
دنیای جوان
تارنگاشت عدالت
۲۸ دسامبر ۲۰۱۵
شرکت انتشاراتی وستاند در فرانکفورت برای مارس ۲۰۱۶ انتشار ترجمه کتاب «ملکه اغتشاش. هیلاری کلینتون و سیاست خارجی قدرت جهانی خودخواسته» را وعده داد.
هنگامی که سناتور سابق آمریکائی باراک اوباما در سال ۲۰۰۸ مبارزه انتخاباتی خود را برای پست ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا با شعار «آری، میتوانیم!» آغاز کرد، در سطح جهان سمپاتی و تفاهم زیادی نثار قدمش شد. هرجا که تردید و بیاعتمادی پدید آمد، با واکنش شدید روبرو گردید. قبل از انتخابات ۲۰۱۶ ریاست جمهوری در آمریکا ظاهراً صحبت برسر انتخاب «شر کمتر»که نام خانم هیلاری رودهام کلینتون (HRC) را باخود حمل میکند، است. کتابی که خانم بزرگ سالخورده و ژورنالیست منتقد آمریکائی، «دیانا جاناستون» در نوامبر ۲۰۱۵ زیر عنوان «ملکه اغتشاش، بدبیاریهای هیلاری کلینتون» Queen of Chaos, The Misadventures of Hillary Clinton منتشر کرد، هشداری است که با ادبیاتی بسیار برجسته مردم را از گرفتار شدن دردام هیلاری برحذر میدارد. برای جاناستون HRC مورد«شر کمتر» نیست، بلکه قبل از هرچیز عضو ارشد «حزب جنگ» است که مورد پشتیبانی مجتمع صنعتی نظامی است که از آن کمکهای مالی دریافت میکند و توسط آن هدایت میشود و در درون هردو حزب رسمی کشور فعال است.
خانم نویسنده بررسی میکند که چگونه هیلاری کلینتون با وجود برخوردهای مذهبی و فمینیستی خود، همیشه روابط خوبی با عربستان سعودی داشته، از زمان ریاست جمهوری شوهرش، ویلیام «بیل» کلینتون (۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱) با سرسختی و پیگیری بینظیر در تبلیغ برای «حزب جنگ» فعالیت نموده است. بعد از مبارزه علیه کمونیسم، هنگامی که به بهانه « تلون فرهنگها» ، جنگ برای به اصطلاح حفاظت اقلیتها به «دخالت انساندوستانه» مبدل گردید، هردو کلینتون نقش تعیین کننده ایفا کردند. نویسنده کتاب با کنایه به چپها نوشت، حفاظت از اقلیتها جایگزین طرح مسائل اجتماعی شد و زیرپاگذاردن حاکمیت دولتی به یک پرنسیپ اساسی مبدل گردید. HRC از برنامهریزان سیاست خارجی «هوشمندانه» و «نرم» به عنوان نوع جدید جنگاوری بود، یعنی گاه بمباران و گاه سازوکارهای بینالمللی رسانهای که با دروغ و تخریب شخصیتها، با الصاق سخاوتمندانه لقب «هیتلر» به آنها اجین بود. برای توجیه دلیل جنگ امروز کافیست که رسانههای غربی عبارت «کشتار خلق» را بکار گیرند و یا به دولتمردی که در کشوری از طریق انتخابات آزاد و مخفی به قدرت رسیده ولی مورد اعتماد واشنگتن نیست، لقب «دیکتاتور» اعطاء کنند. کتاب بدرستی با «تغییر رژیم نسبتاً نرم» در هندوراس در سال ۲۰۰۹، که کمی بعد از وزیر امور خارجه شدن HRC رخ داد آغاز میشود. رئیس جمهور قانونی کشور، مانوئل زلایا، جرات کرده بود روابط این کشور را با کوبا و ونزوئلا بهبود بخشد و در مورد پایگاه نظامی ایالات متحده آمریکا در این کشور تجدیدنظر کند. ابنها در چشم HRC درست خصایص یک «دیکتاتور بلقوه» بود و نهایتاً با یک کودتای نظامی به ریاست جمهوری وی پایان داده شد. «جان استون» نتایجی را که این نوع دخالتهای ایالات متحده آمریکا در کشورهای ضعیف جهان به جا میگذارد را «اغتشاش» تعبیر میکند: «اغتشاش فقر، جنایت و یاس و ناامیدی».
کتاب پس از ۷ بخش با تحلیلی از سیاست آمریکا علیه روسیه و بویژه علیه پوتین، که از مدتها پیش به عنوان هیتلر شناخته شده است، به پایان میرسد. به نظر جاناستون تجزیه روسیه به تعداد زیادی از کشورهای کوچک هدف دراز مدت ایالات متحده آمریکاست. این عمل چگونه ممکن خواهد بود را هردو کلینتون در سرکوب یوگسلاوی آموختند. ولی بخش اصلی کتاب تحلیل عمیق «جنگ HRC» در لیبی در سال ۲۰۱۱ است که وی از طریق رسانهها عبارات همیشگی و معمول خود را تبلیغ کرد: سرکوب اقلیتها، «کشتار خلق»، «دیکتاتور خشن و بیوجدان»، «هیتلر» و غیره… جاناستون تاکید میکند که فاتح این جنگ «اغتشاش» بود. او بطوری بسیار ملموس تعریف میکند که چگونه روز ۱۸ اکتبر HRC در طرابلس از هواپیما پیاده شد و «ملزم به نقش فمینیستی خود» توضیح داد که چه کارهائی در پیش خواهد بود: «زنان در لیبی باید دارای حقوق مشابه با مردان باشند.» نویسنده کتاب با درنظر گرفتن حضور عظیم زنان در زندگی اجتماعی در دروان قذافی این را «یک جوک بزرگ» تعبیر میکند، که پس از جنگ به سرکوب زنان انجامید. HRC در آن زمان در مورد قذافی گفت: «امیدواریم که او به زودی دستگیر شده و یا به قتل برسد، تا ما دیگر از او هراسی نداشته باشیم.» او پس از شنیدن خبر اجرای دستور با خنده و شعف با کنایه به ژولیوس سزار گفت: «اوه!… آمدیم، دیدیم و او مرد!». جاناستون میگوید HRC به یک «جنگ افروز انتقامجو» تبدیل شده است که «سایه حتا کوچکترین عذاب وجدانی را که لیدی مکبث احساس میکرد از خود دور کرده است.» خانم نویسنده این نوع برافروختگیهای اخلاقی را به ندرت و آنهم تنها برپایه تحلیلهای ناشی از شناخت دقیق و اطلاعات گستردهای که بدست آورده بیان میکند. شکر خدا که رویاهای احتمالی قبل از به قدرت رسیدن ایشان در هم فرو ریخت.
