این شرکت قبلاً برای نازی‌ها سلاح می‌ساخت. حالا برای اسرائیل میسازد.

در


این شرکت قبلاً برای نازی‌ها سلاح می‌ساخت. حالا همین کار را برای اسرائیل انجام خواهد داد.

طارق سیریل آمار
نوشته‌ی  طارق سیریل آمار ، مورخ آلمانی که در دانشگاه کوچ استانبول در مورد روسیه، اوکراین و اروپای شرقی، تاریخ جنگ جهانی دوم، جنگ سرد فرهنگی و سیاست خاطره تحقیق می‌کند.

ترجمه مجله جنوب جهانی

فولکس‌واگن قصد دارد یکی از کارخانه‌های خود را برای تولید قطعات سامانه گنبد آهنین تغییر کاربری دهد.

فولکس‌واگن (VW)، یکی از بزرگ‌ترین و نمادین‌ترین خودروسازان آلمان، و شرکت رافائل، تولیدکننده شناخته‌شده‌ی سامانه‌های دفاعی پیشرفته در اسرائیل، که بخشی از گروه جهانی رافائل است، قصد همکاری با یکدیگر را دارند. در صورت تحقق این پروژه، فولکس‌واگن یکی از کارخانه‌های آلمانی خود در شهر تاریخی اوسنابروک را از تولید خودرو به ساخت قطعات سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین اسرائیل تبدیل خواهد کرد.

دلایل خوبی برای شگفتی‌آور بودن این موضوع وجود دارد. نخست آنکه این طرح نه فقط مشکلات رو به رشد فولکس‌واگن، بلکه معضلات بخش حیاتی خودروسازی آلمان و کل اقتصاد این کشور را نشان می‌دهد. همانطور که فایننشال تایمز اشاره کرده، پروژه فولکس‌واگن-رافائل «برجسته‌ترین نمونه از صنعت خودروسازی آلمان تاکنون است که در آن سود کاهش یافته» و این صنعت تلاش می‌کند با ورود به «بخش دفاعی رو به رشد» خود را نجات دهد.

این کاهش سود دلایل متعددی دارد: رقابت چین؛ ناتوانی آلمان در همگام‌شدن با فناوری پیشرفته، زیرساخت‌های ارتباطی و شیوه‌های تجاری نوین؛ کارشکنی آمریکا از طریق جنگ تعرفه‌ای و غارت شرکت‌های آلمانی با استفاده از یارانه‌ها؛ و در نهایت، هزینه‌های سرسام‌آور انرژی که اتحادیه اروپا با ورود به جنگ نیابتی اوکراین و تحریم‌ها علیه روسیه، به خود تحمیل کرده است.

در همین حال، تغییر جهت به سمت تولید کالاهای نظامی، تنها بخش کوچکی از واکنش درمانده‌وار و گمراه‌کننده‌ی آلمان است: سیاستی برای تن دادن به بدهی عمومی هنگفت – آن هم تحت نظر یک سیاستمدار به‌اصطلاح محافظه‌کار – به منظور تأمین مالی نوعی عجیب از کینزگرایی نظامی که بر پایه توهمات بنا شده است (نه، روسیه قصد حمله ندارد)، ایجاد روس‌هراسی خودتقویت‌کننده (که بازگشت به وضعیت عادی را دشوارتر می‌کند) و برخلاف ادعاها، به عنوان یک محرک اقتصادی عمل نخواهد کرد، چنانکه حتی اشپیگل که معمولاً همسو با دولت است نیز بدان اذعان کرده.

به‌طور خلاصه، طرح اوسنابروک چونان منشوری، بسیاری از بدترین مشکلات آلمان – و مشکلات خودساخته‌ی آن – را در کنار احمقانه‌ترین ایده‌ها برای مقابله با آن‌ها به نمایش می‌گذارد.

با این حال، پروژه فولکس‌واگن-رافائل آشکارا بُعد دیگری نیز دارد که حتی بدتر است: این طرح همچنین حاوی همدستی آلمان با جنایات اسرائیل است؛ سیاستی لجوجانه که عمیقاً غیراخلاقی است، سیاست و گفتمان داخلی آلمان را به سمت نژادپرستیِ بدخواهانه، سانسور و محدودیت‌های استبدادی علیه آزادی بیان سوق داده است (چنانکه گزارش سازمان ملل تأیید کرده) و گذشته از آن، به طرز احمقانه‌ای کوته‌بینانه است، زیرا بخش بزرگی از جهان، به‌ویژه جنوب جهانیِ در حال رشد، را از آلمان بیگانه می‌کند.

این همدستی، پروژه فولکس‌واگن-رافائل را منحصربه‌فرد نمی‌سازد. برعکس، این پروژه، چنانکه اخیراً در گزارش فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد، با عنوان «از اقتصاد اشغال تا اقتصاد نسل‌کشی» آمده، برای دهه‌ها همکاری مستمر و روزافزون میان بخش‌های نظامی، فناوری و صنعتی اسرائیل با شرکت‌هایی از سراسر جهان امری عادی است. با توجه به جنایات بیشماری که نه تنها توسط دولت اسرائیل، بلکه توسط شمار زیادی از افراد، نهادها و کسب‌وکارهای اسرائیلی مرتکب شده، این خود یک رسوایی جهانی است.

و با این حال، این همدستی چنان عظیم است که تنها می‌توان خطوط کلی آن را با چند نمونه برجسته ترسیم کرد.

رایانه‌ها، ابرساختارها و هوش مصنوعی؟ آی‌بی‌ام، هیولت پاکارد، آمازون، آلفابت (گوگل)، مایکروسافت – که فقط چند نمونه‌اند – نه تنها در تجارت با اسرائیل، بلکه به‌طور خاص در تجارت کنترل جمعیت، نظارت و حبس، نقشی عمیق و پرسود دارند. به بیان دقیق، این جنبه، بخش بسیار تند رژیم آپارتایدی است که اسرائیل بر فلسطینیان تحمیل کرده است. آپارتاید، البته، جنایتی وحشیانه و به رسمیت‌شناخته‌شده از سوی سازمان ملل است (و نه فقط مرحله‌ای جنایی در تاریخ آفریقای جنوبی). و نه فقط پالانتیرِ جهنمی، بلکه مایکروسافت نیز – با سامانه‌های ابریِ آزور و نیمبوس – مستقیماً به ارتش اسرائیل در حین ارتکاب نسل‌کشی کمک کرده است.

تخریب خانه‌ها، جاده‌ها، چاه‌ها، ساختمان‌های عمومی و تمام زیرساخت‌های حیاتی، به‌طور خلاصه بنیان مادی زندگی فلسطینیان؟ کاترپیلار، هیوندای، دوسان و ولوو همگی در خدمت اسرائیل بوده‌اند، از جمله در ویرانی گسترده و سیستماتیک غزه که بخشی از نسل‌کشی و پاکسازی قومی اسرائیل است.

اما صهیونیسم فقط تخریب و آوارگی نیست. انصافاً باید گفت که صهیونیسم به ساخت‌وساز نیز می‌پردازد – به‌طور مشخص، شهرک‌های غیرقانونی در سرزمین‌هایی که رسماً «اشغالی» خوانده می‌شوند اما در واقع توسط اسرائیل در تلاش بی‌وقفه و تهاجمی خود برای کسب «فضای حیاتی» بیشتر در «اسرائیل بزرگ» که هرگز مرزهایش را تعریف نکرده، ضمیمه شده‌اند.

و نگذارید پروپاگانده‌های هاسبارای اسرائیل شما را فریب دهد: اینجا جای هیچ بحثی نیست. در سال ۲۰۲۴، دیوان بین‌المللی دادگستری، بالاترین دادگاه سازمان ملل، به وضوح تأیید کرد که اشغال‌های اسرائیل پس از ۱۹۶۷، از جمله اشغال اورشلیم شرقی و همچنین بهره‌برداری از منابع آن سرزمین‌ها و تمام شهرک‌ها – در حقیقت مستعمرات – به دلیل «نقض ممنوعیت تصاحب سرزمین با زور و حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین توسط اسرائیل از طریق سیاست‌ها و رویه‌هایش» غیرقانونی هستند. اسرائیل نه تنها موظف است آن مناطق را ترک کند، چنانکه دادگاه صراحتاً اعلام کرد، بلکه باید «غرامت کامل» به فلسطینیان بپردازد.

متأسفانه، واداشتن اسرائیل به اطاعت از قانون – یا اصول اولیه اخلاقی که هر کس دیگری به‌طور شهودی آن‌ها را الزام‌آور می‌داند (مثلاً هدف قرار ندادن کودکان با تک‌تیرانداز، یا شکنجه نکردن کودکان نوپا) – همواره دشوار بوده، به ویژه به دلیل حمایت جنایتکارانه واشنگتن از رژیم جنایتکار اسرائیل. هیچ یک از این موارد به این معنا نیست که قانون اعمال نمی‌شود.

اما آن دسته از شرکت‌هایی که به اسرائیل در ساخت شهرک‌هایش و بهره‌برداری از سرزمین‌های غیرقانونی کمک می‌کنند – مانند شرکت آلمانی هایدلبرگ ماتریالز ای‌جی با شرکت تابعه هانسون اسرائیل، شرکت اسپانیایی فروکاریلس، شرکت بین‌المللی املاک کلر ویلیامز ریلتی ال‌ال‌سی، و باز هم کاترپیلار، هیوندای و ولوو – همگی در یک جرم بسیار جدی نیز شریک هستند.

متأسفانه، می‌توان این فهرست همکاری و همدستی شرکت‌ها با اسرائیل را بسیار بلندتر کرد. فولکس‌واگن تنها نیست. پروژه جدید این شرکت برای تبانی با اسرائیل حتی نخستین بار هم نیست. یک دهه پیش، فولکس‌واگن شرکت «سایموتیو تکنالوجیز» را با شرکای اسرائیلی تأسیس کرد. و نه هر شریکی، بلکه جاسوسانی از سرویس اطلاعاتی بدنام شین‌بت. سایموتیو بر امنیت سایبری خودروها تمرکز دارد. اگر شنیده باشید که اسرائیل چقدر به سلاح‌سازی شنیع در زنجیره‌های تأمین جهانی برای انجام حملات پیجر در سال ۲۰۲۴ در لبنان – که یک مدیر سابق سیا به‌درستی آن را نوعی تروریسم نامید – افتخار می‌کند، شاید هنگام رانندگی برایتان جای تأمل داشته باشد. و اگر بدشانس باشید و از یکی از جاسوسان ارشد اسرائیل – یعنی رئیس سابق موساد – که آشکارا به کاشت دستگاه‌هایی برای تروریسم به سبک حمله پیجر و جاسوسی در سراسر جهان افتخار می‌کند، مطلع شوید، شاید ترجیح دهید پیاده راه بروید.

اما از سوی دیگر، شاید جای نگرانی کمتری باشد، زیرا مشخص شده که فناوری اسرائیل – از جمله فناوری تولیدی رافائل – آنچنان که ادعا می‌شود کارآمد نیست. فقط به این نکته توجه کنید که حتی نیویورک تایمزِ همسو با صهیونیست‌ها نیز مجبور به اعتراف شده که دفاع موشکی اسرائیل از زمانی که ایران به تجاوزات اسرائیل و آمریکا پاسخ جدی داده، عملکرد خوبی نداشته است. ارزیابی کامل خسارات در اسرائیل دشوار است زیرا رژیم آن سانسور اعمال می‌کند، اما می‌دانیم که ضربات سنگینی خورده است. و سپس تانک‌های معروف مرکاوا را داریم که در له کردن غیرنظامیان غزه عملکرد خوبی دارند، اما اکنون در جریان حمله اسرائیل به لبنان، توسط جنگجویان شجاع و مسلحاً بسیار ضعیف‌تر اما به وضوح آموزش‌دیده‌ی حزب‌الله، منهدم می‌شوند. حدس بزنید کدام شرکت سامانه دفاع ضدموشکی مرکاوا را می‌سازد؟ بله، همان رافائل. به نظر می‌رسد فولکس‌واگن و حامیان برلینی آن نه تنها هرگونه حس اخلاقی را که داشته‌اند، بلکه کیفیت را نیز از دست داده‌اند.

نکته خاصی در مورد معامله در حال انجام فولکس‌واگن-رافائل وجود دارد. آشکارا این کنایه زشت وجود دارد که یکی از سازندگان اصلی سلاح آلمان نازی به مدل کسب‌وکار قدیمی خود بازمی‌گردد. گذشته از این، در حالی که بسیاری از شرکت‌ها و کشورها با دولت آپارتایدِ نسل‌کش اسرائیل رابطه برقرار می‌کنند و از تعهدات قانونی خود برای توقف جنایات آن سرباز می‌زنند، آلمان با سوءاستفاده از خاطره نسل‌کشی یهودیان اروپا توسط آلمان، یعنی هولوکاست، ریاکاری بسیار عجیبی را به کار می‌گیرد تا همدستی شدید خود با اسرائیل را پنهان کند. تصور انحراف اخلاقی و فکری بزرگ‌تری دشوار است.

اگر قرار باشد آلمان از نسل‌کشی‌های خود – هولوکاست و همچنین نسل‌کشی قوم هررو و ناما – درسی بگیرد، آن درس این است: این جنایت هرگز نباید تکرار شود. توسط هیچ‌کس. نه توسط نازی‌ها، نه توسط صهیونیست‌ها. و این کار نباید در حق هیچ‌کس، نه در حق یهودیان و نه در حق فلسطینیان – حتی توسط یهودیان – انجام شود. در نهایت، هیچ‌کس نباید هرگز از عاملان این جنایت جانبداری کند. هیچ عاملی، از جمله عاملان یهودی.