از موشک تا میم؛ ایران در «جنگ‌افزارهای اینترنتی» هم برابر آمریکا پیروز  است.

«جنگ با شوخی و ویدئوهای هوش مصنوعی؛ ایران با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی به ضدحمله‌ای در برابر جنگ تبلیغاتی آمریکا دست زده است»

وانگ یی، خبرنگار  شبکه گوانچا‌ی چین
ترجمه مجله جنوب جهانی

در جنگ نزدیک به دو ماه‌ و نیمۀ ایران و آمریکا، میدان نبرد دیگر به موشک‌ها و آرایش‌های نظامی محدود نمی‌ماند؛ شبکه‌های اجتماعی به جبهه‌ای سرنوشت‌ساز دیگر بدل شده‌اند. از استیکرها و پویانمایی‌های فانتزی گرفته تا ویدئوهای ساخته‌شده با هوش مصنوعی، ایران با به‌کارگیری مجموعه‌ای از ابزارهای بسیار امروزی و اینترنت‌محور، حمله‌ای گسترده و فشرده را در عرصهٔ تبلیغات علیه آمریکا سامان داده است. شماری از ناظران بر این باورند که این راهبرد در بُعد ارتباطی، برتری محسوسی را برای ایران رقم زده است.

ایران با فیلم‌های هوش مصنوعی، «دونالد ترامپ» را به سخره گرفته است»

روزنامۀ آمریکایی هیل (The Hill) در دوم مه مشاهده کرد که دولت ترامپ در مراحل نخست جنگ، حجم بالایی از ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی را منتشر می‌کرد که در آنها با تلفیق تصاویر بازی‌های رایانه‌ای، فیلم‌های جنگی و عناصر فرهنگ عامه، حملات علیه ایران زیبا جلوه داده می‌شد. در واکنش، سفارتخانه‌های ایران در شبکه‌های اجتماعی نیز دست به تولید و انتشار ویدئوهایی زدند که نه‌تنها درک قابل‌توجهی از فرهنگ آمریکایی و زبان رایج اینترنتی نشان می‌داد، بلکه در به‌کارگیری عبارات چالش‌برانگیز و طعنه‌آمیز نیز چیره‌دست بود.

برای نمونه، سفارت ایران در تایلند ویدئویی را بازنشر کرد که در آن القا می‌شد ترامپ در دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید، هنگام مصاحبه با خبرنگاران به خواب رفته است. پس از آن، سفارت ایران در غنا نسخۀ لگوی همان نما را منتشر و با متنی طعن‌آمیز نوشت: «حتماً دارد خواب می‌بیند که ایران را شکست داده، بگذارید به خوابش ادامه دهد.»

شبکه‌های اجتماعی

در نمونه‌ای دیگر، پس از آنکه ترامپ یک‌جانبه از تمدید آتش‌بس خبر داد، سفارت ایران در حیدرآباد هند فیلمی هوش مصنوعی منتشر کرد که در آن ترامپِ سرخورده، در فضایی همراه با موسیقی شاد کارناوالی، وانمود می‌کرد با هیئت ایرانیِ غایب مذاکره می‌کند.

جوزف بودر (Joseph Bonder)، مدیر ارشد پژوهش در مؤسسۀ مطالعات راهبردی دیالوگ (Strategic Dialogue Institute)، در تحلیل خود گفت که این الگوی ارتباطی از «شوک و هیمنۀ» سنتی به «شوکه‌شو و به‌اشتراک‌بگذار» تبدیل شده است. او و همکارش کریشیا سیکورا (Krysha Sikora) دریافته‌اند که میزان تعامل (انگاژمان) حساب‌های دیپلماتیک ایران به شکل «قابل‌توجهی» افزایش یافته است.

برپایۀ پژوهش آنان، در پنجاه روز پس از شروع جنگ، پست‌های منتشرشده از سوی حساب‌های رسمی ایران روی هم رفته حدود ۹۰۰ میلیون بازدید و ۲۲ میلیون لایک به دست آورده که نسبت به پنجاه روز پیش از آن، افزایشی در حدود ۳۰ برابری را نشان می‌دهد. آن دو این دستاورد را «احتمالاً برجسته‌ترین پیروزی قابل‌اتکای ایران در جریان جنگ تاکنون» می‌نامند، هرچند برخی کنترل تنگهٔ هرمز را پیروزی بزرگ‌تری به حساب می‌آورند.

از نگاه بودر و سیکورا، استراتژی ایران در بالا بردن جایگاه خود از طریق تضعیف، تحقیر و به تمسخر گرفتن دولت ترامپ خلاصه می‌شود.

مارتین می‌رامحمدی (Martin Miramohammadi)، مدیر پروژۀ «ایران ۲۰۴۰» در دانشگاه استنفورد، خاطرنشان می‌سازد که این نبرد بر سر نفوذ در فضای مجازی، حاصل سرمایه‌گذاری بلندمدت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. سپاه در سال ۲۰۱۶ مرکز جنگ دیجیتال را تأسیس و جانشین فرماندۀ کل سپاه را به‌عنوان رئیس این مرکز منصوب کرد که مسئولیت مستقیم مقابله در عرصهٔ افکار عمومی و «قدرت نرم» را بر عهده دارد.

به گفتۀ می‌رامحمدی، نام این مرکز «فرماندهی بعثت‌الله (قبا) – QBA» است. در سال ۲۰۲۳، دولت ایران نزدیک به ۵۵ میلیون دلار بودجه برای این مرکز اختصاص داد که بیش از سه برابر بودجۀ درنظرگرفته‌شده برای ستاد مرکزی «خاتم‌الانبیا» (قرارگاه مشترک نیروهای مسلح ایران) بوده است. به باور وی، این تولیدات محتوا، ویژگی «بازاری آزاد» را نشان می‌دهد؛ به این معنا که احتمالاً قبا کار تولید را با تیم‌های کوچک محتوایی برون‌سپاری می‌کند و از خلاقیت‌های اینترنتی نسل جوان برای انتقال پیام‌هایی همسو با ایدئولوژی رسمی بهره می‌برد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که شمار زیادی از ویدئوهای سبک لگو را شرکت محتوایی ایرانی به نام «مدیای انفجاری (Explosive Media)» ساخته است، هرچند درستی این ادعا هنوز تأیید نشده است.

پایگاه خبری-تحقیقی دراپ‌سایت نیوز (Drop Site News) با یکی از کارمندان داخلی آن شرکت گفت‌وگو کرده که به گفتۀ او تیمشان حدود ده نفر و میانگین سنی آنان ۲۵ سال است. یک نمایندۀ ناشناس دیگر نیز پیش‌تر به رسانه‌های غربی گفته بود که دولت ایران با این شرکت همکاری دارد.

در مصاحبه‌ای دیگر، این شرکت اعلام کرده است که رسانه‌های دولتی ایران حقوق پخش محتوای آنان را خریده‌اند. «مدیای انفجاری» همچنین به سی‌ان‌ان (CNN) گفته که پروانۀ رسانه‌ای دریافت کرده و به اینترنت دسترسی دارد.

یک نمایندۀ ناشناس از این شرکت به دراپ‌سایت نیوز گفت: هرچند در جریان اعتراضات ایران در اوایل سال جاری از دولت انتقاد کرده‌ایم، اما جنگی که آمریکا و اسرائیل به ایران تحمیل کرده‌اند موجب شده به نفع دولت سخن بگوییم: «ما حاضری جانمان را برای دولتی فدا کنیم که برایمان می‌جنگد.»

«ایران میدان جنگ روایت را کامل در اختیار گرفته است»

پریا دوشی (Priya Doshi)، استاد ارشد ارتباطات استراتژیک در دانشگاه امریکن (American University)، این نوع محتوا را «اسلوپاگاندا (slopaganda – پروپاگاندای ارزان و بی‌کیفیت)» می‌نامد؛ بدین معنا که با بهره‌گیری از جاذبه‌های تجاری مانند لگو و موسیقی هیپ‌هاپ موردپسند مخاطبان آمریکایی، توجه کسانی را جلب می‌کند که معمولاً به مسائل بین‌المللی علاقه ندارند و سپس به شکلی طنزآمیز و تمسخرآمیز، پیامی در تقابل با روایت آمریکا منتقل می‌کند.

هیل (The Hill) می‌نویسد که برخی از محتوای «مدیای انفجاری» و نیز ویدئوهای دیگر منتشرشده از حساب‌های دولتی ایران، از حساسترین رسوایی‌های کاخ سفید به عنوان خمیرمایه بهره می‌برند.

یکی از این ویدئوها، ترامپ را قربانی جفری اپستاین (میلیاردر یهودی پدوفیل آمریکایی) و موجودی شریر به‌سبک شخصیت «ونوم» نشان می‌دهد و در جایی دیگر او را چون عروسکی در دست بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ترسیم می‌کند. پیت هگزت (Pete Hegseth)، وزیر دفاع آمریکا، نیز در قالب شخصیت لگو و در حالی که حالتی مست دارد در ویدئویی هوش مصنوعی ظاهر شده و انیمیشن یادشده به اتهامات پیشین تجاوز جنسی و نیز کشمکش‌های قدرت در پنتاگون اشاره دارد.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که هدف اصلی ایران، غرق کردن فضای اطلاعاتی با سیل بی‌وقفه‌ای از محتوا به قصد تضعیف موضع آمریکا و تخریب چهرۀ ترامپ است. دوشی این روش را تجلی «قدرت برنده» می‌داند؛ یعنی «بی‌ثبات‌سازی حریف با شرمسار کردن او یا بهره‌گیری از نظام خودش علیه خودش».

به گفتۀ او، این اقدام در واکنش به حملۀ دولت ترامپ در آغاز جنگ در شبکه‌های اجتماعی صورت می‌گیرد: «دولت فعلی آمریکا شیوه‌ای کاملاً نامتعارف در شبکه‌های اجتماعی در پیش گرفته و ایران اساساً همان روش را علیه خود آمریکا به کار بسته است.»

در تازه‌ترین تحول، در حالی که مذاکرات ایران و آمریکا به بن‌بست خورده بود، ترامپ پایان ماه مه، تصویری هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد که خود را با مسلسلی در دست، کت‌وشلوار مشکی و عینک خلبانی در برابر صحنه‌ای از انفجار نشان می‌داد. او این تصویر را با عبارت «دیگر خبری از آقای خوش‌برخورد نیست!» برای تهدید ایران همراه کرد.

شبکه‌های اجتماعی

پاتریک وینتور (Patrick Wintour)، سردبیر بخش خارجی روزنامۀ گاردین (The Guardian) نیز در ۱۵ آوریل به این «پدیدۀ عجیب و غیرمنتظره» در جنگ ایران و آمریکا اشاره کرده است: ایران که همواره به‌عنوان کشوری با رهبری روحانیون محافظه‌کار و هشداردهنده نسبت به فرهنگ و رسانه‌های غربی شناخته می‌شد، اکنون در میدان جنگ شبکه‌های اجتماعی چیره‌دست شده و با به‌کارگیری گروه‌های توانمند از نسل «زد» خود، با زبانی طعنه‌آمیز و هجوگونه به مخاطبان غربی حمله می‌کند.

وینتور در ادامه می‌نویسد در مقابل، میزان محبوبیت ترامپ تا آستانۀ دوره‌ای تنزل یافته که یادآور استیضاح ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکاست؛ در حالی که ترامپ همچنان پیاپی دچار لغزش می‌شود و حتی پست جنجالی خود را که خود را «منجی» لقب داده بود حذف کرد و تا حدی در موقعیتی قرار گرفته که ناچار است بار توقف تجارت جهانی را بر دوش بکشد.

نرگس بایوقلی (Narges Bayoghli)، استادیار مطالعات خاورمیانه در مدرسۀ عالی مطالعات بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز (Johns Hopkins University)، نیز معتقد است این جنگ در دو جبهه می‌گذرد: یکی نبرد نظامی فیزیکی و دیگری میدان روایت و تبلیغات؛ و ایران «به‌ویژه در عرصۀ جهانی شبکه‌های اجتماعی، میدان روایت را کامل در اختیار گرفته است.»

بایوقلی می‌گوید: «نسلی از سازندگان محتوای هزاره‌سوم و نسل‌زد در ایران هستند، جوانانی که به آنان فضا و مجوز داده شده تا دربارۀ این جنگ – به‌ویژه برای جامعۀ بین‌المللی، برای کسانی که آنلاین هستند و تحولات این جنگ و وضعیت پس از جنگ غزه را دنبال می‌کنند – پیام تولید و منتشر کنند. این یک تغییر بنیادین است.»

بیشتر از مجله جنوب جهانی-بررسی مسائل جنوب جهانی – سال بیستم کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب