راهبرد خودکفایی سویا در چین و پیامدهای ژئواکونومیک آن

در


مجله جنوب جهانی

سویا به‌مثابه یکی از کالاهای استراتژیک بین‌المللی، جایگاهی بی‌بدیل در امنیت غذایی و معادلات تجاری چین دارد. این محصول نه‌تنها منبع اصلی روغن خوراکی و پروتئین دامی در این کشور محسوب می‌شود، بلکه در عرصه روابط اقتصادی-سیاسی میان پکن و واشنگتن نیز به‌عنوان یک اهرم فشار و ابزار چانه‌زنی کاربرد دارد. بر این اساس، تازه‌ترین ارزیابی موسسه مالی گلدمن ساکس که پیش‌بینی می‌کند میزان واردات سویا چین در یک افق ده‌ساله دو سوم کاهش یابد، حاکی از تحولی عمیق در سیاست‌های درونی و برونی این کشور است. این گزارش با بازبینی دقیق روندهای جاری و سیاست‌های اتخاذی، نشان می‌دهد که چین در مسیر کاهش وابستگی ۹۰ درصدی فعلی به واردات به سطح کمتر از ۳۰ درصد گام‌های استواری برداشته است.

موسسه مالی گلدمن ساکس در ارزیابی خود به‌درستی به این نکته اشاره می‌کند که راهبرد مدیریت تقاضای سویا در فاصله سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ موجب کاهش سالانه ۱۵ میلیون تنی مصرف شده است. این سیاست که در پی آغاز جنگ تجاری میان چین و آمریکا در سال ۲۰۱۸ کلید خورد، صرفاً یک اقدام اقتصادی نبود، بلکه واکنشی راهبردی در برابر بی‌ثباتی‌های تجاری و تنش‌های سیاسی با واشنگتن و متحدانش به‌شمار می‌رود. جالب اینجاست که این کاهش تقاضا درست زمانی رخ داد که چین همچنان بیش از یک میلیارد تن سویا وارد می‌کند و سهم آن از کل تجارت جهانی این کالا به ۶۰ درصد می‌رسد. این تناقض ظاهری نشان‌دهنده ظرفیت بالای چین در بازطراحی ساختار مصرف داخلی است.

گلدمن ساکس به‌درستی خودکفایی پایین، آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های تجاری و تمرکز بالای منابع تأمین را «نقطه آسیب مرکزی امنیت غذایی چین» توصیف می‌کند. این تشخیص دقیق، ریشه در واقعیت جغرافیایی و اقتصادی چین دارد: جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری این کشور در مقابل محدودیت شدید اراضی قابل کشت، فضایی برای اشتباه در تأمین منابع پروتئینی باقی نمی‌گذارد. از این منظر، کاهش وابستگی به واردات سویا عملاً به معنای کاهش آسیب‌پذیری در برابر اهرم‌های فشار آمریکا است.

چین برای دستیابی به این هدف، مجموعه‌ای از سیاست‌های هم‌افزا را به اجرا گذاشته است. نخست، کاهش نسبت سویا در جیره غذایی دام و بهبود کارایی تبدیل خوراک که مستلزم نوآوری در فرمولاسیون پروتئین دامی و بهره‌گیری از جایگزین‌های بومی است. دوم، بهینه‌سازی ساختار تولید و مصرف پروتئین که احتمالاً شامل تنوع‌بخشی به منابع پروتئینی و ارتقای فناوری‌های کشاورزی دقیق می‌شود. سوم، توسعه ظرفیت‌های جایگزینی سویا که می‌تواند به معنای سرمایه‌گذاری در کشت دانه‌های روغنی بومی یا توسعه پروتئین‌های گیاهی مصنوعی باشد.

این سیاست‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده که روند سی‌ساله رشد بی‌وقفه واردات سویا را معکوس کند. گلدمن ساکس معتقد است چین «موفق شده دستاوردهای قابل توجهی کسب کند» و این موفقیت ناشی از ترکیبی از سیاستگذاری بلندمدت، سرمایه‌گذاری در فناوری و تغییر الگوی مصرف است. این دستاوردها در مقیاس کلان‌تر به معنای کاهش ۴۰۰ هزار کیلومتر مربعی کمبود اراضی کشاورزی تا سال ۲۰۳۵ است؛ رقمی که در ارزیابی قبلی موسسه ۹ میلیون کیلومتر مربع پیش‌بینی شده بود. این تعدیل نشان می‌دهد که پیشرفت‌های فناورانه در بهره‌وری زمین، فرضیات قبلی را دگرگون کرده است.
در سطح روابط بین‌المللی، این گزارش نکته ظریفی را مطرح می‌کند: سیاست‌های خودکفایی چین احتمالاً پس از تعهدات خاصی به واشنگتن اجرایی شده است. این اشاره ضمنی به مذاکرات تجاری میان دو کشور دارد که در آن چین متعهد به خرید حداقل ۱۲ میلیون تن سویا آمریکایی در «فصل جاری» و ۲۵ میلیون تن سالانه در سه سال آینده شده است. این تعهدات در حالی مطرح می‌شوند که چین در حال کاهش وابستگی بلندمدت خود به واردات است، و این تناقض نیاز به واکاوی دارد.

از سوی دیگر، گزارش از انجام دست‌کم ۱۰ دور خرید متوسط و کوچک سویا آمریکایی از اواخر اکتبر خبر می‌دهد که مجموع خریدها را به ۲.۸۵ میلیون تن رسانده است. این عدد فاصله زیادی با تعهد ۱۲ میلیون تنی دارد و همین امر باعث انتقادات رسانه‌های آمریکایی شده است. اما پاسخ مقامات آمریکایی جالب توجه است: وزیر خزانه‌داری آمریکا و نماینده تجاری این کشور، ضمن تأیید پایبندی چین به توافق، مهلت خرید را پایان «فصل رشد» (آوریل تا سپتامبر) و نه پایان سال میلادی اعلام کرده‌اند. این تفاوت تفسیر از زمان‌بندی، نشان‌دهنده فضای پیچیده و پرابهام مذاکرات است. تأکید بر «فصل رشد» به این معناست که تحویل و پرداخت می‌تواند تا فوریه ۲۰۲۶ تمدید شود که خود حاکی از انعطاف‌پذیری در اجرای توافق است.

اهمیت این توافق برای آمریکا غیرقابل انکار است: سویا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ درصد از درآمد محصولات زراعی آمریکا (۴۶۸ میلیارد دلار) را تشکیل داده و یک‌چهارم آن راهی چین شده است. بنابراین، هرگونه کاهش تقاضای بلندمدت چین، ضربه سنگینی به اقتصاد کشاورزی آمریکا وارد خواهد کرد. این واقعیت، اهرمی برای پکن در مذاکرات ایجاد می‌کند و به آن اجازه می‌دهد تا ضمن کاهش وابستگی، در کوتاه‌مدت از خریدها به‌عنوان ابزار دیپلماتیک بهره بگیرد.

تماس ویدیویی ۵ دسامبر میان معاون نخست وزیر چین و مقامات آمریکایی نیز نشان می‌دهد که هر دو طرف مصمم به حفظ کانال‌های گفتگو و «تطویل فهرست همکاری‌ها و کوتاه کردن فهرست اختلافات» هستند. این دیپلماسی فعال در کنار سیاست داخلی خودکفایی، سناریویی پیچیده را ترسیم می‌کند که در آن چین همزمان در حال کاهش آسیب‌پذیری بلندمدت و حفظ نفوذ کوتاه‌مدت بر بازار آمریکا است.

در مجموع، گزارش گلدمن ساکس تصویری روشن از راهبرد چندلایه پکن ارائه می‌دهد: کاهش وابستگی به واردات سویا از ۹۰ به زیر ۳۰ درصد تا سال ۲۰۳۵، نه یک هدف دست‌نیافتنی، بلکه برنامه‌ای واقع‌بینانه است که بر پایه مدیریت تقاضا، بهبود بهره‌وری و تنوع‌بخشی منابع استوار شده. این سیاست در عین حفظ تعهدات کوتاه‌مدت تجاری با آمریکا، به کاهش آسیب‌پذیری راهبردی می‌انجامد. تناقض ظاهری میان خریدهای فعلی و برنامه بلندمدت کاهش واردات، نشان‌دهنده مهارت چین در بهره‌گیری همزمان از ابزارهای اقتصادی و سیاسی برای تأمین منافع ملی است. در نهایت، این تحول نه‌تنها معادلات امنیت غذایی چین، بلکه موازنه قدرت اقتصادی در عرصه بین‌المللی را دگرگون خواهد کرد.

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب