
لیو زونگی
مدیر و پژوهشگر مرکز مطالعات آسیای جنوبی، موسسه مطالعات بینالمللی شانگهای
ترجمه مجله جنوب جهانی
به گمان من، اگر رهبران ایران عقلانی عمل کنند، با توجه به آزمونهای دو سال اخیر، باید بتوانند تمایز قائل شوند بین کشورهایی که دوستان واقعیاند، آنهایی که تنها تظاهر به دوستی میکنند، و آنهایی که در واقع دشمنان ایران هستند.
وقتی درگیریهای ایالات متحده، اسرائیل و ایران، تنگه هرمز را به کانون بحران انرژی بدل کرد، «شریان حیاتی» اقتصاد هند نیز به لرزه درآمد.
هند بهعنوان کشوری که وابستگی شدیدی به انرژی خاورمیانه دارد، اکنون با زنجیرهای از پیامدها روبهروست: تعطیلی رستورانها، کمبود کود شیمیایی برای کشت بهاره، و تعدیل دوباره چشمانداز رشد توسط گلدمن ساکس. به بیان دیگر، این بحران نهتنها حملهای ناگهانی به امنیت انرژی هند است، بلکه آزمونی فشارسنج برای الگوی رشد آن نیز بهشمار میآید.
در عرصه دیپلماسی نیز موقعیت هند پیچیده است: دولت مودی درست پیش از شعلهور شدن این دور از جنگ، با افتخار از رابطه هند و اسرائیل بهعنوان «رابطه پدر-مادر» یاد کرد، اما مجله فارن پالیسی آمریکا آن را «منفعل» خواند؛ در برابر تلاشهای میانجیگرانه فعال پاکستان، اس. جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، با لحنی طعنهآمیز از واژه «دلال» استفاده کرد؛ و از اجازه پهلوگیری کشتی جنگی ایران تا راندن نفتکشهای هندی، هند در حال راه رفتن بر روی سیم باریک میان تهران و واشنگتن است؛ رفتاری که خود جای تأمل دارد.
در همین راستا، وبسایت گوانچا با لیو زونگیی، مدیر و پژوهشگر مرکز پژوهشهای آسیای جنوبی، مؤسسه مطالعات بینالمللی شانگهای، درباره پیامدهای چندلایه این درگیری خاورمیانه برای هند گفتوگو کرده است.
گوانچا / لی لینگ: تشدید درگیریهای ایالات متحده، اسرائیل و ایران و مسدود شدن تنگه هرمز، در حالی رخ داده که بخش عمده نفت و گاز خاورمیانه به بازارهای آسیا صادر میشود و از اینرو، بسیاری از کشورهای آسیایی هماکنون با درجات مختلفی از بحران انرژی مواجهاند. هند تاکنون چه اقدامات عملیای در حوزه انرژی برای مقابله با این وضعیت اتخاذ کرده است؟
لیو زونگیی: نهتنها هند، بلکه کشورهایی چون سریلانکا، بنگلادش، پاکستان و نپال که وابستگی شدیدی به واردات نفت و گاز دارند، هماکنون با بحران انرژی بسیار حادی روبهرو هستند. برای نمونه، در بنگلادش صفهای طولانی برای سوختگیری تشکیل شده و بسیاری از خودروها و موتورسیکلتها قادر به تهیه بنزین نیستند؛ سریلانکا حتی ناچار شده هفته کاری را به چهار روز کاهش دهد.
طی سالهای اخیر، بنگلادش، سریلانکا و بهویژه دو کشور اخیر، با بحرانهای مالی شدیدی دستوپنجه نرم کردند—سریلانکا حتی ورشکست شد. این کشورها که تازه در حال بهبود بودند، اکنون با جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران مواجه شدهاند که عرضه انرژی را بهشدت مختل کرده است. برخی کشورها مانند بنگلادش، با وجود داشتن منابع نفت و گاز در خلیج بنگال، بهدلیل ناتوانی در استخراج داخلی، کماکان به واردات وابستهاند. دولت جدید حزب ملیگرای بنگلادش که برنامه «اولویت ۱۸۰ روزه» را اجرا میکند، تحت فشار شدید این شوکها قرار دارد.
هند نیز وابستگی بالایی به واردات نفت دارد. در گذشته، عمدتاً از خاورمیانه و بهویژه ایران وارد میکرد؛ اما از سال ۲۰۱۹ و تحت فشار ایالات متحده، واردات نفت از ایران را متوقف ساخت. با آغاز جنگ روسیه و اوکراین، هند کانال جدیدی برای واردات یافت: روسیه. این موضوع یکی از دلایل اصلی عملکرد نسبتاً مطلوب اقتصاد هند در سالهای اخیر بود: واردات حجم بالای نفت ارزان روسیه نهتنها نیاز داخلی را تأمین میکرد، بلکه پس از پالایش، به کشورهای غربی بهویژه اروپا صادر میشد و عایدی ارزی قابلتوجهی برای بودجه دولت ایجاد میکرد. با این حال، از حدود سپتامبر سال گذشته، حجم واردات نفت هند از روسیه بهسرعت کاهش یافت و پس از توافق تجارت آزاد میان هند و ایالات متحده در فوریه امسال، این روند نزولی تشدید شد.
اما با تشدید درگیری ایالات متحده و ایران، هند ناچار به تغییر رویه شد و ایالات متحده نیز که نگران نوسان شدید قیمتهای جهانی انرژی بود، مجدداً به هند اجازه داد از ایران و روسیه نفت وارد کند. هماکنون هند خرید نفت از ایران را از سر گرفته و حجم واردات از روسیه نیز از رکورد تاریخی خود فراتر رفته و حدود ۵۰ درصد از کل واردات نفتی هند را تشکیل میدهد؛ هرچند قیمتها دیگر مانند گذشته مقرونبهصرفه نیست و طبق گزارشها، تسویه این معاملات به یوان چین انجام میشود—موضوعی که هند همواره از آن پرهیز داشته، اما روسیه پیشتر بهدلیل پذیرش روپیه هند، متحمل زیان ارزی شدیدی شده بود و این بار نیز جنگ خاورمیانه به تضعیف بیشتر روپیه دامن زده است.
علاوه بر این، هند از کشورهای تولیدکننده دیگری چون آنگولا، الجزایر و ونزوئلا نیز نفت وارد میکند. در حالی که هند پیشتر از ۲۷ کشور تأمینکننده نفت وارد میکرد، این تعداد اکنون به ۴۰ کشور افزایش یافته است. با توجه به ذخایر بسیار محدود نفت در داخل هند—که حتی با احتساب ذخایر خصوصی، حداکثر یک ماه کفایت میکند—فشار انرژی بر این کشور بسیار سنگین است و از اینرو، هند حاضر است برای تأمین انرژی، هر بهایی بپردازد.
علاوه بر تنوعبخشی به منابع واردات، مسیرهای حملونقل نفت وارداتی هند نیز تغییر کرده است. با محدود شدن عبور و مرور از تنگه هرمز، هند اکنون از مسیرهای جایگزین استفاده میکند؛ برای نمونه، نفت وارداتی از عربستان سعودی بهجای عبور از تنگه هرمز، از طریق دریای سرخ و تنگه بابالمندب حمل میشود.
در حوزه گاز طبیعی مایع، هند که در گذشته عمدتاً از خاورمیانه وارد میکرد، اکنون در پی یافتن منابع جایگزین است، از جمله واردات از ایالات متحده و آرژانتین. طبیعتاً ایالات متحده نیز مایل است هند نفت و گاز خود را با قیمت بالاتر خریداری کند.
در مجموع، تحت تأثیر جنگ خاورمیانه، هند اخیراً در حال جستوجوی منابع وارداتی بیشتری است. در بلندمدت نیز هند امیدوار است با تنوعبخشی به سبد انرژی خود—از طریق توسعه انرژیهای تجدیدپذیر مانند فتوولتائیک و بادی، و همچنین انرژی هستهای—به خودکفایی انرژی دست یابد؛ که همین انگیزه، تلاشهای هند برای دستیابی یا انتقال فناوریهای پیشرفته ذخیرهسازی انرژی از چین را نیز توضیح میدهد.
گوانچا: تنوعبخشی به منابع انرژی و دستیابی به «استقلال انرژی»، تقریباً هدف توسعهای همه کشورهاست. شایان ذکر است که ایالات متحده با صدور مجوز ۳۰ روزه، به هند اجازه داد موقتاً نفت روسیه خریداری کند، در حالی که دولت هند تأکید کرده که برای چنین خریدهایی هرگز نیاز به اجازه هیچ کشوری ندارد. با توجه به تغییرات واردات نفت روسیه که اشاره کردید، ارزیابی شما از این موضعگیری هند چیست؟ و در سطحی گستردهتر، این جنگ چه آزمونی برای اصل «استقلال استراتژیک» هند ایجاد کرده است؟
لیو زونگیی: فاصله میان ادعای مقامات ارشد هند درباره «استقلال استراتژیک» و عملکرد عملی دیپلماسی این کشور، بسیار زیاد است. طرف هندی میتواند یک سیاست را با آبوتاب بسیار توصیف کند، اما در عمل هرگز بدان پایبند نباشد. در واقعیت، آنچه هند «استقلال استراتژیک» مینامد، در حقیقت تمایل به بهرهبرداری همزمان از همه طرفها و منافع چندجانبه است.
و هنگامی که نوبت به انتخاب میان چین و ایالات متحده میرسد، هند عملاً هیچ «استقلال استراتژیکی» از خود نشان نمیدهد و تقریباً همواره یکجانبه به سمت ایالات متحده گرایش پیدا میکند.
طی بیش از یک سال گذشته، روابط هند و ایالات متحده فرازونشیبهای شدیدی را تجربه کرده، اما یک نکته ثابت مانده است: همکاریهای دفاعی و نظامی میان دو کشور تقریباً تحت تأثیر قرار نگرفته و هند با اشتیاق فراوان در ائتلافهای ابتکاری ایالات متحده علیه چین—مانند ائتلاف مواد معدنی حیاتی—شرکت کرده است. افزون بر این، موضعگیری فعال هند در حمایت از اسرائیل، پیش از استقرار کامل نیروهای ایالات متحده و اسرائیل و آغاز حمله به ایران، نشان میدهد که هند همچنان امیدوار است با ایالات متحده متحد شود و از طریق وابستگی به واشنگتن، به اهداف استراتژیک خود در زمینه رشد اقتصادی و ظهور بهعنوان یک قدرت بزرگ دست یابد.
گوانچا: در مورد رشد اقتصادی، واقعیت این است که گلدمن ساکس طی سه هفته، دو بار پیشبینی رشد اقتصاد هند را به ۵.۹ درصد کاهش داده است. برخی رسانهها معتقدند این جنگ «آسیبپذیری ساختاری» الگوی رشد هند را آشکار کرده و آن را بهعنوان یک «آزمون فشار» برای کل الگوی رشد این کشور توصیف میکنند. به نظر شما، این بحران چه مشکلاتی را در اقتصاد هند نمایان ساخته است؟
لیو زونگیی: در وضعیت کنونی، محاصره انرژی تنگه هرمز، واردات نفت و گاز هند را بهشدت محدود کرده است. امروزه بهدلیل کمبود گاز طبیعی مایع، برخی صنایع داخلی هند—مانند رستورانها—ناچار به تعطیلی شده و شمار زیادی از شاغلان این بخش بیکار گشتهاند.
کاهش واردات گاز طبیعی مایع، هند را با شوک شدید کمبود کود شیمیایی نیز مواجه کرده است—در حالی که چین عمدتاً از فناوری مبتنی بر زغالسنگ برای تولید اوره استفاده میکند، تولید اوره در هند عمدتاً متکی بر گاز طبیعی است؛ از اینرو، بهدلیل کمبود گاز، ظرفیت بسیاری از کارخانههای کود کاهش یافته و هند ناچار به واردات گسترده از بازارهای جهانی شده است. پیشتر، بالاترین پیشنهاد شرکتهای هندی در مناقصه اوره، ۴۵۰ دلار به ازای هر تن بود؛ اما اکنون قیمتها دو برابر شده و به ۹۵۰ تا ۹۷۰ دلار رسیده است. با این حال، برای بهرهبرداری از فصل بارانهای موسمی، هند چارهای جز خرید حتی با این قیمتهای دوچندان ندارد.
در مورد مسائل ساختاری اقتصاد هند نیز باید گفت که طی دو دهه گذشته، اقتصاد هند عمدتاً تحت تأثیر سه عامل کلیدی قرار داشته است:
نخست، محیط اقتصادی بینالمللی. اقتصاد هند وابستگی عمیقی به شرایط جهانی و سطح جهانیشدن دارد. هرگاه محیط کلان اقتصادی جهانی مساعد باشد، نرخ رشد هند نیز بالاتر خواهد بود.
با وجود تنشهای سیاسی میان هند و چین در سالهای اخیر، حجم تجارت دوجانبه نهتنها کاهش نیافته، بلکه افزایش نیز یافته است. این امر نشان میدهد که هند بهطور عمیقی در زنجیره تأمین جهانی—بهویژه زنجیرهای با محوریت چین در آسیا—ادغام شده است: هند مقادیر زیادی کالای نیمهساخته و واسطهای از چین وارد میکند، در داخل کشور فرآوری میکند و سپس به بازارهای غرب صادر مینماید. هند اگرچه بخشی از زنجیره تأمین آسیایی است، اما تمایلی به این وضعیت ندارد و امیدوار است به یک قطب اقتصادی مستقل—حتی مرکزی برای بلوک اقتصادی جدیدی با محوریت خود—تبدیل شود؛ هرچند در حال حاضر به این هدف دست نیافته است.
دوم، قیمتهای انرژی بینالمللی. هند بهطور سنتی وابستگی بسیار بالایی—نزدیک به ۹۰ درصد—به واردات انرژی از خارج دارد. در چنین شرایطی، نوسان قیمتهای جهانی انرژی تأثیر مستقیم و شدیدی بر اقتصاد آن دارد. در گذشته، هرگاه قیمت نفت جهانی بالا میرفت، اقتصاد هند تحت فشار منفی قرار میگرفت؛ و هرگاه قیمتها پایین بود، اقتصاد هند رونق بیشتری مییافت.
پس از روی کار آمدن مودی، آمارهای رشد اقتصادی که خود هند اعلام میکرد، این الگو را تأیید مینمود. طی سالهای اخیر که قیمتهای انرژی جهانی پایین بود—بهویژه پس از جنگ روسیه و اوکراین که هند توانست مقادیر زیادی انرژی ارزان از روسیه وارد کند—فشار یارانههای انرژی داخلی کاهش یافت، فشار بودجهای کمتر شد و آمار رشد اقتصادی نیز مطلوبتر جلوه کرد.
سوم، عملکرد بخش کشاورزی.
در گذشته، کشاورزی هند وابسته به بارانهای موسمی بود: اگر بارانها بهموقع و بهاندازه کافی میباریدند، برداشت محصول خوب بود و قیمتهای داخلی نوسان شدیدی نمییافت؛ اما اگر برداشت ضعیف بود و کمبود مواد غذایی ایجاد میشد، قیمتها بهسرعت افزایش مییافت و اقتصاد تحت فشار قرار میگرفت. امروزه، علاوه بر عامل آبوهوا، کمبود کود شیمیایی نیز بر این معادله افزوده شده است: اگر کمبود کود منجر به کاهش برداشت یا افزایش یارانههای کشاورزی شود، بیتردید فشار سنگینی بر بودجه دولت وارد خواهد شد.
با توجه به این سه عامل، پیشبینی گلدمن ساکس منطقی به نظر میرسد؛ در حالی که ادعای هند مبنی بر حفظ رشد سریع اقتصادی، بیشتر یک نمایش سیاسی برای تقویت روحیه عمومی داخلی است. در واقعیت، نرخ رشد اقتصادی هند احتمالاً بهطور جدی تحت تأثیر جنگ جاری ایالات متحده، اسرائیل و ایران در سال جاری قرار خواهد گرفت.
گوانچا: در عرصه دیپلماسی، همانطور که اشاره کردید، هند پیش از استقرار کامل نیروهای ایالات متحده و اسرائیل و آغاز حمله به ایران، بهطور فعال از اسرائیل حمایت کرد. به خاطر دارم که در آن سفر، مودی با افتخار از رابطه هند و اسرائیل بهعنوان «رابطه پدر-مادر» یاد کرد.
لیو زونگیی: بله. در آستانه حمله قریبالوقوع ایالات متحده و اسرائیل به ایران، سفر ناگهانی نخستوزیر هند به اسرائیل، هدفی جز موضعگیری آشکار و شرطبندی بر پیروزی قطعی واشنگتن و تلآویو نداشت.
هند بر این باور بود که توان نظامی ایالات متحده و اسرائیل برای ضربه زدن به ایران، کاری آسان و بدون چالش خواهد بود. اگر موضعگیری درست باشد و ایالات متحده و اسرائیل موفق به سرنگونی یا تغییر رژیم در ایران شوند، خاورمیانه تحت هژمونی اسرائیل قرار خواهد گرفت؛ و هند، با تکیه بر روابط خود با ایالات متحده و اسرائیل، امیدوار است به «پلیس نیابتی» واشنگتن در اقیانوس هند و خاورمیانه تبدیل شود. در آن صورت، هند نهتنها میتواند نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد، بلکه با همکاری اسرائیل، طرح موسوم به «کریدور اقتصادی هند—خاورمیانه—اروپا» را نیز پیش خواهد برد. در واقع، در اوایل دهه ۲۰۰۰، استراتژیست برجسته هندی، بهارات کارناد، بهطور علنی خواستار اتحاد هند با ایالات متحده، اسرائیل و ژاپن برای مقابله با «ظهور چین» و «تهدید تروریسم اسلامی» شده بود؛ ایدهای که میتوان آن را پیشدرآمدی بر «استراتژی ایندو-پاسیفیک» دانست.
علاوه بر این، موضعگیری هند در حمایت از اسرائیل، ملاحظات واقعبینانهای در حوزه واردات تسلیحات نیز دارد. در درگیری هوایی سال گذشته میان هند و پاکستان، هند با شکستی تحقیرآمیز مواجه شد و چندین جنگنده آن ساقط گردید. این تجربه به هند فهماند که در جهان امروز، تنها سیستم تسلیحاتی که میتواند با سیستمهای چین رقابت کند، سیستمهای ایالات متحده است. اما ایالات متحده موانعی برای صادرات تسلیحات پیشرفته به هند ایجاد کرده است؛ و اسرائیل میتواند کانال کلیدی برای دستیابی هند به سیستمهای تسلیحاتی آمریکایی باشد.
دولت هند چشمانداز بسیار روشنی برای دوران پس از جنگ ترسیم کرده بود، اما غافل از آنکه حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران آنطور که تصور میکرد «آسان» نبود: ایران با مقاومتی جدی پاسخ داد، دستاوردهای قابلتوجهی کسب کرد و دو طرف در بنبست نظامی قرار گرفتند.
گوانچا: امروزه شاهد آن هستیم که هند در این بازی ژئوپلیتیک خاورمیانه، به حاشیه رانده شده و تاکنون هیچ نقش میانجیگرانه برجستهای از خود نشان نداده است.
لیو زونگیی: بدون تردید، هند در وضعیت کنونی جنگ خاورمیانه به حاشیه رانده شده است. علت این حاشیهنشینی، قضاوت استراتژیک نادرست هند پیش از آغاز جنگ بود.
در واقع، طی بیش از یک دهه اخیر، دیپلماسی هند چندین بار دچار اشتباهات استراتژیک بزرگ شده است.
نخست، از منظر کلان، هند در ارزیابی رقابت استراتژیک میان چین و ایالات متحده دچار خطا شد. چه در مورد جنگ تجاری ترامپ علیه چین، و چه در ارزیابی تغییر موازنه قدرت میان دو کشور پس از همهگیری کرونا، هند قضاوت نادرستی ارائه داد. هند پیشبینی کرده بود که در رقابت استراتژیک چین و ایالات متحده، چین قطعاً بازنده خواهد بود و ایالات متحده پیروز میدان؛ از اینرو، استراتژی هند جلب حمایت ایالات متحده، مهار چین، و جذب زنجیره تأمین جهانی به سمت هند برای تحقق رشد اقتصادی و ظهور بهعنوان قدرت بزرگ بود.
دوم، اشتباه استراتژیک در مورد جنگ روسیه و اوکراین. پس از آغاز جنگ، محافل استراتژیک هند بر این باور بودند که روسیه برای همیشه تضعیف خواهد شد و جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت بزرگ از دست خواهد داد. استراتژی دیپلماتیک هند نیز بر اساس این پیشبینی، فاصلهگیری از مسکو و تعلیق نشستهای سالانه سران دو کشور بود. اگرچه این اشتباه استراتژیک تأثیر اقتصادی چشمگیری نداشت، اما بدون تردید بر روابط دوجانبه هند و روسیه اثر منفی گذاشت.
سوم، این پیشبینی نادرست که ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود، سیاست جذب هند را که در دوره اول دنبال میکرد، ادامه خواهد داد. در حالی که در سال اول دوره دوم ترامپ، روابط هند و ایالات متحده شاهد فرازونشیبهای شدیدی شبیه به ترن هوایی بود.
چهارم، و مرتبط با موضوع فعلی، این باور نادرست که در درگیری ایالات متحده، اسرائیل و ایران، ایران بهراحتی شکست خواهد خورد و ایالات متحده و اسرائیل بهسرعت پیروز خواهند شد. بر این اساس، هند تصمیم گرفت به نفع واشنگتن و تلآویو موضعگیری کند.
شایان ذکر است که ایران هم عضو سازمان همکاری شانگهای و هم عضو گروه بریکس است. با این حال، از زمان آغاز حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در سال گذشته، هند همواره مانع صدور بیانیهای قاطع از سوی سازمان همکاری شانگهای برای محکومیت این حمله شده است؛ و امسال نیز بهدلیل مقاومت هند، این سازمان نتوانست بیانیهای علیه تجاوز ایالات متحده و اسرائیل به ایران صادر کند. در گروه بریکس نیز وضعیت مشابه است: با توجه به اینکه هند امسال ریاست این گروه را بر عهده دارد، بریکس نیز نتوانسته است هیچ اقدام سیاسی مؤثری در این زمینه اتخاذ کند.
میتوان گفت هند کنونی در این دو سازمان، تا حدی شبیه به «اسب تروا»ی ایالات متحده عمل میکند و انتخابهای استراتژیک آن رنگوبوی فرصتطلبانه دارد.
گوانچا: در مورد تلاشهای فعال پاکستان برای میانجیگری میان ایالات متحده و ایران، اس. جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، از واژه «دلال» استفاده کرد. اما خود او پس از آن به امارات متحده عربی سفر کرد. تحلیل شما از این رفتار دوگانه چیست؟
لیو زونگیی: جایشانکار در حال حاضر نسبت به پاکستان احساسی آمیخته از حسرت، رشک و کینه دارد. «کینه» از آنجا ناشی میشود که پس از درگیری هوایی «۷ مه» سال گذشته، ترامپ مجدداً هند و پاکستان را در یک دسته قرار داد و عبارت «هند-پاکستان» را احیا کرد؛ در حالی که مودی و جایشانکار طی بیش از یک دهه تلاش دیپلماتیک خود را بر حذف این «خط تیره» متمرکز کرده بودند—زیرا هند خود را یک قدرت جهانی میداند و پاکستان را بازیگری کوچک که نباید با آن برابر رفتار شود. اما این دور از درگیری هوایی، دوباره آن «خط تیره» را به روابط دو کشور بازگرداند.
انتخاب جایشانکار برای سفر به امارات نیز محاسبات هوشمندانهای دارد.
در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، هند طبیعتاً مایل به جلب حمایت عربستان سعودی نیز هست؛ اما با توجه به روابط بسیار نزدیک عربستان و پاکستان، جلب ریاض در این مقطع نمیتواند به اهداف استراتژیک هند کمک کند. از میان سایر کشورهای منطقه، امارات متحده عربی—که هم از منظر منافع اقتصادی و سیاسی حائز اهمیت است و هم روابط چندان خوبی با پاکستان ندارد—گزینه اول هند بهشمار میآید.
نخست، بهدلیل حضور تعداد بسیار زیادی از کارگران هندی در امارات که منبع مهمی از درآمدهای ارزی از طریق حوالهها برای هند محسوب میشوند. دوم، بهدلیل نزدیکی امارات به ایالات متحده و میزبانی پایگاههای نظامی متعدد آمریکایی در خاک این کشور که آن را در معرض حملات مکرر ایران قرار داده است. افزون بر این، امارات از عملکرد پاکستان در این بحران بسیار خشمگین است و حتی از اسلامآباد خواسته است بدهیهای خود را بهموقع پرداخت کند.
علاوه بر این، دبی و ابوظبی کانونهایی برای صنایع پیشرفته و فناوریمحور هستند. اکنون که این مناطق بهدلیل جنگ آسیبهای جدی دیدهاند، جایشانکار امیدوار است که این صنایع به هند منتقل شوند. در واقع، با شعلهور شدن جنگ در خاورمیانه، سرمایههای قابلتوجهی از این منطقه به سایر نقاط جهان—از جمله آسیا—جریان یافته است.
گوانچا: آخرین پرسش درباره روابط ایران و هند است. اخیراً تحولات متعددی در روابط دو کشور توجه ناظران را جلب کرده است.
نخستوزیر مودی در مراحل اولیه جنگ سکوت نسبی را حفظ کرد و تنها پس از غرق شدن کشتی جنگی ایران توسط ایالات متحده در آبهای سریلانکا، بهندرت اظهارنظری کرد و گفت «درگیری نظامی راهحل مسائل نیست»؛ هند پیشتر نیز بهدلیل «ملاحظات بشردوستانه»، اجازه پهلوگیری کشتی جنگی ایران «راوان» را در بندر کوچی صادر کرده بود.
علاوه بر این، پس از مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران، در ماه مارس، یک نفتکش به کشتیرانی هندی که مقصد آن بمبئی بود، نخستین کشتیای بود که از تنگه هرمز عبور کرد؛ اما در ۱۸ آوریل، شرکت نظارت بر امور دریایی «تانکر ترکرز» در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که بر اساس چندین قطعه ضبط صوتی، دو کشتی هندی که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند، توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران رانده شدند و در این فرآیند، شلیک نیز صورت گرفته است.
تحلیل شما از این تعاملات میان هند و ایران چیست؟ روابط کنونی دو کشور در چه وضعیتی قرار دارد؟
لیو زونگیی: میتوان مشاهده کرد که ایران و هند، با وجود اشتراکات فرهنگی و تاریخی، هر دو گاهی تمایل به فرصتطلبی و بهرهبرداری همزمان از طرفهای مختلف دارند.
بدون اشاره به رویدادهای دور، همین پیش از درگیری اخیر هند و پاکستان، وزیر امور خارجه ایران به هند سفر کرد و توافقنامه «شراکت استراتژیک همهجانبه و دائمی» را امضا نمود؛ و در آن درگیری، تنها دو کشور از هند حمایت کردند: ایران و طالبان افغانستان. البته، ایران پیشبینی نمیکرد که پاکستان بتواند هند را با نتیجه ۷ بر صفر شکست دهد.
همکاری هند و ایران همواره با فراز و نشیب همراه بوده است؛ نمونه بارز آن، پروژه بندر چابهار است: دو کشور تمایل به همکاری دارند، اما این همکاری صادقانه و پایدار نیست و بهشدت تحت تأثیر عوامل خارجی قرار میگیرد. بهویژه از سوی هند، که تحت فشار ایالات متحده، چندین بار در این پروژه سرمایهگذاری کرده و سپس سرمایه خود را خارج ساخته و روند ساختوساز را متوقف نگه داشته است.
با توجه به موضعگیری هند در حمایت از ایالات متحده و اسرائیل پیش از آغاز حمله به ایران، به نظر من دشواری ارتقای همکاری ایران و هند به سطح استراتژیک در آینده بسیار زیاد خواهد بود. پس از چندین رویداد کلیدی، میتوان تشخیص داد که کدام کشور دوست واقعی است. به گمان من، اگر رهبران ایران عقلانی عمل کنند، با توجه به آزمونهای دو سال اخیر، باید بتوانند تمایز قائل شوند بین کشورهایی که دوستان واقعیاند، آنهایی که تنها تظاهر به دوستی میکنند، و آنهایی که در واقع دشمنان ایران هستند.
در مورد حمله ایران به نفتکشهای هندی در تنگه هرمز نیز، به نظر من این امر کاملاً طبیعی است. اگرچه برخی این حادثه را ناشی از اشتباه شناسایی میدانند، اما شاید نیز به این معنا باشد که ایران بالاخره تشخیص داده است که هند واقعاً در کدام سمت ایستاده است.
