
ترجمه مجله جنوب جهانی
وارویک پاول، استاد مدعو دانشگاه فناوری کوئینزلند استرالیا و مشاور پیشین کوین راد (نخستوزیر اسبق این کشور)، در تحلیلی راهبردی به بررسی پیامدهای ژئوپلیتیک تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و تأثیر آن بر نظم جهانی انرژی پرداخته است.
به باور وی، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران وارد فاز تازهای شده و مذاکرات میان آمریکا و ایران هنوز به نتیجه نرسیده است. تنگهٔ هرمز که گذرگاه یکپنجم نفت جهان و حجم عظیمی از گاز طبیعی مایع است، با اختلال شدید روبهرو شده و زنجیرهٔ تأمین نفت دچار آسیب جدی گشته است. قیمت نفت خام برنت هفتههاست بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار در نوسان است و قیمت نقدی به نزدیک ۱۵۹ دلار در هر بشکه رسیده است. کمبود سوخت دیزل، سوخت هواپیما و محصولات پتروشیمی، بندرها و کارخانههای آسیا را در برگرفته است.
وارویک پاول معتقد است این جنگ، چیزی فراتر از افزایش قیمت بنزین است. او اقتصاد جهانی را نه یک ماشین صاف و هموار، بلکه موجودی زنده میداند که برای بقا و رشد خود به مصرف مداوم انرژی باکیفیت نیاز دارد. نفت در یک سدهٔ گذشته، سوخت برگزیدهٔ این سیستم بوده است. اکنون که این سوخت گران و کمیاب شده، هر کارخانه، مزرعه، کشتی و نیروگاهی با سه گزینه روبهروست: جذب هزینهٔ اضافی در حاشیه سود نازک خود، یافتن جایگزین (معمولاً برق و ابزار تولید آن)، یا توقف فعالیت.
آمریکا؛ مستقل در تیترها، وابسته در عمل
وارویک پاول تأکید میکند که با وجود ادعای دولت ترامپ مبنی بر بیربط بودن آمریکا به بحران انرژی، واقعیت چیز دیگری است. آمریکا اگرچه از نظر مجموع انرژی و فرآوردههای نفتی، صادرکنندهٔ خالص است، اما پالایشگاههای این کشور دههها پیش برای تصفیهٔ نفت خام سنگین و پُرگوگرد ونزوئلا و خاورمیانه طراحی شدهاند. نفت شیل تولید داخل، از نوع سبک و کمگوگرد است. به همین دلیل، آمریکا همچنان روزانه حدود ۶ میلیون بشکه نفت خام سنگین وارد میکند. اگر آمریکا واقعاً همانگونه که ترامپ بارها گفته خودکفا بود، آزادی کشتیرانی در تنگهٔ هرمز برایش بیاهمیت میبود. اصرار واشنگتن بر حفظ این گذرگاه، نشان میدهد که پالایشگاههای آمریکا نیز مانند سایر نقاط جهان به زنجیرهٔ تأمین جهانی نفت وابستهاند.
آسیا؛ چهار گونهٔ انرژی در یک پهنه
کشورهای آسیایی بیش از ۸۰ درصد نفت عبوری از تنگهٔ هرمز را مصرف میکنند. وارویک پاول چهار گونهٔ اصلی اقتصاد از نظر مصرف انرژی را معرفی میکند:
گونهٔ نخست (همچون آمریکا): کاربران سنگین نفت با زیرساختهای فرسوده و برقرسانی محدود. این اقتصادها بیشترین ضربه را میخورند و دیرتر بهبود مییابند.
گونهٔ دوم (همچون چین): اقتصادهایی با برقرسانی انبوه؛ خودروهای برقی، قطارهای سریعالسیر و انرژی خورشیدی در آنها فراگیر است. افزایش قیمت نفت آسیب کمتری به آنها میزند.
گونهٔ سوم: اقتصادهای کممصرف با تأسیسات نوساز که تقریباً هیچ «بار تاریخی» ندارند و میتوانند مستقیماً از فناوری مدرن استفاده کنند.
گونهٔ چهارم: اقتصادهای متکی به ژنراتورهای دیزلی پراکنده در جزیرهها یا مناطق دورافتاده. این ساختار مدولار، گذار به ریز شبکههای «خورشیدی به اضافهٔ باتری» را آسان میکند.
وارویک پاول با اشاره به نمونهٔ چین میگوید: چین به وضوح در گونهٔ دوم جای میگیرد. این کشور پانزده سال است که بزرگترین سیستم برقرسانی جهان را ساخته است. فروش خودروهای برقی چین در سال گذشته از مجموع فروش جهان فراتر رفت. کارخانههای باتری با تمام ظرفیت کار میکنند. آنچه اقتصاددانان غربی «ظرفیت مازاد» تمسخر میکردند، در واقع «امنیت انرژی» ساخته شده با سود جهانی است. هنگامی که تنگهٔ هرمز تحت فشار قرار میگیرد، پکن شیر خطوط لولهٔ زمینی از آسیای مرکزی را باز میکند. نفت و گاز اکنون از طریق ریل و خطوط لوله از مرزهای زمینی عبور میکنند؛ مسیری که هیچ نیروی دریایی نمیتواند مسدود کند. صادرات باتریهای لیتیمی چین در سهماههٔ نخست ۲۰۲۶ بیش از ۵۰ درصد افزایش یافت. جنگ، نه تنها چین را کند نکرده، بلکه باد موافقی برای صنایع برقیسازی این کشور فراهم آورده است.
ژاپن، کرهٔ جنوبی و تایوان (چین) به گونهٔ نخست نزدیکترند. آنها تقریباً تمام نفت و بیشتر گاز طبیعی مایع خود را از طریق تنگهٔ هرمز یا آبهای پیرامون آن وارد میکنند و ذخایر راهبردی محدودی دارند (ژاپن تا حدودی استثناست). پالایشگاهها و نیروگاههای وابسته به گاز قطر وارد مرحلهٔ سهمیهبندی شدهاند. اما از آنجا که اینها اقتصادهای پیشرفته و فناور هستند، افزایش قیمت سوخت، دورهٔ بازگشت سرمایه برای خودروهای برقی و پمپهای حرارتی را کوتاه کرده است. ثبتنام خودروهای برقی در کرهٔ جنوبی در مارس امسال نسبت به سال قبل دو برابر شد و شرکتهای ژاپنی و تایوانی نیز فعالانه با تأمینکنندگان باتری چینی قرارداد همکاری امضا میکنند.
جنوب شرق آسیا (از جمله فیلیپین، اندونزی، ویتنام، تایلند و مالزی) آمیزهای از گونهٔ سوم و چهارم است. بسیاری از جزایر و کارخانههای دورافتاده هنوز با ژنراتورهای دیزلی کار میکنند. با افزایش قیمت سوخت، این جوامع با خاموشی و تعطیلی کارخانهها روبهرو میشوند. اما از آنجا که تجهیزات تولید پراکنده و کوچک هستند، جایگزینی آنها آسانتر است: پنلهای خورشیدی و باتری را میتوان مستقیماً به محل حمل و نصب کرد. مالزی که در «وضعیت اضطراری انرژی» قرار دارد، دریافته است که شبکهٔ پراکندهٔ دیزلی آن میتواند سریعتر از حد انتظار جایگزین شود.
سنگاپور که مرکز پالایش و سوخترسانی منطقه است، نشان میدهد که حلقههای میانی زنجیره چگونه شوک را تشدید میکنند. پالایشگاههای سنگاپور برای تصفیهٔ نفت خام خلیج فارس (با گوگرد متوسط تا کم) طراحی شدهاند. اکنون که این نوع نفت کمیاب شده، تغییر خوراک به نفت سبکتر آمریکایی نه تنها نیازمند تغییرات پرهزینه است، بلکه ترکیب فرآوردههای خروجی نیز همخوانی ندارد. تولید پالایشگاهها به شدت کاهش یافته و منطقه نه تنها با گرانی نفت، که با کمبود واقعی دیزل و سوخت هواپیما مواجه است.
استرالیا نیز در میانهٔ گونهٔ نخست و گونههای نوظهور قرار دارد. این کشور اگرچه مقداری نفت و گاز تولید میکند، اما بیشتر سوخت مصرفی خود را با نفتکش از پالایشگاههای آسیایی وارد میکند. معدن، حملونقل دوربرد و کشاورزی – سه رکن اقتصاد صادراتمحور استرالیا – همگی مصرفکنندگان بزرگ سوخت هستند. اما جهش قیمت، خودروهای برقی و ذخیرهسازهای باتری را حتی در مناطق داخلی جذاب کرده است. فناوری باتری و خودروی برقی چین، بیمانع در حال ورود به استرالیا است.
بازنویسی قواعد؛ پایان تسلط نیروی دریایی
وارویک پاول تأکید میکند که در پس این تفاوتهای اقتصادی، ساختار ژئوپلیتیک نیز در حال دگرگونی است. ایران بر خلاف دههها مخالفت با اعتبار کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها، اکنون بر حق خود برای کنترل آبراهها در زمان جنگ اصرار دارد. آمریکا و اسرائیل نیز با حملات هوایی و گشتهای دریایی در تلاش برای تسلط بر تنگه هستند. اما نیروی هوایی سنتی نمیتواند به طور دائم مینهای دریایی، موشکهای ضدکشتی و پهپادهای مستقر در خاک ایران را از میان بردارد.
این وضعیت، مصداق «دام تشدید» است که رابرت پپ، استراتژیست مشهور، سالها پیش آن را توصیف کرد: هر تهدید جدید، بهای بازی را بالاتر میبرد. آمریکا در جنگی گرفتار شده که پیروزی قاطع در آن، ریسکهایی غیرقابل قبول در جبهههای دیگر ایجاد میکند. بدتر آنکه ذخیرهٔ مهمات دورایستا و موشکهای رهگیر آمریکا بسیار سریعتر از توان بازتولیدشان در حال اتمام است. کشتیسازیها با انبوه سفارشات مواجهاند و کارخانههای مهمات با تمام ظرفیت کار میکنند. تجهیزاتی که قرار بود برای مهار چین در اقیانوس آرام به کار روند، اکنون در خلیج فارس گرفتار شدهاند.
هرچه تنگهٔ هرمز طولانیتر مسدود بماند، آسیا با شتاب بیشتری به دنبال جایگزینهای زمینی خواهد رفت. چین در این دگرگونی پیشگام است – نه با اعزام ناوهای جنگی، بلکه با ساختن کریدورهای زمینی. خطوط لوله از آسیای مرکزی نفت خام بیشتری را به چین میرسانند. کارخانههای چونگکینگ از طریق کریدور ریلی مستقیماً به بازارهای اروپا و خاورمیانه متصل میشوند؛ مسیری که هیچ گذرگاه دریایی از آن عبور نمیکند. طرحهایی همچون بانک توسعهٔ سازمان همکاری شانگهای که پروژههای جاده، شبکه برق، فیبر نوری و انرژی تجدیدپذیر را با بودجهٔ رنمینبی تأمین مالی میکند، اوراسیا را به هم پیوند میدهد.
ایدهٔ «حلقهٔ همکاری امنیتی» و افول ناوهای هواپیمابر
وارویک پاول به یادآوری ایدهای میپردازد که در میانهٔ سال ۲۰۲۵، در جریان دیدار رهبران چین و روسیه مطرح شد: ایجاد یک «حلقهٔ همکاری امنیتی» گسترده در اوراسیا؛ چارچوبی سست، مبتنی بر منافع مشترک و متمرکز بر ثبات، نه اتحادهای خشک. این ایده در آن زمان بازتاب مثبت داشت اما به سازوکاری نهادینه تبدیل نشد. اکنون در بحبوحهٔ بحران تنگهٔ هرمز و کاهش توان استقرار نظامی آمریکا، این مفهوم در بستر آسیایی در حال تکامل است. هستهٔ آن میتواند آسهآن باشد. سنگاپور که آرامآرام از نقش مرکز سنتی پالایش نفت خارج میشود، و اندونزی که با وسعت، منابع و وزن دیپلماتیک خود، بهطور طبیعی به هماهنگکنندهٔ اصلی منطقه بدل میشود.
این چارچوب میتواند چندین نقش ایفا کند: مهار تمایلات نظامیگری ژاپن (که با تزلزل تعهدات امنیتی آمریکا رو به رشد است)، فراهم آوردن بستری برای کشورهای کوچک و متوسط جنوب شرق آسیا برای مدیریت رقابت قدرتهای بزرگ بدون نیاز به جانبداری اجباری، و هماهنگی با واقعیت نظم نوین انرژی – جایی که کریدورهای زمینی و برقیسازی، وابستگی به مسیرهای شکنندهٔ دریایی را کاهش میدهند.
جمعبندی: گذار از دریا به خشکی
وارویک پاول نتیجه میگیرد که دگرگونی نظم انرژی در حال وقوع است؛ پرسش این نیست که آیا رخ میدهد، بلکه این است: چه کسی رهبری خواهد کرد و چه کسی عقب خواهد ماند. پاسخ، برای نخستین بار در چند دههٔ اخیر، نه در دریا، بلکه در خشکی نوشته میشود.
این یادداشت برگرفته از مقالهٔ وارویک پاول در وبسایت ناظر چین است و دیدگاههای نویسنده، الزاماً دیدگاه پایگاه یا ناشر نمیباشد.
