
به قلم تد اسنایدر، منتشر شده در ۲ ژوئن ۲۰۲۵
ترجمه مجله جنوب جهانی
هنگامی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، دور دوم زمامداری خود را آغاز نمود، وعده داد که منادی صلح و آشتی باشد. اما در میان آتش جنگها و درگیریهایی که جهان را فراگرفته بود، کمتر کسی گمان میبرد که او بتواند گره کور و خطرناک مناقشه با ایران بر سر برنامه هستهای غیرنظامی این کشور را بگشاید. با این حال، پس از گذشت چهار ماه و تداوم آتش همان جنگها، به نظر میرسد که مناقشهای که بیشترین شانس را برای حل و فصل سریع دارد، همانا مسئله ایران است.
ترامپ در حالی به کاخ سفید بازگشت که تیمی از افراد با مواضع تند و جنگطلبانه در قبال ایران را با خود همراه داشت. شخص او نیز، با خروج یکجانبه و غیرقانونی از توافق هستهای برجام، اعتماد ایرانیان را از دست داده بود. در همین راستا، آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، تصریح نمودند: «همین رئیسجمهور آمریکا بود که توافق امضا شده برجام را نقض کرد. چگونه میتوان به مذاکره با آمریکا دل بست، در حالی که میدانیم به تعهدات خود پایبند نخواهد بود؟»
اما اعتماد و اعتبار باقیمانده نیز، با انتصاب افراد تندرو در کابینه ترامپ، بیش از پیش خدشهدار شد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ترامپ، از جمله حامیان خروج غیرقانونی از برجام بود و از مجوز استفاده از زور بدون محدودیت علیه ایران، از جمله اعزام نیروهای آمریکایی، حمایت میکرد. او در سال ۲۰۱۵ گفت که ایالات متحده “هرگز نباید این احتمال را از نظر دور دارد که در صورت لزوم، گزینهی حمله هستهای – یا به تعبیری دقیقتر، حملهی نظامی – علیه اهداف هستهای ایران را مد نظر قرار دهد.”
در همین راستا، ترامپ در ابتدا مایک والتز را به عنوان مشاور امنیت ملی برگزید؛ همان کسی که روزی به جو بایدن نهیب زده بود که “مشت محکمی به بینی ایران بکوبد”. والتز، همواره از تهدید ایران به حمله نظامی حمایت کرده و حتی پیشنهاد داده بود که اسرائیل میبایست تاسیسات صدور نفت و سایت هستهای نطنز را بمباران کند. وی در نوامبر ۲۰۲۴، در مقالهای مشترک در نشریه اکونومیست، چنین استدلال نمود که دولت بایدن-هریس “باید گزینهی نظامی معتبری را روی میز بگذارد تا برای ایرانیان مسجل شود که ایالات متحده مانع از دستیابی آنان به سلاحهای هستهای خواهد شد.”
جان رتکلیف، گزینه ترامپ برای ریاست سازمان سیا، نیز همواره خواستار اتخاذ رویکردی سختگیرانهتر در قبال ایران شده و دولت بایدن را به مماشات با ایران متهم کرده است.
با این وجود، علیرغم این فهرست ناامیدکننده و سابقه نهچندان درخشان ترامپ در قبال ایران، نشانههایی دال بر تعهد او به تلاش برای یافتن راهکاری دیپلماتیک با ایران به چشم میخورد. ترامپ خود نیز بارها اظهار داشته است که “میتوان بدون توسل به جنگ، با ایران به توافق دست یافت.”
امیدوارکنندهترین نشانه این است که مذاکرات میان ایالات متحده و ایران برای عبور از پنج دور متمادی ادامه یافته است. هر دو طرف، این گفتگوها را سازنده توصیف کردهاند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دور پنجم مذاکرات را “تقویتکنندهی احتمال دستیابی به پیشرفت” قلمداد نموده است. ایالات متحده نیز ضمن سازنده خواندن این دور از گفتگوها، اذعان داشته که اگرچه “هنوز کارهای بسیاری برای انجام باقی مانده است”، “پیشرفتهای قابل توجهی” حاصل شده است.
با این حال، بزرگترین مانع بر سر راه حصول توافقی دیپلماتیک، پیامهای متناقض واشنگتن در خصوص حق ایران برای غنیسازی اورانیوم، به منظور بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای است. ترامپ، اگرچه نه همواره، هدف از مذاکرات را محدود به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تعریف کرده است، اما تیم او در بسیاری از موارد، همین پیام را به طرف ایرانی منتقل نکرده است. مایک والتز، مشاور امنیت ملی وقت، آشکارا اعلام کرده که ایالات متحده خواستار “برچیدن کامل” تاسیسات هستهای ایران است. استیو ویتکوف، فرستاده ویژهی ترامپ، نیز تصریح کرده که “توافق ترامپ” به این معناست که “ایران باید برنامههای غنیسازی و تسلیحاتی هستهای خود را به طور کامل متوقف و برچیده سازد.” روبیو نیز با لحنی مشابه، گفته است که ایران میتواند برنامهی هستهای غیرنظامی داشته باشد، اما تنها به شرط واردات اورانیوم غنیشده تا سقف ۳.۶۷ درصد، و نه از طریق غنیسازی در داخل کشور. ویتکوف حتی در ۹ مه، پا را فراتر نهاده و اعلام کرده است که “ایران هرگز نباید دوباره اجازهی فعالیتهای غنیسازی را در خاک خود داشته باشد. این خط قرمز ماست. غنیسازی، هرگز!”
این خط قرمز، عملاً خط قرمز ایران را نادیده میانگارد. اصرار بر سلب حق قانونی ایران در غنیسازی اورانیوم برای اهداف صلحآمیز، به منزلهی توقف فوری مذاکرات خواهد بود. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، همواره تاکید داشته که “ایران هرگز در پی دستیابی به سلاحهای هستهای نبوده، نیست و نخواهد بود”، اما در عین حال “از حقوق هستهای صلحآمیز خود نیز دست نخواهد کشید.” ایران قاطعانه بر این باور است که “غنیسازی، جزء لاینفک برنامهی هستهای صلحآمیز ماست که بر اساس معاهدهی NPT و قطعنامهی ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد، حقی مسلم و غیرقابل انکار است.”
آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، نیز با قاطعیت اعلام کردهاند که ایران هرگز در خصوص “برچیدن کامل زیرساختهای هستهای خود” مذاکره نخواهد کرد. سید حسین موسویان، رئیس پیشین کمیتهی روابط خارجی امنیت ملی ایران و سخنگوی اسبق تیم مذاکرهکنندهی هستهای، نقل میکند که آیتالله خامنهای در دیدار با حسن روحانی، مذاکرهکنندهی ارشد وقت (و رئیسجمهور بعدی) ایران، فرمودند: “اگر قرار باشد ایران از حق غنیسازی خود چشمپوشی کند، این امر یا باید پس از مرگ من محقق شود، یا آنکه من از مقام رهبری استعفا دهم.” این خط قرمز ایران، خطی سرخ و سترگ است و تلاش برای محو آن، به معنای پایان دیپلماسی و آغاز مخاطرهی جنگی تمامعیار با ایران خواهد بود. به تعبیر عباس عراقچی: “یافتن راه حل، علم غیب نیست: صفر سلاح هستهای = توافق حاصل است. صفر غنیسازی = توافقی در کار نخواهد بود. زمان تصمیمگیری فرا رسیده است…”
با این حال، نشانههایی وجود دارد که ایالات متحده در پی اجتناب از جنگ با ایران بوده و حداقل، در صدد یافتن راهکاری دیپلماتیک است. هنگامی که والتز بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که “اکنون زمان مناسبی برای حمله به ایران است”، ترامپ او را از مقامش عزل کرد، چرا که والتز “در پی سوق دادن سیاست ایالات متحده به مسیری بود که ترامپ با آن موافق نبود، زیرا ایالات متحده هنوز هیچ تلاشی برای یافتن راهکاری دیپلماتیک نکرده بود.”
سپس، ترامپ از بیم آنکه اسرائیل دست به اقدامی نظامی بزند که مذاکرات را به خطر اندازد، به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد که “نمیخواهد هیچ عاملی مانع از تلاشهای او برای یافتن راهکاری دیپلماتیک شود.” ترامپ، ضمن تاکید بر اینکه گزینهی نظامی همچنان روی میز است، اعلام کرد که ابتدا در نظر دارد مسیر دیپلماسی را بیازماید. به گفتهی کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، ترامپ “به وضوح اعلام کرده است” که توافق با ایران را بر جنگ با آن ترجیح میدهد.
همچنین، نشانههایی وجود دارد که ایالات متحده، در راستای یافتن راهکاری دیپلماتیک، ممکن است مایل به مذاکره در خصوص خطوط قرمز دو طرف باشد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در خصوص آخرین دور مذاکرات اظهار داشته که “مواضع و اصول جمهوری اسلامی ایران… بار دیگر با شفافیت کامل ارائه شد.” وی در ادامه افزود که “پیشنهادات ارائهشده از سوی [میانجیگران عمانی] در خصوص رفع موانع، امیدواریها را نسبت به دستیابی به پیشرفت افزایش داده است.” این اظهارات، از خوشبینانهترین مواضع اتخاذشده تا به امروز است که نشان میدهد پیشنهاداتی برای حل مناقشه بر سر حق ایران در غنیسازی غیرنظامی در حال بررسی است. عراقچی همچنین خاطرنشان ساخت که مذاکرات “اکنون در مسیری معقول در حال پیشرفت است.”
ترامپ نیز در ۲۵ مه، مذاکرات را “بسیار خوب” توصیف کرده و از “پیشرفتهای واقعی و جدی” حاصلشده خبر داد. وی در ادامه افزود: “بگذارید ببینیم چه پیش خواهد آمد، اما من فکر میکنم میتوانیم اخبار خوبی از جبههی ایران بشنویم.” ترامپ همچنین تصریح کرد که “دوست دارد شاهد پرتاب هیچ بمبی نباشد… و فکر میکنم شانس خوبی برای تحقق این امر وجود دارد.”
با این حال، هنوز راه درازی در پیش است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میگوید: «در حال حاضر، نمیتوان با قاطعیت اظهار نظر کرد. ما هنوز نمیدانیم که توافقی حاصل خواهد شد یا خیر.» اما در عین حال، خاطرنشان میکند که مذاکرات جاری را “نشانهای از تمایل به دستیابی به توافق” تلقی میکند و بر این باور است که “این امر، به خودی خود، امکانی بالقوه است.”
هنوز برای قضاوت در خصوص موفقیتآمیز بودن مذاکرات زود است. اما تمایل به تداوم گفتگوها و تلاش ظاهری برای “رفع موانع”، کورسویی از امید را زنده نگاه میدارد که شاید راهکاری دیپلماتیک برای مناقشهی هستهای دیرپا با ایران یافت شود.
