بدون تردید، ترکیه از حضور نظامی آمریکا در سوریه، استفاده زیادی کرده است و از این مساله، درجهت دستیابی به اهداف سیاسی خود بهرهبرداری میبرد.
پایگاه لبنانی «البناء» در مطلبی به قلم «حمیدی العبدالله» نوشت: حضور نظامی آمریکاییها در سوریه، این فرصت را به ترکیه داد تا آمریکا و روسیه را تهدید کند، درصورت نادیده گرفتن سیاست آنکارا در قبال سوریه، از هر یک از این دو کشور علیه دیگری حمایت میکند.
با توجه به تمایل واشنگتن و مسکو به جلب رضایت ترکیه، این کشور بدین شکل توانست نفود خود را در سوریه تقویت کند.
فایده دیگری که حضور آمریکاییها برای ترکیه داشت، این بود که آنکارا توانست از این مساله برای کنترل «عفرین»، «جرابلس» و «الباب» و تقویت حضور نظامی خود در ادلب و اطراف آن استفاده کند.
اما به نظر میرسد که ترکیه به ویژه پس از تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای خارج کردن نیروهای این کشور از سوریه، دیگر در وضعیتی نیست که بتواند از اهرم فشار علیه روسیه و آمریکا استفاده کند.
تهدید ترکیه برای حمله به منطقه شرق «فرات»، دیگر تفریحی برای ارتش ترکیه که با مشکلات زیادی در زمینه تامین ثبات در مناطق تحت کنترل خود در «عفرین»، «جرابلس» و «الباب» مواجه است، به شمار نمیرود و در صورتیکه ترکیه درحال حاضر تصمیم به اشغال این منطقه بگیرد، با مخالفت روسیه و آمریکا و نیز با مقاومت دولت و ارتش سوریه و همپیمانانشان و نیز مقاومت اهالی منطقه شرق فرات روبهرو خواهد شد که حاضر نیستند اشغالگری ترکیه جایگزین اشغالگری آمریکا شود.
همچنان که وضعیت ترکیه در «ادلب» و اطراف آن، پس از سلطه «جبهه النصره» بر «القاعده» در آن منطقه و خارج کردن هم پیمانان ترکیه به مناطق «عفرین» وضعیت مطلوبی نیست و موجب به بنبست رسیدن ترکیه میشود و این کشور را در برابر شرکای خود در مذاکرات «آستانه» یعنی ایران و روسیه در تنگنا قرار خواهد داد.
ترکیه اکنون دیگر در وضعیتی نیست که بخواهد از حضور مسلحانهاش در «ادلب» دفاع کند، به این بهانه که کسانی که در این منطقه حضور دارند، معارض هستند، زیرا حل مشکل معارضان درچارچوب راه کار سیاسی قرار دارد.
در نتیجه، ترکیه راهکارهای سختی را پیشرو دارد: یا اینکه باید علیه جبهه النصره وارد اقدام نظامی شود و از شبه نظامیان مزدور برای بازپسگیری آنچه از دست داده، کمک بگیرد که این احتمال ضعیف به نظر میرسد و به دلایل مرتبط با سیاست ترکیه و نیز موازنه قوا میان ترکیه و شبه نظامیان از یک سو و جبهه النصره از سوی دیگر، امکان اجرایی شدن آن وجود ندارد.
دومین راهکار پیشرو ترکیه این است که با عملیات نظامی ارتش سوریه با حمایت نیروی هوایی روسیه برای ریشهکن کردن جبهه النصره در ادلب موافقت کند و بدیهی است که هر یک از این دو احتمال، به نفع سیاستها و حساب و کتابهای ترکیه در سوریه نیست.
بدین شکل، واضح است که ترکیه با تنگنایی در سوریه مواجه شده است که این تنگنا با گذشت زمان و مادامی که دولت ترکیه به طور اساسی در سیاست خود در سوریه بازنگری نکند، تشدید میشود. 118/120
مترجم: کبری آقایی

