
تقویت راهبری حزب در ادارهٔ امور پایه (حوزهٔ نظری – وبسایت خبری حزب کمونیست چین)
نویسنده: سونگ شوئهچین، پژوهشگر مدعو مرکز ملی تحقیقات میراث ژنهای سرخ و استاد دانشکدهٔ تاریخ حزب و بنیانگذاری حزب کمونیست چین در دانشگاه خلق چین است.
ترجمه مجله جنوب جهانی
آموختن، اندیشیدن و بهکار بستن
پیشبرد روان نوسازی به سبک چینی، مستلزم محیط اجتماعی باثبات و سامانیافته است. یکی از ابعاد مهم ایجاد چنین محیط اجتماعی مناسب، سروسامان بخشیدن به ساختار حکمرانی در سطوح پایه است. «پیشنهادهای کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست چین برای تدوین پانزدهمین برنامهٔ پنجساله توسعهٔ اقتصادی و اجتماعی ملی» (که از این پس «پیشنهادها» نامیده میشود) که در چهارمین نشست عمومی کمیتهٔ بیستم حزب به تصویب رسید، «تقویت راهبری حزب در ادارهٔ امور پایه و ساختار قدرت در سطوح پایه» را مطرح و تمهیدات مشخصی را برای آن اندیشیده است. سطوح پایه (Grassroots) به مثابهٔ «انتهای عصبی» حکمرانی اجتماعی، دارای کارآمدیای هستند که مستقیماً با کلیت اصلاحات، توسعه و ثبات ارتباط دارد. تحکیم بنیان حکمرانی پایه با راهبری حزب، به ایجاد فضای اجتماعی ایمن و باثبات برای اجرای این برنامهٔ پنجساله یاری میرساند.
راهبری حزب، ویژگی بارز حکمرانی پایه در عصر نوین
حکمرانی پایه، حلقهٔ کلیدی در ادارهٔ امور کشور است. رفیق شی جینپینگ خاطرنشان ساختهاند: «استوارترین پشتوانهٔ نیرومندی برای کار حزب در سطوح پایه است و برجستهترین تناقضات و مشکلات توسعهٔ اقتصادی، اجتماعی و معیشت مردم نیز در همین سطوح پایه متمرکز شده است؛ از این رو، باید بنیانسازی و توجه به سطوح پایه را بهعنوان یک راهبرد بلندمدت و سیاست بنیادین قلمداد کرد و بههیچوجه سستی به خرج نداد.» سطوح پایه، عظیمترین بخش از جمعیت کشور ما را در خود جای داده و حاوی واقعیترین و پیچیدهترین جلوههای جامعهٔ مردمی است. این سطوح، که خط مقدم اصلاحات، توسعه و ثبات به شمار میروند، هم محل تجمیع انواع تناقضات و مشکلات هستند و هم بهترین عرصه برای حلوفصل اختلافات. برخی از تناقضات مشخص، تعارضات منافع و عوامل بیثباتی که از تناقض اصلی جامعه ریشه میگیرند، اغلب در سطوح پایه تولید و ظهور مییابند و بهترین راه برای رفع آنها نیز حلوفصل در همان سطح اولیه است. میزان رضایت تودهها از حزب و دولت، تا حد زیادی به این موضوع وابسته است که آیا سطوح پایه میتوانند «آخرین گام» در اجرای سیاستها را به درستی بردارند و تدابیر رفاهی را واقعاً به منصهٔ ظهور برسانند و به نتایج مورد نظر نائل آیند.
قرار دادن راهبری حزب در حکمرانی پایه در جایگاه کلیدی ادارهٔ امور کشور، از ویژگیهای بارز حکمرانی پایه توسط کمیتهٔ مرکزی حزب با محوریت رفیق شی جینپینگ در عصر نوین است. از زمان هجدهمین کنگرهٔ حزب کمونیست چین، کمیتهٔ مرکزی حزب با تمرکز بر کلان طرح توسعهٔ حزب و دولت، اهمیت بالایی به کار حکمرانی پایه داده و راهبری حزب را به مثابهٔ یک اهرم قوی در حکمرانی پایه در نظر گرفته است. این رویکرد، در سراسر کشور در معرض آزمون و کاوش عملی قرار گرفته و به دستاوردهای چشمگیر و تجربیات گرانبهایی انجامیده است. با بررسی رویههای حکمرانی در سطح جهان، میتوان دید که کشورها بر مبنای سنتهای تاریخی، نظامهای سیاسی و جهانبینیهای متفاوت، الگوهای متمایزی را در حکمرانی پایه شکل دادهاند. در این میان، الگوی چین در زمینهٔ راهبری حزب در حکمرانی پایه، تمایز بنیادینی با الگوی دوگانهٔ «دولت-جامعه» در دیدگاه غربی دارد. این الگو، با بهرهگیری از مزیت سازمانی حزب کمونیست چین به عنوان یک پیونددهنده، پلی برای تعامل دوسویه میان دولت و جامعه برپا ساخته است و چرخهای سازنده را به وجود آورده که طی آن دولت به جامعه خدمت میکند و جامعه از دولت پشتیبانی مینماید، که این خود حاکی از خرد حکمرانی و کارآمدی عملی منحصر به فرد چین است. به بیان مشخصتر، حزب ما با تقویت سازماندهی خود، ذینفعان چندگانهای نظیر دولت، بازار و جامعه را به هم پیوند میزند و یک هستهٔ مقتدر و پشتوانهٔ تشکیلاتی برای حکمرانی فراهم میآورد. همچنین، حزب با روشهایی مانند خدمترسانی به تودهها، هدایت خودمختاری (Self-governance) و تجمیع منابع، نقش خود را در عملکردهای مشخصی نظیر حلوفصل تناقضات در سطوح پایه، تضمین معیشت مردم و حفظ نظم عمومی به نمایش میگذارد. همزمان، کارآمدی سازماندهی حزب و نیروی مبارزاتی آن در کوران همین حکمرانی مورد سنجش و ورزیدگی قرار میگیرد.
«پیشنهادها» به صراحت، «تقویت تجمیع عرضهٔ خدمات عمومی پایه در سطح شهرستانها و تکمیل سازوکار بلندمدت تضمین تأمین مالی» را مطرح میسازد. این تدبیر، به گسترش دسترسی عادلانهتر و وسیعتر تودهها به دستاوردهای توسعهٔ ملی کمک شایانی خواهد کرد و نیروی محرکهٔ عظیمی برای ارتقاء کیفیت و کارایی حکمرانی پایه فراهم میسازد. سازمانهای حزبی در سطح شهرستان، به عنوان پیوندگاه حیاتی میان شهر و روستا، با تجمیع منابع خدمات عمومی مانند آموزش، بهداشت و سالمندی، قادرند منابع کیفی را به سمت شهرکها (Townships) و روستاها سوق دهند، که این اقدام نه تنها به خواستههای معیشتی جمعیت انبوه ساکن در مناطق شهرستانها پاسخ میدهد، بلکه اجماع عمومی میان شهرنشینان و روستانشینان در مورد توسعه را نیز تقویت میکند و نیروی محرک لازم را برای شکلدهی به الگوی جدیدی از حکمرانی پایه با هماهنگی میان شهر و روستا و پیشرفت در سطح کلّی (All-domain Progress) تزریق مینماید.
جهتگیری هدفمند راهبری حزب در حکمرانی پایه
راهبری حزب در حکمرانی پایه صرفاً یک کاوش عملی بیهدف نیست، بلکه هدف آن ارتقاء جنبههای یکپارچگی (统合性)، تعادلی (平衡性)، اثربخشی (实效性) و جامعیت (全面性) است تا راهنما و جهتگیری عملی واضحی را برای عمل حکمرانی فراهم آورد.
ارتقاء یکپارچگی. کشور ما دارای سرزمینی پهناور و جمعیتی عظیم است و متغیرهای پیچیدهای نظیر تفاوتهای جغرافیایی و توسعهٔ نامتوازن و ناکافی نیز به آن افزوده میشود؛ این امر دشواری حکمرانی پایه را از سطح معمول فراتر میبرد. پاسخگویی به آرزوی مردم برای زندگی بهتر و پیشبرد ساختار نوسازی، مستلزم اتکا به یک هستهٔ رهبری قدرتمند، کارآمد و مقتدر است. توان رهبری قدرتمند حزب کمونیست چین در یکپارچهسازی نیروهای گوناگون و هماهنگی تمامی امور، نه تنها در بستر تاریخ شکل گرفته است، بلکه بهطور پیوسته در مواجهه با چالشهای بزرگ در دورههای مختلف تقویت شده است. این توان رهبری، انتزاعی نیست، بلکه در قالب یک نظام سازمانی که به صورت عمودی به پایینترین سطوح و به صورت افقی به همهٔ بخشها گسترش مییابد، به کارایی عملی برای اجماعسازی میان ذینفعان متعدد و تجمیع تخصیص منابع تبدیل میشود و تضمین بنیادینی برای در دست گرفتن کلیت حکمرانی و دستیابی به هدف «حکمرانی نیک» فراهم میآورد.
افزایش تعادلی. رفیق شی جینپینگ تأکید کردهاند: «حکمرانی اجتماعی یک علم است. اگر بیش از حد سختگیرانه باشد، به رکود میانجامد؛ اگر بیش از حد سست باشد، طوفان ایجاد میکند.» یک جامعهٔ مطلوب، ناگزیر باید وحدت ارگانیک میان سرزندگیِ جوشان و نظمِ پایدار باشد و نیروی سازماندهی قدرتمند حزب، کلید حفظ این توازن پویا است. از سویی، حزب با در دست گرفتن کلیت امور و حفظ ثبات، تضمین میکند که حکمرانی از مسیر اصلی منحرف نشود؛ از سوی دیگر، با ریشهدواندن در میان تودهها و خدمترسانی به معیشت مردم، نیروی محرکهٔ درونی جامعه را برمیانگیزد. نقش محوری راهبری حزب، دقیقاً در گرو تسلط دقیق بر این دو نقش است: از طریق رهبری هنجارمند، خط قرمز نظم حفظ میشود و از طریق توانمندسازی و تشویق، پویایی اجتماعی آزاد میشود و بدین ترتیب، اثری از حکمرانی با ترکیبی از انعطاف و قاطعیت حاصل میگردد.
تقویت اثربخشی. ارتقاء کارایی حکمرانی، یکی از جهتگیریهای درونی برای تعمیق جامع اصلاحات است. اثربخشی راهبری حزب در حکمرانی پایه، در ذات خود ناشی از توان بالای حزب در اجماعسازی است. از طریق راهبری سیاسی حزب، میتوان خواستههای منافع ذینفعان گوناگونی چون دولت، بازار و جامعه را بهطور مؤثر یکپارچه ساخت و اجماع حکمرانی مبنی بر «همفکری و همافزایی» را شکل داد. حکمرانیای که بر پایهٔ اجماع صورت پذیرد، به مراتب کارآمدتر از کاوشهای خودانگیختهٔ سطوح پایه یا کشمکشهای بینظم میان ذینفعان متعدد است. چنین حکمرانیای نه تنها به دلیل پراکندگی جهتگیریها، هزینههای خطا و آزمون را افزایش نمیدهد، بلکه زنجیرهٔ کشمکشها را نیز به دلیل درگیری منافع طولانی نمیسازد. بنابراین، تقویت راهبری حزب، موتور اصلی برای کاهش هزینههای حکمرانی و ارتقاء کارایی آن است.
توجه به جامعیت. راهبری حزب، راهبری همهجانبه است و نه راهبری تنها بخشی از گروهها، زمانها یا محتواها. راهبری حزب در حکمرانی پایه، بر این نکته تأکید دارد که حزب از طریق تقویت ساختار درونی خود، نیروهای گوناگون را پرورش داده و هدایت میکند تا به صورت مشترک، سالم و سازمانیافته در حکمرانی پایه مشارکت نمایند و به ایجاد یک نظام حکمرانی پایه یاری رساند که در آن سازمانهای حزبی، رهبری یکپارچه را بر عهده دارند، دولت طبق قانون مسئولیت خود را انجام میدهد، سازمانهای مختلف بهطور فعال همکاری میکنند، تودهها به شکلی گسترده مشارکت مینمایند و در آن، خودمختاری، حاکمیت قانون و حاکمیت اخلاق (德治) با هم ترکیب شدهاند. توسعهٔ سالم جامعه مستلزم فضای کافی و مناسب برای خودمختاری و نیروهای خودانگیخته است. در فرایند راهبری حزب در حکمرانی پایه، لازم است که مشکلات واقعی حکمرانی پایه و وضعیت عینی سازمانهای حزبی در این سطوح با دقت تحلیل شوند و سازوکار هماهنگی برای راهبری حزب در حکمرانی پایه بهطور مستمر بهبود یابد تا به نیروهای اجتماعی خدمات داده و آنها هدایت شوند.
مسیرهای عملی تقویت راهبری حزب در حکمرانی پایه
با توجه به شرایط واقعی کشور ما در صحنهٔ حکمرانی با ابعاد فوقالعاده بزرگ و مطالبات عملی فعلی حکمرانی پایه و همسو با نیازهای توسعه در عصر اطلاعاتی، ارتقاء کارایی راهبری حزب در حکمرانی پایه مستلزم تمرکز بر ابعاد زیر است.
بنیانگذاری خوب حزب در حوزههای نوظهور. رفیق شی جینپینگ اظهار داشتهاند: «باید بر بنیانگذاری حزب در سازمانهای اقتصادی نوین، سازمانهای اجتماعی نوین و گروههای شغلی نوین تأکید و تمرکز داشت تا جذابیت، انسجام و نفوذ حزب در حوزههای نوظهور پیوسته افزایش یابد.» در حال حاضر، ساختار جامعهٔ ما دستخوش تغییرات عمیق شده، حوزههای نوظهور به سرعت توسعه یافتهاند، سازمانهای اقتصادی نوین و اجتماعی نوین به وفور پدیدار گشتهاند و مقیاس گروههای شغلی نوین پیوسته در حال گسترش است. این وضعیت، الزامات جدیدی را برای افزایش جذابیت، انسجام و نفوذ حزب در حوزههای نوظهور ایجاد کرده است. از این رو، باید کیفیت کار بنیانگذاری حزب در سازمانهای اقتصادی نوین را ارتقاء داد، همپوشانی سازمانی و همپوشانی کاری را به صورت همزمان پیش برد، شرکتهای غیردولتی را هدایت کرد تا بنیانگذاری حزب را در مدیریت تولید و عملیات خود ادغام سازند، حکمرانی داخلی را استاندارد و کامل کنند و بر مسیر توسعهٔ صحیح اصرار ورزند. همچنین، باید هدفمندی و اثربخشی کار بنیانگذاری حزب در شرکتهای با مالکیت مختلط را افزایش داد. باید کار بنیانگذاری حزب در سازمانهای اجتماعی نوین را به صورت عمقی پیش برد، به کار بنیانگذاری حزب در انجمنهای صنفی، سازمانهای واسط اجتماعی و نهادهای خدمات اجتماعی اهمیت داده شود، سازوکار کاری ساماندهی شود، رهبری دستهبندیشده تقویت گردد و آنها هدایت شوند تا بهطور منظم در حکمرانی اجتماعی مشارکت کنند، خدمات عمومی ارائه دهند و مسئولیت اجتماعی را پذیرا شوند. باید کار بنیانگذاری حزب، خدماترسانی و مدیریت گروههای شغلی نوین را تقویت کرد، راهبری فکری-سیاسی را نیرومند ساخت، مزیت سازمانی حزب را به صورت کامل به کار گرفت و آموزش، مدیریت، نظارت و خدماترسانی به اعضای حزب که در این گروهها در حال جابهجایی هستند را تقویت کرد. در عین حال، با اصرار بر اهمیت همزمان راهبری فکری و خدمات حمایتی، و با تمرکز بر مشکلات فوری و دغدغههای مردم، تدابیر حمایتی نظیر تضمین حقوق، آموزش مهارتها و خدمات زندگی را ارائه داد تا به صورت عملی حس تعلق خاطر شاغلین حوزههای اقتصادی نوین و افراد دارای مشاغل جدید به سازمانهای حزبی را تقویت نمود.
مهارت در بهکارگیری ابزارهای فناوری نوین. فضای مجازی توسعهای مهم از جامعهٔ پایه است. چگونگی ایفای نقش سنگر مبارزاتی سازمانهای حزبی و نقش پیشگامی و الگویی اعضای حزب در این فضای نوین، از مسائل مهمی است که حل آن در اولویت است. باید ویژگیهای عصر دیجیتال را به خوبی درک کرد، راهبری حزب در فضای مجازی را تقویت نمود، و نیروی حزب را به همان میزانی که شبکهها گسترش مییابند، بسط داد تا یک ساختار حکمرانی با همبسامدی آنلاین و آفلاین شکل گیرد. باید سنگر هدایت فکری را تحکیم کرد؛ با اتکا به بستر رسانههای اصلی و نیروهای اصلی اعضای حزب، محتوای کیفی متناسب با ارزشهای اصلی را تولید و منتشر کرد، موضوعات داغی را ایجاد نمود که به تودهها نزدیک بوده و در آنها همنوایی ایجاد کند و با افکار عمومی مثبت، فضایی را برای اندیشههای منفی محدود ساخت. باید با استفاده از فناوریهایی نظیر کلاندادهها و هوش مصنوعی، سکوهای دیجیتالی حکمرانی پایه را ایجاد کرد، مطالبات مردم را با دقت تحلیل نمود، و خدماترسانی در زمینهٔ اموری نظیر پیگیری بیمهٔ اجتماعی، مشاورهٔ سیاسی و میانجیگری در اختلافات را به صورت «آنلاین» و «با اپلیکیشنهای موبایلی» ارائه داد تا سودمندی فناوری به کارایی حکمرانی بدل شود. باید سازوکار پیشگیری و کنترل ریسک را کامل کرد، نظام نظارت و مدیریت افکار عمومی در فضای مجازی را ایجاد کرد، و در عین حال که مجرای بیان نظرات مردم را در فضای مجازی باز نگه میدارد، به سرعت خطرات ناشی از اطلاعات نادرست و فضاسازیهای مخرب را حلوفصل نماید. باید متناسب با ویژگیهای زندگی دیجیتالی گروههای نوظهور، تحول دیجیتالی در امور حزبی را ترویج کرد، به ایجاد پایگاه دادهٔ موردکاویهای بنیانگذاری حزب اهمیت داد و با استفاده از بسترهای آنلاین، کارهایی نظیر آموزش و مدیریت اعضای حزب و زندگی سازمانی را انجام داد و بهطور لحظهای، پویاییهای فکری و وضعیت شغلی اعضا را درک نمود تا سازماندهی و انسجام حزب در فضای مجازی ارتقاء یابد.
کاهش مداوم بار کاری سطوح پایه. رفیق شی جینپینگ خاطرنشان ساختهاند: «کمیتهٔ مرکزی حزب به صراحت خواستار کاهش بار کاری سطوح پایه است و باید قاطعانه با مشکلات تشریفاتگرایی و بروکراسی مقابله کرد، نیروها و ساختار را سادهسازی نمود، و این کار را به شکلی مداوم پی گرفت.» اصطلاح «اسب کوچک، ارابهای بزرگ میکشد» به این معنا است که در فرآیند حکمرانی پایه، دولت در این سطوح وظایف و اموری را بر عهده میگیرد که فراتر از منابع و تواناییهای او است. برای شکستن این بنبست، باید سازوکارهایی را کامل کرد که در آن وظایف، اختیارات و منابع در سطح شهرکها و محلات (乡镇/街道) با هم تطابق داشته باشند، و منابع، مدیریت و نیروها به سطوح پایینتر منتقل شوند. باید تخصیص نیروهای مدیریت خدمات پایه را تقویت کرد، سازوکار تضمین امکانات و بودجهٔ خدمات را کامل نمود، فهرست تفکیکشدهای از اختیارات و مسئولیتها را بر اساس نیازهای واقعی حکمرانی پایه مشخص کرد، و اختیارات مربوط به تصویب، خدمات و اجرای قانون که مستقیماً به مردم مرتبط است و سطوح پایه توانایی انجام آن را دارند، به آنها واگذار کرد تا تواناییهای اجرایی اداری، خدماترسانی به مردم، مشورتهای شورایی، مدیریت بحران و حفظ امنیت تقویت گردد. باید وظایف حکمرانی اجتماعی و خدمات عمومی شهرکها و محلات را نیرومند ساخت، و به صورت قانونی و مطابق با مقررات، اختیارات هماهنگی و نظارت بر اموری که دربرگیرندهٔ تنظیم نیروهای اجرایی جامع، همکاری چندبخشی و حلوفصل مسائل جامع است را به شهرکها و محلات اعطا کرد. باید ساختار تخصصی کادر رهبری پایه را تقویت کرد و توانمندی آنها در اجرای سیاستها، تجمیع منابع و حلوفصل تناقضات را ارتقاء داد. تنها با تطبیق اختیارات سطوح پایه با مسئولیتها و برابر ساختن منابع با وظایف، میتوان به طور مؤثر سرزندگی حکمرانی را برانگیخت.

