نوشته سباستیان کارلنز
روزنامه مارکسیستی دنیای جوان
روز اول ماه جولای ۲۰۲۱ صدمین سالگرد تاسیس حزب کمونیست جمهوری خلق چین بزرگترین حزب کمونیست جهان بود.

در اواخر ماه مه ریسجمهور آمریکا جوزف بایدن یک طرح ابتدایی برای بودجه سال آینده امریکا را پیشنهاد کرد، این طرح شامل مبلغ غیر قابل تصور ۶ تریلیون دلار بود.
هدف بودجه توجه بیشتر به پروژه های زیرساختی و در عین حال توجه ویژه به بخش سنتن ضعیف رفاه امور اجتماعی بود. دولت آلمان هم وقتی قرار باشد که دست به رفرم های «دولت رفاهی» بزند، قصد ندارد که در این کار هست بکار ببندد، در این موارد ناگهان دولت بسیار دست و دل باز میشود و برای کارخانه های تولیدی بزرگ بودجه ۶ میلیارد یورویی در نظر می گیرد تا استانداردهای تولید خود را با محیط زیست تطبیق هند و بودجه لازم را از حاتم بخشی دولت دریافت کنند. در همین حال از انواع و اقسام تکنولوژی های جدید سخن به میان می آید که قرار است در آلمان و در آینده نزدیک به کار گرفته شد از تولید اتومبیلهای پیشرفته الکتریکی تا به کار بردن سیستم کوانتوم کامپیوتر، و از همه مهمتر راه اندازی آنچه به اصطلاح به «هوش مصنوعی» معروف شده است.به نظر می رسد که بازار حداقل بخشی از قدرت ابتکاری خود را از دست داده است – ظاهراً هیچ پروژه جدی بدون حمایت دولت کار نمی کند.
بنابر شواهد اخیر به نظر می رسد که پیروزی مدل اقتصادی جمهوری خلق چین در غرب غیرقابل کتمان شده است مدل اقتصادی که در این کشورها اغلب به عنوان «سرمایهداری دولتی» خوانده می شود و از سوی سرمایه افسارگسیخته بازار پرست متهم می شود که در «رقابت دستکاری» می کند. اما جالب اینکه دولت های آلمان و ایالات متحده خود در حال کپی برداری از راهکار چینی برای سرمایه گذاری در فن آوری های کلیدی میباشند راهکارهائی که آشکارا با دخالت و سرمایهگذاری و حمایت دولت تعریف شده است. اما چین البته کارهایی بیش از این ها انجام داده است: پیشرفت و ترقی شدید اقتصادی در جمهوری خلق چین مستقیماً در خدمت مقابله با فقر به کار گرفته شده و نه برای سود جیبهای چند سرمایه دار انحصارطلب مانند کشورهای غربی. جمهوری خلق چین توانسته در مسیر خود به موفقیت هایی دست یابد که هیچ کشور نوظهور و یا در حال توسعه دیگری نتوانسته است به آن دست یابد.صعود دائمی از به اصطلاح جهان سوم به حوزه ملت های بسیار پیشرفته. این کشور بزرگ آسیایی نه تنها می تواند در تمام شاخه های صنعت گرا و آینده پژوهانه حرفی برای گفتن داشته باشد ، بلکه در برخی از مناطق حتی با نوآوری های خود در خط مقدم این پیشرفتها و پژوهشها قرار گرفته. جمعآوری و انباشت سرمایه که برای حفظ هژمونی و سلطه سرمایهداری ضرورت دارد تابع تصمیم های حقوق بشری و ژستهای ظاهرا «اخلاقی» نمی شود و این روش ها توسط کلاسیک های سرمایه داری مورد نقد قرار میگیرد.
چین اصلاً علاقهای ندارد که مانند غرب باشد و یا مانند مدلهای غربی رفتار کند، برعکس عذابی که نظم اجتماعی بورژوایی در اروپا و آمریکای شمالی ایجاد کرده است عاملی بازدارنده برای چین محسوب میشود.حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) به دنبال ایجاد سوسیالیسم کاملاً توسعه یافته است، هدف این حزب یک جامعه کمونیستی بدون بهره برداری انسانی است. پیروزی حیرت انگیز ح.ک.چ ، که در ژوئیه ۱۹۲۱ بنیان نهاده شد ، با پیروزی بر متجاوزان ژاپنی در جنگ جهانی دوم و با جنگ داخلی توسط کمونیست ها آغاز شد.
چین از کشوری فقیر و توسری خور که در آن خارجیان غربی استادانه از نقش برتری جویانه طبیعی خود لذت می بردند توانست فقط در عرض چند دهه به چنان موفقیت و تغییرات اساسی دست یابد که پیش از آن هیچ کشور مدرنی نتوانسته انجام دهد و معادلی برایش در تاریخ یافت نمیشود.
یک سرود انقلابی میگوید: “بدون حزب کمونیست، چین نوینی وجود نخواهد داشت” چینی ها این را می دانند. غرب هم این را هم می داند ، به همین دلیل خود را برای درگیری جهانی بعدی آماده می کند – جنگ جهانی ناممکن نیست. جنگ چه در “حیاط خلوتهای” جهانی و چه در کلانشهرها. چیزی بجز رکود و پوسیدگی ، شکست و خفت دولتها ، تخریب محیط زیست ، گسترش فقر و بدبختی برای مردم جهان ندارد، ما آن چیزی را که از سوی اتحادیه اروپا به «رقابت سیستمها» معروف شده است را جدی میگیریم زیرا دعوا واقعا بر سر سیستمهائی کاملا متفاوت است، دعوای غرب با چین بر سر سوسیالیسم است یا سوسیالیسم یا بربریت!
ترجمه و تنظیم از سیما صابر
