
نویسنده: چی چیان (خبرنگار ناظر)
ترجمه مجله جنوب جهانی
سال ۲۰۱۱ بود که باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، شعار «بازگشت به آسیا» را سر داد؛ شعاری که بیواسطه در برابر چشمانداز قدرتیابی چین سر برآورده بود.
اما پانزده سال بعد، آمریکا خود را همچنان در باتلاق خاورمیانه گرفتار میبیند. این بار، حتی برای مقابله با ایران، از توان نظامی خود در منطقهٔ آسیا-اقیانوسیه کاسته و تجهیزاتش را به غرب آسیا منتقل کرده است.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس در ۱۲ آوریل ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به دلیل تشدید بحران در خاورمیانه، سفر بسیار مورد انتظار خود به چین را چند هفته به تأخیر انداخته است. این موضوع، نگرانی طیف گستردهای از صاحبنظران آمریکایی را برانگیخته است. هراس اصلی آنان از این است که واشنگتن بار دیگر گرفتار بحرانهای خاورمیانه شود و بهناچار منافع راهبردی خود در آسیا را فدای آن کند؛ آن هم در شرایطی که چین روزبهروز دامنهٔ نفوذ خود را در این منطقه گسترش میدهد.
«جنگ ایران، آسیا را قربانی میکند»
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که جنگ کنونی در ایران، مانعی جدی در برابر آمادهسازی سفر احتمالی ترامپ به پکن شده و چه بسا هزینههای اقتصادی سنگینی نیز بر آمریکا تحمیل کند. برخی از همین تحلیلگران، بیپروا پای مسئلهٔ تنگهٔ تایوان را نیز به میان کشیده و هشدار میدهند: اگر آمریکا بازدارندگی قوی خود را در آسیا حفظ نکند، آن گاه که پکن «فرصت را مناسب ببیند»، دست به اقدام خواهد زد.
دنی راسل، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ آسیایی انجمن روابط خارجی آمریکا، در این باره میگوید:
«آمریکا در چنین مقطع حساسی، به هیچ وجه نباید شانه از مسئولیت خالی کند و خود را به کام بحرانی دیگر در خاورمیانه بیندازد. استراتژی «بازگشت به آسیا» با منافع ملی آمریکا گره خورده است، اما متأسفانه این سیاست با تصمیمهای نادرستِ بسیار، تضعیف شده است.»
با این حال، هنوز هم کسانی هستند که از سیاستهای دولت ترامپ جانبداری میکنند. مت پوتینجر، که در نخستین دورهٔ ریاستجمهوری ترامپ، معاون مشاور امنیت ملی کاخ سفید بود، میگوید ترامپ «مرتب و حسابشده» با همهٔ «رقبا» برخورد میکند. مارک روته، دبیرکل ناتو، نیز با زبانی گمانهزنانه گفته است: اگر در تایوان جنگی رخ دهد، دیگر «رقبایِ کوچکتر» آمریکا ممکن است دست به اقداماتی بزنند تا تمرکز واشنگتن را پراکنده کنند.
گزارشها حاکی است که به تازگی، جین شاهین، سناتور دموکرات و رئیس گروه اقلیت در کمیتهٔ روابط خارجی سنای آمریکا، به همراه هیأتی به ژاپن و کرهٔ جنوبی سفر کرده و سپس راهی تایوان شده است. در این سفر، مقامات محلی نگرانی خود را از تأثیر جنگ ایران بر هزینههای انرژی و همچنین کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه ابراز کردهاند.
شاهین در بازگشت گفت: «صنایع دفاعی آمریکا به سختی میتوانند نیازهای جبران ذخایر تسلیحاتی را برآورده کنند.»
در همین حال، کرت کمپبل (که در دولت بایدن سمت معاونت وزارت خارجه را بر عهده داشت) نگرانی دیگری را مطرح کرده است: حتی اگر جنگ ایران پایان یابد، چه بسا توان نظامیای که آمریکا در منطقهٔ آسیا-اقیانوسیه انباشته بود، هرگز به طور کامل بازنگردد.
زاک کوپر، پژوهشگر ارشد مؤسسهٔ آمریکن انترپرایز، نیز هشدار میدهد: «هرچه درگیری در خاورمیانه طولانیتر شود، منابع و توجه آمریکا بیشتر از آسیا دور خواهد ماند.» او افزود: فروش تسلیحات آمریکا به منطقهٔ آسیا نیز در آینده تحت تأثیر منفی این وضعیت قرار خواهد گرفت.
«پانزده سال بعد، آمریکا هنوز در خاورمیانه دستوپا میزند»
گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد که با گذشت ۱۵ سال و روی کار آمدن سه رئیسجمهور، آمریکا هنوز نتوانسته است خود را از خاورمیانه بیرون بکشد و «بازگشت به آسیا» همچنان سرابی بیش نیست.
استراتژی «بازتعادلسازیِ» آسیایی در دولت اوباما، ریشه در این درک داشت که آمریکا باید عضوی از منطقهٔ اقیانوس آرام باقی بماند تا از رشد اقتصادی آن بهره ببرد و در برابر قدرت روزافزون چین، کماکان نقش رهبری خود را حفظ کند.
اوباما در آن زمان گفت: «آمریکا پس از یک دهه جنگ پرهزینه، اکنون نگاه خود را به سوی ظرفیت عظیم منطقهٔ اقیانوس آرام معطوف کرده است.»
اما این استراتژی، نخستین ضربه را با شکست توافق تجاری پیشنهادی «شراکت فرااقیانوس آرام» (TPP) در سنا خورد؛ توافقی که شرکای اصلی آمریکا در منطقه نیز در آن حضور داشتند.
ترامپ که سال ۲۰۱۷ برای نخستین بار به قدرت رسید، بلافاصله خروج آمریکا از TPP را اعلام کرد و سپس جنگ تعرفهای با چین را آغازید.
بایدن، جانشین او، هم تعرفههای وضعشده بر کالاهای چینی را حفظ کرد، هم صادرات فناوریهای پیشرفته را محدودتر ساخت، و هم با تقویت اتحادهای منطقهای، به مقابله با چین پرداخت.
تا زمانی که ترامپ در اواخر سال ۲۰۲۵ «راهبرد امنیت ملی» خود را اعلام کرد، استراتژی آسیایی آمریکا به بازدارندگی نظامی در تنگهٔ تایوان و کمربند جزایر اول خلاصه شده بود. در آن سند راهبردی آمده بود: «ما برتری نظامی خود را در کمربند جزایر اول حفظ خواهیم کرد» و در ادامه: «خاورمیانه باید از اولویت کمتری برخوردار باشد. با توجه به افزایش روزافزون تولید انرژی آمریکا در نتیجهٔ سیاستهای دولت جدید، دلایل تاریخی تمرکز بر خاورمیانه رو به تضعیف است.»
اما طولی نکشید که حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران، جنگ تازهای را در خاورمیانه شعلهور ساخت؛ جنگی که یک بار دیگر آمریکا را در پیچ و خم خود گرفتار کرده است.
