
وقتی اجساد سربازان آمریکایی از خاورمیانه باز میگردد.
کیتلین جانستون
انتظار میرود تیترهای بیشمار رسانههای غربی و محکومیتهای مقامات غربی، حملات تلافیجویانه آتی ایران علیه اسرائیل را به عنوان یک حمله بدون دلیل و کاملاً بدون تحریک نشان دهند، گویی تاریخ دقیقاً در آن لحظه آغاز شده و اسرائیل هیچ اقدامی برای توجیه چنین تجاوزی انجام نداده است.
مقامات غربی مانند آنتونی بلینکن و دیوید لمی با فوریت درباره نیاز به “کاهش تنش” در خاورمیانه صحبت کردهاند. هرگز نخواهید دید که مقامات غربی تا این حد مخالف تشدید تنش باشند، مگر زمانی که اسرائیل یک اقدام جنگی به شدت تحریکآمیز علیه ایران انجام داده اما ایران هنوز تلافی نکرده است. آنها اجازه میدهند اسرائیل کاملاً بدون مانع به خشونت ادامه دهد، اما به محض اینکه از خط قرمز کسی که به اندازه کافی قوی است تا بهای سنگینی را تحمیل کند عبور میکند، همه آنها طرفدار “کاهش تنش” میشوند.
یادآوری دوستانه: تمام آسیبها و تلفات پرسنل نظامی آمریکا در خاورمیانه همیشه تقصیر مقامات واشنگتن است که آنها را به آنجا فرستادهاند، نه خاورمیانهایهایی که از خانه خود دفاع میکنند.
رهبران بریتانیایی از پایتخت نژادپرستترین و خشنترین کشور تاریخ، در حالی که به نژادپرستان خشن در اسرائیل و اوکراین سلاح میفرستند میگویند “خشونت نژادپرستانه جایی در کشور ما ندارد”.
اسرائیل نتیجه این است که یک ملت کامل، هویت ملی خود را بر اساس سرسختی و سازشناپذیری در واکنش به آسیبهای گذشته شکل دهد. هر مسیر ممکن برای دوری از جنگ و نسلکشی نادیده گرفته میشود زیرا عقبنشینی یا سازش حتی در کوچکترین حد نشانه ضعف خواهد بود.
مترقیهای آمریکایی که جشن میگیرند تیم والز به جای جاش شاپیرو به عنوان معاون کامالا انتخاب شده، مانند کودکی هستند که جشن میگیرد قلدر مدرسه ای را جشن میگیرند که فقط یک بار به جای دو بار در ساندویچش تف کرده قبل از اینکه او را مجبور به خوردنش کند.
مترقیهای آمریکایی آنقدر توسط حزب دموکرات مورد سرکوب و بیاحترامی قرارگرفتهاند که انتخاب یک معاون کمتر مفتضح توسط یک هیولای نسلکشی را به عنوان رویدادی سخاوتمندانه و امیدبخش قابل توجه و شایسته جشن میگیرند.
اگر کامالا هریس فیلمی از خودش را در حال شکنجه و کشتن یک توله سگ به صورت زنده پخش میکرد، حمایت همه را از دست میداد، اما حمایت آشکار از شکنجه و قتل یک محله پر از فلسطینیها توسط مترقیهای خودخوانده به عنوان یک اشتباه کوچک قابل بخشش نادیده گرفته میشود.
تا جایی که من میتوانم بگویم، موضع واقعی مترقیهای آمریکایی به شرح زیر است:
وقتی بنیامین نتانیاهو نسلکشی میکند، نسلکشی است.
اگر ترامپ نسلکشی را ادامه میداد، نسلکشی میبود.
وقتی دموکراتها نسلکشی میکنند، افراد خوبی هستند که در چارچوب واقعیتهای سیاسی زمان ما تصمیمات سختی میگیرند.
نسل کشی یا نسلکشی است یا نیست، و پاسخ به اینکه آیا هست یا نه نباید به وفاداریهای سیاسی شما بستگی داشته باشد. اگر فکر نمیکنید دولت بایدن مقصر تسهیل نسلکشی است، پس منطقی است که از هریس حمایت کنید حتی اگر با او اختلاف نظر دارید. اگر فکر میکنید این نسلکشی است، پس هر چیزی که در حمایت از او میگویید بیمعنی است. هر چیزی بعد از “بله، نسلکشی بد است، اما” فقط میتواند از تفکیک روانشناختی برای اجتناب از درگیری ذهنی با واقعیت آنچه میبینید ناشی شود.
چیزهایی هست که شما فقط نمیتوانید توجیه کنید. از میان اینها، نسلکشی در صدر فهرست قرار دارد. دقیقاً در صدر. هر طور میخواهید رأی دهید، اما دست از دروغ گفتن بردارید. خود را به پیچ و تاب روانی نیندازید تا از ناهماهنگی شناختی که در صورت مواجهه مستقیم با تناقضات در جهانبینی خود تجربه میکردید، جلوگیری کنید. اجازه ندهید هیچ چیز شما را از حالا تا نوامبر از صحنه های وحشتآوری که در غزه اتفاق میافتد دور کند فقط به این دلیل که به نتیجه سیاسی حزبی که به آن رای میدهید لطمهای بخورد.
صادق باشید.
