«مشروعیت‌بخشیِ نسل‌کش» – کریستوبال لئون کامپوس

در


کریستوبال لئون کامپوس
ترجمه مجله جنوب جهانی


خلاصه:

پارلمان اسرائیل با رأی اکثریت، مجازات اعدام (دار زدن) را برای فلسطینیانی که به «تروریسم» متهم شوند، تصویب کرده است. این اقدام از نظر نویسنده، گام تازه‌ای در «قانونی‌سازیِ نسل‌کشی» است که از زمان طرح موسوم به «صلح» ترامپ و نتانیاهو آغاز شده بود.

این تصمیم از سه جهت محکوم است:
۱. انسانی: ادامه‌ی پاک‌سازی نژادی بر پایه‌ی باور برتری‌طلبانه‌ای که رژیم صهیونیستی را در این ویژگی به آلمان نازی شبیه می‌کند.
۲. حقوقی بین‌المللی: فلسطین سرزمینی اشغالی و غیرقانونی است و اسرائیل هیچ مرجعیتی برای وضع قانون در غزه یا کرانه‌ی باختری ندارد.
۳. سکوت غرب: سکوت کشورهای غربی و سازمان‌های حقوق بشری در برابر این جنایت، عملاً مشروعیت‌بخش نسل‌کشی است و آینده‌ی اخلاقیِ نظم جهانی را تهدید می‌کند.

نویسنده در پایان با اشاره به سخن فیدل کاسترو (۲۰۰۴) هشدار می‌دهد که این روند، جهان را به سوی جنگی تازه با خطر هسته‌ای پیش می‌برد؛ و تأکید می‌کند که نباید در برابر وحشیگری چشم بست، بلکه باید به سود بشریت بر ضد نسل‌کشی قیام کرد.


تصویبِ مجازات اعدام از طریق دار زدن برای فلسطینیان بازداشت‌شده که از سوی پارلمان اسرائیل به «تروریسم» متهم شده‌اند – آن هم با رأی اکثریت – نشانه‌ی آشکارِ مسیر تازه‌ای است که در آن «نسل‌کشی» دارد مشروعیتِ قانونی پیدا می‌کند. این روند، از همان زمان که «طرحِ به‌اصطلاح صلح» از سوی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو ارائه شد، وارد مرحله‌ی تازه‌ای گردید؛ مرحله‌ای که در آن، دولتِ صهیونیستیِ اسرائیل می‌کوشد با ایفای نقش‌هایی در قامتِ «نهاد قانون‌گذار» و وضعِ قوانینِ قابلِ اجرا در سرزمینِ اشغال‌شده، عمق بیشتری به اشغالِ غیرقانونیِ خود ببخشد.

این اقدام از هر سو که بنگریم، عملی است نفرت‌انگیز.
نخست، از منظر انسانی: روشن است که چنین اقدامی چیزی جز ادامه‌ی پاک‌سازیِ نژادیِ (اتنوساید) بی‌وقفه‌ای نیست که صهیونیسم علیه فلسطینیان به کار گرفته. بن‌مایه‌ی این سیاست نیز چیزی جز باورِ برتری‌خواهانه نیست؛ همان ویژگی‌ای که امروز رژیمِ صهیونیستی و هوادارانش با رایشِ سومِ آدولف هیتلر در آن شریکند. از آن جهت که «توجیهِ» اخلاقیِ نازی‌ها از ابتدای آن فاجعه، به خودبرتربینیِ نژادی و فرهنگی گره خورده بود – درست همان گونه که صهیونیسمِ اسرائیلی نیز در برابر ملت فلسطین، خود را برتر پنداشته است.

دوم، فلسطین سرزمینی است که به گونه‌ای غیرقانونی اشغال شده و هر روز در آن جنایتِ نسل‌کشی رخ می‌دهد. هیچ هنجار یا قانونِ شناخته‌شده‌ای در حقوق بین‌الملل وجود ندارد که به اسرائیل اجازه دهد در غزه، کرانه‌ی باختری یا هر منطقه‌ی دیگری قانون وضع کند. صهیونیسم، بر پایه‌ی پیمان‌های نظم جهانی، هیچ مرجعیتِ حقوقیِ پذیرفته‌شده‌ای ندارد. تصمیم به وضعِ اعدام، اقدامی خون‌ریزانه است تا از طریق آن، صهیونیسم بتواند دست به قتل‌های بیشتری بزند بدون آنکه پاسخگو باشد – همچنان که تا این لحظه، نسل‌کشی را در روشنای روز مرتکب شده است. چه آنکه مجازات مرگ نه تنها بر زندانیان فلسطینی در درون اسرائیل، بلکه در خودِ سرزمینِ اشغالی نیز اجرا خواهد شد.

سوم، باورکردنی نیست که کشورهای غربی در برابر این تصمیمِ وحشیانه‌ی پارلمان اسرائیل، چنان سکوت گسترده‌ای کرده‌اند. اما واقعیت آن است که این سکوت، تنها آینه‌ی تمام‌نمای روندی است که در تمام این سال‌های نسل‌کشی جریان داشته. سکوت، در عمل به «مشروعیتِ نسل‌کش» مهر تأیید می‌زند؛ چراکه سازمان‌های حقوق بشری و دولت‌هایی که سوگند خورده‌اند ناظر بر نظمِ «متمدنانه»‌ی جهان باشند، بار دیگر در برابر پیشرویِ شر خاموش نشسته‌اند. به نظر می‌رسد سیاستِ غیرانسانیِ صهیونیسم بر صحنه‌ی بین‌المللی چیره شده، هرگونه پرسش‌گری را خفه می‌کند و اخلاقِ دروغینِ برتری‌خواهی را تحمیل می‌نماید – همان وضعیتی که تاریخ پیشتر نشان داده به چه مرحله‌ای از وحشیگری می‌انجامد. نهادهای بین‌المللی که امروز سکوت کرده‌اند، فردا هیچ مرجعیتِ اخلاقی نخواهند داشت که در جهانی سرشار از پوچیِ ضدبشری، خواستار تمدن‌داری شوند.

این وضعیت – یعنی تداوم نسل‌کشی و جنگی در خاورمیانه که هر روز ما را به آتش‌سوزی جهانیِ تازه‌ای با خطر هسته‌ای نزدیک‌تر می‌کند – سخن فرمانده فیدل کاسترو را تأیید می‌کند که در ۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۴ و به مناسبت چهل‌وپنجمین سالگرد انقلاب کوبا فرمود:
«زندگیِ میلیاردها انسان ساکن بر این سیاره، وابسته است به آنچه چند تن می‌اندیشند، باور می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. فاجعه‌بارتر آنکه کسانی که چنان قدرتی در اختیار دارند، روانپزشکی همراه ندارند. ما حقِ تسلیم شدن نداریم. ما حق داریم افشا کنیم، فشار بیاوریم و خواهان دگرگونی و پایانِ این وضعیتِ بی‌سابقه و پوچ باشیم – وضعیتی که همه‌ی ما را گروگان ساخته است. هیچ کس هرگز نباید چنین اختیاراتی داشته باشد؛ وگرنه دیگر هیچ کس در جهان نمی‌تواند از تمدن سخن بگوید.»

چشم بر وحشیگری فرو نبندیم. به سودِ انسانیت، چشمانمان را به روی نسل‌کشی باز کنیم.