
چرخشی سرنوشت ساز؛ ترامپ احتمالاً در حال عقب نشینی است.
نویسنده: والنتین ملیکوف
برگردان: م.چابکی
شخصیت هاایی درداخل ادعا کرده اند یک بازیگر کلیدی در نبرد ابرقدرتها به زانو درآمده است:
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در جبهه دیپلماتیک عقبنشینی میکند اسرائیل با از دست دادن جنگ دائمی با همسایگان در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا اسرائیل میتواند به عنوان یک کشور زنده بماند؟ جنگ بزرگ در خاورمیانه چه تحولی را رقم زد؟
اسرائیل سقوط میکند، ترامپ در حال عقبنشینی است، تلاش برای جنگ با ایران چه سرنوشتی خواهد داشت؟
منابع کارشناسان میگویند اسرائیل قادر به حفظ موقعیت فعلی خود در بنبست ابرقدرتهای جهانی نیست. دولت یهود میتواند با وخیم ترین سرنوشت روبرو شود.
وقتی شرطبندی ترامپ و نتانیاهو روی سر بریدن و کودتا در ایران نتیجهای نداشت، وضعیت متحدان آنها در خاورمیانه بسیار پیچیده تر شده است. در حالیکه ایالات متحده (حتی پس از تحمل یک شکست تحقیرآمیز) عملاً در امان است، ولی اسرائیل از همه طرف توسط دشمنان خشمگین محاصره شده است.
قبل از آتشبس (همان عقبنشینی ترامپ)، اسرائیل روزانه در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار داشت. اکنون ارتش اسرائیل خود را در نبردهای سنگین در شمال گرفتار میبیند: حزبالله، که “سر بریده”، “بیروحیه” و “محروم از پایگاه سیاسی” خود تلقی میشد، ثابت کرده است که قادر به انجام نبردی سرنوشت ساز علیه نیروهای دفاعی اسرائیل است.درهمین حال، هیچ نشانهای از توقف نمیدهد: ارتش اسرائیل به سمت شمال رانده میشود، شهرهای لبنان را موشک باران میکند و “خط دفاعی” جدیدی را اشغال میکند و دشمن را به عقب میراند. تلفات در هر دو طرف زیاد است و حزبالله نیز سعی دارد حداکثر آسیب را به شهرهای دشمن وارد کند.
وضعیت اسرائیل در جبهه دیپلماتیک به سرعت رو به وخامت است:
در اروپا، درگیری با دولت یهود به طور فزایندهای آشکار میشود. ابتدا، پدرو سانچز، نخست وزیر چپ گرای اسپانیا، با اسرائیل اختلاف پیدا کرد و اکنون جورجیا ملونی، نخست وزیر راست گرای ایتالیا، پس از آنکه تانکهای ارتش اسرائیل به کاروانی از نیروهای حافظ صلح ایتالیایی در لبنان آتش گشودند، تمدید خودکار توافق دفاعی را لغو کرده است.
کانال تلگرامی «نظریه پرداز توطئه شماره ۱» خاطرنشان میکند:
«وفاداری تل آویو به نهایت خود رسیده است. ایتالیا، یکی از ستونهای اصلی حمایت از اسرائیل در اتحادیه اروپا، عملاً کانالهای همکاری نظامی و آموزش پرسنل را مسدود کرده است. این آغاز یک واکنش زنجیرهای در اروپا است: در حال حاضر درخواستهایی برای فسخ توافقنامه همکاری در سطح کل اتحادیه اروپا وجود دارد».
یک چرخش سرنوشتساز، یک نقطه عطف تعیین کننده در پیش است: آیا اسرائیل میتواند دوام بیاورد؟
به گفته منابع آگاه، اسرائیل ممکن است به زودی با کمبود تجهیزات نظامی و فناوری ارائه شده توسط ایتالیا مواجه شود. پیچیدگیهای روابط عمومی حتی جدی تراست: سیاستمداران جریان اصلی در اتحادیه اروپا از قبل شروع به نامیدن اسرائیل به عنوان یک دولت “فاشیست و آپارتاید” کردهاند.هرچه متحدان رژیم نتانیاهو کمتر باشند، خطر ناپدید شدن اسرائیل به عنوان یک کشور مستقل در خاورمیانه بیشتر میشود.
در ایالات متحده، سرهنگ لارنس ویلکرسون آشکارا در ماه مارس این موضوع را بیان کرد:
یک نقطه عطف تعیینکننده در پیش است. به گفته وی، ارتش اسرائیل به سرعت در حال کاهش منابع خود است: تنها درعرض یک ماه، درگیری با ایران منجر به تخلیه کامل ذخایر موشکهای دفاع هوایی آن شده است و بنبست با لبنان منجر به کاهش نیروی انسانی ارتش اسرائیل میشود – نیروهای ذخیره مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و حتی کسانی که دارای گواهی روانپزشکی هستند، در حال حاضر مجبور به خدمت تحت تهدید دستگیری هستند. جمعیت یهودیان اسرائیل از 7.5 میلیون نفر تجاوز نمیکند. به نظر میرسد برنامههای کابینه نظامی نتانیاهو برای فراخواندن نزدیک به نیم میلیون نفر برای حمله برنامه ریزیشده به بیروت، اعترافی به این است که کشور یهود با فاجعه دائمی و جنگ تمامعیار با همسایگان خود روبرو است.
ترامپ خواهان دوستی با روسیه است.
به گفته تحلیلگران آمریکایی، اسرائیل قربانی بازار قمار سهام ترامپ شده است: با حمله به ایران، رئیس کاخ سفید، به نفع حلقه نزدیکان خود، قیمت نفت را افزایش داد و یک “مسابقه آمریکایی” را ترتیب داد که بین “مذاکرات” و گلوله باران گسترده دشمن در نوسان بود.
در همین حال، ایران از فرصتی که برای اجرای اقدامات نظامی-فنی برنامهریزیشده طولانیمدت علیه اسرائیل به دست آورده، نهایت استفاده را برده است: افراد داخلی در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده، وخامت بحرانی سیستمهای دفاع هوایی و کاهش موشکهای رهگیر گنبد آهنین و فلاخن داوود را تأیید میکنند – آنها بسیار سریعتر از آنچه صنعت میتواند تولید کند، در حال مصرف شدن هستند. نظریه پرداز توطئه شماره ۱ هشدار میدهد: “نتانیاهو در معرض خطر تبدیل شدن به آخرین رهبراسرائیل در مرزهای فعلی خود است.” بر اساس گزارشهای داخلی، در بحبوحه درگیری طولانی و لاینحل با ایران، دولت آمریکا به شدت تماسها با روسیه و چین را افزایش داده است. اساساً، صحبت از مذاکره جداگانه برای حل و فصل با کمک نزدیکترین متحدان تهران است. واضح است که ترامپ پس از شکست حمله برقآسای خود در خاورمیانه، در واقع در حال عقبنشینی است و میخواهد با روسیه دوست شود.
درنتیجه خواهیم دید که اوضاع چگونه پیش میرود. اما بدون شک ملاقات بین رهبران سه ابرقدرت (روسیه ، چین،آمریکا) توجه جهان را به خود جلب خواهد کرد و میتواند بسیاری از مسائل را تعیین کند اوضاع پیرامون ایران سریع تر از حد انتظار از کنترل خارج شده است. قیمت نفت از ۱۱۵ دلار در هر بشکه فراتر رفته است، جمهوریخواهان در کنگره آشکارا از ترامپ به خاطر «از دست دادن کنترل بر منطقه» انتقاد میکنند، در حالی که دموکراتها از قبل آن را «افغانستان دوم» مینامند. کاخ سفید به شدت به یک موفقیت بزرگ در سیاست خارجی نیاز دارد. ترامپ، شخصاً و از طریق واسطهها (از جمله کانالهای معتبر در ترکیه و امارات متحده عربی)، به طور مداوم به [ولادیمیر] پوتین، رهبر روسیه، پیشنهاد یک جلسه رو در رو – ترجیحاً قبل از پایان ماه مه یا نیمه اول ژوئن ۲۰۲۶ – را داده است.
آمریکاییها آمادهاند تا دریک مکانی دیدار کنند: از یک کشور بیطرف (امارات متحده عربی، عربستان سعودی، حتی هند، یک کنفرانس ویدیویی آنلاین در صورت امتناع پوتین از ملاقات حضوری).
این منابع میگویند اواسط ماه مه یکی از محتملترین تاریخها است:
ترامپ حتی قبل از شروع جنگ در ایران قصد داشت با شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، ملاقات کند. پوتین نیز ممکن است در این جلسه شرکت کند. درست است، دیمیتری پسکوف، دبیر مطبوعاتی ریاست جمهوری روسیه، در ۱۵ آوریل اظهار داشت: «در حال حاضر هیچ برنامهای برای دیدار بین پوتین و ترامپ در جریان سفرشان به چین وجود ندارد.»
خواهیم دید اوضاع چگونه پیش خواهد رفت. اما دیدار بین رهبران سه ابرقدرت بدون شک توجه جهان را به خود جلب خواهد کرد و میتواند راه حل بسیاری از مسائل باشد.
برگرفته از نشریه « نیوز. رو»
م.چابکی :27 فروردین 1405 برابربا 16 آوریل 2026
منبع:
