اگر توافق (تسلیم) نکردند همه را ترور کنید.

در

,

با توافق آتش‌بس، تهران گمان می‌برد در برابر واشینگتن برگ برنده دارد

مارک ای. تیسن
واشنگتن پست
ترجمه مجله جنوب جهانی

ایران گمان می‌کند دست بالا را دارد. اما ترامپ می‌تواند این تصور را نقش بر آب کند.
اگر تهران ظرف دو هفته شرایط رئیس‌جمهور آمریکا را نپذیرد، او همان شرایط را یک‌جانبه تحمیل خواهد کرد.

دونالد ترامپ به رژیم ایران دو هفته مهلت داده تا از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای، اورانیوم غنی‌شده و حمایت از تروریسم دست بردارد. اکنون رئیس‌جمهور آمریکا باید کاری کند که سران ایران درک کنند: این مهلت پایان‌ناپذیر نیست و او تن به یک توافق بد نخواهد داد. اگر تهران موافقت نکند، عملیات نظامی از سر گرفته می‌شود.

همان‌طور که ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، چهارشنبه‌شب در نشست خبری پنتاگون توضیح داد: «آتش‌بس به معنی توقف موقت است و نیروهای مسلح ما، در صورت دریافت دستور، آماده‌ی ازسرگیری درگیری‌ها هستند.»

رئیس‌جمهور باید روشن کند که کاملاً برای این کار آماده است. در حال حاضر، سران ایران جسور شده‌اند چون گمان می‌کنند ترامپ را به عقب‌نشینی واداشته‌اند – آن‌ها با اهرم کنترل تنگه‌ی هرمز او را مجبور کرده‌اند جنگ را متوقف کند. استراتژی تهران آشکار است: می‌خواهند مذاکرات را تا جایی که ممکن است طولانی کنند، به این امید که با افزایش قیمت نفت، ترامپ زیر فشار داخلی قرار گیرد و نتواند دوباره جنگ را آغاز کند.

ترامپ می‌تواند با یک اولتیماتوم صریح این تصور را از ذهن آن‌ها بزداید: اگر ظرف دو هفته به توافقی قابل‌قبول نرسید، عملیات نظامی گسترده را از سر می‌گیرد و بدون هیچ توافقی، جنگ را به پایانی قاطع و نهایی می‌رساند. این کار ظرف چند هفته شدنی است.

این مرحلهٔ نهایی عملیات نظامی چه شکلی خواهد داشت؟

نخست، رئیس‌جمهور باید به دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، دستور دهد که اهداف نظامی آمریکا را کامل کند – یعنی نابودی باقیماندهٔ توان تهاجمی ایران، از جمله موشک‌های بالستیک، پهپادها و صنایع دفاعی.

دوم، پس از سرکوب کامل توان موشکی تهاجمی ایران، ایالات متحده می‌تواند جزیرهٔ خارگ را تصرف کند – جزیره‌ای که بیش از ۹۰ درصد نفت ایران از آن عبور می‌کند. این به ترامپ سلطه‌ای خفه‌کننده بر اقتصاد ایران می‌دهد که با استفاده از آن می‌تواند رژیم را مجبور کند اجازه دهد آمریکا وارد شود و تمام اورانیوم غنی‌شده را خارج کند. اگر ایران موافقت نکند، او می‌تواند زیرساخت صادراتی جزیره را نابود کند و توان رژیم را برای کسب ارز سخت – که با آن ارتش خود را بازسازی و تروریسم را در منطقه گسترش می‌دهد – از بین ببرد.

سوم، تأمین امنیت اورانیوم غنی‌شده با ایجاد یک حلقهٔ مجازی پیرامون آن. هر تأسیساتی را که ترامپ «غبار هسته‌ای» می‌نامد، منطقهٔ ممنوعه برای رژیم ایران اعلام کنید – «حلقهٔ مرگ»ی که شبانه‌روز زیر نظر باشد. هر ایرانی که وارد این حلقه شود، کشته خواهد شد.

چهارم، حمله‌ی نهایی به رهبران و حذف مقاماتی که تاکنون برای مذاکره کنار گذاشته شده‌اند. سران ایران باید بفهمند که زندگی آنان به معنای واقعی کلمه به رسیدن به توافقی بستگی دارد که مورد پسند ترامپ باشد. اگر امتناع کنند، کشته خواهند شد.

پنجم، اعلام پایان عملیات گستردهٔ جنگی و صدور بیانیه‌ای اعلامی که به بازماندگان رهبران ایران بگوید اجازه ندارند توان هسته‌ای، موشک‌های بالستیک یا پهپادی را بازسازی کنند، پول یا سلاح به نیابت‌های تروریستی بفرستند، یا به سوی معترضان شلیک کنند. هرکس در این اقدامات دست داشته باشد، کشته خواهد شد.

همزمان با اجرای این سیاست‌ها از سوی ترامپ، آمریکا باید طرحی برای اقدام مخفیانه در حمایت از اپوزیسیون ایران تدوین و اجرا کند. الگوی این کار می‌تواند تلاش‌های پنهان دولت ریگان در دههٔ ۱۹۸۰ برای حمایت از «همبستگی» لهستان و دیگر جنبش‌های دموکراتیک در پشت پرده آهنین باشد. چنین طرحی می‌تواند شامل تأمین سلاح برای اپوزیسیون ایران شود – درست مانند زمانی که آمریکا به مبارزان ضدکمونیست در سراسر جهان اسلحه می‌داد.

هدف نهایی باید این باشد که به مردم ایران کمک کنیم به مرور زمان این رژیم قاتل را سرنگون کنند. در بلندمدت، تنها راهی است که دستاوردهای نظامی «عملیات خشم حماسی» را برگشت‌ناپذیر می‌کند. ترامپ درست می‌گوید که در رژیم ایران به معنای واقعی «تغییر حکومت» رخ داده، چون ده‌ها تن از رهبرانش را کشته است. اما اگر رهبران جدید سر میز مذاکره تسلیم نشوند، یعنی ماهیت رژیم تغییر نکرده – ایران همچنان در دست اسلام‌گرایان تندرویی خواهد بود که مصمم به نابودی آمریکا و اسرائیل و دست‌یابی به ابزار آن هستند. اگر چنین رژیمی سر کار بماند، پیشرفت‌های آمریکا در میدان نبرد در نهایت موقتی خواهد بود.

ترامپ این حق را دارد که به دیپلماسی فرصت بدهد. اما برای موفقیت دیپلماسی، باید پشت آن یک طرح عملیاتی قاطع و معتبر برای اقدام نظامی باشد. در حال حاضر، سران ایران گمان می‌کنند همهٔ برگ‌های برنده دست خودشان است – که ترامپ، مانند باراک اوباما پیش از او، بیشتر از آن‌ها به توافق نیاز دارد. او باید نشان دهد برعکس این قضیه صادق است: او برای پایان جنگ نیازی به توافق ندارد. می‌تواند یک‌جانبه، موفق و با شرایط آمریکا – و بدون رضایت ایران – جنگ را تمام کند.

ترامپ باید برای ایرانیان جدول زمانی روشنی بکشد: دو هفته فرصت دارند. ساعت در حال تیک‌تک است.