پناهگاه اشرافی، مجلل و غیر قانونی ترامپ به بهانه حمله موشکی

در


رویای اشرافی و درباری ترامپ با پول مردم آمریکا

«تالار ضیافت» یا پناهگاه ضدموشک؟ روایت جدید کاخ سفید: ضامن امنیت رئیس‌جمهور در برابر موشک‌ها

نویسنده: لیو بای (خبرنگار ناظر)
رسانه چینی ناظر
ترجمه مجله جنوب جهانی

در نمایش ابلهانهٔ سیاست آمریکا، طرح «تالار ضیافت» ترامپ در کاخ سفید بی‌گمان یکی از برجسته‌ترین صحنه‌هاست. پروژه‌ای ۴۰۰ میلیون دلاری که اکنون تا خرخره در کشمکش‌های حقوقی و جنجال‌های افکار عمومی فرو رفته و هر روز بر ابعاد آن افزوده می‌شود.

دولت ترامپ اما برای توجیه این هزینه‌ی سرسام‌آور، دست به دامان «ملیت» شده است؛ همان سنگ‌چینی که به درد هر دیواری می‌خورد.

به گزارش اینترنشنال بیزینس تایمز در ۱۲ آوریل ۲۰۲۶، اسناد ارائه‌شده به دادگاه تجدیدنظر فدرال نشان می‌دهد دولت ترامپ اخیراً اعلام کرده است که توقف این پروژه، «تهدیدی برای امنیت ملی» به شمار می‌رود. استدلال محوری شگفت‌آور است: این سازه‌ی عظیم که در ضلع شرقی کاخ سفید ساخته می‌شود، به عنوان «سپر حیاتی» برای محافظت از رئیس‌جمهور، خانوادهٔ او و کارکنان کاخ در برابر حملات موشکی و پهپادی عمل خواهد کرد.

از مجلل‌ترین سالن اروپا تا «سقفی بر فراز یک سنگر»

داستان از ماه پیش کلید خورد: قاضی «ریچارد لئون» (منصوب جرج بوشِ پسر) در دادگاه منطقه‌ای فدرال، دستور توقف بیشتر عملیات ساختمانی را صادر کرد و رأی داد که ترامپ نمی‌تواند بدون تأیید صریح کنگره، یک‌جانبه این پروژه را پیش ببرد.

سپس، «صندوق حفاظت از میراث تاریخی ملی» دست به کار شد و با طرح دعوایی حقوقی، خواستار توقف کامل این بازسازی گردید. این صندوق، دولت را به نادیده گرفتن محدودیت‌های قانونی متهم می‌کند و می‌گوید بولدوزرها، یکی از نمادین‌ترین بناهای آمریکا را با خاک یکسان کرده‌اند.

روز پنج‌شنبه (۹ آوریل)، «برانتلی مِیرز»، وکیل وزارت دادگستری، در اوراق دادگاه هشدار داد که «هر تأخیر بی‌پایان، کل پروژه را به خطر می‌اندازد». برخلاف اختلافات ساختمانی پیشین در دوران ترامپ که بر «برتری قدرت اجرایی» تأکید می‌شد، دولت اکنون تمام تمرکز خود را بر «کارت امنیت ملی» گذاشته است.

کارشناسان می‌گویند اصل ماجرا در نگاه اول ساده است: آیا ترامپ می‌تواند بدون مجوز قبلی کنگره، این تالار ۹۰۰۰ مترمربعی را بسازد که هزار میهمان را در خود جای دهد، همراه با زیرساخت‌های تقویت‌شده در اعماق زمین؟

اما این پرونده به سرعت به جدالی بر سر «مرزهای قدرت» و «ادبیات سیاسی» بدل شده است.

از تجمل تا ایمنی: تغییر روایت

در برابر دستور قضایی و طوفان رسانه‌ای، تیم ترامپ ناگهان استراتژی خود را عوض کرد. تالاری که زمانی به «همتای مجلل‌ترین کاخ‌های اروپا» وعده داده می‌شد، ناگهان به «سپر امنیتی رئیس‌جمهور» بدل گشت.

بر اساس اسناد دادگاه، این تالار با ستون‌های فولادی ضدموشک، سقفی مقاوم در برابر پهپاد، و شیشه‌های ضدگلوله، ضربه‌پذیر و ضدانفجار ساخته خواهد شد. در زیر آن نیز مهندسان در حال ساختن یک مرکز جدید فرماندهی اضطراری ریاست‌جمهوری هستند؛ سنگرهایی که نخستین بار در جنگ جهانی دوم برای محافظت از فرانکلین روزولت در برابر حملات هوایی ساخته شد.

در این اسناد همچنین به تأسیسات نظامی فوق‌محرمانه، تجهیزات پزشکی و پناهگاه‌های زیرزمینی اشاره شده است.

میرز در دادگاه گفت: «ارتقای این بال شرقی فرسوده و ناپایدار، برای حفاظت از رئیس‌جمهور، خانواده‌اش و خود کاخ سفید حیاتی است. تمام پروژه حول همین محور تعریف شده است.»

خود ترامپ نیز لحنش را ۱۸۰ درجه تغییر داده است. آن روزها که از شکوه و جلال تالار سخن می‌گفت و آن را با مجلل‌ترین کاخ‌های اروپا قیاس می‌کرد، امروز می‌گوید این تالار «در اصل فقط یک سقف است روی یک سازهٔ زیرزمینی»؛ ارزش واقعی در سامانه‌های امنیتیِ زیر آن نهفته است.

اما با این بودجهٔ سر به فلک کشیده، کمتر کسی باور می‌کند که فقط یک «سقف» ساخته می‌شود. ترامپ می‌گوید هزینه از محل کمک‌های خصوصی تأمین می‌شود؛ همان کمک‌هایی که پرسش‌های فراوانی دربارهٔ منافع پشت پرده برانگیخته است.

تلهٔ حقوقی: پروژه‌ای که بازگشتی ندارد

اکنون پرسش اصلی این است: آیا این هزینه‌ها واقعاً ضرورتی امنیتی دارد، یا فقط یک نمایش سیاسی دیگر؟ کارشناسان امنیتی و مأموران پیشین سرویس مخفی (سکرت سرویس) به دو دسته تقسیم شده‌اند.

جیلیان اسنایدر، افسر بازنشستهٔ پلیس نیویورک و مدرس دانشگاه جان جی، نگران است: فاش کردن جزئیات دفاعی بال شرقی در اسناد دادگاه، خود یک ریسک امنیتی است.

«هر بار که مواد، روش‌ها و توانمندی‌های به کار رفته در حفاظت از تأسیساتی چون کاخ سفید را فاش می‌کنید، به دشمن فرصت مطالعه و یافتن راهی برای دور زدن آن را می‌دهید.» به گفتهٔ او، لاف‌زدن ترامپ دربارهٔ «مجتمع عظیم امنیتی» زیرزمینی، این ریسک را چند برابر می‌کند. او تأکید می‌کند: «از منظر امنیتی، هرچه جهان دربارهٔ استحکامات چنین اهدافی کمتر بداند، بهتر است.»

در سوی دیگر، پل اکروف، مأمور پیشین سرویس مخفی که حفاظت از ترامپ و اوباما را بر عهده داشته، خوش‌بین‌تر است. به باور او، اطلاعات ارائه‌شده در دادگاه «افشای جدی امنیتی» محسوب نمی‌شود و داده‌های حساس عملیاتی همچنان محفوظ است. اما او از یک جای دیگر نگران است: وجود یک کارگاه عظیم ساختمانی در محدودهٔ امن کاخ سفید.

«وجود یک گودال روباز در کنار اقامتگاه رئیس‌جمهور، ناگزیر منطق دفاعی مأموران را برای مقابله با نفوذگران تغییر می‌دهد. هرچه این کارگاه بیشتر طول بکشد، وضعیت امنیتی نگران‌کننده‌تر خواهد شد.»

اسنایدر نیز می‌پذیرد که گودال کنونی «یک حفرهٔ امنیتی واقعی» است و باید هرچه زودتر پر شود، اما او نیز همچنان ضرورت وجود خود تالار پذیرایی را قبول ندارد.

به باور او، می‌توان سنگر زیرزمینی را ساخت، گودال را پر کرد و محوطه را مستحکم نمود، بدون اینکه نیاز به یک فضای تفریحی به وسعت یک تالار ضیافت باشکوه باشد.

به عبارت صریح‌تر: «دفاع در برابر موشک» نیازی به تالاری ندارد که جایگزین یک مهمانی هزارنفره باشد.

اما متیو کوئین، معاون سرویس مخفی، در اظهارنامه‌ای به دادگاه دیدگاهی متفاوت دارد. او می‌گوید تا پیش از اتمام پروژه، توان سرویس مخفی برای حفاظت از خانوادهٔ رئیس‌جمهور «با مانع مواجه خواهد بود» و کل پروژه را «یک ضرورت واحد امنیتی» می‌نامد.

قاضی لئون اما هرگز تردید خود را پنهان نکرده است. او در جلسات پیشین، این استدلال که «امنیت ترامپ نیازمند پیشرفت تالار است» را رد کرد و «گودال» کنار کاخ سفید را «مشکلی که خود رئیس‌جمهور آفریده» خواند. رأی او تأکید دارد که هیچ قانون موجودی به ترامپ اجازهٔ بازسازی یک‌جانبهٔ بال شرقی را نمی‌دهد.

صندوق حفاظت از میراث تاریخی ملی نیز می‌گوید آنان منکر تهدیدهای امنیتی علیه ترامپ نیستند، اما به باور آنان، این دولت ترامپ بود که بال شرقی قدیمی را تخریب کرد و خود را در معرض سال‌ها اختلال ساختمانی قرار داد.

گرگوری کریگ، وکیل این صندوق، نوشته است: «فقط وقتی کسی پروژهٔ غیرقانونی تالار ضیافت را متوقف می‌کند، ناگهان وضعیتی که تا دیروز قابل قبول بود، به «بحران ملی» بدل می‌شود.»

پایانِ باز یک نمایش ۴۰۰ میلیون دلاری

نکتهٔ مهم: کمیسیون برنامه‌ریزی پایتخت ملی (که ناظر پروژه‌های فدرال در واشنگتن است) پیشتر با رأی ۸ به ۱، طرح تالار را تأیید کرده بود. ترامپ می‌گوید پروژه تا سال ۲۰۲۸ به پایان می‌رسد و بیشتر هزینه از کمک‌های خصوصی تأمین می‌شود؛ بی‌آنکه ریالی از جیب مالیات‌دهندگان برود. با این حال، این اطمینان‌بخشی نتوانسته پرسش‌ها دربارهٔ شفافیت مالی و رد و بدل منافع را خاموش کند.

اکروف اشاره می‌کند: با توجه به پیشرفت گستردهٔ تخریب، کاخ سفید اکنون در وضعیتی گیر افتاده که «نه می‌تواند ادامه دهد، نه می‌تواند برگردد». او می‌پرسد: «اگر مخالفان موفق به توقف کامل پروژه شوند، آیا می‌خواهند بال شرقی و ایوان ستون‌دار را از نو بسازند؟ آیا هدف نهایی آنان همین است؟ به گمان من این شدنی نیست. شیری که از رودخانه عبور کرده…»

هنوز پایانی برای این کشمکش حقوقی متصور نیست و بسیاری از ادعاهای امنیتی دولت در محک عمومی آزمایش نشده است. تا زمانی که کنگره اقدامی کند یا دادگاه عالی رأی نهایی را صادر نماید، هر دو طرف از عموم می‌خواهند که با احتیاط به ادعاهای یکدیگر بنگرند.

صرف‌نظر از نتیجه، این نمایش ۴۰۰ میلیون دلاریِ «امنیتی»، بی‌گمان به یکی از پرجنجال‌ترین صفحات کارنامهٔ سیاسی ترامپ بدل خواهد شد.

چراکه تالاری مجلل برای «دفاع در برابر موشک»، به تنهایی برای ثبت در تاریخ ابلهیِ سیاست آمریکا کافی است.