نوشته یورگ کروناور
یونگه ولت
ترجمه مجله هفته
آیا جنگ وسیع مورد انتظار در خاورمیانه و شمال آفریقا با حملات شدید ایالات متحده و انگلیس به یمن در شب پنجشنبه آغاز شده است؟
دلایل زیادی برای این امر وجود دارد. انصارالله رسماً اعلام کرده است که مجبور به پاسخگویی است. واشنگتن و لندن نیز صریحاً اعلام کرده اند که در صورت پاسخگویی، پاسخ خواهند داد. تنها راه خروج از مارپیچ تصاعدی این است که اسرائیل در نوار غزه آتش بس کند؛ زیرا انصارالله، حداقل طبق گفته آنها، حملات خود به کشتی ها در دریای سرخ را متوقف خواهند کرد. با این حال، هیچ کس انتظار توقف حملات اسرائیل را ندارد.
با وجود تمام خشم نسبت به آخرین تجاوز نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، که توسط دولت آلمان به طور ضمنی در بیانیه ای رسمی پشتیبانی می شود: موشک هایی که در یمن فرود آمدند، از نظر استراتژیک نشانه ای از ضعف هستند.
واشنگتن برای مدت طولانی برای صدور دستور حمله تردید کرد – و این بی دلیل نبود. اگر جنگ ادامه یابد، ایالات متحده به زودی درگیر جنگ بزرگ بعدی در خاورمیانه خواهد شد. جنگ هایی که ایالات متحده در دو دهه گذشته در این منطقه انجام داده است، موقعیت آنها را در آنجا تقویت نکرده، بلکه تضعیف کرده است.
از سوریه گرفته تا شبه جزیره عربستان تا عراق، روسیه، ایران و چین به میزان قابل توجهی نفوذ یافته اند. یک جنگ جدید در خاورمیانه همچنین واشنگتن را از تمرکز مجدد نیروهای خود بر جنگ قدرت تعیین کننده علیه پکن باز خواهد داشت. چشم انداز چنین جنگی برای ایالات متحده جذاب نیست.
اما: حملات انصارالله هزینه های هنگفتی را برای غرب تحمیل می کند. این که کشتی های تجاری مجبور به طی مسیر طولانی دور آفریقا شوند، پرهزینه است و زنجیره های تامین را مختل می کند؛ اتومبیل سازی تسلا به عنوان مثال روز جمعه اعلام کرد که به دلیل این موضوع باید فعالیت خود را در گرونهایده برای دو هفته متوقف کند و مشخص شده است: صنعت و تجارت با مشکلات بیشتری روبرو خواهند شد. یک کشوری که خود را قدرت نظم جهانی معرفی می کند، اما در زمانی که منافعش توسط میلیاردها دلار ضرر تهدید می شود، و منتظر میماند و دست به حمله نمیزند، موقعیت و اعتبار خود را از دست می دهد.
از نظر حاکمان ایالات متحده، چنین از دست دادن قدرت بدتر از هر شر دیگری است. بنابراین، آنها وارد جنگ جدیدی در خاورمیانه می شوند، که از نظر آنها شر کوچکتر است – حتی با این خطر که معایب همراه آن موقعیت قدرت جهانی آنها را بیشتر تضعیف کند و جنگ استراتژیک به گام بعدی زوال آنها تبدیل شود.

