
پیروز بزرگ و سربلند؛ شکست صهیونیسم در اوج عیانشدگی – کارلوس سانتا ماریا
ترجمه مجله جنوب جهانی
ریشه آتشبس پیشنهادی پاکستان و پذیرش ده بند ایران از سوی ترامپ چیست؟
در بنمایه، این آتشبس ریشه در شکست راهبردی اتحاد صهیونیستی میان آمریکا و «اسرائیل» دارد. هیچ دلیل دیگری فراتر از آنچه به موضع یکپارچه دولت ایران بازمیگردد، وجود ندارد؛ دولتی که فراتر از دیپلماسی، به زبان قدرت نظامی روی آورد و اعلام کرد دستکم شش ماه درگیری مسلحانه را ادامه خواهد داد. این وضعیت، دولت آمریکا را کاملاً تضعیف کرد.
شواهد شکست صهیونیسم به قرار زیر است:
حملات دفاعی شدیدی که هر روز بیش از پیش نیروها را متحد میسازد. در این حملات، نه تنها ایران پاسخی قاطع میدهد، بلکه حزبالله نیز از پای درنیامده و نیروهایش بیوقفه دشمن اسرائیلی را هدف قرار میدهند. همچنین اتحاد یمن که تهدید به بستن تنگه بابالمندب کرده است، نیروهای مردمی عراق، حماس با یاران شجاع و باکرامتش، و نیز ملتهای این کشورها که عمیقاً در حاکمیت ملی خود ریشه دواندهاند، همگی در این صحنه حضور دارند.
نکته شایان توجه آنکه «مقاومت اسلامی عراق» شب هنگام و درست در لحظه اعلام آتشبس، پایگاه آمریکایی «النصر» در نزدیکی فرودگاه بینالمللی بغداد را با چند فروند پهپاد هدف قرار داد و انفجاری عظیم پدید آورد.
رسانههای آمریکایی گزارش میدهند که ایران و آمریکا حملات بعدی ایران (پس از اعلام آتشبس) را خواهند پذیرفت، تا زمانی که تمام دستورالعملها به بالاترین سطوح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران برسد. افزون بر این، در همین لحظات نیز موشکهایی از سوی ایران به سمت اسرائیل در حال پرتاب است.
نکته پیشگفته برای درک این حقیقت بنیادین است که دولت آمریکا دریافته تهدیدها کارساز نبوده، و تظاهرات عظیم مردمی – که حتی به تشکیل سپرهای انسانی برای حفاظت از تأسیسات انرژی، برق و مراکز دانشگاهی انجامید – نشانگر محدودیتهای عظیم تحلیلی و علمی ارتش غرب است.
از برجستهترین رویدادهایی که چندان عمیقاً تحلیل نشد، این بود که ایران تنگه هرمز را بر روی کشتیهایی گشوده نگه داشت که مقاماتش اجازه عبور به آنها میدادند. بنابراین، دستاورد ادعایی ترامپ وجود خارجی ندارد؛ چه آنکه اصرار بر گشایش فوری تنگه، خود مشروط به شرایط خاص مسیر و تراکم شناورهای درخواستکننده عبور است – که به احتمال قریب به یقین بهای آن را خواهند پرداخت.
بیانیه شورای عالی امنیت ملی ایران، بر پیروزی خود علناً پافشاری کرده است. این بیانیه با وجود تلاش برای پنهانکاری، در «رسانههای جمعی نااطلاعرسانی» نیز منتشر شده و تأکید دارد که مذاکرات کنونی ماهیتی ملی دارد و دنبالهای بر نبرد در میدان است. نیز بر ضرورت آنکه تمام ملت، نخبگان و گروههای سیاسی به این فرآیند که زیر نظر رهبر انقلاب و عالیترین سطوح نظام جریان دارد، اعتماد و پشتیبانی کنند و هرگونه اظهار نظر تفرقهافکنانه را به شدت اجتناب ورزند.
بیانیه قاطعانه میگوید اگر تسلیم دشمن در میدان نبرد به پیروزی سیاسی قاطعی در مذاکرات بینجامد، این پیروزی بزرگ تاریخی جشن گرفته خواهد شد. در غیر این صورت، نبرد شانه به شانه در میدان ادامه مییابد تا تمام خواستههای ملت ایران برآورده شود، چه آنکه برای عمل آمادگی کامل وجود دارد و به محض کوچکترین خطای دشمن، با تمام قوا پاسخ داده خواهد شد.
طبیعتاً تأکید شد که ایران و جبهه مقاومت، یکی از شدیدترین نبردهای ترکیبی تاریخ را علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز کردند و در این دوره، تقریباً به تمام اهداف تعیینشده خود دست یافتند. حدود ده روز پس از شروع جنگ، دشمن به ناتوانی مطلق خود در پیروزی پی برد.
ایران در حمله به پایگاهها و منافع آمریکا در پادشاهیهای خلیج فارس ذرهای درنگ نکرد، و با تأکید بر اینکه این حملات متوجه خود آن کشورها نیست، خاطرنشان ساخت که حاکمیتشان زمانی به خطر میافتد که همدستی در حملات به ایران را بپذیرند. بنابراین پاسخ ایران قانونی، دقیق و از نظر راهبردی هوشمندانه بوده است. اگر این درگیری به شکلی غیرقانونی و جنایتکارانه ادامه یابد، تمام شبکه برق کشورهای خلیج فارس نابود خواهد شد و خاموشی عظیمی رخ میدهد. نقشهای تاکتیکی از تأسیسات اصلی انرژی وجود دارد. نفت دیگر جاری نخواهد شد.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و معمار این فرآیند، اعلام کرد که آتشبس توافقشده میان ایران و آمریکا باید «در لبنان و در همه جا» اجرا شود. وی از هیأتهایی از تهران و واشنگتن دعوت کرد تا ۱۰ آوریل برای «ادامه مذاکرات و حل تمام اختلافات» به اسلامآباد بیایند. به گزارش نیویورک تایمز، توافق آمریکا و ایران شامل لغو تمام تحریمهای ایران از زمان دولت جرج دبلیو بوش است.
با وجود آنکه ترامپ گفته بود به تمام اهداف نظامی خود در ایران دست یافته و حتی فراتر رفته است، همین توقف در تجاوز، جنون بیمارگونه و جامعهستیز او را عیان میسازد: تهدید، قتل، تخریب، کشتار، بیآنکه فکر کند پس از یک جنگ شکستخورده چه بر سر ملت خودش و چه بر سر خود او خواهد آمد.
در نگاهی جامع، شورای عالی امنیت ملی ایران حکم داده است که تقریباً تمام اهداف جنگ محقق شده و فرزندان دلیر ایران، دشمن را به ناتوانی تاریخی و شکستی طولانی کشاندهاند.
«آمریکا ناگزیر شده است پیشنهاد دهبندی ایران را بپذیرد. این پیشنهاد شامل: تعهد بنیادین به عدم تجاوز، حفظ کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی اورانیوم، لغو تمام تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان تمام قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پرداخت غرامت به ایران، خارج کردن نیروهای رزمی آمریکا از منطقه، و پایان جنگ در تمام جبههها از جمله علیه مقاومت اسلامی در لبنان.»
بنابراین، اعلام دو هفتهای ترامپ مبنی بر به تأخیر انداختن حملات به زیرساخت انرژی ایران، پایهای سست دارد. چه آنکه او گفته است شهباز شریف، نخستوزیر، و آصف عمر (اسد) منیر، مارشال پاکستان، از او خواستهاند از ارسال نیروی تخریبی که علیه ایران پیشبینی شده بود خودداری کند. این درخواست به شرط آن صورت گرفته که جمهوری اسلامی ایران بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز را بپذیرد – آن هم در شرایطی که به گفتۀ ترامپ، آمریکا «به تمام اهداف نظامی پیشنهادی دست یافته و فراتر رفته است» و «در مرحلهای بسیار پیشرفته از تدوین توافق نهایی برای صلح پایدار با ایران و صلح در خاورمیانه» قرار دارد. ترامپ افزوده است: «ما پیشنهاد دهبندی ایران را دریافت کردهایم و آن را مبنایی قابل قبول برای مذاکرات میدانیم. تقریباً تمام اختلافات بر سر بندهای پیشین میان آمریکا و ایران حل شده، اما این مهلت دو هفتهای به ما امکان میدهد توافق را نهایی و ببندیم.» او مدعی است که به نمایندگی از آمریکا و کشورهای خاورمیانه سخن میگوید.
در این زمینه نباید فراموش کرد که تنگه هرمز برای کشتیهایی که با ایران تناقضی نداشتند و پرداخت دو میلیون دلار را میپذیرفتند، همواره باز بود. بنابراین ترامپ در واقع به هیچ دستاوردی نرسیده، جز آنکه جنون تهدیدآمیز خود را به رخ کشیده است. این شکستی قاطع بود پس از ناکامی در آن ماجرای بهاصطلاح جستجوی خلبانی که قرار بود به یک نیروگاه اتمی حمله کند و اورانیوم را از آن کشور خارج سازد – ماجرایی که به مرگ و نابودی هواپیماها و بالگردها و گریز شتابان ارتش آمریکا انجامید (۱).
و سرانجام، شکست در شورای امنیت به لطف وتوی چین و روسیه – جایی که نه حملات اسرائیل و آمریکا به ایران محکوم میشد، بلکه گشایش اجباری تنگه هرمز پذیرفته میشد. معنایش آن بود که قربانی را تنبیه کن و جنایتکاری جنایتکار را بپذیر.
نتیجهگیری: ترامپ «نابودی تمدن» را لغو میکند و «اسرائیل» نیز با پیوستن به آتشبس دو هفتهای موافقت میکند. این حاصل شکستی عظیم، بیاعتباری مطلق، و طرد شدن از سوی شمار زیادی از دولتهاست. قدرت جمهوری اسلامی ایران به اثبات رسید و این یک پیروزی راهبردی است، زیرا آمریکا در خواستهای کلیدی عقبنشینی کرده و کنترل راهبردی تهران بر یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان بیش از پیش تثبیت میشود.
سرانجام، توصیف ما از دونالد ترامپ به عنوان یک جامعهستیز جدی گرفته میشود، چه آنکه در خود آمریکا نیز این امر به عنوان حقیقتی روشن پذیرفته شده است. از این رو هرگز، هرگز نمیتوان به سخن ترامپ یا صهیونیستها اعتماد کرد، با وجود جدیتی که پاکستان از خود نشان داده است. امید که این «فریب سوم» نباشد.
