
در پی همهگیری کرونا، روابط ایالات متحده و چین به شدت متشنج شد. دولت آمریكا میکوشد با لفاظیهای بی حد و مرز ضدچینی اذهان را از کارنامۀ مصيبتبار خود در بحران منحرف کرده و چین را مقصر جلوه دهد. به طور همزمان، امپراتوری برای حفظ تسلط جهانی خود، به
نوعی مبارزۀ نهایی اقتصادی-سیاسی و تکنولوژیکی روی آورده است، مبارزهای که میبايست از صعود بیشتر قدرت آسیايی با همۀ وسایل جلوگیری کند. بدیهی است که دولت مودی در اين ميان نقش شریک کوچکتر را برای خود در نظر میگيرد.
درگیری بین نيروهای ارتش چین و هند، برای نخستين بار در چهار و نیم دهۀ اخير، کشته به جای گذاشت. طرف هندی از دست کم ۲۰ سرباز کشته شده شکايت میکند. هنوز هیچ خبری در مورد ضايعات چینیها در دست نیست. در شب ۱۵-۱۶ ژوئن، نیروهای دو طرف در دره گالوان به يکديگر حمله کردند. دره دورافتاده و غیرمسکونی کانون درگیری است که مدتی بین دو کشور هستهای شدت یافته است. این منطقه در ارتفاع ۴۰۰۰ متری در منطقه لاداخ قرار دارد و بخشی از خط مرزی دراز ۳۴۰۰ کیلومتری و بعضاً بسيار مشاجرهآميز آن است. از آنجایی که هنوز بر روی يک مرزی نهایی توافق حاصل نشده است، این «خط کنترل موجود» (Line of Actual Control) به طور موقت عملکرد یک مرز را به عهده دارد. اکنون هر دو کشور نيروهای نطامی قابل توجهی را به دره گالوان گسيل کرده اند.
هر دو طرف یکدیگر را به آغاز درگيری متهم میکنند. اين اختلافاتِ گاهاً شديد، بر سر احداث جادهها و ديگر زیرساختها مطرح میشوند. درک این مسأله دشوار است که چرا دو قدرت بزرگ و هستهای باید به خاطر چنین مسأله بیاهميتی در مقابل هم تا آستانه يک جنگ، مانور دهند.
مشکل مرز و تاریخ طولانی آن به همان اندازه پیچیده است، که درگیری غیرضروری است. اصولاً،
اين درگيری، مانند بسیاری درگيریهای دیگر در جهان، بر میراث تأسفبار گذشته استعماری و سلطۀ امپراتوری، پیآمدهای استراتژیک «بازی بزرگ» بین انگلیس و روسیه بر سر آسیای میانه، شرایط دشوار مبارزۀ رهايیبخش ملی، هم در هند و هم در چین، و سرانجام قطببندیهای حاصله از چرخش استراتژیک جنگ سرد، مبتنی است. متأسفانه، در اينجا نمیتوان به این داستان پیچیده به صورت کامل پرداخت. اما، لازم به ذکر است که هر دو کشور به ترتیب تا سال ۱۹۴۷ و ۱۹۴۹ حاکمیت مستقلی نداشتند. کدامیک از طرحهای مرزی مختلف و مخدوش را آنها از حاکمان استعمارگر پیشین و قدرتهای اشغالگر به وام گرفته و به نام خودشان ثبت کردند نيز به تضادهای پیچیدهای بستگی دارد که هر دو قدرت در دهه ۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی با آن دست به گريبان بودند.

با آنکه پس از انقلاب چین، در ابتدا يک رابطۀ دوستانه مشاهده میشد که با حضور مشترک نخستوزیر چین چو ئنلای و نخستوزیر هند جواهرلعل نهرو در کنفرانس باندونگ در جاکارتا در سال ۱۹۵۵ مورد تأیید قرار گرفت، اما درگیری پيرامون تبت -ارتش آزادیبخش خلق چین به حکومت روحانی – فئودالی در تبت پایان داده بود – فرار دالایی لاما به هند و تأسیس دستگاه جداییطلب و ضد چین وی در تارامشالا سايههای سنگینی بر این روابط افکنده بود.
تخریب اتحاد چین و هند در دهه ۵۰ میتواند یکی از موفقیتهای بزرگ سیا و «برنامه تبت» گسترده آن تلقی شود. گيالو تندوپ (Gyalo Thondup)، برادر دالایی لاما، از سوی آژانس به مثابۀ يک «سرمایهگذاری خوب» به حساب میآمد. سرویس مخفی آمریكا جداییطلبان تبت را با بودجه قابل توجهی آموزش میداد و از نظر مالی تأمین میكرد و از طریق رسانههای بینالمللی تحت پوشش خود به اربابان فئودالی سابق كمك كرد تا به نوعی مقدس جلوه داده شوند.
در سال ۱۹۶۷، کشمکش چین و هند به مرحله درگیری نظامی رسید که در آن، تا آنجا که مشخص است، چند صد نفر از نظامیان جان باختند. اما از سال ۱۹۷۵ آرامش گستردهای برقرار است، نوعی تفاهم موقت (Modus vivendi).
با این حال، روابط چین و هند به تازگی به طرز چشمگیری رو به وخامت گذاشته است. در هند، دولت هندو-ناسيوناليستی نارندرا مودی (Narendra Modi) به قدرت رسیده است. مودی به وضوح در برابر ابتکار «یک کمربند و یک جاده» چین موضع گرفته و به طور فزایندهای به ایالات متحده، به ویژه دولت ترامپ نزدیک شده است. این تغییر استراتژیک به سمت «قرن اقیانوس آرام» و نزدیکی با هند قبلاً از سوی امپراتوری ایالات متحده در زمان باراک اوباما در سال ۲۰۱۱ انجام شده بود. ترامپ سپس «منطقه هند و اقیانوسیه» را به عنوان منطقه مورد علاقه ایالات متحده در اجلاس APEC در ویتنام در سال ۲۰۱۷ تعریف کرد.
در پی همهگیری کرونا، روابط ایالات متحده و چین به شدت متشنج شد.
دولت آمریكا میکوشد با لفاظیهای بی حد و مرز ضدچینی اذهان را از کارنامۀ مصيبتبار خود در بحران منحرف کرده و چین را مقصر جلوه دهد. به طور همزمان، امپراتوری برای حفظ تسلط جهانی خود، به نوعی مبارزۀ نهایی اقتصادی-سیاسی و تکنولوژیکی روی آورده است، مبارزهای که میبايست از صعود بیشتر قدرت آسیايی با همۀ وسایل جلوگیری کند. بدیهی است که دولت مودی در اين ميان نقش شریک کوچکتر را برای خود در نظر میگيرد.
منبع: عصرما، ارگان حزب کمونيست آلمان
نويسنده: کلاوس واگِنِر
