخر، بزرگترین مانع برای فاصله گرفتن اروپا از آمریکا، جنگ اوکراین بود – ترسی که اروپا از حملهٔ احتمالی روسیه داشت و به همین دلیل خواهان ادامهٔ حمایت نظامی آمریکا بود. اما از یک سو، روسیه علاقهای به حمله به اروپا ندارد و از سوی دیگر، پیشرویِ کند و پرهزینهٔ روسیه در اوکراین نشان میدهد که «تهدید روسیه» تا چه حد بزرگنمایی شده و حتی تا حدی ساختگی است. در مقابل، تهدید جنگ ایران برای اقتصاد اروپا، واقعی و قریبالوقوع است.
هرچه جنگ ایران بیشتر طول بکشد، فشار داخلی در اروپا برای رسیدن به توافق با تهران بیشتر خواهد شد – بهویژه وقتی که جریان حاکم (استیبلیشمنت) اروپا ناچار شود بپذیرد که تعهد نظامی آمریکا برای حفاظت از ناتو عملاً رنگ باخته است.
نکتهٔ آخر، تحرکات احتمالی ترامپ پس از جنگ ایران است. برخی تحلیلگران گمانه میزنند (امیدوارم اشتباه کنند) که اگر ترامپ در ایران شکست بخورد، ممکن است برای انحراف افکار عمومی و جبران شکست، دست به اقداماتی مثل تصرف گرینلند بزند. چنین اقدامی مستقیماً به فروپاشی ناتو منجر خواهد شد – زیرا هیچ ائتلافی نمیتواند تحمل کند که عضو مسلط آن آشکارا به یکی دیگر از اعضا حمله کند. به هر حال، روسیه هرگز ادعایی بر هیچ یک از خاکهای ناتو نداشته است.
اگر آمریکا نه از اروپا محافظت کند بلکه به آن حمله کند، و اروپا نیز دیگر سکوی پرش نیروهای نظامی آمریکا نباشد، دیگر هیچ دلیل بنیادینی برای موجودیت ناتو باقی نخواهد ماند.
