روز روباه (1)
سعید روشندل
میدلبرگِ ویرجینیا شهر کوچکی است در 80 کیلومتری غرب واشگتن دی سی پایتخت ایالات متحده آمریکا. دشت بازی که تا چشم کار میکند املاک به دقت آراسته شده ای را در بر گرفته است و از فاصله چند کیلومتری توجه رهگذران را بخود جلب میکند. زمینهای پوشیده شده از چمن مرغوب, یک دست و پر طراوت, درختها و بوته های خوش فرم و متنوع با سایه های متعدد رنگ سبز, حصارهای چوبی خوش ساخت و اسب های بسیار زیبا و براق که در نهایت آرامش به چرا و استراحت مشغولند تصویری را در مقابل چشمان رهگذر می گشاید که هیچ تابلو نقاشی ای قادر به رقابت با آن نیست. منظره مسحور کننده و جادوئی شهر میدلبرگ آرامشی مطبوع و شعفی وصف ناپذیر در بیننده ایجاد میکند.
صاحبان اصلی این املاک بیش از صد سال است که در قید حیات نیستند. معمولا وارثان نسلهای بعدی ملک های بزرگ را حداقل تفکیک و بین خود تقسیم میکنند. اما قواره های بیشتر زمینهای این منطقه هنوز چند صد ایکری باقی مانده است. [هر ایکر 4000 متر مربع است]. در این بخش از ایالت ویرجینیا قوانین خاصی وجود دارند که چنانچه مالک اقدام به تفکیک ملک خود نکند مزایاهائی را برای او قائلند. دلیل دیگری اما نانوشته نیز در میان است که کسی تمایل به بیان آن ندارد. آخر روباه بسیار پر قدرتی حداقل از اوایل قرن هجدهم در میدلبرگ سکونت دارد که تفکیک کردن زمینهای این اطراف بدون جلب رضایت او عاقبت خوشی ندارد. نه برای مالکین نه برای شهرک سازان و نه سوداگران در هر شکل و شمایلی. از این قرار است که جمعیت رشد چندانی در 300 سال گذشته نداشته است. خود میدلبرگ با اینکه یکی از قدیمی ترین شهرهای آمریکاست جمعیتش هیچگاه به هزار نفر هم نرسیده است.
توسعه نیافتگی این محدوده آنهم در جوار پایتخت آمریکا واقعیتی منحصر بفرد است که از نظرها نمی تواند پنهان مانده باشد. اما افراد مطلع ترجیح میدهند در این مورد چیزی نگویند. چگونه میدلبرگ و اطرافش توانستند از دوران “تب سازندگی” که از ده 1990 شروع و به «رکود عظیم» اقتصاد جهانی در سال 2008 ختم شد, خود را محفوظ کنند ماجرای جالبی است از این قرار:
در نوامبر 1993 شرکت والت دیزنی اعلام کرد که طبق مطالعات دقیق یک سال گذشته آنها قصد دارند در منطقه توسعه نیافته شمال ایالت ویرجینیا چند میلیارد دلار سرمایه گذاری کنند. اعلام پروژه «دیزنی آمریکا» در شهر «هی مارکت» آنهم در فاصله فقط چند کیلومتری میدلبرگ موجب تحیر بسیاری بخصوص آگاهان [به علت اصلی توسعه نیافتگی این منطقه] شد. بلافاصله بعد از اعلام این خبر شرکتها و سوداگران زیادی به این منطقه هجوم آوردند. شهرت شرکت دیزنی به دقت در تصمیمات و اقدامات عاقلانه که همواره با موفقیت و سود سرشار همراه بوده است دلیلی کافی برای این شرکتها بود. این بود که همگی به بانکها رجوع کردند و تقاضای وامهائی را کردند چندین برابر استطاعت مالی خود. قوانین ولنگ و باز وام در آنزمان باعث شد که پول هنگفتی وارد بازار شود. دو سال بعد وقتی که شرکت دیزنی اعلام کرد که تصمیمش در این مورد تغییر کرده است و از آنجا رفت زمینهای زیادی که به مبالغ گرانی خریداری شده هنوز منتظر پروانه ساخت بودند. طولی نکشید که همه این شرکتها ورشکسته شدند و بانکها صاحب این املاک شدند. شرکت «بت من» که متعلق به باتمانقلیچ بود نیز با بدهی بیش از 900 میلیون دلار در میان شرکتهای ورشکسته بود. احتیاج به توضیح نباید باشد که چه کسانی و به چه قیمت ناچیزی صاحب این زمینها شدند.
عدم موفقیت و شکست تمامی پروژه های عمرانی منطقه جا را برای بروز شایعاتی حاکی بر جنی و بد یمن بودن منطقه باز کرد! از آن به بعد کسی به توسعه و آباد کردن میدلبرگ و اطرافش فکر نکرد.
از جمله عجایب میدلبرگ هتلی است به نام روباه قرمز. « رد فاکس این » در سال 1726 تاسیس شده است و قدیمی ترین هتل در آمریکاست که از زمان تاسیس تا کنون بدون وقفه برقرار بوده است. حتی امروز هم میدلبرگ با جمعیت کم 751 نفر و فاصله زیاد با شهرهای بزرگ موجودیت هتل رد فاکس این را موجه نمی کند. چه رسد به 290 سال پیش و50 سال قبل از استقلال آمریکا. ولی در هر صورت هتل روباه قرمز در طول این سالیان دراز از میهمانان بسیاری پذیرائی کرده است. و جالب آنکه افراد بسیار شاخصی که در رویدادهای مهم آمریکا و سایر نقاط جهان نقش داشته اند از جمله میهمانان این هتل بوده اند. مثلا جورج واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریکا از نو جوانی بکرات در آنجا دیده شده است. در هنگام جنگهای انقلابی و جنگ داخلی شخصیت های عالی رتبه نظامی هر دو طرف همزمان در این هتل اقامت داشتند. انگار جنگ آنان در این هتل متوقف میشده است! تردیدی نیست که اگر در و دیوارهای این هتل قادر به تکلم بودند گفتنی هائی داشتند که پرده از اسرار زیادی بر میداشتند.
مردم آمریکا و سایر نقاط جهان اولین بار در سال 1961 از وجود شهر میدلبرگ و هتل رد فاکس این اطلاع پیدا کردند. یعنی از آغاز دوران ریاست جمهوری جان اف کندی. در اواخر سال 1960 برای جان اف کندی (قبل از اینکه رئیس جمهور شود) ملکی 400 ایکری را اجاره کردند. (2) دلیل اجاره را علاقه زیاد ژاکلین کندی به اسب سواری اعلام کردند. انگار ژاکلین در هفت سال گذشته که همسر سناتور کندی و ساکن واشنگتن بود چنین علاقه و نیازی نداشت! در دوران ریاست جمهوری کندی «خانواده اول» تقریبا تمام آخر هفته ها را در میدلبرگ بسر میبرد. ژاکلین و بچه هایش تا یکسال پس از قتل کندی نیز در آنجا زندگی کردند.
گروهی از تحلیل گران مسائل سیاسی عقیده دارند که علت پیروزی کندی و شکست نیکسون در انتخابات سال 1960 برنامه فوق العاده ای بود که هیئت حاکمه سالها مشغول تدوینش بود. و آن جنگ رسانه ای بود. سبک زندگی آمریکائی نیز به عنوان سلاحی مطمئن و کارا برای معرفی جنگ جدید در نظر گرفته شده بود. پر واضح است که جان و ژاکلین کندی در مقایسه با ریچارد و پت نیکسون از برتری کاملا مشهود برخوردار بودند.
از قرار معلوم مدیر برنامه ریزی و اجرای جنگ جدید ساکن میدلبرگ بود و قبل از انتخابات ریاست جمهوری همه ابزار و وسایل مورد نیاز را در آنجا گردهم آورده و رئیس جمهور را نیز انتخاب کرده بود. برای اجرای طرح «اولگ کاسینی» بعنوان طراح اصلی لباس برای ژالکلین کندی برگزیده شد. ضمن اینکه «کریستین دیور», «شانل», «جینونچی» و بسیاری دیگر از بزرگترین طراحان لباس بین المللی نیز استفاده شدند. از ژانویه 1961 تا 1964 (یکسال پس از قتل کندی) بیش از 270 دست لباس به گرانقیمت ترین طراحان لباس برای ژاکلین کندی سفارش و خریداری شد. بهترین عکاسان برای تهیه عکسهای خاصی که میبایستی از دقت ریاضی برخوردار باشند به میدلبرگ آورده میشدند. بسیاری از عکسهای فراموش نشدنی که با قدرتی جادوئی حتی به دور افتاده ترین شهرها و روستاهای جهان برای به نمایش گذاردن برتری سبک زندگی آمریکائی نفوذ کردند در میدلبرگ گرفته شده است.
میدلبرگ مقر فرماندهی بزرگترین حمله آمریکا به زندگی مردم جهان بود و پیروزی قطعی و غیر قابل انکار آمریکا در این جنگ و فتح جهان گواهیست بر گستره دانش, تبحر و توانمندی فرمانده آن. جالب اینجاست که کاری ترین, موثرترین و به یادماندی ترین تیری که در این کارزار شلیک شد با قتل کندی ممکن شد. تصاویر و فیلمهائی که ژاکلین و بچه هایش را در مراسم تشییع جنازه جان اف کندی بنمایش میگذارند بقدری قوی هستند که تا کنون بی رقیب مانده اند.
میدلبرگ با بسیاری از برنامه ها و رویدادهای مهم جهانی تلاقی کرده است. اینطور بنظر میرسد که رئیس به صلاحیت مسئولین و مجریان اطمینان کامل ندارد و در برخی از موارد از آنها میخواهد که به آنجا رفته و زیر نطر او نسخه نهائی مدارک و دستورالعملها را تهیه کنند. بطور مثال برای تقریر نهائی نوشته استراتژیک «موضوع محوری: رابطه سینا با کرانه غربی» در آگوست 1978 «سایرس ونس» وزیر امور خارجه و دستیارانش «هارولد ساندرز», «آلفرد اترتوت» و «ویلیام کوانت» به میدلبرگ رفتند. این سند نقشی کلیدی در برنامه کمپ دیوید کارتر داشت و نقشه راه رسیدن به صلح مد نظر نظام سلطه جهانی بین مصر و اسرائیل را مشخص میکرد. کمپ دیوید باعث شد که کشورهای عربی یکی پس از دیگری کشور اسرائیل را برسمیت شناسند و در ضمن بدون آنکه وقفه یا کرختی ای در جنگ میان فلسطینیان و اسرائیل ایجاد شود شیعیان نقش موثرتری نسبت به سنی ها در این کارزار را عهده دار شوند.
مورد دیگری است که مربوط به ایران میشود. دکتر محمد مصدق در اردیبهشت سال 1330 نخست وزیر شد. او در 8 مهر همان سال برای شش هفته به آمریکا رفت. جورج مگی معاون وزیر امور خارجه آمریکا در دوم آبان 1330 به بهانه آنکه میخواهد مزرعه خود را به او نشان دهد مصدق را به میدلبرگ برد. آخر کسی از مگی نمی پرسد که چرا باید برای نشان دادن مزرعه خود پنجشنبه که یک روز کاری است آنهم به اتفاق رئیس برنامه ریزی وزارت امور خارجه و دستیارانش نخست وزیر ایران و وزیر امور خارجه و مترجمش دکتر حسین فاطمی را به میدلبرگ ببرد؟ مصدق هرگز در مورد سفرش به میدلبرگ چیزی نگفت.
سعید روشندل
تهران – 22 آذر 1395
Sr.datc@gmail.com
بخش دوم: روباه میدلبرگ که میتواند باشد؟
پاورقی:
(1 ): برگرفته از عنوان فیلم خوش ساخت «روز روباه» ساخته کارگردان بزرگ «فرد زینه من».
(2 ): ملک موسوم به «گلن اورا» متعلق به خانم «گلیدی ریموند تارتیر» بود.

