ایران در مسیر پیروزی: واکاوی راهبرد تهران در تقابل با واشنگتن – «مانثلی ریویو»

در




خلاصه‌ای برای خوانندگان پرمشغله

نتیجه کلیدی: بیش از یک ماه از تهاجم مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد؛ تهران با راهبرد نامتقارن، نه‌تنها در برابر تغییر رژیم مقاومت کرده، بلکه واشنگتن را وادار به عقب‌نشینی عملیاتی از غرب آسیا نموده است.

چرا ایران پیروز است؟
تاب‌آوری داخلی: دولت ایران مشروعیت مردمی بیشتری کسب کرده؛ بیش از ۸۵۰ تظاهرات حمایتی در ماه نخست جنگ برگزار شد.
ضربات نامتقارن: بیش از ۵۴۷۱ حمله موشکی و پهپادی علیه پایگاه‌های آمریکا؛ آسیب جدی به العدید (قطر) و ستاد ناوگان پنجم (بحرین).
عقب‌راندن نیروهای آمریکایی: ارتش آمریکا ناگزیر به «دورکاری» از هتل‌ها و دفاتر اداری شده؛ بخش عمده نیروها به اروپا منتقل شده‌اند.
شکاف در اتحاد غربی: اروپا علناً منتقد جنگ است، اما پشت‌صحنه پایگاه‌هایش را در اختیار پنتاگون قرار داده؛ این تناقض، هزینه سیاسی واشنگتن را افزایش داده است.

اذعان رسانه‌های غربی:
ایندیپندنت: «ترامپ به‌دنبال راه خروج از جنگ است.»
پولیتیکو: «این جنگ، خطایی بزرگ‌تر از اشغال عراق بود.»
فارین افرز: «معیار واقعی پیروزی، دستیابی به اهداف راهبردی است — و ایران به آن‌ها رسیده است.»

نکته راهبردی: تهران نزدیک به چهار دهه —از جنگ تحمیلی ۸ ساله تا امروز— خود را برای چنین سناریویی آماده کرده بود. نتیجه: تبدیل تهدید به فرصت، و تبدیل فشار به اهرم نفوذ.

جمع‌بندی در یک جمله: 
ایران با هوشمندی راهبردی، هزینه جنگ را برای آمریکا آن‌قدر بالا برده که واشنگتن ناچار به تغییر میدان نبرد از خلیج فارس به اروپا شده است؛ این، تعریف عملی «پیروزی» در جنگ‌های نامتقارن است.


برگرفته از تحلیل‌های ماهنامه «مانثلی ریویو»
ترجمه مجله جنوب جهانی

بیش از یک ماه از آغاز تهاجم نظامی مشترک ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران —در تاریخ ۲۸ فوریه— می‌گذرد. امروز، اما، حقیقتی انکارناپذیر در افق ژئوپلیتیک غرب آسیا خودنمایی می‌کند: تهران در حال پیروزی در این نبرد است.

دولت دونالد ترامپ در دستیابی به دو هدف کلان خود —یعنی تغییر رژیم یا فروپاشی ساختار حاکمیتی ایران— ناکام مانده است. برعکس، ساختار سیاسی تهران نه‌تنها تاب‌آوری خود را به اثبات رسانده، بلکه با بهره‌گیری از راهبردهای نامتقارن، نقاط آسیب‌پذیر امپراتوری آمریکا را نشانه رفته و بهایی سنگین بر پیکره نظامی، اقتصادی و شبکه متحدان واشنگتن تحمیل کرده است. در واقع، ایران موفق شده است با وارد آوردن ضربات مهلک به پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در غرب آسیا، بخش عمده‌ای از نیروهای آمریکایی را از این منطقه حیاتی عقب براند؛ به‌گونه‌ای که پنتاگون ناگزیر شده است عملیات جنگی خود را عمدتاً از پایگاه‌های مستقر در اروپا هدایت کند.

اذعان رسانه‌های غربی به برتری راهبردی ایران

نکته حائز اهمیت آنکه، واقعیتِ پیروزی ایران چنان آشکار شده که حتی رسانه‌های جریان اصلی غرب نیز ناچار به اعتراف به آن گردیده‌اند. روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت در تحلیلی صریح نوشت: «ایران برنده آشکار میدان است؛ چراکه تلاش‌های مذبوحانه ترامپ برای برقراری صلح، نشان از تمایل او به خروج از باتلاق جنگ دارد.»

از سوی دیگر، نشریه پولیتیکو در یادداشتی استدلال کرد که «جنگ علیه ایران، خطایی راهبردی و بسیار بزرگ‌تر از تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ است.» طنز تلخ ماجرا آنجاست که قلم این یادداشت متعلق به ایوو دالدر، سفیر پیشین آمریکا در ناتو و از حامیان سابق جنگ عراق بود؛ همان جنگی که اکثر رسانه‌های آمریکا در دوران دولت جرج دبلیو بوش، با نقض فاحش حقوق بین‌الملل، طبل آن را به صدا درآورده بودند. در حقیقت، مطبوعات شرکتی غرب دهه‌هاست که پشتیبان تمام جنگ‌های بزرگ آمریکا —از کره و ویتنام گرفته تا یوگسلاوی، عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و یمن— بوده‌اند. اما این نخستین بار در دهه‌های اخیر است که رسانه‌های غربی، یک جنگ بزرگ آمریکا را از همان لحظات آغازین مورد نقد قرار داده‌اند.

بدین‌سان، نشانه‌ها گویای آن است که این منازعه به فاجعه‌ای تمام‌عیار برای واشنگتن تبدیل شده و پیروزی ایران، امری اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. حتی فارین افرز، ارگان رسمی شورای روابط خارجی آمریکا که اعضای آن چکیده‌ای از نخبگان حاکم بر ایالات متحده هستند، نیز مقاله‌ای منتشر کرد که در آن به برتری ایران اذعان شده است. نویسنده این مقاله، نرگس باجوغلی، استاد دانشگاه معتبر جانز هاپکینز —که از کانون‌های اصلی تأمین نیروی انسانی وزارت خارجه آمریکا محسوب می‌شود— با صراحت می‌نویسد:

«اگر معیارهای جنگ متعارف را ملاک قرار دهیم، ایران در نبرد با آمریکا و اسرائیل وضعیت مطلوبی ندارد؛ چراکه دشمنانش در حال نابودی اهداف حیاتی، ترور فرماندهان و فرسایش دارایی‌های نظامی تهران هستند. اما این‌ها شاخص‌های درستی برای سنجش جایگاه ایران در جنگ نیستند. معیار صحیح، حتی سنجش میزان تاب‌آوری ایران در برابر ضربات نیست —هرچند که ایران در این زمینه نیز موفق عمل کرده است— بلکه پرسش اصلی این است: «آیا تهران به اهداف راهبردی خود دست یافته است؟» و در این ساحت، ایران پیروز میدان است

وی می‌افزاید که این دستاورد تصادفی نیست. تهران نزدیک به چهار دهه —از زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (۱۹۸۰-۱۹۸۸) که نخستین آزمون بزرگ نظامی حکومت انقلابی بود— خود را برای چنین روزی آماده کرده است. امروز، ایران راهبردی را به اجرا درآورده که توانسته سامانه‌های پدافندی کلیدی آمریکا و اسرائیل را خنثی کند، به پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس آسیب‌های جدی وارد آورد، فشار اقتصادی قابل‌توجهی را به دشمن تحمیل کند و با ایجاد شکاف میان ایالات متحده و متحدان خلیج‌فارسی‌اش، معادلات منطقه‌ای را برهم زند. به بیان دیگر، رژیم ایران تنها در حال بقا در برابر بمباران‌ها نیست؛ بلکه با ایجاد بحران‌های جدی سیاسی و اقتصادی برای رقبای خود، کفه ترازوی راهبردی را به نفع خود سنگین کرده است.

واکاوی اهداف راهبردی تهران
برای داوری دقیق درباره پیروزی ایران، لازم است اهداف کلان تهران در این منازعه تحلیل شود.

نخستین و آشکارترین هدف راهبردی ایران، جلوگیری از تغییر رژیم و فروپاشی دولت بوده است. دولت ترامپ گمان می‌کرد که با انجام ضربات موسوم به «سربریدن» (Decapitation strikes) و ترور رهبران ارشد سیاسی و نظامی، قادر به سرنگونی حکومت ایران خواهد بود. با این همه، واشنگتن در مهندسی تغییر رژیم ناکام ماند. در واقع، حکومت ایران نه‌تنها تاب‌آوری خود را نشان داد، بلکه به دلیل کسب مشروعیت مردمی بیشتر، احتمالاً اکنون استحکام بیشتری نیز یافته است. بسیاری از ایرانیانی که پیش‌تر نسبت به جمهوری اسلامی نقدهایی داشتند، اکنون در همبستگی ملی و برای جلوگیری از تسلط آمریکا بر کشورشان —و بهره‌کشی از نفت، گاز و سایر منابع ارزشمند طبیعی— پشت پرچم دولت گرد آمده‌اند. برگزاری بیش از ۸۵۰ تظاهرات عمومی در حمایت از دولت در ماه نخست جنگ آمریکا و اسرائیل، گواهی روشن بر این مدعاست.

فروپاشی هژمونی نظامی آمریکا در غرب آسیا
یکی از اهداف دیرینه راهبردی ایران، بیرون راندن ارتش آمریکا از غرب آسیا بوده است. واشنگتن طی دهه‌ها، شبکه‌ای متشکل از حدود دو دوجین پایگاه نظامی را پیرامون ایران ایجاد کرده بود. در پاسخ به تهاجم اخیر، ایران اکثر این پایگاه‌ها در منطقه خلیج فارس را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد.

بر اساس آمارهای رسمی گردآوری‌شده توسط خبرگزاری دولتی ترکیه (آناتولی)، ایران در ماه نخست جنگ، دست‌کم ۵۴۷۱ حمله موشکی و پهپادی علیه آمریکا و متحدانش انجام داده است که موفقیت‌آمیز بوده است. چنانکه نیویورک تایمز گزارش داد، ارتش آمریکا عملاً از غرب آسیا (اصطلاحی دقیق‌تر از خاورمیانه) به عقب رانده شده است. این روزنامه در گزارشی با عنوان «حملات ایران، نیروهای آمریکایی را به دورکاری واداشته» نوشت: «بسیاری از ۱۳ پایگاه نظامی منطقه که مورد استفاده نیروهای آمریکایی است، عملاً غیرقابل سکونت شده‌اند.»

از جمله تأسیسات آسیب‌دیده می‌توان به پایگاه هوایی العدید در قطر —بزرگترین پایگاه آمریکا در غرب آسیا— و همچنین ستاد فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی در بحرین اشاره کرد. نیویورک تایمز با استناد به مقامات نظامی و دولتی آمریکا تصریح کرد:
«ایران در تلافی جنگ آمریکا و اسرائیل، پایگاه‌های این کشور در خاورمیانه را بمباران کرده و نیروهای آمریکایی را ناچار به جابجایی به هتل‌ها و فضاهای اداری در سراسر منطقه نموده است. بدین‌ترتیب، بخش عمده‌ای از نیروی زمینی، با استثنا بودن خلبانان و خدمه جنگنده‌ها، عملاً در حال «دورکاری» و اداره جنگ از راه دور هستند.»

پیش از آغاز جنگ تهاجمی ترامپ در ۲۸ فوریه، آمریکا حدود ۴۰ هزار نیرو در منطقه مستقر داشت که هزاران نفر از آن‌ها در ماه نخست جنگ به اروپا اعزام شدند. نیروهای باقی‌مانده نیز به سایت‌های «موقت» و «جایگزین» خارج از پایگاه‌ها منتقل شده‌اند. منتقدان هشدار داده‌اند که جنگیدن سربازان آمریکایی از هتل‌ها و دفاتر کار، به معنای استفاده پنتاگون از غیرنظامیان مناطق مذکور به عنوان سپر انسانی است.

تغییر کانون عملیات: از خلیج فارس تا اروپا
به‌طور خلاصه، ایران در بیرون راندن اشغالگران نظامی آمریکا از غرب آسیا تا حد زیادی موفق عمل کرده است. این واقعیت توسط گزارش وال‌استریت ژورنال با عنوان «اروپا به‌آرامی نقشی حیاتی در جنگ ایران ایفا می‌کند» نیز تأیید شده است. این روزنامه فاش کرد:
«در حالی که بسیاری از رهبران اروپایی علناً حملات آمریکا به ایران را محکوم کرده و آن را ناقض حقوق بین‌الملل دانسته‌اند، اما پشت پرده، پایگاه‌های نظامی‌شان یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های لجستیکی دهه‌های اخیر ارتش آمریکا را تسهیل می‌کند. در هفته‌های اخیر، بمب‌افکن‌ها، پهپادها و کشتی‌های جنگی آمریکا از پایگاه‌هایی در بریتانیا، آلمان، پرتغال، ایتالیا، فرانسه و یونان سوخت‌رسانی، تسلیحاتی و اعزام شده‌اند. پهپادهای تهاجمی از پایگاه عظیم رامشتاین در آلمان —که مرکز اعصاب عملیات آمریکا علیه ایران است— هدایت می‌شوند و بمب‌افکن‌های سنگین B-1 در پایگاه نیروی هوایی فیرفورد بریتانیا مشاهده شده‌اند.»

ژنرال الکسوس گرینکیویچ، فرمانده ارشد نظامی ناتو، در شهادت اخیر خود در سنا اذعان کرد که اکثر متحدان اروپایی «حمایت بسیار زیادی» داشته‌اند. قاره اروپا که میزبان حدود ۴۰ پایگاه نظامی و ۸۰ هزار پرسنل آمریکایی است، اکنون به سکوی پرتاب عملیات آمریکا در خاورمیانه و آفریقا تبدیل شده است.

از این گزارش دو نتیجه کلیدی قابل استنباط است:
نخست آنکه، اگرچه برخی دولت‌های اروپایی علناً جنگ آمریکا علیه ایران را محکوم کرده‌اند، اما در عمل، اکثر کشورهای اتحادیه اروپا و بریتانیا با در اختیار گذاشتن خاک خود برای حملات پنتاگون، در این جنگ غیرقانونی شریک جرم هستند.
دوم آنکه، ایران موفق شده است شریان‌های اصلی نظامی آمریکا در غرب آسیا را قطع کرده و بخش عمده نیروهای این کشور را از منطقه خارج کند.

این‌ها دلایل متقنی هستند که نشان می‌دهند چرا تهران در این نبرد سرنوشت‌ساز، دست بالا را در اختیار دارد.