رویکرد کلی سیاسی – استراتژیک کمونیست های ایران نسبت به جامعه ایران ( آنچه که باید باشد .. نه آنچه که بود و یا هست ..)
نوشته بیژن پویا
جامعه ایران را می توان به 4 بخش تقسیم کرد
بخش اول : اصلاح طلبان شامل 30% جامعه ایران با ترکیب طبقاتی خرده بورژوازی مرفه ، لایه های بالا و بخشی از لایه های متوسط خرده بورژوازی که خواهان اصلاحات اقتصادی و سیاسی درنظام جمهوری اسلامی هستند ..
بخش دوم : رادیکال ها شامل 20% جامعه ایران با ترکیب طبقاتی کارگران ، لایه های فقیر و پائین خرده بورژوازی که خواهان حذف رژیم حاکم و استقرار دمکراسی و عدالت اجتماعی مبتنی بر استقلال از امپریالیسم هستند ..
بخش سوم : میانه رو ها شامل 20% جامعه ایران با ترکیب طبقاتی لایه های متوسط خرده بورژوازی که بین اصلاح طلبان و رادیکال ها در نوسان هستند ..
بخش چهارم : عقب افتاده ها شامل 30% جامعه ایران با ترکیب طبقاتی معجونی از لومپن پرولتاریا و لایه هایی تاریک اندیش از خرده بورژوازی بازار که به دو قسمت تقسیم می شوند :
قسمت اول : آن بخش از عقب افتاده ها که قابلیت جذب شدن توسط پان اسلامیسم حاکم را دارند و در نهایت جذب ارتجاع حاکم می شوند ..
قسمت دوم : آن بخش از عقب افتاده ها که مستعد جذب شدن توسط ارتجاع حاکم نیستند و گرایش به بیطرفی دارند ..
کمونیست های ایران باید بتوانند متکی به بخش رادیکال ها با تبلیغات و تاکتیک های پیچیده ، بخش میانه رو ها را جذب و به جبهه انقلاب ملحق سازند ..
کمونیست های ایران باید بتوانند متکی به بخش رادیکال ها و به کمک میانه رو ها ، توده های عقب افتاده را هر چه بیشتر بیطرف سازند ..
کمونیست های ایران باید بتوانند با تبلیغات و تاکتیک های پیچیده ، تضاد های بین اصلاح طلبان و ارتجاع حاکم را هر چه بیشتر بنفع جبهه انقلاب تشدید کرده ، به نقطه غلیان رسانند و از آن میان ، لایه های گریز از ارتجاع حاکم را به جبهه انقلاب ملحق سازند ..
بدین ترتیب جبهه واحد خلق تحت رهبری کمونیست ها در نبرد با امپریالیسم و پان اسلامیسم تشکیل می گردد ..
فقط با چنین رویکرد سیاسی – استراتژیک نسبت به ترکیب طبقاتی جامعه ایران است که کمونیست های ایران می توانند وظایف تاریخی خودرا در مرحله کنونی تحقق بخشند ..

2 responses to “رویکرد کلی سیاسی – استراتژیک کمونیست های ایران نسبت به جامعه ایران ( آنچه که باید باشد .. نه آنچه که بود و یا هست ..”
عجب.
این نوشته فاقد منطق و استدلال است و بعد از آوردن آماری من درآوردی به شعار دادن می پردازد. فکر نمی کنم این مطالب ارزش منتشر کردن داشته باشند یا فایده ای از آنها حاصل شود.