
اقدامات «قانونی» آمریکا علیه کوبا اولین قدم است. این جزیره برای جنگ آماده میشود.
دولت کوبا از یک آرایش عملیاتی برخوردار است که فناوری موشکهای میانبرد و دوربرد را با دکترین مقاومتی پیوند میزند که نبرد را به شکل تکهتکه و پراکنده پیش میبرد. استراتژی دفاعی کوبا یک سازوکار پویا و زنده است.
خوزه مانوئل ریورو، وکیل و تحلیلگر سیاسی اسپانیایی
ترجمه مجله جنوب جهانی
کیفرخواست اخیر وزارت دادگستری ایالات متحده علیه «ژنرال ارتش رائول کاسترو روث»، رهبر انقلاب کوبا، به هیچ وجه اقدامی عادلانه نیست، بلکه یک تحریک سیاسی نفرتانگیز و ننگین محسوب میشود.
این اقدام که از هرگونه مشروعیت و صلاحیت قضایی تهی است، بر پایه تحریف نادرست وقایعی بنا شده که در فوریه ۱۹۹۶ رخ داد؛ زمانی که کوبا از حق مسلم خود برای دفاع از خویش در برابر نقض مکرر حریم هواییاش توسط هواپیماهای سازمان تروریستی «برادران نجاتبخش» استفاده کرد.
واشنگتن عمداً و با بدبینی مطلق، شکایات رسمی متعددی را نادیده میگیرد که کوبا به وزارت امور خارجه، اداره هوانوردی فدرال (FAA) و سازمان بینالمللی هوانوردی غیرنظامی (ایکائو) ارائه کرده است.
در آن زمان، دولت ایالات متحده به هشدارهای کوبا درباره بیش از ۲۵ مورد نقض جدی و عمدی حاکمیتش گوش فرا نداد و بدین ترتیب همدستی خود را در اقدامات خشونتآمیزی که از خاک خودش سازماندهی میشد، آشکار ساخت. در حالی که این قدرت سلطهجو خود را قاضی جهان معرفی میکند، تاریخچه استفاده نامتناسب خود از زور را پنهان ساخته و نادیده میگیرد که پاسخ حاکمیتی کوبا در سال ۱۹۹۶ کاملاً از سوی منشور ملل متحد و اصول بنیادین حقوق بینالملل حمایت میشد.
استفاده ابزاری از سازوکارهای وزارت دادگستری به مثابه سلاحی برای اعمال زور – که بیانگر شکلی درنده از خشونت قانونی است و به عنوان ابزاری برای تروریسم دولتی از جانب قوه مجریه به کار میرود تا تاریخ را جرمانگاری و رهبری انقلابی را نامشروع جلوه دهد – یک واقعه منحصربهفرد نیست.
بلکه این اقدام جزئی از یک سیاست چندبعدی تجاوزکارانه است که واشنگتن به دلیل ناتوانی در مهار روند رهاییبخش کوبا، آن را تشدید کرده است. این پردهدودی است که مقدمات روایتی را فراهم میکند که امپریالیسم با توسل به آن میکوشد مجازات جمعی، تشدید محاصره انرژی و – به شکلی هشداردهنده – آمادهسازی برای مداخله نظامی مستقیم را توجیه کند.
با توجه به این وضعیت، هشدار رئیسجمهور میگل دیاز-کانل جایی برای هیچ ابهامی باقی نمیگذارد: حمله مسلحانه علیه این جزیره، حمام خونی با عواقبی غیرقابل محاسبه به پا خواهد کرد. این سخن، لاف و گزاف نیست، بلکه هشداری مبتنی بر واقعیت یک سیستم دفاعی است که طی دههها زیر سقف دکترین «جنگ تمام عیار مردمی» تکمیل و بهینه شده است. کوبا یک ملت بیدفاع نیست؛ ظرفیت آن برای پاسخ به یک حمله پیشگیرانه یا مستقیم، به گونهای طراحی شده که کامل و نامتقارن باشد.
این استراتژی دفاعی ایستا نیست؛ بلکه یک مکانیسم زنده است. دولت کوبا در مواجهه با تهدید مداخله، از یک آرایش عملیاتی برخوردار است که فناوری موشکهای میانبرد و دوربرد – که قادر به خنثی کردن سکوهای پرتاب نیروهای مهاجم هستند – را با دکترین مقاومتی درمیآمیزد که نبرد را به صورت پراکنده و تکهتکه پیش میبرد.
هر منطقه دفاعی، هر بخش و هر شهروند در درون یک ساختار مستحکم و خودمختار ادغام شده است. در حالی که امپریالیسم بر برتری فناورانه و حملات دقیق از راه دور تکیه دارد، دکترین کوبا این تضمین را ایجاد میکند که هرگونه تلاش برای تهاجم با سرزمینی روبهرو شود که در آن هر نقطه جغرافیایی، یک موقعیت جنگی به شمار میرود و اشغال را به یک کابوس بیپایان لجستیکی و انسانی برای مهاجم تبدیل میکند.
تلاش برای جرمانگاری رهبر انقلاب، در حقیقت، حملهای مستقیم به کرامت تمام یک ملت است. ایالات متحده به دنبال جایگزینی قوانین بینالمللی با اراده خودسرانه قدرتی است که نقش جلاد را بر عهده گرفته، اما با مردمی روبهرو میشود که حاکمیت را به یک اصل غیرقابل معامله تبدیل کردهاند.
پاسخ به این اقدام شرورانه جدید، وحدت مطلق و حمایت بیچون و چرا از تاریخ و تداومی است که رائول کاسترو نماد آن روز است.
قاطعیت در برابر این رویارویی رو به افزایش، تنها ضامن صلح در برابر کسانی است که از روی استیصال امپریالیستی، به دنبال تحمیل درگیریای هستند که فقط به نابودی خودخواسته ثبات منطقهای خواهد انجامید. نه باجگیری قانونی و نه تهدید به زور، هیچکدام در شکستن اراده کسانی که تصمیم گرفتهاند سرنوشت مستقل خود را فارغ از هرگونه زنجیر نواستعماری بسازند، موفق نخواهد شد.
