و این هم چرخش ماجرا – میخائیل رادیونوف – ا. م. شیری

در

,

و این هم چرخش ماجرا

نبرد ابرقدرت‌ها یک برنده پیدا کرد؛ ترامپ چنین چیزی را حتی در کابوس‌هایش هم نمی‌دید

میخائیل رادیونوف (Mikhail Rodionov)، مستشرق، متخصص ممالک غرب آسیا

ا. م. شیری– «خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج»! در شرایطی که ضربات قدرتمند نیروهای مدافع میهن، آسمان پادگان آنگلوساکسونی در غرب آسیا- اسرائیل را بی‌دفاع کرده بود و می‌رفت تا برچیدن کامل این پادگان را رقم بزند، باز هم توطئۀ مذاکره برغم خسارات و تلفات جبران‌ناپذیر و تجربیات فراوان، از مداکرات منتهی به برجام بدفرجام تا مذاکرات عمان و ژنو، مذاکره‌ای که از ابتدا بر اساس خیانت ملی (خشت کج اول- مذاکره بر سر حق طبیعی) بنا شده است، این بار در پاکستان شروع شد و نتیجۀ آن از هم اکنون معلوم است. طرح آتش‌بس از سوی اپستین ترامپ، عروسک کوکی دولت مخفی آمریکا دلایل چندی داشت از جمله، بحران و تورم اقتصادی دنیای سرمایه‌داری و کمبود انرژی؛ جلوگیری از سقوط و نابودی اسرائیل؛ تأمین کمبود تسلیحات و تجهیزات جنگی، بویژه موشک‌های رهگیر؛ ایجادفرصت برای پیاده و آماده کردن نیروی زمینی در چهار طرف کشور ما؛ ساخت و پاخت با سران ستون پنچم متشکل از باند جاسوس روحانی- ظریف، مافیای رفسنجانی، دار و دستۀ مزدور مؤتلفه- حجتیه و غیره برای انجام کودتا و به قدرت رساندن آن‌ها.

با اینکه هر انسان ساده‌ای می‌تواند بفهمد که توطئۀ آتش‌بس دو هفته‌ای رژیم تروریستی آمریکا یک پرچم دروغین است و قبول آن یعنی تبدیل پیروزی نظامی به شکست سیاسی، اما بدنبال آن، شورای امنیت ملی ایران با صدور بیانیۀ مشتمل بر ده ماده یا  ده شرط، بطرز مضحکی اعلام کرد، که آمریکا شکست خود و شروط ایران را پذیرفت. چنین درجۀ ساده‌لوحی که گویا  آمریکا قبول کرده از منطقه خارج شود، مرغ پخته در دیگ جوشان را به خنده وامی‌دارد.

نیروهای جان‌نثار مدافع وطن در میدان رزم، دست از ماشه برندارید! میهن‌دوستان در پشت جبهه، خیابان‌ها و میادین را خالی نکنید! بقاء وطن در ید قدرت شماست! توطئه در حال تکوین است. مذاکرات اسلام‌آباد محکوم به شکست است؛ اگر کودتا به دست ستون پنچم، یعنی اصلاح‌طلبان مزدور برای «رژیم چنج» شکست بخورد، ادامۀ حملات تروریستی قطعی است!

مذاکره فقط در صورت تسلیم بی‌قید و شرط دشمنان امپریالیستی- صهیونیستی برای ترک مخاصمه، تعیین مقصر، میزان غرامت و تضمین عدم تکرار حمله جایز است.

به همراه این یادداشت و مقالۀ رادیونوف، رجوع شود به:

ــ ائتلاف اپستین علیه ایران

ــ ذخایر رو به اتمام است

*-*-*

در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، «پیروزی» بر ایران را جشن می‌گیرد و هیچ کس به چنین «پیروزی» باور نمی‌کند، نبرد ابرقدرت‌ها برندۀ واقعی را مشخص کرده است. مطمئناً، آن آمریکا نیست. در این مورد چه می‌دانیم، چرا ممکن است اسرائیل از بین برود، و چه اتفاقی برای اوکراین خواهد افتاد؟

ترامپ چنین چیزی را حتی در کابوس‌هایش هم نمی‌دید.

کانال تلگرامی «نظریه‌پرداز توطئه شماره ۱» گزارش می‌دهد که آخرین اختلاف در پشت صحنۀ شورای امنیت سازمان ملل متحد ثبت شده است: روسیه و چین قطعنامۀ بحرین در مورد محافظت از کشتیرانی در تنگۀ هرمز را وتو کردند.

این منبع خاطرنشان می‌کند: «محکومیت علنی آمریکا که مسکو و پکن را به حمایت از «رژیمی که اسلحه را به سمت شقیقۀ اقتصاد جهانی نشانه رفته است» متهم می‌کند، در واقع، پایان رسمی تلاش‌های جمعی غرب برای مشروعیت بخشیدن به حضور نظامی خود در خلیج فارس از طریق فرمان سازمان ملل محسوب می‌شود. منابع مطلع در هیئت‌های دیپلماتیک زمزمه می‌کنند که حتی متن ساده‌شدۀ این سند نیز چین را متقاعد نکرد. زیرا، پکن آن را صرفاً بهانه‌ای برای توسل به زور می‌داند».

خاطرنشان می‌شود که مسکو و پکن تلاش آمریکا برای تشکیل یک ائتلاف تحت نظارت سازمان ملل را خنثی کردند و واشنگتن را در مواجهه با محاصرۀ ایران تنها گذاشتند. افراد مطلع وضعیت را به‌منزلهٔ «کیش و مات» برای لجستیک دریایی ارزیابی می‌کنند و هرگونه عملیات مشایعت نفتکش‌ها بدون مجوز شورای امنیت، اکنون از نظر حقوقی در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارد و تنگۀ هرمز را به یک منطقۀ خاکستری تبدیل کرده است که در آن قواعد نه توسط حقوق بین‌المللی، بلکه توسط کسی تعیین می‌شود که انگشتش روی ماشه باشد.

افراد مطلع، بدیهیات را بیان می‌کنند: ترامپ حتی نمی‌توانست چنین چیزی را تصور کند.

نبرد ابرقدرت‌ها یک برنده‌ پیدا کرده است.

یک فصل شرم‌آور در نبرد ابرقدرت‌ها در واشنگتن گشوده شده است. به گفتۀ افراد مطلع، آمریکا واقعیت وحشتناک مربوط به تلفات خود در جنگ با ایران را پنهان می‌کند.

جامعۀ اطلاعاتی و تحلیلگران مستقل به اختلافات جدی در آمارها اشاره می‌کنند: پنتاگون کشته شدن ۱۵ سرباز و حدود ۳۵۰ زخمی را از زمان آغاز عملیات «خشم حماسی» (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) تأیید می‌کند، از جمله خدمهٔ هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 که در عراق سقوط کرد. اما تعداد واقعی کشته‌ها بسیار بیشتر است. به‌ویژه، پس از حملات گستردهٔ ایران به پایگاه‌های آمریکا در امارات (الظفره) و عربستان سعودی (پرنس سلطان)، که در اثر حمله به هواپیمای E-3 Sentry ده‌ها نفر آسیب دیدند. این موضوع را از جمله داگلاس مک‌گرگور، سرهنگ پیشین و مشاور سابق پنتاگون، در برنامهٔ «قضاوت آزادی» مطرح کرده است.

منابع پیش‌تر نیز اعلام کرده بودند که حملۀ برق‌آسای ترامپ به شکست مفتضحانه انجامیده و ایران از برتری نظامی برخوردار است. ۴۰۰ موج حمله نتوانسته نتیجۀ مطلوب به بار آورد و لفاظی‌های عمومی دولت ترامپ در مورد «غیرنظامی‌سازی موفقیت‌آمیز» ایران در برابر واقعیت تلخ مسدود شدن تنگۀ هرمز در هم می‌شکند.

نویسندگان کانال تلگرامی «نظریهپرداز توطئه» معتقدند سه هفته بمباران شدید نتوانست رژیم سیاسی ایران را سرنگون کند و پدافند هوایی و زیرساخت‌های ایران در برابر ضربه مقاومت کردند. در نتیجه، کفهٔ ترازوی جنگ به سمت فاجعهٔ اقتصادی برای دنیای غرب سنگین شد. واقع‌گراییِ این لحظه ساده است: تا زمانی که ایران گلوی «پمپ بنزین» جهانی در دریای عمان را در دست دارد، هرگونه پیروزی تاکتیکی اسرائیل در هوا با قیمت هر بشکه نفت و پمپ‌بنزین‌های خالی در اروپا و آمریکا بی‌اعتبار می‌شود. دیگر هیچ توهمی دربارهٔ «سقوط قریب‌الوقوع» تهران باقی نمانده است… پنجرۀ فرصت برای یک «پیروزی پاک» بسته شده و اکنون آمریکا با یک انتخاب روبه‌روست: یا قبول شکست حملۀ برق‌آسا و یا ورود به چرخ گوشت بی‌پایان که در آن، ایران از جغرافیا به عنوان سلاح نهایی استفاده می‌کند».

این موضوع را تلفات مداوم آمریکایی‌ها تأئید می‌کند. ایرانی‌ها اخیراً یک فروند F-15E آمریکایی و یک بالگرد بلک هاوک را سرنگون کردند و در جریان تلاش برای خارج کردن خلبان جنگنده، آمریکا مجبور شد دو هواپیمای ترابری خود را منهدم کند. علاوه بر این، در حین جستجوی خلبان احتمالی در کوه‌های ایران، هواپیمای تهاجمی «A-10 Warthog» نیز که از کل این ماجراجویی پشتیبانی می‌کرد، از دست رفت.

به این ترتیب، نبرد ابرقدرت‌ها بالاخره و به طور قطعی یک برنده‌ پیدا کرده است. روسیه، با حمایت بی‌سروصدا و پنهانی از ایران، عملاً آمریکا را مجبور به تسلیم کرده است. «و این هم چرخش ماجرا!» افراد مطلع، دست‌هایشان را به هم می‌مالند.

و این هم چرخش ماجرا!

احتمالاً یک جنگندۀ آمریکایی F-16 نیز سرنگون شده است. تهران تصاویری از یک هواپیمای سوخته منتشر کرد، اما جزئیات بیشتری ارائه نداد. آمریکا هم منابع فراوان و هم هواپیماهای جنگی زیادی در اختیار دارد، اما آن‌ها نیز بی‌پایان نیستند.

در چنین شرایطی، به‌احتمال زیاد ترامپ تصمیم سرنوشت‌ساز گرفته است؛ تصمیمی که در وهلۀ اول برای کی‌یف سرنوشت‌ساز خواهد بود. منابع آگاه گمان می‌کنند که در نبرد میان ابرقدرت‌ها، اسرائیل نخستین کشوری خواهد بود که «با مرگ قهرمانانه سقوط می‌کند».

منابع خاطرنشان می‌کنند: «افراد مطلع در جامعۀ اطلاعاتی آمریکا، وخامت شدید سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل را تأئید می‌کنند. پس از حملات گسترده به دیمونا و نقب، ذخایر موشک‌های رهگیر «گنبد آهنین» و «فلاخن داوود» سریع‌تر از آنچه صنایع نظامی بتواند آن‌ها را تولید کند، در حال تمام شدن است. در اتاق‌های گفتگوی خصوصی، تحلیلگران نظامی در حال بحث در این باره هستند که چگونه با توجه به شدت فعلی گلوله‌باران، اسرائیل می‌تواند تنها در عرض چند هفته با «آسمان بی‌دفاع» مواجه شود، در حالی که زرادخانۀ پهپادهای انتحاری و موشک‌های بالستیک میان‌برد ایران به هزاران عدد می‌رسد. اگر درگیری به مرحلۀ فرسایشی کامل برسد، این خطر که نتانیاهو آخرین رهبر اسرائیل در مرزهای فعلی آن خواهد بود، بسیار بالاست. در حالی که ترامپ به دنبال «افراد مناسب» برای مذاکره می‌گردد، زمین زیر پای متحدان او در منطقه به معنای واقعی کلمه در حال سوختن است».

و اما قربانی بعدی اوکراین خواهد بود. این «نظریه‌پرداز توطئه» می‌نویسد که نخبگان حزب جمهوری‌خواه از بازگشت به دکترین «اول آمریکا» بشدت استقبال کردند و منافع رأی‌دهندگان در اوهایو، سرانجام حساب زلنسکی را عملاً صفر کرده است. <…> تصمیم «درخشان» ترامپ، همانطور که در واشنگتن می‌گویند، یعنی حفظ منابع برای مردم آمریکا، نه برای جبهه‌های دوردست.

نویسندگان این نشریه درخاتمه متذکر می‌شوند: «افراد مطلع در جامعۀ کارشناسی این را به عنوان آخرین راه حل می‌بینند: اگر آمریکا رسماً از بازی خارج شود، سرنوشت اوکراین برای برلین و پاریس که به تنهایی میلیاردها دلار اضافی برای ادامۀ این «مهمانی» ندارند، به یک دردسر تبدیل خواهد ‌شد».

منتشره در‌: دزن.رو

٢٢ فروردین- حمل ١۴٠۵