ستیزه – جعفر مرزوقی ( برزین آذرمهر)

در


 

ستیزه

 

*

 

بر کشیده ، سر ، نهنگ ِ موج
از سکون ِ صخره ای آب

می کشند چنگ
چشمه ها،به سنگ و خاره سنگ

اختران، به شام تیره رنگ

روی ریل ِ زندگی روان

 قطار ِ خون


درستیزه اند ،زندگان
مرده ،بردگی گزیده گان!

 

*

 

جعفر مرزوقی ( برزین آذرمهر)

 

 

 

 

 

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب