ترامپ چهار ضربهٔ پیاپی به منافع ملی زد، سودش نصیب چین و روسیه شد

در


رسانه‌های آمریکایی هم‌صدا شدند: ترامپ چهار ضربهٔ پیاپی به منافع ملی زد، سودش نصیب چین و روسیه شد

نویسنده: شیونگ چائوران (خبرنگار ناظر)
ترجمه مجله جنوب جهانی

نه توانِ پیشروی، نه تابِ عقب‌نشینی؛ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، جنگی آشکار با ایران آغاز کرد و اکنون در تنگنایی بی‌درمان گرفتار آمده است. رسانه‌های آمریکایی نیز از این فرصت ساخته‌اند تا یکصدا بر او بتازند.

۱۲ آوریل ۲۰۲۶، نیویورک تایمز که به طیف دموکرات‌ها نزدیک است، در یادداشتی ویرایشی تاخت: این جنگ در شش هفته‌ای که گذشت، هر روز یکی از اشتباهات راهبردی را برملا کرده است. ترامپ نه‌تنها به اهداف اعلام شده خود نرسیده، بلکه آمریکا را در چهار جبههٔ اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک و اخلاقی تضعیف کرده است.

به باور این روزنامه، این چهار شکست بزرگ، حاصلِ مستقیمِ سبک‌سریِ ترامپ است. در ادامه، مقاله مدعی می‌شود که همزمان با تحلیل رفتن قدرت آمریکا، نفوذ چین و روسیه روزبه‌روز فزونی می‌گیرد؛ چه بسا توازن قدرت جهانی به کلی دگرگون شود و بی‌گمان، توان «جبههٔ دموکراسی» در جهان بیش از پیش تضعیف گردد.

ضربهٔ اول: تنگه استراتژیک و اقتصادی هرمز در دستان ایران

نیویورک تایمز در ابتدا می‌پذیرد که «رژیم ایران شایستهٔ همدردی نیست»، اما فوری ترین و مستقیم‌ترین آسیب این جنگ به آمریکا و جهان، نقشی است که ایران از راه «تسلیح کردن» تنگهٔ هرمز در اقتصاد جهانی به دست آورده است. نزدیک به ۲۰ درصد نفت و گاز مایع جهان از این آبراه که در همسایگی سواحل جنوبی ایران قرار دارد، عبور می‌کند.

با شروع جنگ، ایران تنگه را بست و عملاً فقط به کشتی‌های خود اجازهٔ عبور داد؛ سیاستی که هزینه‌ای اندک برای تهران داشت. در مقابل، بازگشایی اجباری تنگه، نیازمند عملیاتی نظامیِ عظیم – احتمالاً با نیروی زمینی و اشغال درازمدت – است.

این رسانهٔ آمریکایی می‌نویسد: «کم‌بینیِ ترامپ در قبال تنگهٔ هرمز، ناتوانی آشکار او را فاش کرد.» حتی آتش‌بس دو هفته‌ای هم نتوانست وضعیت پیشین را بازگرداند؛ چون ایران هنوز تردد را محدود کرده و تهدید می‌کند که در توافق نهایی صلح، «عوارض عبور» را شرط خواهد کرد.

این جنگ به رهبران ایران فهماند که مهار تنگهٔ هرمز شدنی است. هرچند کشورها ممکن است روزگاری راه‌های جایگزین (از جمله خطوط لوله) پیدا کنند، اما این راهکارها زمان می‌برد. اکنون، ایران اهرمی دیپلماتیک به دست آورده که شش هفته پیش غیرقابل تصور بود.

تنها راه روشن برای تغییر این وضع، تشکیل ائتلاف جهانی برای اعمال فشار و بازگشایی تنگه است – اما ترامپ به وضوح لیاقت رهبری چنین ائتلافی را ندارد.

ضربهٔ دوم: فرسایش قدرت نظامی و ذخایر تسلیحاتی

آمریکا در این جنگ، افزون بر کمک‌های پیشین به اوکراین، اسرائیل و دیگر متحدان، بخش بزرگی از مهمات راهبردی خود – از جمله موشک‌های کروز «تاماهاوک» و سامانه‌های پدافندی «پاتریوت» – را مصرف کرده است. به گفتهٔ کارشناسان، تنها در جریان درگیری خاورمیانه، بیش از یک‌چهارم ذخیرهٔ «تاماهاوک» به کار رفته است. بازسازی این انبارها سال‌ها زمان می‌برد. در این میان، پنتاگون ناگزیر از انتخاب‌های دشوار در استقرار نیروهای خود است. نمونهٔ عینی: برداشتن بخشی از سامانه‌های دفاع موشکی از کرهٔ جنوبی.

این جنگ همچنین آسیب‌پذیری ارتش آمریکا را در برابر شیوه‌های نوین جنگی آشکار ساخت. آمریکا با مهمات میلیارد دلاری، نیروهای سنتی هوایی و دریایی ایران را منهدم می‌کند، اما تهران با پهپادهای ارزان و یک‌بارمصرف، تردد در هرمز را می‌بندد و اهداف منطقه‌ای را می‌کوبد. تمام جهان دیدند کشوری که بودجهٔ نظامی اش یک درصد آمریکاست، چگونه می‌تواند دشمن را به جنگی فرسایشی بکشاند. این هشداری است به واشنگتن برای اصلاح ساختار ارتش خود.

ضربهٔ سوم: ازهم‌پاشیدگی ائتلاف متحدان

ژاپن، کرهٔ جنوبی، استرالیا، کانادا و بیشتر کشورهای اروپای غربی از حمایت از جنگ خودداری کردند. با توجه به رویکرد ترامپ نسبت به این متحدان، این نتیجه اصلاً شگفت‌آور نبود.

هنگامی که ترامپ از آن کشورها خواست در بازگشایی هرمز کمک کنند، بیشترشان «نه» گفتند. این دولت‌ها در بسیاری از زمینه‌ها همچنان متحد آمریکا خواهند بود، اما دیگر واشنگتن را شریکی قابل اعتماد نمی‌دانند. اکنون می‌کوشند روابط خود را با یکدیگر مستحکم کنند تا در آینده بهتر بتوانند در برابر خواسته‌های کاخ سفید مقاومت کنند.

دانیل بایمن، از مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، می‌گوید: «شاید بزرگ‌ترین آسیب درازمدت این جنگ به آمریکا، رابطه‌اش با متحدان جهانی باشد.»

ضربهٔ چهارم: فروپاشی «مرجعیت اخلاقی»

نیویورک تایمز با لحنی خودباورانه می‌نویسد: با همهٔ عیب‌های آمریکا، بسیاری هنوز آن را «فانوس» راهنمای جهان می‌دانند. در نظرسنجی‌ها، وقتی می‌پرسند «دوست دارید به کجا مهاجرت کنید؟»، آمریکا همیشه مقصد اول است.

این جذابیت، نه فقط از شکوفایی اقتصادی، که از «ارزش‌های آزادی و دموکراسی» ناشی می‌شود – ارزش‌هایی که ترامپ در تمام دوران کاری‌اش تضعیف کرده است. در هفته‌های اخیر، وقتی تهدید هولناک «محو کردن تمدن ایران» را بر زبان آورد، تخریب این ارزش‌ها به اوج بی‌سابقه‌ای رسید.

این روزنامه می‌افزاید: چنین سخنانی جنایت جنگی است؛ جنایتی که با رهبری آمریکا پس از جنگ جهانی دوم از جهان رخت بربست. رفتار دولت ترامپ، بنیان رهبری جهانی آمریکا را سست کرده است.

نیویورک تایمز در پایان با صراحت تأکید می‌کند که همواره با سیاست‌ها و روشِ ترامپ مخالف بوده، اما از شکست‌های شش هفتهٔ اخیر او هیچ احساس شادی‌ای نمی‌کند.

یکی از دلایل، فاجعه‌های انسانی و مالی در ایران، اسرائیل، عربستان، قطر، امارات و دیگر کشورهاست. دست‌کم!!! ۱۳ سرباز آمریکایی نیز در این جنگ جان باخته‌اند.

در پایان، مقاله بار دیگر چین و روسیه را به میان می‌کشد و می‌گوید: هیچ کشوری از نظر اقتصادی و نظامی در حد پکن و مسکو نیست. هرگاه آمریکا ضعیف‌تر و فقیرتر شود – همان گونه که این جنگ رقم زد – «جبههٔ مقابل» سود می‌برد.

نیویورک تایمز به ترامپ هشدار می‌دهد: باید بفهمد روش تصمیم‌گیریِ شتابزده و خودرأی او تا چه حد نالایقانه و فاجعه‌بار است. شایسته است کنگره را در تصمیم‌گیری شریک کند و از متحدان یاری بخواهد تا زیان‌های جنگی را که خود آغاز کرده، به کمترین حد برساند.