چه کسی میلیاردها دلار غرامت به ایران خواهد پرداخت؟ ما می‌پردازیم. — همبستگی

در


نوشتهٔ یوجین دویل
ترجمه مجله جنوب جهانی

در سال‌های آینده، اگر ایران به‌عنوان کشوری مستقل پابرجا بماند و کنترل تنگه هرمز را حفظ کند، کشورهایی مانند استرالیا، نیوزیلند، بریتانیا، کره جنوبی و ژاپن ناگزیر خواهند بود صدها میلیارد دلار غرامت بابت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بپردازند. به گفتهٔ لویدز، این پرداخت‌ها هم‌اکنون آغاز شده و پس از توقف خصومت‌ها می‌تواند به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در روز برسد. برای تحقق این امر، ایران باید در برابر متجاوزان تا مرز بن‌بست مقاومت کند و اطمینان حاصل نماید که در صورت لزوم، می‌تواند جریان نفت، گاز و کودهای حیاتی برای اقتصاد جهانی را قطع کند. بنابراین، دفعهٔ بعد که تصویری از خشونت تماشایی آمریکا و اسرائیل دیدید، به این بیندیشید: «شاید مجبور شوم هزینهٔ آن را بپردازم.»

شکی نیست که آمریکا و اسرائیل در به‌آتش‌کشیدن ایران، تحمیل تلفات سنگین و وارد آوردن صدها میلیارد دلار خسارت به زیرساخت‌های غیرنظامی این کشور موفق بوده‌اند. همان‌طور که «رهبر جهان آزاد» این هفته گفت: هدف از بمباران ایران، بازگرداندن آن به عصر حجر است.

آمریکا و اسرائیل بیش از ۱۵٬۰۰۰ بمب و موشک عظیم بر سر ایران فرود آورده‌اند. طبق گزارش سازمان ملل متحد تا ۱۷ مارس، آمریکا و اسرائیل ۵۴٬۰۰۰ خانهٔ غیرنظامی را ویران کرده‌اند. این ویرانی اکنون شدت گرفته و به مرز ۱۰۰٬۰۰۰ سازه نزدیک می‌شود. تا پایان مارس، صدها مدرسه، ده‌ها دانشگاه و بسیاری از زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله پل‌های اصلی، سامانه‌های انرژی و اماکن فرهنگی مورد حملهٔ آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها قرار گرفته بود. آیا هنوز کسی باور دارد که آنها برای «آزاد کردن مردم» به ایران آمده‌اند؟

چه کسی باید هزینهٔ بازسازی را بپردازد؟ دولت ایران در این مورد کاملاً شفاف است: «ما باید این کار را انجام دهیم»؛ زیرا از دیدگاه تهران، این جنایت عظیم با کمک و تشویق استرالیا، بریتانیا، اتحادیه اروپا، نیوزیلند و دیگران صورت گرفته است؛ کشورهایی که — همانند نسل‌کشی در غزه — هیچ اقدام معناداری برای توقف آن انجام ندادند.

به گفتهٔ لویدز، ایران اکنون یک ایستگاه بازرسی و عوارض در تنگه هرمز — که برخی آن را «باجهٔ آیات‌الله» می‌نامند — برای اخذ مالیات از کشتی‌های عبوری راه‌اندازی کرده است. این اقدام ممکن است از منظر حقوق دریاها محل پرسش باشد، اما پس از حملهٔ برق‌آسای آمریکا و اسرائیل، نوعی کنایهٔ تلخ به نظر می‌رسد.

مجلس ایران در حال نهایی‌کردن قانونی است که «حاکمیت، کنترل و نظارت» ایران بر تنگه هرمز را اعلام می‌کند؛ ادعایی که پیش از این هرگز مطرح نشده بود. این لایحه سامانه‌ای از هزینه‌های ترانزیت برای کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه هرمز معرفی می‌کند و عملاً مالیاتی تا سقف ۲ میلیون دلار برای هر کشتیِ مایل به عبور اعمال می‌نماید. یک نفتکش بزرگ محموله‌ای به ارزش حدود ۲۰۰ میلیون دلار حمل می‌کند، بنابراین این هزینه چندان زیاد نیست. اگر این مبلغ را در بیش از ۱۰۰ حرکت کشتی در روز در شرایط صلح ضرب کنید، ایران می‌تواند سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد کسب کند. با توجه به اینکه کشورهای یاغیِ آغازگر این جنگ هرگز تسلیم قوانین بین‌المللی یا پرداخت غرامت نخواهند شد، این راهکار هوشمندانه به نظر می‌رسد.

طبق این سامانه، کشتی‌ها اکنون باید پیش از صدور مجوز عبور امن توسط ایران، شمارهٔ سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO)، مانیفست بار، نام خدمه، جزئیات مالکیت و مقصد خود را ارائه دهند. این قانون، کشتی‌های ایالات متحده، اسرائیل و متحدانشان را ممنوع می‌کند، در حالی که به چین، روسیه، هند، پاکستان، عراق، بنگلادش و سایر کشورهای دوست، حق عبور امن را اعطا می‌نماید.

برای تحقق کامل این طرح، ایران باید پیروز میدان باشد.

پروفسور رابرت پیپ، متخصص برجستهٔ مطالعات جنگ در ایالات متحده و استاد دانشگاه شیکاگو، می‌گوید ایران احتمالاً از این جنگ وحشتناک به‌عنوان یک ابرقدرت بیرون خواهد آمد. بسیاری از تحلیلگران، از جمله سرهنگ دانیل دیویس، مارک اسلبودا، آنل شلین و جان مرشایمر، اکنون پیروزی ایران را محتمل می‌دانند. خودِ پیپ دهه‌هاست که شبیه‌سازی‌هایی از جنگ‌های احتمالی آمریکا و ایران انجام می‌دهد و نظرش روشن است: «ترامپ اشتباه بزرگی مرتکب شد.»

پروفسور پیپ، که از معماران اصلی برنامهٔ درسی جنگ نیروی هوایی ایالات متحده بوده است، به محمود انصاری، روزنامه‌نگار، گفته که ترامپ و دیگران در حال حاضر موفقیت تاکتیکی را با نتایج استراتژیک اشتباه می‌گیرند. در حال حاضر، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها از موفقیت پشت موفقیت لذت می‌برند: کشتن رهبران و دانش‌آموزان، انفجار تأسیسات و غیره. «این می‌تواند مسحورکننده باشد و توهم کنترل دقیق را القا کند، اما با پیروزی استراتژیک یکسان نیست. ایران پیش از جنگ ۴٪ از نفت جهان را کنترل می‌کرد. ۲۶ روز بعد، آنها ۲۰٪ از نفت جهان را کنترل می‌کنند.»

همان‌طور که تریتا پارسی از مؤسسهٔ کوئینسی این هفته اشاره کرد، دانمارک به مدت ۴۰۰ سال از کشتی‌هایی که از تنگه اورسوند به داخل و خارج از دریای بالتیک عبور می‌کردند، عوارض ترانزیت دریافت می‌نمود. پاناما، مصر و ترکیه نیز همگی هم‌اکنون هزینهٔ ترانزیت دریافت می‌کنند.

کشورهایی که نقش‌های اصلی و فرعی را در نسل‌کشی غزه ایفا کردند — آلمان، بریتانیا، استرالیا — و دهه‌ها از اسرائیل و آمریکا در وحشیگری‌هایشان در سراسر خاورمیانه حمایت نمودند، ممکن است — اگر خوش‌شانس باشند — دوباره به خلیج فارس دسترسی یابند، اما احتمالاً مجبور خواهند بود بهای سنگینی بابت نقش خود در نابودی زندگی ده‌ها میلیون نفر بپردازند.

امنیت انرژی یک کشور کوچک و وابسته مانند نیوزیلند باید منتظر مذاکرات نهایی بین تأمین‌کنندگان اصلی آن — کره جنوبی و سنگاپور — و ایران بماند.

ایران، خونین اما تسلیم‌نشده، می‌داند که می‌تواند — و باید — مانند ققنوس از خاکستر برخیزد. در نسخهٔ ایرانی اسطورهٔ ققنوس — که ریشه در هزاران سال پیش دارد — ققنوس (سیمرغ در فارسی) باید پیش از تولد دوباره و تجدید حیات، با مرگ و نابودی روبه‌رو شود. سیمرغ آن‌قدر باستانی است که از خرد اعصار برخوردار است: به عبارت دیگر، می‌داند چگونه از فجایعی که دیگران را نابود می‌کند، جان سالم به در ببرد. این را تاب‌آوری تمدنی می‌نامند و در تار و پود مردم ایران ریشه دوانده است.