حلب گورستان برنامه های دشمن…..امنیت برای تروریسم هرگز 

syria_907

نوشته : سرگرد دکتر امین محمد حطیط 

مترجم : احمد مزارعی چهارم می 2016

پس از جنایاتی که درحق حلب انجام گرفت ورودرروئیهائی مسلحانه که درآن وبران آعمال شد ، اکنون حلب آنچنان است که گوئی کل بحران سوریه در حلب خلاصه میشود وسرنوشت نهائی حل مسئله سوریه وکل منطقه در حلب نگاشته خواهد شد.

برای روشن شدن عملکرد طرفهای درگیر در سوریه ودردو اردوگاه ، اردوگاه دشمن به رهبری آمریکا از یکطرف واردوگاه مدافعان آن ، که در سوریه تجسم یافته ومحورمقاومت منطقه که از پشتیبانی روسیه  نیزبطورعلنی  ومستقیم برخردار است .آنچه در اینجا در جلوی چشم ما است ، پیروزی سوریه دربازگرداندن شهر تدمر است که آمریکا را دچار وحشت نمود واین تآکیدی بود بر اینکه کفه ترازو بطور آشکاری به نفع اردوگاه مدافعان سوریه، تجلی پیدا کرد.آمریکا اینبار خود را در برابر شرایطی دید که رفتن بسوی مذاکرات سیاسی برای حل بحران در سوریه ، معنایش این است که باید تسلیم اردوگاه مدافعان سوریه شده و

به شکست اردوگاه خودشان اعتراف کند.واین امری بود که قبول آن برای آمریکا واردوگاه منطقه ای دشمن متشکل ازعربستان وترکیه وتحت هرگونه فشار واتفاقاتی ، امکان نداشت، بنا براین آمریکا در آستانه دور سوم مذاکرات ژنو از ، اینبار برنامه  ب ، را که قبلا  ، سی  آی  آ ، آن را اعلام کرده بود ودر ارتباط با شروع مذاکرات ژنو، در حلب آن را به مرحله اجرا گذاشت

همزمان با به اجرا گذاشتنبرنامه  ب ”  آمریکا اینچنین وانمود که برای مذاکرات وپیشرفت آن اهمیت بسیاری قائل است ، اما در عین حال عربستان را وادار نمود که هیئت ریاضکه از طرف عربستان در مذاکرات ژنو حضور یافته بود، شرکت خودرا در مذاکرات به حالت تعلیق در آورد ، وبدتر اینکه هیئت دعوت نمود تا تروریستها هجوم گسترده ای را بر علیه ارتش سوریه آغاز کنند. اما در مورد آنچه در جبهه های جنگ میگذشت ، آمریکا ظاهرا اینچنین نشان میداد که علاقمند است تا عملیات جنگی متوقف شود ، ولی به هیچ اقدامی برعلیه  آغاز کنندگان جنگ بر نمیخاست واین علیرغم این بود که که کسانی که این جنگ را در این شرایط آغاز کرده بودند ، ظاهرا همانهائی بودند که آمریکا آنها را مخالفان معتدلدولت سوریه مینامید ، وآنها را با همین ادعا به صف مذاکره کنندگان ژنو پذیرفته بود. همین گروههای معتدلبودند که آشکارا جنگ تازه را در حلب اغاز کرده واز همه بدتر اینکه وقتی آنها  به شهر عیس ودو تپه اطراف آن هجوم بردند، از اسلحه شیمیائی علیه مردم استفاده کردند، باز هم آمریکا سکوت کرده ، و حتی آنها را محکوم نیز ننمود. درهمین زمان آمریکا وقیحانه تعداد 250، سرباز نیروی دریائی خودرا به سوریه ارسال نمود ، با این ادعا که آنها میخواند به آموزش نیروهائی بپردازند که بر علیه داعش میجنگند ، اما حقیقت این استکه وظیفه آنها آموزش بیشتر تروریستها است تا با آمادگی بیشتر بر علیه ارتش سوریه وهم پیمانانش بجنگند ، وهم اینکه بمثابه خط قرمزی باشند در مقابل ارتش سوریه در میدانهای جنگی ومانعی که نتواند بطرف شرق سوریه حرکت کند، آمریکا همچنین دسترسی تروریستها را به اسلحه پیشرفته ، همچون موشک استینگرواز طریق ترکیه آسان نمود وبه ترکیه اجازه داد تا مابین هفت تا ده هزار تروریست را وارد منطقه حلب کند که بتوانند به یک عملیات نظامی گسترده که از قبل برنامه ریزی کرده بودند، دست بزنند ، با این حساب باید دید که هدف آمریکا از این کار چیست ؟.

در اینجا باید یاداور شویم که ارتش سوریه پس از پیروزی در بازگرداندن شهر تدمر،وارد مرحله بهره برداری از این پیروزی وتوسعه آن شد ، واین سئوال مطرح شد که هدف بعدی چیست ؟ اکنون درمقابل ارتش سوریه لایحه ای از هفت هدف بسیار ارزشمند وجود داشت که شهر حلب یکی از اهداف سه گانه اول در کنار دوشهر دیگر دیر یعنی، الزور وشهر رقه بود .آمریکا اکنون دراین وحشت بسر میبرد که اگرارتش سوریه به طرف حلب حرکت کند  وپس از ازادسازی آن ، دست ترکیه را بطور کامل از دخالت در سوریه قطع کند واین بمثابه کابوسی برای آمریکا بود. در اینجا بود که اردوگاه دشمن زیر نظر آمریکا ، حلب را برای مقابله برگزید تا ضربه ای استراتژیک بر اردوگاه نیروهای مقاومت وارد اورد، ضربه ای که حد اقل آن ایجاد مانع در راه آزادسازی کامل شهر حلب بود وحد اکثر آن تسلط کامل بر شهر حلب و همچنین مناطق اطراف آن ، ومعنایش این میشد که ترکیه میتوانست به راحتی منطقه امنی را که از مدتها قبل آرزویش را داشت تا در مرز خود با سوریه داشته باشد، بدست آورد.

با درنظر گرفتن این اهداف بود که اردوگاه دشمن برنامه راه نجات حلبیرا که به معنی ایجاد یک معادله استراتژیک با اردوگاه مقاومت بود، به مرحله اجرا گذاشت.برای به اجرا در اوردن این برنامه بود که جبهه نصره ، به همراهی وپشتیبانی کامل با ترکیه وبا کمک همه گروهها ئی که وابسته به عربستان وترکیه بودند ، مرحله اولیه ازمایشی را شروع کرده وضربه خودرا در با هجوم برعلیه منطقه العیس ودوتپه اطراف آن آغاز کرد ند وبا استفاده از گازهای سمی توانستند بر بخش مهمی از آن تسلط پیدا کنند.

اما اقدامات عملی مذکور بر وفق مراد مجریان پیش نرفت ، بطوری که در منطقه خان طومان در کمینی که ارتش سوریه وهم پیمانانش، در راهشان نصب کرده بودند، افتاده وسیصد نفرشان در کمتر از دوساعت نابود شدند، شکست  وسرخوردگی در سایر جبهه های حلب جنوبی وروستاهایش ادامه پیداکرد، اما اوج شکست فاجعه بار وزیانهای جبران نا پذیر، هنگامی برتروریستها نازل شد که هجوم گسترده خودرا در داخل شهر حلب واطراف آن آغاز کردند، غافل از اینکه اردوگاه مقاومت در دفاع از سوریه ، بیدار وهشیارانه منتظر لحظه ای بود ند که مهاجمان را با یک فاجعه روبروکنند واین اتفاقی بود که نصیبشان شد وهمه مهاجمان نابود شدند.

اردوگاه دشمن در مقابل این شکست بزرگ در حلب همه برنامه های خودرا از دست رفته یافت ، لذا در صدد بر آمد تا از خسارتهای بیشتر جلوگیری کرده وبتواند اگر ممکن گردد آنچه را که درجنگ از بدست آوردنش عاجز شده بود ، این بار بتواند درعرصه سیاست به حفظ آن بکوشد، دشمن در حالی که در این وحشت نیز بسر میبرد که ممکن است ارتش سوریه وهم پیمانانش به هجومی گسترده برای پاکسازی سراسر حلب دست بزند ، اینبار ذهن فریبکارانه اشان بکار افتاد وبه خدعه جدیدی روی اورده ومجددا درخواست متوقف ساختن عملیات دشمنانهنمودند ، عملیاتی که خود در گذشته نه چندان دور آن را نقض کرده بودند. اینبار مجددا میخوا ستند تا ارتش سوریه به این وضعیت تن در دهد، والبته پیشنهاد میدادند تا ارتش سوریه به پاکسازی مناطقی که در آنجاها جبهه نصره ووابستگانش حضور دارند دست نزند، زیرا آنها جزء نیروهایمعتدل مخالف دولت سوریه به حساب میآیند.

اردوگاه دشمن برای  ترویج این راه حل خود، به یک تبلیغات بسیار گسترده وگمراه کننده دست زده ، وپس از آنکه گروههای مسلح وبا کمک هواپیماهای ائتلاف به بمباران بیمارستانها وخانه های امن مردم دست زدند ، این جنایات خودرا به ارتش سوریه نسبت میدهند ، تا ازاین راه دولت سوریه را زیر فشار قرارداده ، تا بپذیرد که  کل شهر حلب در محدوده مناطق وقف عملیات دشمنانهقرار بگیرد ، آمریکا نیز خواستار آن است که ارتش سوریه وارد مناطقی که تروریستها بر ان تسلط دارند نگردد، واز اینجا عمل مفتضحانه آمریکا آشکار میگرددکه میکوشد به جبهه تروریستی نصره مصونیت بین المللی بد هد.

پس از شکستهائی که تروریستها متحمل شده اند ، آمریکا در دوهفته گذشته کوشش دارد تا حلب را در محدوده وقف عملیات دشمنانهقرارداده ویا منطقه امنی برای تروریستها ایجاد کندکه آنها در آینده از خطر پاکسازی ارتش سوریه در امان بمانند.

بنظر ما این طرح امریکا خدعه بزرگی است وکوششی است در جهت بدست آوردن امتیازات سیاسی در مقابل شکستهائی که در میدانهای نظامی نصیبش شده است ، ووارد کردن حلب در فضای منطقه وقف عملیات دشمنانهدر حالی که جبهه نصره بر 80% از مناطقی که دردست تروریستها میباشد تسلط داردومساوی است با 30% کل شهر حلب، پذیرش این برنامه ، نقض اشکاری است بر ضد دو مصوبه بین المللی شماره های 2253 و 2268 ، که مربوط به مبارزه با تروریسم است ،همچنین پذیرش این طرح آمریکا بمثابه جایزه ای میباشد که به تروریستها داده میشود، در سایه این برنامه آنها میتوانند نیروی خودرا تقویت کرده واماده شوند تا مجددا به سایر مناطق حلب هجوم ببرند وبر آن تسلط پیدا کنند.

بنا به دلایل فوق ، اردوگاه مقاومت ودفاع از سوریه ، به طرح پیشنهادی آمریکا مبنی بر وارد کردن مناطقی که در زیر کنترل جبهه نصره در حلب ویا گروههای تروریستی دیگروجود دارند، درمحدوده منطقه توقف عملیات دشمنانه ، با دید سخیفانه نگریسته وآن را رد نمود وحا ضر نیست هیچگونه منطقه امنی را برای تروریستها در حلب ویا هر منطقه دیگر به رسمیت بشناسد وآن را بمثابه خط قرمزی میداند که نباید از آن عبور کرد زیرا این  اقدامی است درجهت حمایت از تروریسم ودادن مصونیت به آنها. براین اساس ما باور داریم که برنامه تروریسم برای تسلط بر حلب با شکست روبر شد وهمچنین خدعه سخیفانه اعطای مصونیت به آنها وحفظ آنها درشهرحلب نیز با رسوا گردید.

درحالی که حلب نماد وشعله فروزان مقاومت ملی سوریه به حساب میآید، درعین حال گورستان رویاها وبرنامه های خیال پرورانه آمریکا و متجاوزان وتروریستها نیز میباشد.

یک پاسخ به “حلب گورستان برنامه های دشمن…..امنیت برای تروریسم هرگز ”

  1. سپیده

    باز هم درودی صبحگاهی،
    آقای سرگرد دکتر امین، شاهد:
    …«بنظر ما این طرح امریکا خدعه بزرگی است وکوششی است در جهت بدست آوردن امتیازات سیاسی در مقابل شکستهائی که در میدانهای نظامی نصیبش شده است…» پایان شاهد
    در اخبار امروز صبح ساعت ۸ چنین آمده است:

    ترامپ و کلینتون؟ طبقه حاکمه آمریکا … و منافع بانکها که کدامین نماینده کمترین خسارت و بهترین راه نجات از سرریز تولید و بازیافت بازارهای فروش جهان را برای آنان میتوانند تأمین کنند؟؟
    استعفای داوود اغلو و پناهندگان و اتحادیه اروپا؟ آیا زورگویی دویچه بانک در‌واقع توبخوان بلاک رک(گلدمن ساکس و فدرال رزرو) بیشتر است یا صاحبان صنایع در آلمان که متعلق به دویچه بانک هستند مانند بایرن، بی آ اس اف، زیمنس و آ ا گ… که تلاش دارند از زیر غارت دوبانک آمریکایی با دست دراز شده آن دوبانک یعنی سهام خریداری کرده دویچه بانک و تصرف رهبری آن، بیشتر است؟ گویا اردغان و یا بهتر بگویم دویچه بانک زورش چربیده است و راستهای صاحبان صنایع و آ اف د نمایندگان آن‌ها و ایالت آزاد باویرا(بایِرن)، باز باید غلاف کنند!!
    خبر بعدی
    دستور دستگیری یک سرمایدار پانامایی که همچون ارتنیگا رئیس جمهور گذشته پاناما، و دزدی وی بعنوان مافیای مخدر فروش بگوشمان آشناست.
    که خود نشان از افسارگسیختگی پنتاگون و سازمان جهنمی سیا برای حفظ منافع دوبانک بالا را دارند.
    خبر بعدی …. که همگی سراز همین خدعه ها بیرون می آورند!
    آقایان سرگرد دکتر امین محمد حطیط و برگرداننده و مفسر محترم احمد مزارعی، بنابراین-
    نتنها شکست و یا پیروزی در عملیات جنگی نشان از خدعه امپریالیسم غالب دارد، بلکه نشان از سرریز تولیدی است که برایش بی‌تفاوت است بجای روز از شب و از رنگ « سیاهِ ماست» سخن بگوید؟
    این امپریالیسم به خط آخر افولی خود رسیده است و چه تمام مزدوران موجود و پتانسیل (بلقوه) موجود در جهان را برای جنگ تجهیز نماید و یا با همین بالاترین قدرت نظامی که در اختیار دارد، بماند، ورشکسته و در حال نابودی است؛
    هرچند ثروتهای نوشته شده بر برگهای دفاتر بانکی آن‌ها عدد ۵ و پانزده صفر جلوی آن (پیج ضربدر ده بقوه پانزده) دلار را نوشته باشند؛
    پیروزی از آن خلق های منطقه خواهد بود؛
    گول بازی‌های پشت پرده را هم نباید خورد و باید در مورد رهبران منطقه چه نوع آمریکایی آن (آتاترک قلابی و سلیمان حقیقی نماینده خدا و خانه خدا) و نوع روسی هرکسی که بخواهد باشد، چون اسد ها و یا دیگر نیروهای مسلمان با چشم‌ها و گوشهای باز آنرا مراقبت کرده وبمنافع زحمتکشان پشت ننمود.
    سپیده
    هفدهم اردیبهشت نود پنج

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب