اتحادیه اروپا یک مخلوق امپریالیستی است حتا از همان بدو تاسیس خود. اشکال اولیه آن در مبارزه علیه سوسیالیسم واقعاً موجود پدید آمد. امروز کشورهای پیشرفته امپریالیستی از اتحادیه اروپا در مبارزه رقابتی خود علیه ایالات متحده آمریکا استفاده می کنند. از اتحادیه بویژه استفاده می شود تا سرکردگی کشورهای پیشرفته امپریالیستی در اروپا تامین و تثبیت شده و مکیدن شیره کشورهای حاشیه تضمین گردد. برای این کار بازار داخلی اروپائی و ارز مشترک بوجود آورده شد.
منبع: دنیای جوان
تارنگاشت عدالت
۲۹ فوریه ۲۰۱۴
آیا میتوان اتحادیه اروپا را رفرمه کرد؟ حزب کمونیست آلمان میگوید: نه! اتحادیه اروپا یک مخلوق امپریالیستی است و باید متلاشی گردد!
آقای کوبله، در مورد اتحادیه اروپا صحبت کنیم. اصلاً اتحادیه اروپا چیست؟
اتحادیه اروپا یک مخلوق امپریالیستی است حتا از همان بدو تاسیس خود. اشکال اولیه آن در مبارزه علیه سوسیالیسم واقعاً موجود پدید آمد. امروز کشورهای پیشرفته امپریالیستی از اتحادیه اروپا در مبارزه رقابتی خود علیه ایالات متحده آمریکا استفاده می کنند. از اتحادیه بویژه استفاده می شود تا سرکردگی کشورهای پیشرفته امپریالیستی در اروپا تامین و تثبیت شده و مکیدن شیره کشورهای حاشیه تضمین گردد. برای این کار بازار داخلی اروپائی و ارز مشترک بوجود آورده شد. این هردو برندهترین سلاح اقتصادی است که در اختیار امپریالیسم آلمان قرار دارد. تک رفرمهائی در اتحادیه اروپا ممکن است، البته به این شرط که تناسب قوا درست باشد. ولی تحول اتحادیه اروپا و تبدیل آن به یک اتحادیه سوسیالیستی اروپائی ممکن نیست.
چه بدیلی وجود دارد؟ خروج آلمان از اتحادیه اروپا؟
باید از اتحایه اروپا عبور کرد. کشورهای از نظر اقتصادی ضعیفتر در حاشیه چاره دیگری جز از خروج از اتحادیه اروپا نخواهند داشت در غیر آن صورت نخواهند توانست خود را از آغوش کشنده ملل قوی رها سازند.
وضعیت در آلمان به شکل دیگری است. از یک طرف آلمان فدرال جزو کشورهای استثمارکننده است. ولی از طرف دیگر موقعیتهائی در اتحادیه اروپا وجود دارد که امپریالیسم آلمان را از رقابت با امپریالیسم فرانسوی و یا انگلیسی باز میدارد. به همین دلیل ما شعار «خروج از اتحادیه اروپا » را کاملاً صریح مطرح نمیکنیم.
فرض کنیم که حزب شما بمراتب پرقدرتتر باشد و از طرف یک جنبش قوی در این کشور مورد پشتیبانی قرار گیرد. آیا در ان صورت این سئوال برای شما مطرح نخواهد بود: در اتحادیه اروپا بمانیم و یا آنرا ترک کنیم؟
ممکن است که اینواقعه صورت پذیرد ولی به وضعیت تاریخی وقت بستگی خواهد داشت. هیچکس نمیتواند پیشبینی کند که این روند در ۷ یا ۱۰ سال دیگر چگونه خواهد بود. هرگونه اظهار نظری در این مورد گمانپردازی است و ما در آن شرکت نخواهیم کرد.
پس اینکه چگونه میتوان اتحایه اروپا را از بین برد، هنوز معلوم نیست؟
راه رسیدن به این هدف در سطح اتحادیه اروپا هنوز مشخص نشده است ولی یک امر محرز است: اینکار تنها با مبارزه خلقها و قبل از هرچیز مبارزه طبقه کارگر در کشورهای مختلف عملی است. این مبارزه می تواند خیلی متفاوت باشد. مثلاً در پرتغال مبارزه در راه احیای دستآوردهای انقلاب گل میخک، همراه با جد و جهد برای احراز حاکمیت ملی است. در عین حال این امکان نیز وجود دارد که بدنبال بحرانهای متعدد سرمایهداریهای مختلف، بین این کشورها درگیری صورت گیرد و درنتیجه اتحادیه اروپا در اثر تضادهای درونی خویش منفجر گردد. ولی در چنین حالتی چپها نباید نجات اتحادیه اروپا را وظیفه خود بدانند. اتحادیه اروپا باید از بین برود. در اینجا نه پلان A و نه پلان B کمک خواهد کرد و پلان C هم وجود ندارد.
اشاره شمابه پلان B سیاستمدار حزب چپها، اسکار لافونتن است. حزب شما اخیراً از فراکسیون چپهای اروپائی بیرون آمد و همینطور در جنبش دمکراسیسازی اتحادیه اروپا DiEM25 متعلق به یانیس واروفاکیس شرکت ندارد. آیا حزب کمونیست آلمان DKP حزب «ما با هیچکس کار نمیکنیم» است؟
خیر ولی ما حزب تحلیل مارکسیستی هستیم. ولی بگذارید بگویم که تفاوتهائی بین DiEM25 و پلان B وجود دارد. DiEM25 توجه خود را معطوف دمکراتیک کردن گویا ممکن اتحادیه اروپا میکند. با این اقدام، این امید تشویق میشود که اتحادیه اروپا را میتوان به یک نهاد دمکراتیک متحول کرد. ولی در این نکته اسکار لافونتن بما خیلی نزدیکتر است. او بدرستی تشخیص داده که یورو یک سلاح امپریالیستی برای کشیدن شیره کشورهای دیگر است. ولی لافونتن نمیخواهد روابط مالکیت را واقعاً مورد سئوال قرار دهد و از مبارزه طبقاتی سخن نمیگوید. با تصمیمات کنگره اخیرحزب، DKP فعالیت های بینالمللی خود را از نو مورد ارزیابی قرار خواهد داد: ما خواستار تقویت همکاری احزاب کمونیستی در اروپا هستیم.

