«تا صبح»

در


«تا صبح»

نه وطن
نه رنگ نشسته بر پرچمها
نه برف که میزند و سربازان را میپوشاند
من تو را سرزمینم میدانم.

نه جنگ
نه تسلیم
نه رژه
نه رنگ نشسته بر اونیفورمها

من رنگ لبان تو را میشناسم.

نه مرگ
نه آشتی
نه گرسنگی
نه رنگ نشسته بر پادگانها
من مبارزه در کنار تو را دوست دارم.

نه غم

نه اندوه

نه رنگ نشسته بر ظلمت

من رنگِ در جنبشِ رگهایمان را میشناسم.

  

نه صلح
نه آشتی
نه تسلیم
من کنار تو امیدوارم.

بی تو

این جاده به صبح نمیرسد

«علی رسولی»_اورست

www.alirasoli.com

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب