اخراج استاد ایرانی از دانشگاه بخاطر مخالفت با جنگ

در


«انسانیت در اولویت»: اخراج استاد دانشگاه واشینگتن به‌دلیل یک ایمیل ضدجنگ

نویسنده: سمی بارود
فلسطین کرونیکل
ترجمه مجله جنوب جهانی

در اقدامی که نگرانی‌ها درباره آزادی آکادمیک را دوچندان کرده است، دکتر آریا فانی، استاد دانشگاه واشینگتن و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه، پس از آنکه از جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران انتقاد کرد، از سمت خود برکنار و قرارداد سه‌ساله‌اش که در سال ۲۰۲۵ منعقد شده بود، یک‌جانبه فسخ گردید.

ریشه‌های ماجرا

روز دوشنبه ۹ مارس، دکتر فانی ایمیلی تحلیلی برای فهرستی از دانشجویان، اساتید، فارغ‌التحصیلان و اعضای جامعه دانشگاهی واشینگتن ارسال کرد که در آن، حملات دولت ترامپ و رژیم اسرائیل به ایران را در چارچوبی ژئوپلیتیک و با نگاهی به مقتضیات زمانه واکاوی کرده بود.

پیامد این اقدام، تماسی پنج‌دقیقه‌ای از سوی مدیر مدرسه مطالعات بین‌الملل جکسون بود که در آن، به‌صورت موجزی به دکتر فانی اطلاع داده شد قراردادش فسخ شده است. توجیه این تصمیم؟ «نامناسب» بودن محتوای ایمیل. اگرچه تأکید شد که اظهارات او یهودی‌ستیزانه نبوده، اما ادعا گردید که «در مرز یهودی‌ستیزی» قرار دارد.

دکتر فانی در واکنش به این رخداد می‌گوید: «این ماجرا آشکار می‌کند که احساسات چه کسانی در اولویت حفاظت قرار دارد. قطعاً دانشجویان فلسطینی یا خاورمیانه‌ای نیستند؛ کسانی که با سکوت دانشگاه در برابر نسل‌کشی آموزشی در غزه و حتی ایران، حق دارند احساس هدف‌گیری شدن داشته باشند.»

واکنش‌های عمومی و بستر سیاسی ماجرا

با توجه به تخریب سیستماتیک زیرساخت‌های آموزشی، کشتار دانشجویان و اساتید در جریان نسل‌کشی جاری غزه، و اکنون با تشدید جنگ مشترک علیه ایران —که با حمله به یک دبستان دخترانه در مینداب و کشتار بیش از ۱۷۰ نفر آغاز شد— ادعای «بی‌طرفی» نهادهای آکادمیک، برای بسیاری، دیگر نه‌تنها قانع‌کننده که نوعی ریاکاری به نظر می‌رسد.

در همین بستر، بسیاری بر این باورند که ادعای بی‌طرفی نهادی، روزبه‌روز غیرقابل‌دفاع‌تر می‌شود. دکتر فانی نیز دقیقاً همین دغدغه را مطرح کرده و تأکید دارد: «دانشگاه خود را بی‌طرف معرفی می‌کند، اما این بی‌طرفی در عمل، به‌صورت پیش‌فرض به نفع روایت صهیونیستی عمل می‌کند.»

طبیعتاً این برکناری، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشته است؛ چرا که بسیاری آن را بازتابی از فضای سیاسی حاکم بر آمریکا می‌دانند که هرگونه انتقاد از اسرائیل یا سیاست خارجی واشینگتن را تحت فشار قرار می‌دهد.

وقتی از دکتر فانی پرسیده شد آیا این اخراج غافلگیرش کرد، پاسخ داد: «قطعاً انتظار واکنشی را داشتم، اما با بی‌اعتنایی عمل کردم. برایم مهم نبود که این واکنش کی یا از کجا سر برآورد… در چنین لحظاتی، باید انسانیت را پیشِ روی خود قرار داد. تشریفات اداری و بوروکراسی را فراموش کرد. اولویت، انسانیت است.»

با وجود این فشارها، دکتر فانی همچنان نگاهی امیدوارانه به وضعیت دارد: «حتی در این شکست رهبری که اجازه می‌دهد گروهی اندک بر سایرین غلبه کنند، همچنان می‌توان نشانه‌هایی از موفقیت دید. تاکنون هیچ مدیر مرکز خاورمیانه‌ای به این میزان مورد توجه رسانه‌ای قرار نگرفته بود؛ دقیقاً به این دلیل که این اقدام موفق بود. فضایی خلق کرد که برای دانشجویان معنا داشت. در همین لحظه شکست، نهادی را می‌بینیم که چنان در پی پول، روال عادی تجارت و پایبندی به وضع موجود کور شده که پتانسیل واقعی خود را به خطر می‌اندازد.»

فانی با اشاره به «سوابق پرفرازونشیب» دانشگاه —که به باور او ریشه در امپریالیسم دارد— این وضعیت را همچنان فرصتی برای تغییر می‌داند: «وقتی گروه بزرگی از مردم که احساس بازنمایی‌نشدن و شنیده‌نشدن می‌کردند، ناگهان احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود، این می‌تواند جانی تازه به مرکز بدمد. من این فرصت را یافتم که به مرکز، حیات ببخشم.»

رهبری فانی: از یادبود تا همبستگی

نخستین رویداد جامعه‌محوری که مرکز خاورمیانه تحت هم‌مدیریتی فانی در اکتبر ۲۰۲۴ برگزار کرد، مراسم یادبود آی‌شنور عزگی ایگی، فارغ‌التحصیل دانشگاه واشینگتن بود که تنها چند ماه پس از فارغ‌التحصیلی، در سپتامبر ۲۰۲۴ و در جریان اعتراضی مسالمت‌آمیز به شهرک‌های غیرقانونی اسرائیل در کرانه باختری، هدف گلوله نیروهای نظامی اسرائیل قرار گرفت و جان باخت.

این مراسم، نقشی حیاتی در گردآوری جامعه دانشگاهی ایفا کرد که هنوز از شوک آن فاجعه رها نشده بود. فانی آن رویداد را «ضایعه‌ای سنگین» توصیف می‌کند؛ به‌ویژه با حضور خانواده آی‌شنور و والدین ریچل کوری، دیگری از فعالان اهل واشینگتن که در سال ۲۰۰۳ توسط نیروهای اسرائیلی کشته شد.

به گفته فانی، این مراسم «لحن و جهت‌گیری مرکز را برای آینده ترسیم کرد».

هنادی شقور، از فارغ‌التحصیلان و فعالان دانشگاه واشینگتن که در سال‌های پایانی مدیریت دکتر فانی با او همکاری نزدیک داشت، آن تجربه را چنین بازگو می‌کند: «آی‌شنور ما را گرد هم آورد. پس از شهادتش در ۲۰۲۴، نخستین گفت‌وگوی جدی من با آریا، برنامه‌ریزی برای مراسم یادبود او در ترم پاییز بود. ویران شده بودیم. اما در حالی که اندوه، بسیاری را به سکوت واداشته بود، آریا بلند شد — نه با هیاهو، بلکه با پافشاری.»

تأثیر اخراج فانی بر بدنه دانشجویی

در میان هیاهوی رسانه‌ای پیرامون این اخراج، بسیاری از گزارش‌ها از این نکته غافل مانده‌اند که علیرغم برکناری زودهنگام دکتر فانی از مدیریت مرکز خاورمیانه، دستاوردهای چشمگیری در دوران کوتاه تصدی او محقق شد. تحت رهبری او، پل‌های گفت‌وگو ساخته شد، جامعه‌ای پویا شکل گرفت و مهم‌تر از همه، گروه‌هایی که پیش‌تر نادیده گرفته می‌شدند، احساس تعلق و بازنمایی یافتند. این امر نه‌تنها در نوع رویدادهای برگزارشده توسط مرکز خاورمیانه مشهود است، بلکه در علاقه و احترام عمیق دانشجویان به دکتر فانی نیز بازتاب دارد.

کانر، دانشجوی ایرانی-آمریکایی دانشگاه واشینگتن که از شاگردان دکتر فانی بوده، می‌گوید: «همیشه پروفسور فانی را نمونه‌ای عالی از یک آکادمیسین می‌دانستم. آنچه برای من برجسته است، صداقت اوست… هرگز در مواجهه با مسائلی مانند امپریالیسم یا نسل‌کشی، پا پس نمی‌کشد؛ حتی او را در کنار دانشجویانش در تظاهرات حمایت از فلسطین دیده‌ام. به همین دلیل است که دانشجویان ایرانی و به‌طور کلی خاورمیانه‌ای، به‌سوی او جذب می‌شوند.»

همایِل، دانشجوی دیگری که در کلاس‌های او شرکت کرده، افزوده است: «توانایی پروفسور فانی در بیان دغدغه‌های جهانی به‌گونه‌ای که برای همه طیف‌های دانشجویی جذاب باشد، تأثیرش را عمیق و ماندگار کرده بود. همیشه تحسینش می‌کردم که چگونه موضوعات حساس اما آگاهی‌بخش را در بحث‌های کلاسی می‌گنجاند و فضایی از همکاری و آرامش را میان دانشجویان تقویت می‌کرد.»

شقور، فعال دانشجویی فلسطینی، با محبت از این استاد محبوب یاد می‌کند: «آریا هم قلب و هم دانش لازم برای فعالیت‌های دانشگاهی را دارد؛ هر بار که دانشجویان برای کمک در کمپین یا رویدادی مراجعه می‌کردند، بدون هیچ پرسش و شرطی می‌گفت: بله. برای من و هم‌دانشگاهی‌هایم، دیدن استادی تا این حد متعهد و فداکار، دنیا می‌ارزید.»

سخن پایانی: توپ در زمین آن‌هاست

در میانه شوک ناشی از فسخ قرارداد دکتر فانی در جامعه دانشگاهی واشینگتن و رسانه‌ها، او خود این‌گونه تأمل می‌کند: «این لحظه‌ای است که می‌توانیم تا حدی از موفقیت سخن بگوییم. اگر می‌خواستند با خاموش‌کردن من، جلوی توصیفم از صهیونیسم را بگیرند، پیام از طریق رسانه‌ها پخش شده است. بی‌نظیر است که در فاصله دو سال دیدیم مرکز خاورمیانه می‌تواند چه باشد، و فهمیدیم چرا هرگز به آن نرسید… حالا باید این پلتفرم را به جای دیگری برد. برای مدتی کارکرد داشت، اما دیگر نه… ما نشان دادیم چه چیزی ممکن است. حالا توپ در زمین آن‌هاست.»

(پایان)

درباره نویسنده: سمی بارود، دانشجوی کارشناسی حقوق و وکیل آینده‌نگر، این مقاله را برای «کرونیکل فلسطین» ارسال کرده است.