اهمیت ماندگار اندیشه لنین: خطر جنگ در مقیاس بزرگ

در

,


اهمیت ماندگار اندیشه لنین: خطر جنگ در مقیاس بزرگ – رائول آنتونیو کاپوتی

ترجمه مجله جنوب جهانی

بیش از یک قرن از انتشار اثر جریان‌ساز ولادیمیر ایلیچ لنین تحت عنوان «امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایه‌داری» (۱۹۱۶) می‌گذرد؛ با این حال، پژواک تحلیل‌های او نه تنها پویایی آکادمیک خود را از دست نداده، بلکه امروز با ضرورتی تاریخی و عمیق در سراسر جهان طنین‌انداز شده است.
ما اکنون در بحبوحه دوران گذار در ساختار قدرت جهانی هستیم؛ دورانی که در آن، امپریالیسم ایالات متحده نقاب از چهره برداشته و دقیقاً همان ویژگی‌هایی را بازتاب می‌دهد که آن دولتمرد انقلابی با وضوحی تکان‌دهنده پیش‌بینی کرده بود.
از یک سو، فروپاشی داخلی آمریکا مانند گسل‌های زلزله در حال پیشروی است و سیاست خارجی آن به سم نظامی‌گری آلوده شده؛ از سوی دیگر، تقابل خشونت‌آمیز و فزاینده این قدرت با قطب‌های نوظهوری که شهامت به چالش کشیدن هژمونی‌اش را یافته‌اند، واشنگتن را به جدی‌ترین تهدید علیه امنیت و صلح جهانی بدل ساخته است.
لنین امپریالیسم را بالاترین مرحله تطور سرمایه‌داری تعریف کرد؛ مرحله‌ای که به باور او با مولفه‌های بنیادینی چون انحصار و تمرکز شدید تولید و سرمایه (که بسیار فراتر از رقابت ساده بازار است)، ادغام سرمایه بانکی و صنعتی و ظهور یک الیگارشی مالی قدرتمند، صدور سرمایه به عنوان یک ضرورت حیاتی، شکل‌گیری کارتل‌های بین‌المللی برای تقسیم غنایم جهان و نهایتاً استعمار و تقسیم سیاره میان قدرت‌های بزرگ شناخته می‌شود.
این کالبدشکافی ساختاری، به جای آنکه با گذشت زمان رنگ ببازد، امروزه ابعادی به مراتب پیچیده‌تر و منسجم‌تر به خود گرفته است. برای نمونه، سرمایه‌داری معاصر را بنگرید؛ جایی که مشتی ابرشرکت فراملی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری بی‌نام‌ونشان – غول‌هایی چون بلک‌راک (BlackRock)، ونگارد (Vanguard) یا استیت استریت (State Street) – شریان‌های مالی جهان را در دست دارند و قدرتی را اعمال می‌کنند که تولید ناخالص داخلی اکثر دولت-ملت‌ها را عملاً تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
آن ادغام سرمایه بانکی و صنعتی که لنین پیش‌بینی کرده بود، اکنون به شبکه‌ای به مراتب پیچیده‌تر و خفه‌کننده‌تر بدل شده است؛ ساختاری که در آن سرمایه مالی سوداگرانه، با خونسردی یک غیب‌گو، تکالیف و سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها را دیکته می‌کند.
صدور سرمایه، به عنوان ستون فقرات تحلیل لنینیستی، امروزه شتابی مضاعف یافته و به قلب تپنده جهانی‌سازی نئولیبرال تبدیل شده است.
زنجیره‌های ارزش جهانی، فرآیند جابجایی صنعتی که کارخانه‌ها را در یک قاره تعطیل و در قاره‌ای دیگر برپا می‌کند، و مالی‌سازی اقتصادهای پیرامونی، هیچ چیز نیستند جز فرم‌های به‌روزرسانی‌شده‌ی همان مکش ارزش اضافی؛ جریانی خستگی‌ناپذیر که ثروت را از جنوب جهانی به سمت مراکز انباشت سرمایه در شمال اقیانوس اطلس هدایت می‌کند.
چرخش بزرگ و پیچیده‌ای که لنین در زمان خود به سختی می‌توانست ابعاد آن را تصور کند، این است که این ماشین غارتگر، سازوکارهای نوین و پیچیده‌ای چون بدهی‌های دائمی و مشروط‌سازی اقتصاد کلان را نیز به خدمت گرفته است؛ فرآیندی که با نظارت دقیق صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و با دقتی جراحی‌گونه، در پازل سلطه جهانی جای می‌گیرد.
با این همه، وجهی از این اندیشه که امروز اهمیتی دراماتیک و دردناک به خود گرفته، رابطه ناگسستنی میان امپریالیسم و جنگ است؛ قرن بیست و یکم با دو جنگ جهانی خود، مهر تاییدی بر این پیش‌بینی زد.
آنچه در این دهه سوم از قرن بیست و یکم شاهد آن هستیم، بازگشت هولناک خطر یک جنگ تمام‌عیار و در مقیاس بزرگ است؛ این بار اما تحت لوای یک قدرت هژمونیکِ رو به افول که با درک این واقعیت که جهان در حال رها شدن از چنگال اوست، در آخرین و ناامیدانه‌ترین تلاش خود برای حفظ نظمی فروپاشیده، به رویارویی نظامی متوسل می‌شود.
منابع:
هاروی، دیوید (۲۰۰۴). امپریالیسم جدید. انتشارات آکال، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول (IMF)، کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (UNCTAD).

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب